به گزارش ایسنا، رقابتهای مقدماتی درونحزبی جمهوریخواهان در ایالت کنتاکی که سرانجام به شکست و حذف «توماس مَسی» از گردونه رقابتها انجامید، به صحنه یکی از بزرگترین، گرانترین و جنجالیترین شکافهای سیاسی در تاریخ مدرن کنگره ایالات متحده آمریکا تبدیل شده است. رسانههای غربی در تحلیلهای تفصیلی خود پس از پایان شمارش آرا، این نبرد را نه یک رقابت انتخاباتی ساده و منطقهای، بلکه یک «بحران هویت» عمیق و زلزلهای ساختاری در بدنه جنبش راستگرای آمریکا (MAGA) توصیف کردند؛ معرکهای که در آن «دونالد ترامپ» رئیسجمهور آمریکا با همپیمانی آشکار با لابیهای «قدرتمند و فوقثروتمند» حامی رژیم صهیونیستی، برای حذف یکی از معدود چهرههای وفادار به شعار اولیه و اصیل «اول آمریکا»، تمامقد وارد میدان شد و قمار سنگینی را علیه بدنه فکری خود رقم زد.
توماس مَسی کیست و چرا جنجالآفرین شد؟
به گزارش شبکه خبری آمریکایی «سیانان»، توماس مَسی برای بیش از یک دهه به عنوان مستقلترین، متمایزترین و در عین حال پایبندترین نماینده جمهوریخواه به دکترین انزواگرایی سیاسی در مجلس نمایندگان آمریکا شناخته میشد. مَسی که فارغالتحصیل مقاطع عالی از دانشگاه معتبر «امآیتی» (MIT) است، با تکیه بر دیدگاههای سنتی محافظهکاری و تفسیر سختگیرانه از قانون اساسی، همواره از پیروی کورکورانه در قبال دستورات لیدرها و جریان اصلی حزب جمهوریخواه امتناع میکرد؛ ویژگی خاصی که او را به یک وزنه مستقل اما دردسرساز در واشنگتن بدل ساخته بود.
بر اساس گزارش نشریه سیاسی آمریکایی «پالتیکو»، جنجالآفرینی مَسی از زمانی به نقطه اوج خود رسید که او دکترین «اول آمریکا» (America First) را «به دور از مصلحتسنجیهای حزبی»، به معنای «واقعی و کلمه به کلمه» آن تفسیر و اجرا کرد؛ این امر به معنای مخالفت قاطع با هرگونه مداخله نظامی واشنگتن در اقصی نقاط جهان، رأی منفی به تمام بستههای کمک مالی و تسلیحاتی خارجی به کشورهای ثالث و رژیم اسرائیل و ایستادگی سرسختانه در برابر سیاستهای جنگطلبانه و نومحافظهکارانه بود.
مَسی بارها تاکید داشت که مالیات شهروندان آمریکایی نباید صرف برافروختن آتش جنگهای بیپایان در خاورمیانه یا تامین تسلیحات برای هژمونیهای منطقهای شود. همین دیدگاه بنیادین باعث شد که او به جای پیروی از موج سنتی و حاکمِ «اول اسرائیل» در میان محافظهکاران، مستقیماً بر منافع داخلی آمریکا تمرکز کند؛ تا جایی که لابیهای صهیونیستی در گزارشهای داخلی خود، او را به عنوان «سرسختترین و ضداسرائیلترین جمهوریخواه تاریخ کنگره» طبقهبندی کردند.
مَسی معتقد بود حمایتهای بیقیدوشرط واشنگتن از تلآویو، منافع ملی و امنیتی آمریکا را در غرب آسیا به مخاطره انداخته و ایالات متحده را به سمت یک تقابل نظامی ناخواسته و ویرانگر با جمهوری اسلامی ایران سوق میدهد.
شلیک ترامپ به قلب «ماگا» در تروث سوشال
مواضع مستقل و فراتر از چارچوبهای حزبی مَسی، سرانجام با واکنش تند، خصمانه و مستقیم دونالد ترامپ مواجه شد. ترامپ که هرگونه استقلال رأی در میان همحزبیهایش را به مثابه به چالش کشیدن رهبری خود قلمداد میکند، مأموریت ویژهای را برای حذف این نماینده از ساختار قدرت تعریف کرد.
