سه‌شنبه ۲۰ مرداد ۱۴۰۵ | ۱۱:۱۳
تمجید از اخوان، ابتهاج و کدکنی با انتقاد از شاملو!

تمجید از اخوان، ابتهاج و کدکنی با انتقاد از شاملو!

یک پژوهشگر با بررسی میراث علمی عباس زریاب خویی می‌گوید: او ضمن تمجید از شاعرانی چون اخوان ثالث، شفیعی کدکنی و ابتهاج که توانسته‌اند میان سنت قدیم و سیاق امروز پل بزنند، به شدت از جریان احمد شاملو انتقاد می‌کند.

محمد حسینی باغسنگانی - پژوهشگر فرهنگ و هنر - در یادداشتی با عنوان «سپهر فرهنگی و میراث علمی زریاب» به مناسبت زادروز عباس زریاب خویی که برای انتشار در اختیار ایسنا قرار داده، نوشته است:

«در سپهر فرهنگی قرن معاصر ایران، دکتر عباس زریاب خویی (۱۲۹۸-۱۳۷۳) شخصیتی است که به تعبیر شفیعی کدکنی، دریغاگویِ فقدانش نه برای یک فرد، بلکه برای یک جامعه فرهنگی باید بود. او از نادره‌های روزگار بود که در عصر گذار از سنت به تجدد بالید و توانست دو سنت آموزشی شرقی و غربی را در بالاترین سطح ممکن با هم پیوند زند. زریاب تنها یک مورخ یا مترجم نبود؛ او منظومه‌ای عقلانی برای تبیین فرهنگ ملی خویش تدارک دیده بود که بر ارکان تاریخ، ادبیات، فلسفه و علوم اسلامی استوار بود.

«نوسنت‌گرایی علمی»: هخوانی منطق صوری و متدولوژی مدرن

یکی از برجسته‌ترین مختصات علمی زریاب، جایگاه او به عنوان مورخی «نوسنت‌گرای علمی» است. او تحصیلات خود را در حوزه‌ی علمیه قم و در محضر استادانی چون امام خمینی(ره)، سید محمد محقق داماد و سید محمد حجت آغاز کرد. در گفتگوهایی که با باقر زریاب خویی، برادر استاد داشتم، بر این نکته تأکید کرده بود که ریشه‌های تفکر استدلالی و انضباط فکری زریاب در همین سال‌های تلمذ در قم شکل گرفت. او منطق صوری و اصول فقه را با چنان دقتی فرا گرفت که بعداً در مواجهه با متدهای نوین تاریخ‌نگاری در آلمان، از آن‌ها به عنوان ابزاری برای نقد بهره جست.

سپهر فرهنگی و میراث علمی زریاب

زریاب پس از عزیمت به آلمان و دریافت دکتری از دانشگاه ماینتس، با روش‌های فیلولوژی (زبان‌شناسی تاریخی) و نقد منبع غربی آشنا شد. حرف تازه‌ی او در تاریخ‌نگاری ایران، «بومی‌سازی تاریخ‌نگاری غربی» بود؛ به این معنا که او از ابزارهای مدرن برای بازتعریف علمی دانش تاریخ استفاده کرد، اما هرگز تسلیم پیش‌فرض‌های مادی‌گرایانه یا نگاه‌های فروکاست‌گرایانه‌ی برخی خاورشناسان نشد. او میان «امر قدسی» و «امر تاریخی» توازنی برقرار کرد که در اثر درخشانش «سیره رسول‌الله» تجلی یافت. او در این کتاب، با حفظ عقیده به منشأ وحیانی رسالت، از ضوابط علمی برای پالایش روایات تاریخی از خرافات استفاده کرد و بدین ترتیب پلی مستحکم میان سنتِ نقلی و عقلِ نقاد دانشگاهی ساخت.

