• پنجشنبه / ۱۳ فروردین ۱۴۰۵ / ۱۶:۴۱
  • دسته‌بندی: سیاست داخلی
  • کد مطلب: 1405011306334

اساتید دانشگاه تهران: ایران لقمه گلوگیر است

اساتید دانشگاه تهران: ایران لقمه گلوگیر است

تعدادی از اساتید دانشگاه تهران در یادداشت هایی جداگانه با اشاره به اینکه امروز دنیای سرمایه‌داری و لیبرالیسم چهره اصلی خود را به نمایش گذاشته است تاکید کردند: آمریکایی‌ها بدانند که باید یک‌بار برای همیشه مسئله خودشان با ایران را حل کنند و ایران را آن‌گونه که هست بپذیرند نه آن‌گونه که می‌خواهند.

به گزارش ایسنا، در شرایطی که ملت بزرگ ایران با جنگ تحمیلی و رسانه‌ای آمریکا و اسرائیل روبرو است، «پویش دستخط اساتید» در دانشگاه تهران آغاز شده است.

این پویش به گردآوری یادداشت‌ها و دستخط‌های اساتید دانشکده مدیریت دانشگاه تهران پرداخته است.

در یکی از یادداشت‌ ها مجتبی امیری، ریاست دانشکده حکمرانی دانشگاه تهران، با اشاره به تحولات جدید منطقه نوشت: «ایران لقمه گلوگیر است. امروز وقت آن رسیده است که آمریکایی‌ها بدانند باید یک‌بار برای همیشه مسئله خودشان با ایران را حل کنند و ایران را آن‌گونه که هست بپذیرند نه آن‌گونه که می‌خواهند. ایرانِ مقتدر و مستقل و به واسطه پیشینه تمدنی که دارد تأثیرگذار در معادلات منطقه و جهان.»

احسان سلطانی فر، از دیگر اساتید دانشگاه  در یادداشتی نوشت: به طرف مقابل نگاه کنیم، ببینیم با چه جبهه‌ای در جنگیم! قاتل هزاران کودک فلسطینی در کنار یک زرسالار متفرعن که کوس رسوائی‌اش در جزیرۀ اپستین به زمین افتاده است، این خود دلیلی است که بدانیم سمت درست تاریخ کجاست. ایرانیان به گواهی تاریخ همواره تهدیدها را به فرصت تبدیل کرده‌اند! هجوم مغول و افغان و ازبک، عثمانی و روس و انگلیس و صدامی و... در نگاه اول به ایران صدمه زده ولی تمدن ایرانی ضربه را جذب کرده و بعد از مدتی از دل آن یک رویش و رشدی را برای خود رقم زده است.

این یورش اهریمنی نیز برای ایران و نظام ایران می‌تواند باعث تجربه اندوزی و رویش‌ها و اصلاحاتی باشد به‌شرط آن‌که سلحشوری‌ها و درایت‌هایمان را به‌یادآوریم و به آن ببالیم تا دچار خودکمتربینی نشویم و البته اشتباهات و ناکارآمدی‌هایمان را هم از یاد نبریم تا به دام غرور وتعصب نیفتیم.»

حسنقلی پور، از دیگر اساتید دانشگاه، در یادداشتی به نقد تفکر نسبیت در علم و ادبیات و فرهنگ  پرداخت و نوشت: «دنیای سرمایه‌داری و لیبرالیسم که پشتیبان اصلی این تفکر است، چهره اصلی خود را به نمایش گذاشته و تمام تعاریف از دموکراسی و آزادی دروغین غربی، که در کتاب‌های ترجمه‌ای تدریس می شود را عیان کرده (نزدیک به ۲۰۰ دانش آموز ‌دختر را در دبستان به شهادت می‌رساند و بعد می گوید  کار خودشان است). 

محمدرضا صالحی‌پور، از دیگر اساتید دانشگاه در یادداشتی نوشت: «این جنگ، جنگ جمهوری اسلامی ایران نیست، جنگ تمدنِ ایران با پست‌ترین موجودات زمین است که آرزوی نابودی تمدن ایران را در سر می‌پرورانند. این موضوع را اندیشمندان گوناگون خارجی نیز فهم کرده و به آن واکنش نشان داده‌اند.

تلاش برای درک این موضوع و قرارگیری در سمتِ درست تاریخ، بزرگترین خدمت به کشور و تمدنی‌ است که به‌عنوان مادر تمدن‌های بشری، به ما ارث رسیده است‌.»

