۱۴۰۵-۰۳-۰۵ | ۰۹:۱۱
ویرانه‌های جنگ را به عنوان سند تاریخی نگه داریم؟

ویرانه‌های جنگ را به عنوان سند تاریخی نگه داریم؟

یک استاد پیشکسوت معماری و مرمت با اشاره به تجربه‌های جهانی از جنگ، درباره ضرورت بازسازی شهرها، نقش پدافند غیرعامل در طراحی شهری و چگونگی تبدیل برخی فضاهای آسیب‌دیده به یادمان‌های جنگ صحبت کرد؛ یادمان‌هایی که به اعتقاد او باید محدود، هدفمند و همراه با ملاحظات اجتماعی و روانی جامعه باشند.

در روزگار پس از جنگ، شهرها تنها با مسئله بازسازی زیرساخت‌ها مواجه نیستند، بلکه با پرسشی عمیق‌تر روبه‌رو می‌شوند، با ردپای به‌جامانده از جنگ چه باید کرد؟ در میان آوارهای شهر و محله‌های مسکونی و مراکز آموزشی و علمی و فضاهای آسیب‌دیدۀ بناهای تاریخی، نوعی حافظه خام و زنده از یک برهه تاریخی شکل گرفته که تصمیم‌گیری درباره سرنوشت آن، ساده نیست. آیا این فضاها باید به‌سرعت پاک‌سازی و بازسازی شوند تا زندگی عادی به شهر بازگردد، یا بخشی از آن‌ها باید به‌عنوان یادمان‌هایی از جنگ حفظ شوند؟  

ابوالحسن میرعمادی، استاد پیشکسوت معماری و مرمت و رییس هیات مدیره انجمن مفاخر معماری ایران، در ادامه سلسه‌ گفت‌وگوهای ایسنا، در پاسخ به این پرسش‌ها گفت: به نظر من این موضوع را می‌توان از دو جنبه بررسی کرد. اگر آثاری داریم که دارای ارزش تاریخی هستند، طبیعتاً جنبه تاریخی آن‌ها اهمیت زیادی دارد. برای مثال، اگر کاخ گلستان آسیب ببیند که خود یک اثر ثبت‌شده ملی و جهانی است، باید تلاش کنیم آن را مرمت و حفظ کنیم. اما در مورد برخی دیگر از فضاها، موضوع می‌تواند ابعاد سیاسی و انسانی پیدا کند. فرض کنید مدرسه‌ای در میناب مورد حمله قرار گرفته؛ جایی که کودکان هدف یک اقدام ضدانسانی قرار گرفته‌اند. چنین مکان‌هایی می‌توانند به‌عنوان یادمان، اهمیت پیدا کنند و حفظ شوند.

او افزود: اما این‌که بخواهیم یک محله کامل مخروبه را نگه داریم، از نظر روحیه اجتماعی چندان مناسب نیست. ممکن است در یک محله آسیب‌دیده، بخشی را به‌عنوان نماد و سند تاریخی حفظ کنیم تا نشان دهد چه اتفاقی رخ داده، اما در مقابل، روند بازسازی و نوسازی را نیز پیش ببریم. اگر اقدامی غیرانسانی هم رخ داده باشد، می‌توان آن را به‌عنوان سند تاریخی نگه داشت، اما این موارد نباید گسترده و فراگیر شوند.

این معمار اظهار کرد: اگر بخواهیم در بافت شهری همه خرابی‌ها را حفظ کنیم، از نظر روانی و اجتماعی تأثیر مناسبی بر جامعه نخواهد داشت. شاید بتوان بخشی محدود را به‌صورت نمادین و با درنظر گرفتن ملاحظات اجتماعی و روان‌شناختی نگه داشت، اما ضرورتی ندارد که این موضوع بسیار گسترده شود. برای مثال، اکنون ساختمانی که ما درگیر آن هستیم، ساختمان شورای اسلامی سابق و مجلس سنای پیش از انقلاب در خیابان امام خمینی، در جریان بمباران به‌شدت آسیب دیده است. واقعاً وضعیت اسفناکی دارد و چندین بمب آن را تخریب کرده‌اند. بحث این بود که آیا باید این وضعیت را حفظ کنیم یا نه. نظر ما این بود که چون این بنا یک اثر میراثی و حتی اثری شناخته‌شده و از مفاخر در معماری جهان است، بهتر است آن را به شکل اولیه بازگردانیم و بازسازی کنیم.

میرعمادی ادامه داد: البته امروز روش‌های دیگری هم وجود دارد؛ مثلاً می‌توان با استفاده از تصاویر، اسناد و حتی حفظ بخشی محدود از خرابه‌ها، آن حادثه را به نمایش گذاشت. اما از نظر روحیه اجتماعی، فکر می‌کنم بازسازی اهمیت بیشتری دارد، چون بازسازی، توان مهندسی، فناوری و قدرت ملی کشور را نشان می‌دهد. کشورهایی مثل آلمان پس از جنگ جهانی دوم نیز بخش‌های گسترده‌ای از شهرهایشان نابود شد، اما امروز جزو کشورهای پیشرفته جهان هستند. این روحیه بازسازی و احیای دوباره، از نظر ملی اهمیت بسیار زیادی دارد.