سپهر فرهنگی و میراث علمی زریاب

زریابِ مترجم، «انتقال‌دهنده اندیشه» و توسعه‌دهنده زبان علم

بسیاری زریاب را مترجمی چیره‌دست می‌دانند، اما نگاهی دقیق‌تر به آثاری چون «تاریخ فلسفه» و «لذات فلسفه» ویل دورانت نشان می‌دهد که کار او نوعی «اهلی کردن» (Domestication) مفاهیم فلسفی برای ذهن ایرانی بود. چنانکه می‌توانید در همین‌جا بشنوید استاد کامران فانی در گفت‌وگوی علمی خود با نگارنده به‌درستی اشاره می‌کند که بسیاری از ایرانیان، شیفتگی خود به فلسفه را مدیون نثر روان و معادل‌گزینی‌های دقیق زریاب هستند. این حرف کمی نیست و افسوس مجال شرح بیشتر چنین نکته‌های نابی فراهم نیست و مجال بیشتری می‌طلبد.

زریاب معتقد بود که برای وضع لغات علمی جدید، نباید به واژه‌سازی‌های دستوریِ خشک بسنده کرد، بلکه باید به نبوغ مترجمان زبردست اعتماد کرد تا واژگانی هماهنگ با روح زبان فارسی تولید کنند. او در ترجمه‌هایش، مفاهیم غامض غربی را چنان در ظرف زبان فارسی می‌ریخت که گویی این اندیشه‌ها در همین زبان متولد شده‌اند. ترجمه‌ او از کتاب «ایرانیان و عرب‌ها در زمان ساسانیان» اثر نولدکه، تنها یک برگردان زبانی نبود؛ او در واقع متن را با تکیه بر منابع دست‌اول عربی و فارسی نقد و تصحیح کرد و اشتباهات تاریخی نولدکه را یادآور شد. این نشان‌دهنده آن است که ترجمه برای او، ابزاری برای «انتقال و بومی‌سازی اندیشه» و توسعه‌ زبان علمی بود.

سپهر فرهنگی و میراث علمی زریاب

صورت‌بندی هویت در برابر افراط

در دورانی که نخبگان میان باستان‌گرایی ناسیونالیستی عصر پهلوی و اسلام‌گرایی فراملی در نوسان بودند، زریاب «راه سوم» را برگزید. او هویت ایرانی را بر سه رکن «زبان فارسی»، «تاریخ» و «دین» استوار می‌دید. دکتر محمدامین ریاحی در خاطراتی که برای مجموعه برنامه‌های گرامیداشت استاد زریاب در مجموعه برنامه «صد سال فرهنگ» به نگارنده این سطور نقل کرده، بر عشق عمیق زریاب به ایران و در عین حال پایبندی‌اش به سنت‌ها تأکید داشته است.

ایستادگی علمی زریاب در برابر جریان‌های قوم‌گرایانه، نمونه‌ای عالی از ناسیونالیسم علمی اوست. او در مقاله‌ مشهور خود ثابت کرد که نظامی گنجوی شاعر ایرانی است و ادعاهای پان‌تورکیستی را با استدلال‌های ادبی و تاریخی رد کرد. با این حال، او هرگز به دام باستان‌گرایی افراطی نیفتاد و معتقد بود هویت ملی ایران پس از پذیرش اسلام، به شکلی غنی‌تر بازتعریف شده است. زریاب در عین حال منتقد جدی «فرهنگ مادی غربی» بود و راه برون‌رفت از بحران فرهنگی را «اعاده دین و تقویت مبانی فرهنگ ملی» می‌دانست. از نظر او، هویت ملی بدون باروهای معنوی، پوسته‌ای شکننده در برابر امواج مدرنیته خواهد بود.

 «جرح و تعدیل سخت‌گیرانه» در میراث مکتوب

زریاب به دلیل تسلط بر زبان‌های آلمانی، انگلیسی، فرانسوی، عربی، ترکی و لاتین به منابع دست‌اول در حوزه‌های مختلف اشراف داشت. روش او در نقد منابع، روش «جرح و تعدیل سخت‌گیرانه» بود. دکتر صادق سجادی در گفتگو با نگارنده به حافظه‌ استثنایی استاد اشاره کرده است؛ حافظه‌ای که به او اجازه می‌داد خطاهای محققان بزرگی مانند نولدکه را در نقل عبارات تاریخی، بدون مراجعه به کتاب و تنها از راه تطبیق ذهنی اصلاح کند.

