خاطره خادمی در گفتوگو با ایسنا درباره تأثیر گسترش هوش مصنوعی بر فرآیند آموزش و یادگیری دانشآموزان و دانشجویان، اظهار کرد: یکی از مهمترین تأثیرات هوش مصنوعی این است که یادگیری را از حالت یکسان برای همه، به سمت یادگیری شخصیسازیشده برده است. در شرایط جدید، دانشآموز یا دانشجو میتواند متناسب با سطح علمی خود، توضیح، تمرین و بازخورد دریافت کند. از سوی دیگر، سرعت دسترسی به اطلاعات و امکان پرسیدن سؤالهای متوالی نیز بسیار بیشتر شده است، اما چالش اصلی این است که این سرعت جای «یادگیری عمیق» را نگیرد و فرد صرفاً به دریافت پاسخهای سریع عادت نکند.
خادمی درباره اینکه آیا استفاده از هوش مصنوعی موجب افزایش کیفیت یادگیری میشود یا میتواند به وابستگی دانشآموزان و دانشجویان منجر شود، اظهار کرد: هر دو حالت ممکن است اتفاق بیفتد. اگر هوش مصنوعی به عنوان یک ابزار کمکی برای توضیح مفاهیم، تمرین، دریافت بازخورد و پیدا کردن نقاط ضعف مورد استفاده قرار گیرد، میتواند کیفیت یادگیری را به میزان قابل توجهی افزایش دهد. در مقابل، اگر دانشآموز هر مسئلهای را بدون اینکه تلاش اولیه خود را انجام دهد، مستقیماً به هوش مصنوعی بسپارد، به مرور ممکن است مهارت حل مسئله و استقلال فکری او تضعیف شود. بنابراین مسئله اصلی، خود فناوری نیست، بلکه «الگوی استفاده» از فناوری است.
این مدرس دانشگاه با بیان اینکه استفاده از هوش مصنوعی در محیطهای آموزشی بیشتر از آنکه نیازمند محدودیت باشد، به مدیریت نیاز دارد، گفت: ممنوع کردن کامل هوش مصنوعی در شرایطی که این فناوری وارد زندگی روزمره و محیط کار شده، چندان واقعبینانه نیست؛ آنچه بیش از هر چیز به آن نیاز داریم، «سواد هوش مصنوعی» است. دانشآموز باید بداند چه زمانی از هوش مصنوعی استفاده کند، چگونه سؤال درست بپرسد، چگونه پاسخهای دریافتشده را ارزیابی کند و چگونه خطاهای احتمالی سیستم را تشخیص دهد.
خادمی درباره آینده نقش معلمان و استادان در عصر هوش مصنوعی نیز اظهار کرد: به نظر نمیرسد هوش مصنوعی بتواند جایگزین کامل معلم یا استاد شود، اما بدون تردید نقش آنها را تغییر خواهد داد. انتقال اطلاعات تنها یکی از وظایف معلم است و هوش مصنوعی میتواند در این بخش عملکرد بسیار قدرتمندی داشته باشد، اما آموزش تنها به انتقال اطلاعات محدود نمیشود. انگیزه دادن، شناخت ویژگیهای فردی دانشآموز، مدیریت کلاس، پرورش مهارتهای اجتماعی و اخلاقی و تشخیص شرایط عاطفی فرد از جمله وظایفی است که نمیتوان آنها را صرفاً با انتقال اطلاعات جایگزین کرد. بنابراین احتمالاً در آینده، معلم بیش از آنکه صرفاً یک «انتقالدهنده اطلاعات» باشد، به یک «راهنما و طراح فرایند یادگیری» تبدیل خواهد شد.
کتابخوانی در عصر پاسخهای سریع
وی درباره تأثیر هوش مصنوعی بر فرهنگ مطالعه و کتابخوانی جوانان نیز گفت: تأثیر هوش مصنوعی بر این حوزه دوگانه است. از یک طرف این فناوری میتواند افراد را با کتابها و موضوعات جدید آشنا کند، مطالب دشوار را توضیح دهد و حتی برای فرد مسیر مطالعه پیشنهاد کند. از سوی دیگر، دسترسی دائمی به خلاصهها و پاسخهای سریع ممکن است تحمل ذهنی افراد برای مطالعه طولانی و عمیق را کاهش دهد. بنابراین باید مراقب باشیم سهولت دسترسی به اطلاعات، جایگزین فرایند مطالعه و تفکر عمیق نشود.
مدرس ورکشاپهای هوش مصنوعی در پاسخ به این پرسش که استفاده گسترده از هوش مصنوعی میتواند موجب تضعیف خلاقیت و تفکر مستقل شود؟ اظهار کرد: اگر استفاده از هوش مصنوعی منفعلانه باشد، این خطر کاملاً وجود دارد. برای مثال، اگر فرد برای هر ایده، متن یا مسئلهای بلافاصله سراغ پاسخ آماده برود، فرصت تمرین تفکر خودش را از دست خواهد داد.
وی افزود: استفاده فعال و نقادانه از هوش مصنوعی میتواند نتیجهای کاملاً متفاوت داشته باشد؛ یعنی فرد میتواند چند ایده مختلف دریافت کند، آنها را نقد کند، با یکدیگر ترکیب کند و در نهایت به یک ایده جدید برسد. بنابراین هوش مصنوعی میتواند هم خلاقیت را تضعیف کند و هم آن را تقویت کند و این موضوع به نقشی بستگی دارد که کاربر برای خودش در فرایند استفاده از این فناوری تعریف میکند.
