به گزارش ایسنا، نگهداری بدن، که گاهی با نام «حفظ زیستی» شناخته میشود، به مجموعه روشهایی گفته میشود که در آن بدن فرد بلافاصله پس از مرگ یا نزدیک به آن، تحت شرایط خاصی قرار میگیرد تا ساختار سلولی و بهویژه مغز تا حد امکان سالم بمانند. هدف اصلی این کار، حفظ اطلاعات زیستی بدن است، به این امید که در آینده، علم و فناوری بتواند آسیبهای ایجادشده را ترمیم کرده و امکان بازگرداندن فرد به زندگی را فراهم کند. هرچند چنین فناوریهایی هنوز وجود ندارند، اما علاقه عمومی به این موضوع رو به افزایش است و برخی افراد آن را نوعی سرمایهگذاری برای آینده میدانند.
ضرورت پژوهش درباره این موضوع از آنجا ناشی میشود که تصمیمگیری در مورد پایان زندگی، یکی از حساسترین حوزههای پزشکی است. پزشکان باید میان خواستههای بیماران، استانداردهای مراقبتی، و محدودیتهای علمی تعادل برقرار کنند. نگهداری بدن، برخلاف بسیاری از درمانهای آزمایشی، با مرگ انسان گره خورده و پیامدهای اخلاقی و حقوقی جدی دارد. از سوی دیگر، سازمانهایی در جهان وجود دارند که صدها نفر را تاکنون تحت این فرایند قرار دادهاند و هزاران نفر دیگر نیز برای آینده ثبتنام کردهاند، موضوعی که لزوم بررسی دیدگاه جامعه پزشکی را دوچندان میکند.
گروهی از پژوهشگران به سرپرستی آریل زلزنیکوف-جانستون از دانشگاه موناش استرالیا، به همراه همکارانش، تحقیقی را انجام دادهاند که به بررسی دیدگاه پزشکان درباره امکانپذیری این نوع نگهداری و جایگاه آن در مراقبتهای پایان زندگی میپردازد. این پژوهش که به یکی از جنبههای اصلی عنوان مطالعه، یعنی ارزیابی واقعبینی احیای آینده، اشاره دارد، تلاش کرده نظر پزشکان با تخصصهای مختلف و وابستگیهای بالینی گوناگون را گردآوری کند.
روش کار پژوهش بر پایه یک نظرسنجی گسترده بود. بیش از ۳۰۰ پزشک در ایالات متحده در این بررسی شرکت کردند که نزدیک به نیمی از آنها پزشکان مراقبتهای اولیه بودند و بقیه دارای تخصصهایی مانند مغز و اعصاب، مراقبتهای ویژه، بیهوشی و مراقبت تسکینی بودند. پرسشها بر سه محور اصلی متمرکز بود: امکانپذیری فنی نگهداری، مداخلات بالینی که میتواند کیفیت این فرایند را بهبود دهد، و وضعیت اخلاقی و قانونی آن بهعنوان گزینهای در پایان زندگی.
یافتهها نشان دادند که دیدگاه پزشکان بسیار متنوع است. حدود یکچهارم شرکتکنندگان معتقد بودند که امکان احیای فرد در آینده پس از نگهداری، بسیار محتمل است. در مقابل، کمی کمتر از نیمی از پزشکان این احتمال را بعید میدانستند. در میان تخصصها، جراحان مغز و اعصاب بهطور متوسط خوشبینتر بودند، اما در بیشتر گروهها دامنه نظرات از امید تا تردید گسترده بود.
در بخش دیگری از نتایج، به تعامل عملی پزشکان با این موضوع پرداخته شد. بیشتر پزشکان با تجویز داروهای ضدانعقاد برای بیماران در حال مرگ، که میتواند کیفیت نگهداری را بهبود دهد، موافق بودند. با این حال، حمایت از اقدامات شدیدتر، مانند آغاز فرایند نگهداری پیش از ایست قلبی، بسیار کمتر بود. حدود یکپنجم پزشکان نگران بودند که تلاش برای افزایش شانس موفقیت این روشها با ارائه بهترین مراقبتهای پزشکی در تضاد قرار گیرد.
یافتههای این تحقیق که در نشریه بسیار معتبر و دسترسی آزاد PLOS One منتشر شدهاند، حاکی از آن هستند که پزشکانی که بیشتر با بیماران در پایان زندگی گفتوگو دارند، معمولاً پذیرش بیشتری نسبت به انتخابهای مرتبط با نگهداری بدن نشان میدهند. به گفته پژوهشگران، بخشی از تردیدها ناشی از ناآشنایی با مبانی علمی روشهای مدرن نگهداری است. این موضوع اهمیت آموزش و گفتوگوی علمی را برجسته میکند.
همچنین تأکید شده است که در حال حاضر، آغاز نگهداری پیش از مرگ کامل از نظر قانونی در هیچ کشوری مجاز نیست. با این حال، اگر فناوریها پیشرفت کنند، جامعه پزشکی ناچار خواهد بود با چارچوبهای روشنتری در زمینه بالینی، حقوقی و اخلاقی روبهرو شود. پژوهشگران به علاوه یادآور شدهاند که ماهیت فرضی نتایج باید همواره در نظر گرفته شود.
انتهای پیام