مطالعه‌ موردی بر روی تصحیح کتاب «الصیدنه» ابوریحان بیرونی یا تهذیب «روضةالصفا»، نشان‌دهنده‌ وسواس علمی اوست. او در تصحیح «الصیدنه»، قدرت استنباط حیرت‌آور خود را در رفع اشکال از کلماتِ «کج و کووله» شده‌ علمی نشان داد و متنی منقح به جامعه‌ علمی عرضه کرد. او معتقد بود مورخ باید با نگاهی ذره‌بین‌وار، اصالت هر روایت را در بستر تاریخی‌اش بسنجد؛ روشی که او را از تکرار مکرراتِ تاریخ‌نگاری سنتی باز می‌داشت. همین دیدگاه را به شکل دیگری، دکتر اکبر ایرانی، مدیر اندیشمند موسسه میراث مکتوب هم تأیید کرده است.

سپهر فرهنگی و میراث علمی زریاب

 زریاب و «فلسفه تاریخ بنیادی»: فراتر از نقل حوادث

یکی از ابعاد کمتر شناخته‌شده‌ میراث زریاب، توجه او به «هیستوریسیسم» (تاریخی‌گری) و ترجمه اثر جاودان فریدریش ماینکه با عنوان «ظهور تاریخ بنیادی» است. زریاب با این کار می‌خواست نگاه ایرانیان را به مفهوم «زمان» و «تاریخ» تغییر دهد. او تاریخ را نه صرفاً نقل وقایع پی‌درپی، بلکه «بستری برای درک هر رویداد و اندیشه» می‌دید.

او معتقد بود هیچ پدیده‌ فرهنگی یا مذهبی را نمی‌توان خارج از بستر تاریخی‌اش فهمید و می‌توان شنید در گفت‌وگوهایی که با دکتر محمدعلی موحد داشته‌ایم، بر این نگاه حکیمانه‌ زریاب تأکید شده است؛ نگاهی که در آن تاریخ، ابزاری برای فهمِ «هستی» است. زریاب با ترجمه‌ ماینکه، در واقع به دنبال روشن کردن این نکته بود که چگونه آگاهی تاریخی می‌تواند به ما در درک ریشه‌های فرهنگ ملی و اسلامی‌مان یاری رساند.

 جامعیت روش‌شناختی و میراث ماندگار

میراث عباس زریاب خویی را نباید تنها در کثرت دانش او (لقب دایرةالمعارف زنده و متحرک) خلاصه کرد. میراث حقیقی او در «جامعیت روش‌شناختی» او نهفته است. او توانست میان «حجره» و «دانشگاه»، میان «سنت» و «مدرنیته» و میان «عقیده» و «تحقیق علمی»، پیوندی قابل لمس و مفید ایجاد کند. حسین زریاب، فرزند ارشد استاد، در گفته‌های خود از ساده‌زیستی و فروتنی پدری می‌گوید که در عین حال، استواری علمی‌اش در برابر کژی‌های فکری، خلل‌ناپذیر بود.

دکتر زریاب خویی نمونه‌ اعلای پژوهشگری است که با تکیه بر سنت‌های اصیل خود، جهان مدرن را شناخت و از دل این رویارویی، هویتی مستحکم و علمی برای دانش تاریخ و فرهنگ در ایران رقم زد. میراث او، آموزگاری است برای نسل‌های آینده که چگونه می‌توان هم ایرانی بود، هم مسلمان باقی ماند و هم بر صدرِ سکوی علمِ جهانی ایستاد.

سپهر فرهنگی و میراث علمی زریاب
عنوان

سنت‌شکن؛ بدعت‌گذار و نوآور

این عنوان گفت وگوی مفصل شاهرخ تویسرکانی با استاد عباس زریاب خویی در مجله «دنیای سخن» (شماره ۴۶، دی‌ماه ۱۳۷۰)، یکی از مهم‌ترین اسناد برای درک تطور فکری و مبانی نظری این حکیم معاصر در سال‌های پایانی عمر اوست. این گفت‌وگو که تحت عنوان «سنت‌شکن؛ بدعت‌گذار و نوآور است» منتشر شده، فراتر از یک شرح‌حال ساده، به کالبدشکافی وضعیت فرهنگی ایران و تبیین نظریه «تداوم فرهنگی» می‌پردازد:.