او گفت: البته بخش‌هایی از آثار می‌توانند به‌صورت نمادین یا از طریق اسناد تصویری حفظ شوند، اما این‌که ساختمان‌های نمادین ملی را به همان شکل مخروبه نگه داریم، به نظر من خوشایند نیست، چون این آثار، فارغ از واقعه جنگ، خودشان ارزش‌های تاریخی و فرهنگی مستقلی داشته‌اند. بنابراین بهتر است آن‌ها را حفظ و بازسازی کنیم و تنها در حد محدود و مستند، نشانه‌هایی از تخریب را برای ثبت تاریخی باقی بگذاریم.

میرعمادی اظهار کرد: من شخصاً علاقه زیادی به این ندارم که خرابه‌ها را به‌طور گسترده برای عبرت‌دادن به خارجی‌ها یا حتی مردم خودمان حفظ کنیم. در بسیاری از موارد، ثبت اسناد، تصاویر و نگه‌داشتن یکی دو نمونه کافی است. بیش از حد پرداختن به این موضوع، از نظر روحیه ملی چندان مناسب نمی‌دانم.

این معمار و شهرساز همچنین از اهمیت پدافند غیرعامل در طراحی شهری گفت و توضیح داد: نتیجه‌ای که از این مسئله جنگ می‌گیریم، نیازمند مطالعه و بررسی دقیق است تا ببینیم تکلیف شهرهایمان چه خواهد شد. یکی از نخستین موضوعاتی که باید به آن توجه کنیم، پدافند غیرعامل در طراحی شهری است. ما باید در طراحی شهرهایمان دقت بیشتری داشته باشیم، هم از نظر نوع ساختمان‌ها، هم موقعیت و استقلال آن‌ها و هم نحوه گروه‌بندی اجتماعی ساکنان.

او افزود: برای مثال، اگر ما افراد را صرفاً بر اساس شغل در یک منطقه متمرکز کنیم، فرض کنید خلبان‌ها همه در یک محدوده زندگی کنند، طبیعی است که اصل پراکندگی رعایت نشده و دشمن به‌راحتی می‌تواند آن منطقه را هدف قرار دهد وآن‌ها را قتل‌عام کند. یا اگر گروه‌های سیاسی کشور در یک نقطه ایزوله و جدا از جامعه مستقر باشند، طبیعتاً برای دشمن بسیار ساده خواهد بود که آن محدوده را بمباران کند و همه را از بین ببرد.

میرعمادی گفت: بنابراین، نخستین اصل در طراحی پدافندی، اصل پراکندگی است و این موضوع باید در طراحی شهرها رعایت شود. حتی در ساختمان‌های صنعتی نیز همین مسئله وجود دارد. در اوایل دهه هفتاد، زمانی که پالایشگاه موسوم به «کنگان» را طراحی می‌کردیم، متوجه شدیم که باید اصول پدافند غیرعامل را در صنایع به‌کار بگیریم. با اصراری که خودم به‌عنوان عضو هیات‌مدیره مشاور طراحی پروژه داشتم، طرح‌ها را بر اساس پدافند غیرعامل تنظیم کردیم. برای نمونه، بخش یوتیلیتی پالایشگاه و تاسیسات برق که در یک منطقه متمرکز بود، به سه بخش مجزا تقسیم شد تا اگر پالایشگاه هدف قرار گرفت، کل مجموعه از کار نیفتد و تنها بخشی از آن آسیب ببیند. بعدها نیز آیین‌نامه‌ای تدوین شد که بر اساس آن، صنایع بزرگ باید مطابق اصول پدافند غیرعامل طراحی شوند تا میزان خسارت کاهش پیدا کند.

این معمار تاکید کرد: در شهر نیز همین منطق وجود دارد. اولاً نباید نقاط حساس را در دل جمعیت مستقر کنیم، چون هدف اصلی این است که مردم و خانواده‌ها کمترین آسیب را ببینند. بنابراین باید طبقه‌بندی‌ها را تعریف کنیم و سیستم‌ها را از هم مجزا نگه داریم تا هر بخش مقاومت و تاب‌آوری لازم را داشته باشد. این موضوع، اساس شهرسازی است. از همه مهم‌تر، ساختمان‌هایی که ساخته می‌شوند باید به پناهگاه و اصول ایمن‌سازی مجهز باشند. ممکن است در طول چند سال، چند بار جنگ اتفاق بیفتد، بنابراین ناچاریم این ضوابط را در طراحی‌ها لحاظ کنیم تا آسیب‌ها به حداقل برسد. مجموعه تجربیاتی که در این سال‌ها پس از انقلاب به دست آمده، نشان می‌دهد که کاهش آسیب‌پذیری باید به‌عنوان یک اصل در مبانی طراحی شهری پیش‌بینی شود.

انتهای پیام

#

# فرهنگی و هنری

آخرین اخبار فرهنگی و هنری