رضا سلیماننوری در گفتوگو با ایسنا، اظهار کرد: فرهنگ عامه در حقیقت ترجمه فارسی واژه «فولکلور» است، اصطلاحی که از دو بخش «فولک» به معنای مردم و تودهها و «لور» به معنای دانش، ادب و مجموعهای از معارف غیرتخصصی تشکیل شده است. بر همین اساس، فولکلور را میتوان «دانش عامیانه» یا مجموعه دانستههایی دانست که خارج از ساختارهای رسمی آموزشی میان مردم جریان دارد.
وی ادامه داد: در تعریف اولیه، فرهنگ عامه بیشتر شامل قصهها، افسانهها، ترانهها، آوازها، مثلها و معماهای محلی بود اما به مرور زمان، دامنه این مفهوم گسترش یافت و تمام سنتهایی که به صورت شفاهی و غیررسمی از نسلی به نسل دیگر منتقل میشوند را دربر گرفت، از باورها، اعتقادات و آیینها گرفته تا سبک زندگی، گویشها، پوشش، آداب اجتماعی و حتی دانش بومی مردم در حوزههایی همچون طب سنتی، نجوم و تاریخ طبیعی. این فرهنگ در طول نسلها تکرار میشود اما هر بار دستخوش تغییرات و دگرگونیهایی شده و متناسب با شرایط اجتماعی و تاریخی تحول پیدا میکند.
سلیمان نوری افزود: بخش مهمی از آموختههای انسانها خارج از نظامهای رسمی آموزشی شکل میگیرد. بسیاری از رفتارها، شیوههای گفتار، نوع پوشش، سبک زندگی و حتی نگرشهای اجتماعی، محصول آموزشهای غیررسمی و مردمی هستند و دقیقا همین موارد، فرهنگ عامه را شکل میدهند. متاسفانه در دورههایی، سیاست غالب در حوزه فرهنگ، حرکت به سمت یکدستسازی بوده است، بهگونهای که تلاش شد همه مردم، بدون توجه به ویژگیهای قومی، اقلیمی و فرهنگی، در قالبهای مشابه تربیت شوند. این نگاه، آسیب جدی به تنوع فرهنگی کشور وارد کرد.
حیات همیشگی خردهفرهنگها و رابطه آن با فرهنگ عامه
این خراسان پژوه ادامه داد: هرچند رسانهها و نظامهای آموزشی رسمی کوشیدهاند الگوهای یکسانی را ترویج کنند اما خردهفرهنگها، لهجهها و گویشهای محلی همچنان زندهاند و در بزنگاههای اجتماعی و فرهنگی، خود را بهوضوح نشان میدهند. تفاوت در گفتار، پوشش و سبک زندگی مردم مناطق مختلف کشور، حاصل همین فرهنگهای بومی و محلی است.
سلیمان نوری با انتقاد از نحوه بازنمایی فرهنگ عامه در برخی رسانهها، بیان کرد: متاسفانه در سالهای اخیر، بهویژه در رسانههای تصویری و تلویزیون، فرهنگهای محلی بیشتر در قالب طنز و گاه تمسخرآمیز نمایش داده شدهاند، بهگونهای که لهجهها و گویشهای بومی نوعی عقبماندگی یا ضعف فرهنگی تلقی شدهاند، در حالی که این گویشها و فرهنگها از مهمترین عناصر هویت ملی به شمار میروند.
وی افزود: فرهنگ عامه شکلدهنده خردهفرهنگها است و اگر فرهنگ عامه از میان برود، خردهفرهنگها نیز نابود خواهند شد. در نهایت، از بین رفتن خردهفرهنگها، هویت ملی را دچار آسیب جدی میکند. هویت ملی زمانی معنا پیدا میکند، که مجموعهای از فرهنگها و تنوعهای بومی در کنار یکدیگر قرار بگیرند.
رئیس هیئت مدیره انجمن توسعه گردشگری چهارباغ خراسان، افزود: نگاه صرفا سرگرمیمحور به فرهنگ عامه، اشتباهی بزرگ است. مثلها، متلها، قصهها و آیینهای محلی تنها برای سرگرمی نیستند بلکه حامل تجربه، حکمت، پند و آموزشاند. حتی گویشها و واژگان محلی میتوانند به غنای زبان فارسی کمک کنند و مانعی در برابر هجوم واژگان بیگانه باشند.
سلیمان نوری با اشاره به تهدیدهای فرهنگی معاصر، تاکید کرد: امروز ما در معرض هجمههای گسترده فرهنگی قرار داریم و یکی از مهمترین بخشهای این هجمه، تضعیف زبان فارسی است. در چنین شرایطی، گویشها و لهجههای محلی میتوانند به حفظ و تقویت زبان فارسی کمک کنند و بسیاری از واژگان بومی قابلیت جایگزینی با واژههای بیگانه را دارند.
ظرفیتهای جهانی فرهنگ عامه در تمدنهای مختلف
وی همچنین آیینها و رسوم بومی را دارای ظرفیتهای جهانی دانست و گفت: بسیاری از سنتها، آیینها و مناسک محلی ما میتوانند به جاذبههای فرهنگی و گردشگری تبدیل شوند و در معرفی هویت ایرانی به جهان نقش مهمی ایفا کنند.
رئیس هیئت مدیره انجمن توسعه گردشگری چهارباغ خراسان با تاکید بر اینکه «فرهنگ عامه بینالمللی» معنا و مفهوم مشخصی ندارد، ادامه داد: فولکلور اساسا وابسته به جغرافیا، اقلیم و مردم هر منطقه است و همین تفاوتها است که هویت ملتها را شکل میدهد. حذف این تفاوتها در نهایت به یکسانسازی فرهنگی و از میان رفتن تمدنها منجر خواهد شد.
سلیماننوری با اشاره به تجربه تاریخی نابودی فرهنگ بومی برخی اقوام، خاطرنشان کرد: زمانی که فرهنگ و آیینهای بومی اقوامی همچون سرخپوستان آمریکا کنار گذاشته شد، بهتدریج هویت آنها نیز از میان رفت و در فرهنگ غالب حل شدند. این اتفاق میتواند برای هر جامعهای رخ دهد، که نسبت به فرهنگ بومی خود بیتوجه باشد.
وی مردم و بهویژه سالمندان را مهمترین حافظان فرهنگ عامه دانست و افزود: پدربزرگها، مادربزرگها و بزرگان هر خانواده، گنجینهای از فرهنگ عامه هستند. اگر نظام سنتی آموزش خانوادگی تقویت شود و از تجربه و دانش کهنسالان بهره بگیریم، میتوانیم فرهنگ عامه را بهدرستی حفظ و به نسلهای آینده منتقل کنیم.
این پژوهشگر فرهنگ عامه خراسان خاطرنشان کرد: پاسداشت فرهنگ عامه تنها حفاظت از گذشته نیست بلکه تلاشی برای حفظ هویت ملی، تنوع فرهنگی و انسجام اجتماعی کشور به شمار میرود و بیتوجهی به آن، خسارتهای جبرانناپذیری برای آینده فرهنگی جامعه به همراه خواهد داشت.
انتهای پیام