تحلیل و خلاصه این گفتگو بر پایه نظریات استاد زریاب این صورت دارد که:

تعریف «بزرگی» و نقد سنت‌گرایی ایستا

اصل نخستین نظریات زریاب در این گفت‌وگو بر پایه «خلاقیت سنت‌شکنانه» استوار است. او معتقد است کسی که تنها سنت‌های گذشته را تکرار کند، بزرگ نیست؛ بلکه «آدم بزرگ» کسی است که سنت‌های گذشته را درهم می‌شکند و با ایجاد بدعتی (نوآوری) مثبت، افقی تازه می‌گشاید. او از بزرگانی چون فروغی، دهخدا، تقی‌زاده و قزوینی به عنوان نسل سنت‌شکنانی یاد می‌کند که تاریخ و فرهنگ ایران را وارد مرحله نوینی کردند.

 زیربنای اقتصادی و اجتماعیِ شکوفایی علمی

زریاب در این گفت‌وگو، نظریه‌ای واقع‌گرایانه درباره ظهور نوابغ مطرح می‌کند. او بر این باور است که نبودِ نوابغی چون خواجه نصیرالدین طوسی یا ابوریحان بیرونی در دوران معاصر، ناشی از کمبود هوش و استعداد ایرانی نیست؛ بلکه ناشی از نبودِ «بستر مناسب اجتماعی و اقتصادی» است. او تأکید می‌کند که شکوفایی فرهنگ و علم به عواملی چون امنیت، رفاه اجتماعی، تشویق و وجود ابزارهای پژوهشی در دانشگاه‌ها بستگی دارد که متأسفانه در دوران معاصر با نقص‌های جدی مواجه بوده‌اند.

سپهر فرهنگی و میراث علمی زریاب

 تقابل «فرهنگ مادی غربی» و «هویت معنوی ایرانی»

بخش عمده‌ای از نظریات استاد در این مصاحبه بر پایه نقد مادی‌گرایی (متریالیسم) و لذت‌پرستی (هدونیسم) غرب استوار است. زریاب با نگاهی حکیمانه، تمدن غرب را به دلیل تبدیل انسان و به‌ویژه زن به کالا، مورد نقد قرار می‌دهد و آن را نوعی «تهاجم فرهنگی» می‌نامد که هدفش تخریب بنیان‌های معنوی جوامع دیگر است.

او راه برون‌رفت از این بحران را در اعاده دین و تقویت مبانی فرهنگ ملی می‌بیند و معتقد است که تنها با تکیه بر وجدان دینی و اخلاقی می‌توان در برابر نمایش شهوت و لذت مادی ایستادگی کرد.

 نظریه پیوستگی در ادب و هنر (نقد شاملوییسم)

زریاب در این گفت‌وگو دیدگاهی بسیار صریح درباره شعر معاصر دارد که بر پایه اصل تداوم سنت بنا شده است. او ضمن تمجید از شاعرانی چون اخوان ثالث، شفیعی کدکنی و ابتهاج که توانسته‌اند میان سنت قدیم و سیاق امروز پل بزنند، به شدت از جریان احمد شاملو انتقاد می‌کند.

زریاب معتقد است که شعر شاملو به دلیل قطع پیوند کامل با شعر کلاسیک فارسی، از اصالت تهی شده است. از نظر او، نوآوری واقعی باید ریشه در سنت داشته باشد، در غیر این صورت به یک تجربه گسسته و بی‌ریشه تبدیل می‌شود.

سپهر فرهنگی و میراث علمی زریاب

خوانش سیاسی-تاریخی ایران

زریاب در تحلیل تاریخ ایران، بر پایه اصل «استقلال ملی»، دوره‌های ساسانی و صفوی را درخشان‌ترین اعصار تاریخی ایران می‌داند؛ زیرا در این دوره‌ها دولت‌های ملی مقتدری شکل گرفتند که هویت ایرانی را در برابر بیگانگان حفظ کردند. او همچنین بر این نکته تأکید دارد که دموکراسی بدون پشتوانه اخلاقی و ملی، به دیکتاتوری یا هرج‌ومرج ختم می‌شود.

