علیرضا بهرامی در گفت و گو با ایسنا، گفت: بسیاری از خانوادهها با نگرانیهایی مثل بدغذایی، بدخوابی، بیقراری، دیر حرف زدن یا بازی نکردن کودک مراجعه میکنند، اما معمولاً نمیدانند این مسائل دقیقاً از کجا ریشه میگیرد و آیا طبیعی است یا نیاز به بررسی تخصصی دارد.
وی افزود: در سالهای اول زندگی، مغز با سرعت زیادی رشد و شکل میگیرد. به همین دلیل هرچه مشکلات رشدی زودتر شناسایی شود، امکان مداخله مؤثرتر و پیشگیری از چالشهای بعدی بیشتر خواهد بود.
بهرامی ادامه داد: یکی از مهمترین نکاتی که والدین باید به آن توجه کنند، نشانههای اولیه تأخیر رشدی میداند. اگر کودک تماس چشمی مناسبی برقرار نمیکند، به اسم خود واکنش نشان نمیدهد، در تعامل با دیگران علاقه کمی دارد، بازیهایش محدود و تکراری است، یا در مهارتهای رشدی از جمله مهارتهای حرکتی و ارتباطی مثل نشستن، راه رفتن، صحبت کردن و ارتباط گرفتن تأخیر دارد؛ بهتر است این موارد جدی گرفته شود.
این کاردرمانگر، با بیان اینکه هر تأخیری در رشد کودک الزاماً به معنای یک اختلال جدی نیست، بیان کرد: اما باید توجه کرد که ارزیابی زودهنگام میتواند در زندگی کودک بسیار اثرگذار باشد. در بسیاری از موارد اگر مداخله بهموقع انجام شود، میتوان از شدیدتر شدن مشکل جلوگیری کرد و مسیر رشد کودک را بهتر هدایت کرد.
بهرامی در ادامه گفت: موضوعی که کمتر شناخته شده اما در میان مشکلات رایج کودکان دیده میشود، اختلال پردازش حسی است. بسیاری از خانوادهها وقتی از مشکلات حسی میشنوند، تصور میکنند منظور فقط حساسیت به صدا یا لمس است، در حالی که پردازش حسی دامنه بسیار وسیعتری دارد.
به گفته این کاردرمانگر، مغز ما بهطور مداوم اطلاعات حسی را از محیط دریافت میکند؛ مثل صدا، نور، لمس، حرکت، بو و حتی وضعیت بدن، این اطلاعات در مغز بهصورت یکپارچه پردازش میشود تا به کودک کمک کند درک کند در چه شرایطی است، چه کاری انجام میدهد و از نظر فیزیولوژیک در چه وضعیتی قرار دارد.
وی مطرح کرد: در برخی کودکان، مغز در پردازش و تنظیم این ورودیها دچار مشکل میشود و همین مسئله میتواند خود را به شکل رفتارهایی نشان دهد که خانواده معمولاً دلیلش را نمیفهمد؛ چون نه کودک میتواند دقیق توضیح دهد چه چیزی آزارش میدهد و نه خانواده ریشه مسئله را میشناسد.
عضو هیئت مدیره انجمن کاردرمانی استان البرز، گفت: برخی کودکان نسبت به صداهای معمولی حساسیت زیادی نشان میدهند، از کوتاه کردن مو یا ناخن فرار میکنند، بعضی لباسها را تحمل نمیکنند یا در جمعهای شلوغ بهشدت کلافه و بیقرار میشوند. در مقابل، بعضی کودکان الگوی متفاوتی دارند مدام در حال پریدن، دویدن و جستوخیزند، زیاد با وسایل برخورد میکنند و انگار دائماً به دنبال تحریکهای حسی و حرکتی هستند؛ گویی نیاز شدیدی به تحرک و فعالیت فیزیکی دارند.
وی تأکید کرد: حتی بدغذایی هم میتواند گاهی ریشه حسی داشته باشد. بعضی کودکان فقط چند غذای محدود را میپذیرند، بافت برخی غذاها را نمیتوانند تحمل کنند و نسبت به بو و مزه حساسیت زیادی نشان میدهند.
به گفته بهرامی، در برخی موارد این وضعیت صرفاً بدغذایی معمول یا لجبازی نیست؛ بلکه مغز کودک در پردازش اطلاعات حسی مرتبط با غذا مشکل دارد و همین باعث میشود کودک به سمت تجربه خوراکیهای جدید نرود.
وی درباره خواب هم به همین الگو اشاره کرد و افزود: بعضی کودکان به دلیل دشواری در تنظیم حسی یا اضطرابی که از دریافت بیش از حد محرکهای حسی ایجاد میشود، بیقرارند و آرام شدن و به خواب رفتن برایشان سخت میشود.
بهرامی خاطر نشان کرد: وقتی خانوادهها از بیقراری، بدخوابی یا حساسیتهای شدید کودک صحبت میکنند، گاهی لازم است نگاه عمیقتری به موضوع داشته باشیم و مسئله را صرفاً تربیتی یا رفتاری نبینیم. اینجا دقیقاً جایی است که نقش کاردرمانی پررنگ میشود. کاردرمانی در کودکان صرفاً به حرکت و فعالیت فیزیکی محدود نیست؛ بخش مهمی از کار کاردرمان به پردازش حسی، توجه، بازی، مهارتهای روزمره و نحوه تعامل کودک با محیط مربوط میشود.
