خورشید که در پسِ گنبدهای فیروزهای اصفهان غروب میکند، خورشیدی دیگر از جنس ایمان و اراده در کف خیابانها طلوع میکند. شبهای اصفهان، اکنون آوردگاهِ حماسهای است که با اشک و تکبیر در هم آمیخته است. کاروانهای مردمی، موجدرموج، از کوچهها و محلهها به هم میپیوندند تا زایندهرودی از انسانهای بیدار را در قلب شهر جاری کنند.
در میدان انقلاب، دروازه دولت، چهارباغ و پل فلزی، سکوتِ وهمانگیزِ شب با غریوِ کوبنده «اللهاکبر»، «مرگ بر آمریکا» و «مرگ بر اسرائیل» شکسته میشود. پرچمهای سهرنگ ایران که در دستان گرهکرده مردم در باد به اهتزاز درآمدهاند، در کنار تصاویرِ رهبر شهید، تابلویی شکوهمند از یک میثاقِ ناگسستنی را به تصویر میکشند؛ میثاقی که با خون امضا شده و با قدمهای استوار این مردم، مُهر تایید میخورد.
هندسه زیبای وحدت؛ شانه به شانه، صف به صف
آنچه در این شبهای بههمپیوسته بیش از هرچیز میدرخشد، فروریختن تمام مرزها و فاصلههاست. اینجا اصفهان است؛ پایتخت وفاداری. در صفوف فشردهای که خیابانهای منتهی به میدان آزادی ومیدان شهدا را پر کرده، دانشجو در کنار بازاری و کارگر دوشادوشِ استاد دانشگاه ایستاده است. این هندسه زیبای وحدت، نشان از بلوغ آگاهی ملتی دارد که میدانند در برابر جبهه کفر، تنها یک صنف وجود دارد: «مدافعان حریم وطن و عقیده». حضور پررنگ جوانان و فرهنگیان، شهر را به یک سنگر بزرگ عقیدتی تبدیل کرده است؛ سنگری که نشان میدهد پرچمِ این راه، دستبهدست به نسلهای تازهنفس سپرده شده است.
کهکشانی از نور در برابر لشکر تاریکی
وقتی هزاران نورِ کوچک از تلفنهای همراه و شمعهای افروخته در میان جمعیت روشن میشود، زمین اصفهان طعنه به آسمانِ پرستاره میزند. این دریای نورانی که در دل تاریکی شب میخروشد، نمادِ روشنِ امیدی است که در دلها شعلهور مانده است. این مردم با چشمانی بارانی، اما نگاهی نافذ به آینده، ثابت کردهاند که شهادتِ رهبرشان، پایانِ راه نیست، بلکه تزریق خونِ تازه در رگهای این سرزمین است. از پسِ این اشکها، لبخند مستحکمِ ایمان پیداست؛ باوری عمیق به اینکه خونِ شهید، معمار تمدن فرداست.
امواج این بیداری، مختص به مرکز استان نیست. از شرقیترین تا غربیترین نقاط پهنه اصفهان، یک صدای واحد به گوش میرسد؛ صدایی خالص و دشمنشکن که گواهی میدهد تمامِ این خاک، در یک نفسِ مشترک، ارادهاش را برای ایستادگی تا پای جان فریاد میزند.
وعدهگاهِ سپیده
در دلِ این شبهای پرالتهاب، اما باشکوه، حقیقتی بزرگ متولد شده است. اصفهان به آیینهای تمامقد از حافظه تاریخی ایران بدل شده است؛ شهری که به همه یادآوری میکند وفاداریِ واقعی، نه در شعار، که در استقامت، در بیداریهای شبانه و در تداوم راه نهفته است.
اکنون که پاسی از شب گذشته و زمزمههای دعای فرج و صلوات با نسیم شبانگاهی در هم میآمیزد، چراغ میادین هنوز روشن است. این روشنایی، تنها نورِ لامپها نیست؛ انعکاسِ آتشِ درونیِ ملتی است که با رهبر شهید خود پیمان بستهاند. اصفهان استوار ایستاده است؛ با وقار، با صبوری و با خشمی مقدس علیه مستکبران. این مردم نشان دادهاند که راه مقاومت، بیبازگشت است و عهدی که با خون بسته شود، تا ابد ناگسستنی خواهد ماند.
انتهای پیام