پایه اصلی نظریات استاد زریاب در این گفت‌وگو، «خردگراییِ ریشه‌دار» است. او از یک سو بر ضرورت نوآوری و گذار از سنت‌های فرسوده تأکید می‌کند و از سوی دیگر، هرگونه تجددِ منقطع از ریشه‌های ملی و مذهبی را محکوم به شکست می‌داند. او در این گفت‌وگو، تصویری از یک مورخ-فیلسوف را ارائه می‌دهد که معتقد است بازگشت به دینِ پیراسته و تقویت زبان فارسی، تنها سپر دفاعی ایران در برابر امواج مخرب مدرنیته مادی است.

نظریه «تداوم فرهنگی» در اندیشه دکتر عباس زریاب خویی، نه به معنای ایستایی در گذشته و نه به معنای تقلید صرف از مدرنیته است؛ بلکه او این تداوم را در یک دیالکتیک میان «سنت‌شکنی خلاق» و «پیوستگی ریشه‌دار» تبیین می‌کند. بر اساس گفتگوی ایشان در مجله دنیای سخن، مؤلفه‌های این نظریه را می‌توان در چهار سطح تحلیل کرد:

تداوم از طریق «سنت‌شکنی خلاق»

زریاب معتقد است تداوم فرهنگ به دست کسانی رقم می‌خورد که قدرت «بدعت‌گذاری مثبت» دارند. او تأکید می‌کند که «آدم بزرگ» کسی است که سنت‌های گذشته را درهم می‌شکند تا افقی نو باز کند. از نظر او، افرادی چون دهخدا، فروغی، تقی‌زاده و قزوینی با وجود اینکه سنت‌شکن بودند، اما چون این کار را با اشراف کامل بر مواریث گذشته انجام دادند، باعث تداوم و پویایی فرهنگ ایرانی در عصر جدید شدند. در واقع، تداوم فرهنگی از مسیر تکرار نمی‌گذرد، بلکه از مسیر بازآفرینی عبور می‌کند.

 پیوند «دیروز و امروز» در زبان و ادب

در سطح نمادین، زریاب تداوم فرهنگی را در «پشتوانه کلامی» جستجو می‌کند. او شاعرانی چون اخوان ثالث و شفیعی کدکنی را ستایش می‌کند؛ چرا که آن‌ها در عین حال که از سیاق و نگاه امروز بهره می‌برند، از سنت غنی گذشته نیز برای غنای کار خود مدد می‌گیرند. و می‌توان همین‌جا شنید...  

این همان نکته‌ای است که در گفتگوهای نگارنده با شادروان کامران فانی نیز بارها بر آن تأکید شده؛ اینکه زریاب «زبان فارسی» را ستون فقرات تداوم هویت ایرانی می‌دید. از نظر زریاب، هرگونه نوآوری که مانند شعر شاملو، پیوند خود را با پشتوانه کلام کلاسیک قطع کند، از دایره تداوم فرهنگی خارج شده و به یک تجربه گذرا تبدیل می‌شود.

سپهر فرهنگی و میراث علمی زریاب

مقاومت «فرهنگ مرکزی» در برابر تزلزل سیاسی

زریاب بر این باور است که هویت و فرهنگ ایرانی دارای یک «هسته مرکزی» است که در طول تاریخ، حتی در زمان تزلزل قدرت سیاسی یا حملات بیگانگان (مانند دوران مغول)، اصالت خود را حفظ کرده است. او اشاره می‌کند که پیوند مردم با این فرهنگ مرکزی همواره برقرار بوده و همین پیوند باعث شده است که ایران بتواند پس از هر فروپاشی، دوباره قد علم کند. او دوران ساسانی و صفوی را به دلیل ایجاد دولت‌های ملی که بر این فرهنگ مرکزی تکیه داشتند، درخشان می‌داند.

تداوم معنوی در برابر مادی‌گرایی غرب

بخش دیگری از نظریه تداوم فرهنگی او، جنبه دفاعی دارد. زریاب معتقد است که تمدن مادی غرب با ابزار «لذت‌پرستی»، بنیان‌های معنوی فرهنگ‌های دیگر را هدف قرار داده است. او تنها راه حفظ تداوم فرهنگی ایران در برابر این موج را «اعاده دین و تقویت مبانی فرهنگ ملی» می‌داند. از نظر او، اگر پیوند فرهنگ با وجدان دینی و اخلاقی گسسته شود، تداوم فرهنگی نیز از بین خواهد رفت.

