۱۴۰۵-۰۳-۰۲ | ۱۲:۰۰
راهکاری علمی برای جلوگیری از طراحی‌های «بیش‌ازحد» پرهزینه در برابر زلزله

راهکاری علمی برای جلوگیری از طراحی‌های «بیش‌ازحد» پرهزینه در برابر زلزله

نتایج یک پژوهش تخصصی در حوزه مهندسی زلزله نشان می‌دهد که بهره‌گیری از رویکرد «طیف میانگین شرطی» (Conditional Mean Spectrum - CMS) در تحلیل دینامیکی سازه‌ها، به‌عنوان جایگزینی برای «طیف خطر یکنواخت» (UHS)، می‌تواند ضمن ارائه مدلی واقع‌بینانه‌تر از رفتارهای لرزه‌ای، از هزینه‌های غیرضروری در ساخت‌وسازهای کلان‌شهر تهران بکاهد.

به گزارش ایسنا، مقاله جدید مجید معهود با همکاری محمدصادق صحراییان، مهلا درویش و علی شفیعی از محققان پژوهشگاه بین‌المللی زلزله‌شناسی و مهندسی زلزله با عنوان Development of Conditional Mean Spectrum for Tehran, Iran در نشریه Pure and Applied Geophysics منتشر شد.

تحلیل دینامیکی سازه‌ها به‌عنوان ستون فقرات طراحی ساختمان‌های مقاوم در برابر زلزله در مناطق لرزه‌خیزی همچون کلان‌شهر تهران، با چالش‌های فنی متعددی روبه‌رو است. مهمترین چالش در این زمینه، انتخاب و واسنجی (Scaling) تاریخچه زمانی شتاب‌نگاشت‌های زلزله‌های پیشین است؛ چرا که شتاب‌نگاشت‌های انتخابی نه تنها باید با ظرفیت لرزه‌خیزی ساختگاه متناسب باشند، بلکه باید با «طیف هدف» (Design Spectrum) نیز هم‌خوانی لازم را داشته باشند.

مطابق گزارش این پژوهش، طیف خطر یکنواخت (UHS) که خروجی استانداردِ تحلیل‌های احتمالاتی خطر زلزله (PSHA) است، به‌دلیل دربرداشتن حداکثر مقادیر طیفی در تمامی دوره‌های تناوب، به‌صورت ذاتی بیش از حد محافظه‌کارانه عمل می‌کند. استفاده از این طیف به‌عنوان هدف، اغلب منجر به تعیین نیازهای لرزه‌ای فراتر از واقعیت شده و در نهایت به افزایش ناخواسته هزینه‌های تأمین مصالح و مقطع‌گیری سازه‌ای می‌انجامد.

پژوهشگران در این مطالعه با انجام تحلیل احتمالاتیِ جامع (PSHA) برای پهنه کلانشهر تهران و با استفاده از نتایج فرآیند «واگشت» (Deaggregation) — که سهم هر یک از منابع لرزه‌زا را در احتمال وقوع زلزله مشخص می‌کند — موفق به تولید «طیف میانگین شرطی» (CMS) برای نقاط منتخب در این منطقه شدند. برخلاف UHS، روش CMS پاسخ طیفی را بر اساس شتاب طیفی مرتبط با یک دوره تناوب هدفِ خاص، شرطی می‌کند که این امر موجب نزدیکتر شدن طیف هدف به سناریوهای واقعی زلزله می‌شود.

بر اساس یافته‌های این مطالعه، تفاوت رویکرد میان CMS و UHS تأثیرات مستقیمی بر نحوه رفتار سازه‌ها دارد:

برای ساختمان‌های کوتاه‌مرتبه: روش CMS قادر است شتاب‌های طیفی غیرواقعی و بیش از حدِ ناشی از UHS در دوره‌های تناوب طولانی را تعدیل کرده و توزیع منطقی‌تری از تقاضاهای لرزه‌ای (سختی و مقاومت) ایجاد کند.
برای ساختمان‌های بلندمرتبه: این روش محافظه‌کاری‌های بیش از حد در شتاب‌های طیفیِ دوره‌های کوتاه را کاهش داده و موجب برآورد دقیق‌تر نیروها و تغییرشکل‌های مورد انتظار در سازه می‌شود.

نویسندگان این مطالعه تأکید کرده‌اند که کاهش این «محافظه‌کاری‌های کاذب» نه‌تنها به بهینه‌سازی فنی طراحی‌ها منجر می‌شود، بلکه به‌طور مستقیم می‌تواند هزینه‌های اجرایی پروژه‌های عمرانی را کاهش دهد.

یافته‌های این پژوهش در نهایت به جامعه مهندسی پیشنهاد می‌دهد که «آیین‌نامه طراحی ساختمان‌ها در برابر زلزله» (استاندارد ۲۸۰۰ ایران) نیازمند بازنگری‌های تخصصی، به‌ویژه در مناطق مجاور گسل‌های فعال است. این بازنگری باید به‌گونه‌ای باشد که ویژگی‌های خطر لرزه‌ای وابسته به «دوره تناوب سازه» (Period-dependent hazard) به شکلی دقیق‌تر در معیارهای طراحی لحاظ شود تا ایمنی سازه‌ها در کنار توجیه اقتصادی ارتقاء یابد.

انتهای پیام

#

# علمی‌ و دانشگاهی

آخرین اخبار علمی‌ و دانشگاهی