وی با اشاره به یکی از پرسشهای رایج خانوادهها توضیح داد: بسیاری از افرادی که آشنایی کمتری با حوزه توانبخشی دارند میپرسند تفاوت کاردرمانی با گفتاردرمانی یا بازیدرمانی چیست و کودک دقیقاً به کدام خدمت نیاز دارد. باید توجه داشت که این حوزهها رقیب یکدیگر نیستند، بلکه مکمل هماند و هر کدام روی بخشی مشخص تمرکز میکنند.
این کاردرمانگر مطرح کرد: گفتاردرمانی بیشتر بر مشکلات گفتار و زبان، درک و ارتباط، و همچنین مهارتهای بلع و تغذیه کار میکند. بازیدرمانی عمدتاً به جنبههای هیجانی، عاطفی و روانی کودک میپردازد و معمولاً توسط روانشناس انجام میشود، هرچند برخی کاردرمانگران نیز در این حوزه فعالیت دارند. در مقابل، کاردرمانی تمرکز گستردهتری بر عملکرد کودک در زندگی روزمره دارد؛ یعنی کمک میکند کودک بتواند بهتر بازی کند، توجه و تمرکز بهتری داشته باشد و در فعالیتهای روزانه متناسب با سنش، مستقلتر و سازگارتر عمل کند.
وی یادآور شد: کاردرمانی تمرکز گستردهتری روی عملکرد کودک در زندگی روزمره دارد؛ یعنی کمک میکند کودک بهتر بازی کند، توجه و تمرکز بهتری داشته باشد، مهارتهای حرکتی و حسیاش رشد کند، در فعالیتهای روزانه مستقلتر شود و با آمادگی بیشتری برای حضور در مهدکودک و مدرسه آماده شود.
بهرامی گفت: خیلی وقتها کودک همزمان به چند نوع خدمت نیاز دارد. بهترین نتیجه معمولاً زمانی به دست میآید که مداخلات بهصورت تیمی انجام شوند؛ یعنی گاهی لازم است کودک کاردرمانی، گفتاردرمانی و بازیدرمانی را بهطور همزمان دریافت کند تا سریعتر تأخیرهای ایجادشده جبران شود و عملکرد بهتری در محیط واقعی زندگیاش داشته باشد.
وی تاکید کرد: یکی از نکات مهمی که خانوادهها باید بدانند این است که مراجعه زودهنگام به متخصص به معنی برچسب زدن به کودک نیست. خانوادهها از ترس تشخیص یا قضاوت دیگران، ارزیابی را عقب نیندازند؛ چون در سالهای اولیه زندگی، مغز انعطافپذیری بسیار بالایی دارد و مداخلات زودهنگام میتواند اثر فوقالعادهای داشته باشد. در بسیاری از موارد، اگر مشکلات زودتر شناسایی شوند و خانواده آموزش ببیند، میشود مسیر رشدی کودک را به شکل معناداری بهبود داد.
وی ادامه داد: نقش خانواده در این مسیر کلیدی است. در درمان کودکان فقط با خود کودک کار نمیکنیم؛ بخش مهمی از مداخلات مربوط به آموزش والدین است. خانواده باید بداند چطور با کودک بازی کند، چطور محیط را تنظیم کند، چطور رفتارهای چالشبرانگیز را مدیریت کند و چطور تمرینها را در خانه ادامه بدهد. در واقع خانواده عضوی از تیم درمان است، نه صرفاً دریافتکننده خدمات.
عضو هیئت مدیره انجمن کاردرمانی استان البرز، خاطر نشان کرد: نکته خیلی مهمی که باید روی آن تأکید کنیم این است که هر کودک منحصربهفرد است، ممکن است دو کودک تشخیص مشابهی داشته باشند، اما نیازها و چالشهایشان کاملاً متفاوت باشد. به همین دلیل، مداخلات باید فردمحور باشد و بر اساس ارزیابی دقیق طراحی شود؛ نه اینکه یک نسخه کلی و یکسان برای همه کودکان اجرا کنیم و انتظار نتیجه درست داشته باشیم.
وی مطرح کرد: متأسفانه یکی از مشکلات رایج، مراجعه خانوادهها به درمانهای غیرعلمی و توصیههای فضای مجازی است. گاهی والدین بهخاطر نگرانی زیاد، زمان و هزینه زیادی را صرف روشهایی میکنند که پشتوانه علمی ندارند. به همین دلیل تأکید میکنیم ارزیابی و درمان باید توسط تیمهای تخصصی و بر پایه روشهای علمی انجام شود.
وی افزود: اگر بخواهیم در پایان یک پیام کلیدی را پررنگ کنیم این است که آگاهی و مداخله زودهنگام میتواند مسیر زندگی کودک را تغییر دهد بسیاری از کودکانی که امروز در مدرسه عملکرد خوبی دارند، ارتباط اجتماعی مناسب و استقلال بیشتری در زندگی روزمره دارند، کودکانی بودهاند که مشکلاتشان زود شناسایی شده و بهموقع خدمات توانبخشی مناسب را دریافت کردهاند.
انتهای پیام