تداوم فرهنگی از دیدگاه زریاب، یک جریان زنده و سیال است. او معتقد است که ما باید با تکیه بر نبوغ مترجمان و اندیشمندان، مفاهیم نو را «اهلی» کنیم و در ظرف فرهنگ خود بریزیم تا این زنجیره قطع نشود. تداوم یعنی داشتن چشمی به میراث (سنت) و چشمی به ضرورت‌های زمانه (نوآوری).

استاد عباس زریاب خویی در تحلیل خود از تاریخ ایران، ملاک درخشان بودن یک دوره را بر سه پایه استقلال ملی، رفاه اقتصادی و رشد فرهنگی استوار می‌دید. بر اساس این معیارها، ایشان دو مقطع را به عنوان درخشان‌ترین دوره‌های تاریخی ایران معرفی می‌کند:

۱. دوران ساسانی: زریاب این دوره را درخشان‌ترین عصر پیش از اسلام می‌دانست؛ چرا که در این مقطع، یک دولت تمام‌عیار ملی، کاملاً مستقل و متکی بر فرهنگ اصیل ایرانی شکل گرفته بود که از نظر بنیه اقتصادی نیز بسیار مقتدر بود.

۲. دوران صفوی: ایشان این عصر را دومین دوره بزرگ شکل‌گیری دولت ملی و قومی در ایران برمی‌شمرد. از نظر او، صفویان با تکیه بر مذهب تشیع و ایجاد اقتدار نظامی گسترده، موفق شدند استقلال و تمامیت ارضی ایران را پس از سده‌ها تزلزل، دوباره تثبیت کنند.

علاوه بر این دو دوره بزرگ، زریاب خویی به قرن چهارم و پنجم هجری نیز به عنوان مقطعی مهم اشاره می‌کند. اگرچه در این زمان یک دولت مرکزی واحد وجود نداشت، اما با تلاش دولت‌های کوچک و پراکنده ایرانی، هویت و فرهنگ ایرانی حفظ شد و به شکوفایی رسید.

در مقابل، ایشان دوره قاجار را دورانی ضعیف توصیف می‌کرد که از نظر استقلال ملی و اقتدار، هرگز با شکوهِ دوران ساسانی و صفوی قابل مقایسه نبود. همچنین ایشان تأکید داشت که یکی از دلایل درخشش نوابغی چون ابن‌سینا و ابوریحان در اعصار گذشته، وجود بستر مناسب اقتصادی و اجتماعی و تشویق دولت‌های مقتدر آن زمان بوده است.

سپهر فرهنگی و میراث علمی زریاب

 برنامه رادیویی «صد سال فرهنگ» در آیین گرامی‌داشت دکتر عباس زریاب خویی را با سردبیر و تهیه کننده محمد حسینی باغسنگانی و نویسندگی اسماعیل باغستانی با گویندگی ژیلا امیر شاهی و منوچهر زنده دل، سال تولید ۱۳۷۸  با حضور و همراهی خانواده استاد زریاب، شاگردان، دوستان و اهل دانش و اندیشه می‌توانید بشنوید:

الف) منابع فارسی

۱. شفیعی کدکنی، محمدرضا. «دریغا زریاب و دریغا فرهنگ ایرانی». مجله بخارا، شماره ۱۰۴ (بهمن و اسفند ۱۳۹۳): . ۲. جلالی، نادره. «دکتر زریاب خویی: پرچمدار فرهنگ ایرانی و اسلامی». وب‌سایت مرکز پژوهش‌های ایرانی و اسلامی، ۱۴۰۰. ۳. عظیمی، میلاد. «راز ماندگاری زریاب». مجله بخارا، شماره ۱۰۴ (بهمن و اسفند ۱۳۹۳): . ۴. پناهی، یعقوب و دیگران. «تبیین مؤلفه‌های تاریخ‌نگاری عباس زریاب خویی». دوفصلنامه تاریخ‌نگری و تاریخ‌نگاری، دوره ۳۰، شماره ۲۵ (۱۳۹۹):. ۵. زریاب خویی، عباس. زندگانی من (خودنوشت). تهران: کتاب جامع، ۱۳۸۹. ۶. تنهاتن ناصری، ایرج. «مروری بر زندگینامه زنده‌یاد دکتر عباس زریاب خویی». نامه انسان‌شناسی، دوره ۱۵، شماره ۲۷ (۱۳۹۷). ۷. موحد، محمدعلی. «زریاب در آینه نامه‌هایش». مجله بخارا، شماره ۱۰۴ (۱۳۹۳):  ۸. زریاب خویی، عباس. بزم‌آورد: شصت مقاله درباره تاریخ، فرهنگ و فلسفه. تهران: علمی، ۱۳۶۸. ۹. تفضلی، احمد. «در رثای دکتر عباس زریاب خویی». ایران‌شناسی، سال ۷، شماره ۲ (۱۳۷۴):  ۱۰. باستانی پاریزی، محمدابراهیم. «زرناب زرگران». مجله بخارا، شماره ۱۰۴ (۱۳۹۳):  ۱۱. عزیزیان، مریم و زینب امیدیان. «نسبت امر قدسی و امر تاریخی در سیره‌نگاری عباس زریاب خویی». پژوهشنامه تاریخ اسلام، سال ۷، شماره ۲۸ (۱۳۹۶):  ۱۲. امیدیان، زینب و مریم عزیزیان. «صورت‌بندی فرهنگ ایرانی در اندیشه عباس زریاب خویی». جستارهای تاریخی، سال ۹، شماره ۲ (۱۳۹۷):  ۱۳. زریاب خویی، عباس. سیره رسول‌الله: از آغاز تا هجرت. تهران: سروش، ۱۳۷۰. ۱۴. یعقوب‌زاده، هادی. «رویکرد کلامی-تاریخی به سیره نبوی در آثار علی دوانی و مهدی پیشوایی». پژوهش‌های تاریخی، سال ۱۷، شماره ۴ (۱۴۰۴) ۱۵حضرتی، حسن. درآمدی بر نقد تاریخی. تهران: پژوهشکده امام خمینی، ۱۳۹۴. ۱۶. فانی، کامران. «زریاب و ترجمه تاریخ فلسفه». مجله بخارا، شماره ۱۰۴ (۱۳۹۳): ۱۷. اصفهانی، عبدالله. «عباس زریاب خویی: نیم‌قرن نسخه‌شناسی، تألیف و تحقیق». دوهفته‌نامه دارالصفا، ۱۳۹۲. ۱۸. کیوانی، مجدالدین. «مرگی و صدهزار مصیبت». مجله دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه تربیت معلم، شماره ۶-۸ (۱۳۷۳-۱۳۷۴) ۱۹. زریاب خویی، عباس. «نظریاتی درباره وضع لغات علمی و فرهنگی». نشر دانش، شماره ۲۶ (بهمن و اسفند ۱۳۶۳) ۲۰. میرزاصالح، غلامحسین. تاریخ، نظریه تاریخ و تاریخ‌نگاری (گفتگو با دکتر عباس زریاب خویی). تهران: فرزان روز، ۱۳۸۱. ۲۱. نولدکه، تئودور. تاریخ ایرانیان و عرب‌ها در زمان ساسانیان. ترجمه عباس زریاب خویی. تهران: انجمن آثار ملی، ۱۳۵۸. ۲۲. سجادی، صادق. «زریاب و دایرةالمعارف بزرگ اسلامی». مجله بخارا، شماره ۱۰۴ (۱۳۹۳): ۲۳. طاهری، فرهاد. «سهم استاد زریاب در نهضت دایرةالمعارف‌نویسی معاصر». مجله معارف، شماره ۵۷ (۱۳۸۱):  ۲۴. ریاحی، محمدامین. «زریاب عاشق ایران بود». دنیای سخن، شماره ۶۳ (۱۳۷۳)  ۲۵. زریاب خویی، عباس. آینه جام: شرح مشکلات دیوان حافظ. تهران: علمی، ۱۳۶۸. ۲۶. افشار، ایرج. نادره‌کاران: سوگنامه ناموران فرهنگی و ادبی. به کوشش محمود نیکویه. تهران: قطره، ۱۳۸۳. ۲۷. زریاب خویی، عباس. «نظامی گنجوی ترک نبوده است». مجله آینده، سال ۳، شماره ۱۲ (۱۳۲۴) ۲۸. بجنوردی، سید کاظم. «به یاد استاد زریاب». مجله بخارا، شماره ۱۰۴ (۱۳۹۳) ۲۹. ماینکه، فریدریش. ظهور تاریخ‌بنیادی. ترجمه عباس زریاب خویی. تهران: خوارزمی، ۱۴۰۰. ۳۰. شریعت سنگلجی، محمد. توحید عبادت. تهران: دانش، ۱۳۲۰. (مؤثر در تحول فکری اولیه زریاب). ۳۱. بروجردی، مهرزاد. روشنفکران ایرانی و غرب. ترجمه جمشید شیرازی. تهران: فرزان روز، ۱۳۸۷. ۳۲. میرسپاسی، علی. تأملی در مدرنیته ایرانی. تهران: طرح نو، ۱۳۸۴. ۳۳. آذرنگ، عبدالحسین. «عباس زریاب خویی». دانشنامه جهان اسلام، جلد ۲۱، ۱۳۹۵. ۳۴. دانشگاه تهران. عباس زریاب خویی». ۳۵. مرکز دائرةالمعارف بزرگ اسلامی. «مدخل عباس زریاب خویی». ۳۶. خبرگزاری ایسنا. «یادی از عباس زریاب»، ۲۲ تیر ۱۴۰۵. ۳۷. خبرگزاری ایمنا. «علامه ای چندوجهی»، ۱۹ مرداد ۱۳۹۶. ۳۸. بیرونی، ابوریحان. الصیدنه فی الطب. تصحیح عباس زریاب خویی. تهران: مرکز نشر دانشگاهی، ۱۳۷۰. ۳۹. میرخواند، محمد بن خاوندشاه. تهذیب و تخلیص روضة الصفا. به کوشش عباس زریاب خویی. تهران: علمی، ۱۳۷۳. ۴۰. زریاب خویی، عباس. شط شیرین پر شوکت (منتخب مقالات). به اهتمام میلاد عظیمی. تهران: مروارید، ۱۳۸۷.