این نخستین بار نیست که این دو چهره وارد تنش میشوند؛ بنا بر گزارش رویترز، در سال ۲۰۲۰ نیز مَسی در جریان تصویب بسته کرونایی در برابر ترامپ ایستاد و ترامپ او را یک «کلاهبردار لایق اخراج» نامید، اما مَسی آن زمان با تکیه بر محبوبیت مردمیاش با کسب بیش از ۸۰ درصد آرا پیروز شد. اما این بار در سال ۲۰۲۶، ترامپ با ورود بیواسطه به این کارزار انتخاباتی، در حساب کاربری خود در شبکه اجتماعی «تروث سوشال» حملات بیسابقهای را علیه مَسی سازماندهی و هدایت کرد.
به نوشته روزنامه آمریکایی «واشنگتن پست»، ترامپ در مجموعهای از پیامهای تند و صریح در تروث سوشال، مَسی را یک «خائن به آرمانها»، «بدترین، خودخواهترین و غیرقابلاعتمادترین نماینده در تاریخ کشور» و یک «عنصر مشکلساز بزرگ برای انسجام حزب» نامید. ترامپ با لحنی تهاجمی علناً از هوادارانش در کنتاکی خواست تا به رقیب مَسی، یعنی «اد گالرین» که چهرهای گوشبهفرمانتر محسوب میشد، رأی دهند. ترامپ حتی در اقدامی کمسابقه، «پیت هگست»، وزیر جنگ خود را برای سخنرانی تبلیغاتی علیه مَسی به این ایالت فرستاد تا به تعبیر رسانهها، «شرّ این نماینده شورشی از سر حزب کم شود».
این حملات سنگین در حالی صورت گرفت که مَسی، حمایت پرشورترین، معتبرترین و اصلیترین چهرههای فکری، تئوریک و رسانهای جنبش ماگا را پشت سر خود داشت.
به گزارش شبکه خبری آمریکایی «فاکس نیوز» و پایگاه خبری آمریکایی «آکسیوس»، «تاکر کارلسون»، مجری با نفوذ و یکی از بلندگوهای اصلی جریان راست جدید که ماههاست به مخالف سرسخت ترامپ در رابطه با موضوعاتی از جمله حمایت از اسرائیل در بحث غزه و فلسطین و جنگ علیه ایران تبدیل شده است، به طور علنی در کارزارهای انتخاباتی مَسی حضور یافت و او را «تنها صدای صادق، شجاع و اصیل در کل کنگره آمریکا» نامید.
همزمان چهرههای رسانهای و تئوریسینهای دیگری مانند «کندیس اونز» و تحلیلگران جناح راست ضدجنگ مانند «نیک فوئنتس»، شانه به شانه مَسی ایستادند. این جریان فکری استدلال میکرد که مواضع مَسی در واقع همان نسخه اصیل، ناب و اولیه آرمانهای انزواگرایانه سال ۲۰۱۶ ترامپ است، اما ترامپ به دلیل چرخش به سمت لابیهای ثروت، اکنون در حال کوبیدن و نابود کردن یاران واقعی و ایدئولوژیک خود است.
سقوط در معرکه نابرابر؛ آمار رسمی چه میگوید؟
به گزارش آژانس خبری آمریکایی «آسوشیتد پرس»، با پایان شمارش آرا در حوزه چهارم انتخاباتی کنتاکی، «اد گالرین» کهنهسرباز نیروهای ویژه فکهای نیروی دریایی و مورد حمایت ترامپ، موفق شد با کسب ۵۷,۰۵۳ رأی (معادل ۵۴.۸ درصد آرا) در برابر ۴۷,۰۱۸ رأی توماس مَسی (معادل ۴۵.۲ درصد آرا) به پیروزی برسد. بدین ترتیب مَسی با اختلاف نزدیک به ۱۰ هزار رأی (۹.۶ درصد) صندلی خود را پس از ۱۴ سال واگذار کرد.
به نوشته هفتهنامه آمریکایی «تایم»، مَسی در نطق شب شکست خود، با روحیهای تهاجمی ایده «خریداری شدن رأی نمایندگان در واشنگتن» را محکوم کرد و طعنه سیاسی و بسیار سنگینی به رقیب خود و حامیان مالیاش زد.