اسماعیل جعفرپناه، از دیگر اساتید دانشگاه در یادداشتی نوشت: «عزیزان، هیچ یک از کشورهایی که چکمه‌های سربازان آمریکایی را لمس کرده‌اند، نه تنها توسعه نیافته‌اند؛ بلکه یا تجزیه و یا سال‌ها درگیر جنگ داخلی شده‌اند. باور کنید آزادی نه در کوله‌پشتی سربازان اجنبی بلکه در هنر گفت وگو میان ماست. ما باید با هم صحبت کنیم. اگر کاستی بوده همه در آن سهیم هستیم. همه باید دست به دست‌ هم دهیم تا نقصان های اقتصادی و معیشتی را برطرف کنیم. من در جایگاه معلمی دست تک تک جوانانی را که احساس می‌کنند نمی‌توانند آن طور که می‌خواهند زندگی کنند می‌بوسم. قول می‌دهم از این به بعد تلاشم را چند برابر کنم. هر یک از ما باید نقش خودمان را در توسعه کشور ایفا کنیم. ما همه در کنار هم برای اعتلای وطن و نام ایران تلاش خواهیم کرد.»

عزت الله عباسیان، از دیگر اساتید دانشگاه در یادداشتی خطاب به دانشجویان نوشت: «در شرایط جنگ، از منظر علم اقتصاد، اولین و مهم‌ترین توصیه به دانشجویان این است که درک کنند تاب‌آوری جمعی و انسجام نهادی مهم‌تر از شاخص‌های متعارف رشد اقتصادی عمل می‌کند؛ چرا که بر اساس مبانی اقتصاد رفاه، در شرایط بحران، تابع رفاه اجتماعی از حالت حداکثرسازی مطلوبیت فردی به سمت بقای جمعی و کاهش شکنندگی سیستم تغییر جهت می‌دهد . در چنین شرایطی، مصرف نظامی جایگزین مصرف جمعیت می‌شود و ارزش‌های تولیدشده نه تنها مصرف می‌شوند، بلکه بازتولید نشده و صرفاً تخریب می‌گردند.

جامعه باید بپذیرد که دولت ناگزیر به بازتوزیع منابع از بخش غیرنظامی به بخش دفاعی است. این امر در کوتاه‌مدت ممکن است فشار اقتصادی ایجاد کند، اما از منظر اقتصاد رفاه، تاب‌آوری اجتماعی یکی از مؤلفه‌های تعیین‌کننده در سرنوشت جنگ‌هاست. هر چه جامعه  تاب‌آوری بالاتری داشته باشد، فشار کمتری بر کارگزاران دولت و نیروهای حاضر در میدان نبرد وارد می‌شود. این نگاه از منظر اقتصادِ رفاه به این معناست که تابع رفاه اجتماعی از حالت چندبعدی به حالت تک‌بعدی (بقا و تاب‌آوری) تقلیل می‌یابد.

در شرایط عادی، تابع رفاه اجتماعی  بر اساس ترکیبی از کارایی و عدالت تعریف می‌شود و سیاست‌گذار بین اهداف مختلف (رشد اقتصادی، توزیع درآمد، ثبات قیمت‌ها و ...) توازن برقرار می‌کند.

اما در شرایط جنگ، این تابع به شدت ساده می‌شود:

W = f (Survival, Resilience, Cohesion)

یعنی:

بقا (Survival): حفظ موجودیت نظام و کشور.

تاب‌آوری (Resilience): توانایی تحمل فشارها و ادامه عملکرد سیستم.

انسجام (Cohesion): حفظ همبستگی اجتماعی

در این چارچوب، همه منابع باید در جهت تأمین این سه هدف به کار گرفته شوند.

سؤال این نیست که آیا باید منابع را به دفاع اختصاص دهیم یا به رفاه  بلکه سؤال این است چگونه با حداقل هزینه، حداکثر تاب‌آوری و بقا را تضمین کنیم؟

در نتیجه در شرایط جنگ، گزینه‌ها حذف می‌شوند و تنها یک مسیر باقی می‌ماند. وظیفه مدیران و جامعه، انتخاب بین گزینه‌ها نیست؛ بلکه بهینه‌سازی مسیر واحد و کاهش هزینه‌های آن است.  دانشجویان باید از پرسش کدام گزینه بهتر است؟ به پرسش چگونه می‌توان هزینه‌های مسیر اجتناب‌ناپذیر را کاهش داد؟ تغییر رویه دهند».

انتهای پیام