علیرضا آقایوسفی، در گفتوگو با ایسنا به مناسبت هفته ازدواج، در خصوص پیوستگی زنجیره مشاوره از انتخاب تا بحران گفت: باید شهروندان یاد بگیرند از زمانی که نسبت به کسی احساس پیدا میکنند یا پیشنهاد ازدواج از کسی دریافت میکنند، باید به مشاور مراجعه کنند، نشانههای خطر را بشناسند و مشاوره قبل و بعد از ازدواج را انجام بدهند.
رئیس سازمان نظام روانشناسی کشور در خصوص اولویتبندی موانع اقتصادی یا روانشناختی ازدواج اظهار کرد: هیچ پژوهش کنترلشدهای صورت نگرفته که ما بتوانیم به استناد آن بگوییم بیکاری و تورم نقش بیشتری از ترس از طلاق و کمالگرایی دارند یا برعکس. اما آنچه که مهم است، هر دو متغیر سهم قابلتوجهی دارند و نمیتوانیم اینها را نادیده بگیریم. باید پژوهشی صورت بگیرد تا بتواند اطلاعات دقیقتری بدهد.
وی ادامه داد: در حالی که هیچ اطلاعات دقیقی در قالب طرحهای پژوهشی پیمایشی وجود ندارد، شواهدی وجود دارد که نشان میدهد هر دو متغیر نقش قابلتوجهی در کاهش میل به ازدواج یا افزایش سن ازدواج در جوانان ایجاد کردهاند؛ بنابراین باید در هر دو زمینه تلاشهایی توسط نهادها، سازمانها و حاکمیت صورت بگیرد.
رئیس سازمان نظام روانشناسی با اشاره به تحولات جامعه تصریح کرد: معمولاً جوامع در طول زمان دچار تحولاتی میشوند که شرایط و سبکهای زندگی را تغییر میدهد. در شرایط امروز ما در موقعیتی هستیم که فناوری نسبت به ۵۰ سال گذشته تغییرات قابلتوجهی داشته، سبک زندگی بهکلی تغییر کرده و الگوی اشتغال تغییر پیدا کرده است. در شرایط کنونی جامعه ما که بیکاری و تورم سهم بالایی دارد، قاعدتاً همه اینها سبک زندگی را تغییر داده، سن ازدواج را بالا برده و الگوی انتخاب همسر یا جفتیابی را تغییر دادهاند.
وی تاکید کرد: به همین دلیل الگوی ازدواج سنتی هم باید تغییراتی بکند تا با شرایط موجود تطبیق داده شود؛ وگرنه نسل جدید بهطور کلی والدین و نقش سنتی خانواده را کنار میزنند و آسیبهای بیشتری به کانون خانواده وارد خواهد شد. مثلاً فرض بفرمایید در حال حاضر هر کسی میتواند خواستگار خودش را به خانوادهاش معرفی بکند و زیر نظر خانواده، افراد با هم صحبت بکنند، ۵ تا ۱۰ جلسه مشاوره قبل از ازدواج بروند و بعد تصمیم نهایی برای ازدواج گرفته شود. این الگو خیلی به الگوی ازدواج سنتی نزدیکتر و البته با شرایط جوانان امروز همخوانتر است. در غیر این صورت ممکن است جوانان تصمیمات دیگری بگیرند؛ تصمیماتی که برای حفظ و استحکام کانون خانواده اصلاً مهم و مناسب نیست.
آقایوسفی در خصوص چالش اجبار در مشاورههای پیش از طلاق در دادگاهها تصریح کرد: در لزوم مشاوره پیش از طلاق تردیدی نیست؛ برای اینکه بسیاری از مردم ممکن است برای جدا شدن تصمیم هیجانی بگیرند یا حتی شیوه جدا شدنشان ناخوشایند باشد و به فرزندانشان و خودشان آسیب برساند. بنابراین این کار بسیار سودمند است. اما اینکه افراد فقط به مراکز مشاوره خاصی ارجاع داده شوند که دادگاه خودش تعیین میکند و ممکن است تخصص کافی برای آن زوجها را نداشته باشند، میتواند تا حدودی دست افراد را برای استفاده از خدمات تخصصیتر ببندد که ما معمولاً این موضوع را خیلی تایید نمیکنیم.
رئیس سازمان نظام روانشناسی در پایان افزود: معمولاً افرادی که برای طلاق مراجعه میکنند، اگر دورههایی را بگذرانند و مشاورههایی را بگیرند، نسبتی از آنها طلاق نخواهند گرفت. اینکه این نسبت چقدر است مهم نیست؛ مهم این است که حتی اگر جلوی یک طلاق اشتباه را هم بگیریم، به استحکام خانواده در کشورمان و بهخصوص به سلامت روانی افراد کمک کردهایم.
انتهای پیام