مَسی در میان تشویق هوادارانش گفت: «من میخواستم خیلی زودتر سخنرانی اعتراف به شکست را انجام دهم و پیروزی رقیب را تبریک بگویم، اما راستش را بخواهید، کمی طول کشید تا بتوانم اد گالرین را در تلآویو پیدا کنم!» اشاره صریح مَسی به وابستگی مطلق رقیبش به اتاقهای فکر و سرمایهگذاران مستقر در اراضی اشغالی، به سرعت به تیتر اول رسانههای آمریکا بدل شد.
ارتش ۳۲ میلیون دلاری؛ انتقام آیپک از پروژه کنترلزدایی مَسی
بخش عمده و افشاگرانه گزارشهای رسانههای آمریکایی، به کالبدشکافی نقش مالی هولناک و بیسابقه لابیهای حامی اسرائیل در سقوط مَسی اختصاص داشته است.
به گزارش شبکه خبری قطری «الجزیره»، جرم اصلی توماس مَسی از نظر ساختار قدرت در واشنگتن، تلاش بیپروا برای تضعیف کنترل و سیطره لابی اسرائیل بر تصمیمگیریهای کلان کنگره بود.
مَسی با پافشاری بر دکترین «اول آمریکا، نه اول اسرائیل»، به طور ساختاری به چالش علیه نفوذ آیپک پرداخت و با افشای مکانیسمهای فشار این لابی، درصدد برهم زدن هژمونی تلآویو در نهادهای قانونگذاری آمریکا برآمد. این پروژه لابیزدایی، زمانی با مخالفت سرسختانه و علنی او با هرگونه ماجراجویی نظامی و تنشافزایی که منجر به جنگ با ایران شود گره خورد، مَسی را به خطرناکترین مهره درونحزبی برای امنیت اسرائیل تبدیل کرد. او با رای منفی به بستههای تسلیحاتی، عملاً سد راه استراتژی صهیونیستها برای کشاندن پای ارتش آمریکا به جنگ مستقیم با ایران شده بود. مَسی حتی در روزهای آخر کمپین خود، طرحی را برای معرفی آیپک به عنوان «عامل بیگانه» طبق قوانین فدرال به کنگره برد که زنگ خطر را برای این شبکه به صدا درآورد.
در ماجرای این عضو جمهوری خواه کنگره که به نظر انتقامگیری لابی اسرائیل با همراهی ترامپ از توماس مسی است، ابعاد مالی و گردش پول در این انتخابات قابل توجه است و نظر رسانههای آمریکایی را به خود جلب کرد. رسانهها فاش کردند، کمیته روابط عمومی آمریکا و اسرائیل (AIPAC) به همراه شبکه وسیعی از میلیاردرهای حامی خود (نظیر میریام ادلسون، یکی از بزرگترین حامیان مالی کمپین ترامپ)، بدون اینکه نیازی به هزینه مستقیم از جیب ترامپ باشد، خود به عنوان کارفرمای مالی وارد میدان شدند. این لابی موجی بیسابقه و ویرانگر از پولهای سیاسی را برای بمباران تبلیغاتی علیه مَسی به این ایالت سرازیر کرد.
بر اساس دادههای ارائهشده توسط پایگاه خبری تحلیلی آمریکایی «دِ هیل» و تحلیل مندرج در نشریه پالتیکو، در مجموع بیش از ۳۲ میلیون دلار هزینه تبلیغاتی و رسانهای، صرفاً برای تخریب چهره توماس مَسی انجام شد تا این معرکه به گرانترین، پیچیدهترین و تهاجمیترین رقابت مقدماتی در کل تاریخ مجلس نمایندگان آمریکا بدل شود. برای درک ناهمگون بودن این رقم، د هیل اشاره میکند که این بودجه نجومی، یعنی هزینه کردن حدود ۳۰۰ دلار به ازای رأیِ هر شهروند در این منطقه، که در تاریخ کنگره بیسابقه است.
در همین حال، نشریه نومحافظهکار آمریکایی «کانسرواتیو ریویو» در توجیه این هجوم مالی، با انتشار بیانیهای از سوی گروههای همسو با آیپک نوشت: «حذف مَسی یک ضرورت امنیتی بود؛ چرا که مواضع انزواگرایانه و تلاش او برای تضعیف نفوذ لابیهای مشروع، عملاً به سود تهران عمل میکرد و امنیت متحد کلیدی ما یعنی اسرائیل را در یکی از حساسترین برهههای تاریخی به مخاطره میانداخت.»