هوش مصنوعی و آینده فرهنگ و هویت ایرانی
وی درباره نقش هوش مصنوعی در حفظ و معرفی فرهنگ، زبان و هویت ایرانی نیز اظهار کرد: هوش مصنوعی در این زمینه هم یک فرصت بزرگ و هم یک چالش جدی است. این فناوری میتواند برای آموزش زبان فارسی، معرفی ادبیات، تاریخ، هنر و حتی گویشهای مختلف ایرانی بسیار مؤثر باشد، اما کیفیت عملکرد این سیستمها به دادههایی بستگی دارد که با آنها آموزش دیدهاند.
وی افزود: اگر محتوای دقیق، معتبر و باکیفیت فارسی و ایرانی در فضای دیجیتال کم باشد، طبیعی است که نگاه و محتوای فرهنگهایی که حضور پررنگتری در فضای دیجیتال دارند، در خروجیهای هوش مصنوعی نیز غالب شود. بنابراین تولید و دیجیتالیکردن محتوای معتبر فارسی اهمیت بسیار زیادی پیدا میکند و اگر میخواهیم فرهنگ، زبان و هویت ایرانی در فضای هوش مصنوعی حضور جدی داشته باشد، باید داده و محتوای مناسب برای آن تولید کنیم.
خادمی درباره نقش خانوادهها و مدارس در آموزش استفاده صحیح و اخلاقی از هوش مصنوعی اظهار کرد: خانواده و مدرسه در این زمینه نقش بسیار اساسی دارند، زیرا نسل جدید به هر حال با این فناوری زندگی خواهد کرد. مهم است که به کودکان و نوجوانان تنها کار با ابزارهای هوش مصنوعی آموزش داده نشود، بلکه سواد انتقادی نیز به آنها آموزش داده شود؛ برای مثال باید بدانند که هوش مصنوعی ممکن است با اطمینان، یک پاسخ اشتباه ارائه کند و هر محتوایی که توسط این فناوری تولید میشود، لزوماً قابل اعتماد نیست.
این مدرس هوش مصنوعی همچنین بر ضرورت آموزش مسائل مربوط به حریم خصوصی تأکید کرد و گفت: کودکان و نوجوانان باید بدانند که نباید اطلاعات شخصی خود را بدون فکر و آگاهی در اختیار این سیستمها قرار دهند. همچنین موضوعاتی مانند حق مؤلف، ذکر منبع و صداقت علمی نیز باید از سنین پایین آموزش داده شود.
استفاده از هوش مصنوعی در تکالیف؛ کمک آموزشی یا تقلب؟
وی درباره استفاده از هوش مصنوعی در امتحانات و انجام تکالیف نیز اظهار کرد: باید میان «استفاده آموزشی» از هوش مصنوعی و «جایگزین کردن کار فرد» تفاوت قائل شد. اگر در یک امتحان استفاده از هوش مصنوعی ممنوع باشد و فرد به صورت مخفیانه از آن استفاده کند، طبیعتاً این اقدام مصداق تقلب است. در مورد تکالیف نیز اگر دانشآموز برای فهم موضوع، پیدا کردن اشکالات کار خود یا دریافت بازخورد از هوش مصنوعی کمک بگیرد، این استفاده میتواند مفید باشد.
وی ادامه داد: اما اگر کل تکلیف توسط هوش مصنوعی تولید شود و دانشآموز آن را به نام خودش تحویل دهد، هدف آموزشی تکلیف عملاً از بین میرود؛ زیرا هدف تکلیف این است که دانشآموز فرایند یادگیری و تفکر را تجربه کند، نه اینکه صرفاً یک پاسخ آماده ارائه دهد.
خادمی در ادامه درباره مهمترین مزیت و بزرگترین آسیب هوش مصنوعی برای نسل جوان گفت: به نظر من مهمترین مزیت هوش مصنوعی، «دموکراتیکتر کردن دسترسی به دانش» است. یک نوجوان میتواند تقریباً در هر زمان درباره یک موضوع سؤال بپرسد و متناسب با سطح خودش آموزش دریافت کند. این مسئله میتواند فرصت بسیار مهمی برای یادگیری ایجاد کند، چراکه فرد دیگر صرفاً به یک منبع یا یک شیوه توضیح محدود نیست و میتواند درباره یک موضوع سؤالهای متعددی مطرح کند و پاسخهای متناسب با نیاز خود دریافت کند.
این مدرس دانشگاه در عین حال بزرگترین آسیب احتمالی را «وابستگی شناختی» دانست و گفت: ممکن است فرد به مرور به جای اینکه حافظه، تحلیل، حل مسئله و تصمیمگیری خودش را به کار بگیرد، این فرایندها را به ابزار هوش مصنوعی واگذار کند.
خادمی درباره اینکه اگر قرار باشد یک قانون برای استفاده از هوش مصنوعی در مدارس و دانشگاهها وضع شود، این قانون چه خواهد بود، اظهار کرد: قانون پیشنهادی من این است که «استفاده از هوش مصنوعی برای یادگیری و پژوهش مجاز باشد، به شرط شفافیت و مسئولیتپذیری». دانشآموز یا دانشجو باید مشخص کند که در چه بخشی و به چه شکلی از هوش مصنوعی استفاده کرده است و در نهایت نیز مسئولیت صحت، اصالت و استدلال کاری را که به نام خودش ارائه میکند، بر عهده داشته باشد.
این مدرس هوش مصنوعی خاطرنشان کرد: رویکرد درست در برابر هوش مصنوعی، حذف یا نادیده گرفتن آن نیست؛ بلکه باید شیوه استفاده درست، آگاهانه، اخلاقی و مسئولانه از این فناوری را به نسل جدید آموزش داد تا هوش مصنوعی به جای آنکه جایگزین تفکر انسان شود، در خدمت تقویت یادگیری، پژوهش و خلاقیت قرار گیرد.
انتهای پیام