۱. زریاب خویی، عباس. «سنت‌شکن؛ بدعت‌گذار و نوآور است (گفتگو با شاهرخ تویسرکانی)». مجله دنیای سخن، شماره ۴۶ (دی ۱۳۷۰):

۲. مجموعه برنامه های دارالفنون، صد سال فرهنگ به تهیه کنندگی محمد حسینی باغسنگانی از سال ۱۳۸۰ تا ۱۴۰۴

B) English Sources

Melville, Charles. A History of Persian Literature: Persian Historiography. New York: I.B. Tauris, ۲۰۱۲.

Zaryab, Abbas. "Timurids." In Encyclopaedia Iranica.

Grokipedia. "Abbas Zaryab: Iranian Historian and Scholar." Accessed ۲۰۲۶.

Lewis, Franklin. Hafez and His Contemporaries. London: Bloomsbury, ۲۰۱۴. (Referencing Zaryab's methodology).

Roemer, Hans Robert. "In Memoriam: Abbas Zaryab-Khoi." Journal of Iranian Studies, ۱۹۹۵.

Chittick, William. "Historical Analysis of Islamic Philosophy." Journal of Sacred Web (۲۰۰۳).

Zaryab, Abbas. Der Bericht über die Nachfolger Timurs. PhD diss., University of Mainz, ۱۹۶۰.

Taqizadeh, S. Hasan. Letters to Abbas Zaryab. Edited by Iraj Afshar. Tehran, ۱۹۷۰.

Cole, Juan. "Orientalism and Persian Historiography." Encyclopaedia Iranica. (Citing Zaryab on E.G. Browne).

Van Ess, Josef. "Ebn Ravandi." Encyclopaedia Iranica. (Citing Zaryab's co-authored research).

Yaghoubzadeh, Hadi. "A Theological-Historical Approach to Prophetic Biography." Journal of Historical Researches, Vol. ۱۷ (۲۰۲۶).

Mainecke, Friedrich. Die Entstehung des Historismus. (The Historism). Translated by Abbas Zaryab. Tehran: Kharazmi, ۲۰۲۱ (Persian Ed).

Henning, W. B. Sources of Iranian Studies. Edited by Mohammad Mo'in. Tehran, ۱۹۶۰. (Referencing his collaboration with Zaryab).

 انتهای پیام 

# فرهنگی و هنری

آخرین اخبار فرهنگی و هنری