مَسی نیز پیش از انتخابات در مصاحبه با سیبیاس نیوز گفته بود: «در یک سال معمولی من با ۸۰ درصد آرا برنده میشدم. حملات ترامپ آن را به ۶۰ درصد رساند، اما این پولهای نجومی لابی اسرائیل بود که رقابت را ۵۰-۵۰ و کمر کارزار ما را خم کرد.»
ترامپ؛ برنده صندوق، بازنده بزرگ ایدئولوژی
هرچند توماس مَسی در این رقابت کاملاً نابرابر و مهندسیشده توسط پول، شکست خورد، اما خط تحلیلی عمیق و مشترک رسانههای بزرگ و معتبر آمریکا نشان میدهد که برنده ظاهری صندوق رای یعنی دونالد ترامپ، بازنده واقعی و بزرگ این قمار ایدئولوژیک است. پایگاه تحلیلی آمریکایی «رسپونسیبل استیتکرفت» در ارزیابی نهایی خود از این رویداد مینویسد: «ترامپ با اعلام جنگ علنی و بیرحمانه علیه مَسی، عملاً به ارزشهای بنیادین، مانیفست و روح جنبش خود یعنی ماگا خیانت کرد. او برای حذف یک نماینده منتقدِ جنگ، با یک لابی خارجی مخوف (آیپک) و تشکیلات سنتی قدرت همپیمان شد؛ یعنی دقیقاً همان ساختارهای فاسدی که روزی در سال ۲۰۱۶ با شعار نابودی و خشک کردن باتلاق آنها، روی کار آمده بود.»
بنا بر تحلیل نشریه پالتیکو، پرونده کنتاکی فراتر از حذف یک نماینده، بلکه یک افشاگری بزرگ عقیدتی بود. این رویداد به وضوح ثابت کرد که ترامپ در بزنگاههای حساس سیاسی و در تضاد منافع، دکترین اصیل "اول آمریکا" را به راحتی قربانی مطالبات لابیهای اسرائیل و حامیان مالی صهیونیست میکند. همانطور که بسیاری از تحلیلگران آمریکایی و رسانههای این کشور در رابطه با آغاز جنگ علیه ایران معتقدند آمریکا به خاطر اسرائیل وارد این کارزار شده است. این تقابل عیان ساخت که ایده انزواگرایی به معنای اولویت نگاه به درون جمهوریخواهان، مخالفت با مداخلات فرامرزی و پرهیز از جنگهای بیپایان، برای ترامپ تنها یک ابزار پوپولیستی و انتخاباتی بوده است و او در عمل، فرمانبردار همان لابیهایی است که به قیمت منافع ملت آمریکا، بر طبل جنگ در خاورمیانه و تقابل با ایران میکوبند؛ موضوعی که به نوشته پالتیکو، ترامپ را حتی در صورت پیروزی در صندوقها، به عنوان یک سازشکار سیاسیِ شکستخورده در پیشگاه تاریخ بدنه ضدجنگ خود جلوه میدهد.
روزنامه آمریکایی «واشنگتن پست» نیز در جمعبندی گزارش ویژه خود مینویسد: «پرونده توماس مَسی یک زلزله سیاسی و عقیدتی در جبهه راست آمریکا بود که اثرات آن تا سالها باقی خواهد ماند. ترامپ شاید توانسته باشد با تکیه بر ارتش ۳۲ میلیون دلاری آیپک، مَسی را از صندلی کنگره به پایین بکشد و رقیب گوشبهفرمان او را جایگزین کند، اما او مشروعیت، اصالت و هژمونی ایدئولوژیک خود را در میان بدنه اصلی، نخبگانی و وفادار جنبش ماگا برای همیشه از دست داد. ترامپ عملاً پشت اسرائیل ایستاد، به شعارهای ضد مداخلهجویی خود پشت کرد و با این کار، شکافی عمیق، بنیادین و پرناشدنی را در میان حامیانش بر سر تعریف واقعی شعار "اول آمریکا" به جای گذاشت؛ شکافی که مشروعیت اخلاقی و سیاسی ترامپ را تضعیف کرده و او را در پیشگاه تاریخِ بدنه ضدجنگ، به عنوان یک بازنده بزرگ جلوه میدهد.»
انتهای پیام

