۱۴۰۵-۰۳-۰۸ | ۰۹:۰۶
امید؛ مهارتی شناختی برای بقا، نه خیال‌پردازی خوش‌بینانه

در پنجاه و هشتمین نشست «در میدان» مطرح شد؛

امید؛ مهارتی شناختی برای بقا، نه خیال‌پردازی خوش‌بینانه

یک روانشناس مطرح کرد: امید به عنوان سازوکاری شناختی برای بقا، یک مهارت شناختی است. بر اساس نظریه‌ای در روان‌شناسی به نام C.R.Snyder، امید را نه خیال‌پردازی خوش‌بینانه، بلکه مهارتی شناختی می‌دانستند که بر دو ستون اساسی «عاملیت» و «تفکر مسیرساز» بنا شده است.

میثاق احمدزاده در پنجاه و هشتمین نشست از سلسله نشست‌های تخصصی «در میدان» که با عنوان «نگاه علمی به مفهوم تاب آوری در شرایط بحرانی» شامگاه ۷ خرداد، به همت جهاد دانشگاهی واحد استان قم با همکاری اداره مشاوره و مددکاری اجتماعی فرماندهی انتظامی استان قم و کانون روان شناسان استان قم به صورت مجازی برگزار شد، اظهار کرد: مغز انسان در مواجهه با تهدید، ابتدا سیستم بقا را فعال می‌کند و وقتی خطر ادراک می‌شود، مغز پیش از آنکه ذهن تصمیم بگیرد، واکنش نشان می‌دهد.

این روانشناس گفت: وقتی از جنگ و بحران حرف می‌زنیم، فقط درباره یک اتفاق بیرونی صحبت نمی‌کنیم؛ بحران موجود وارد بدن، خواب، رابطه و فکرهای تکراری ما می‌شود.

وی ادامه داد: وقتی تهدید زیاد می‌شود، بدن ما وارد سیستم بقا می‌شود و در روان‌شناسی بحران، اصطلاحی به نام «اضطراب جمعی» وجود دارد؛ یعنی اضطراب در یک شخص اتفاق نمی‌افتد، بلکه در جمع پخش می‌شود.

احمدزاده با بیان اینکه یکی از بخش‌های مهم مغز در این فرآیند، Amygdala (آمیگدال) یا همان آشکارساز کهن تهدید در مغز است که در عرض چند میلی‌ثانیه فعال می‌شود، تصریح کرد: در این مرحله، هورمون کورتیزول سراسر بدن را فرا می‌گیرد و بدن برای جنگیدن، فرار کردن یا منجمد شدن آماده می‌شود.

وی افزود: در شرایط تهدید طولانی‌مدت، این وضعیت به Hyper vigilance تبدیل می‌شود؛ یعنی حالتی از گوش‌به‌زنگی دائمی و فرساینده که به مرور، منابع هیجانی و جسمانی انسان را تحلیل می‌برد.

این روانشناس با اشاره به اینکه در بحث اضطراب جمعی و مواجهه مداوم با رسانه‌ها، باید دانست که بحران فقط از خود حادثه نمی‌آید، بلکه از تصویر حادثه هم می‌آید، تأکید کرد: بنابراین باید بین دو مفهوم «آگاه بودن» و «غرق شدن در خبر» فرق بگذاریم.

احمدزاده تصریح کرد: آگاه بودن یعنی در یک زمان مشخص و از یک منبع معتبر، اطلاعات لازم را می‌گیرم تا بتوانم بهتر تصمیم بگیرم، اما غرق در خبر باعث می‌شود ساعت‌ها به بدنمان پیغام خطر بفرستیم بدون آنکه کاری از دستمان بربیاید.

وی در ادامه اضافه کرد: در روان‌شناسی به این وضعیت، «مواجهه افراطی با رسانه» می‌گوییم و در این حالت، فرد وارد گوش‌به‌زنگی افراطی می‌شود و بدن و ذهن مدام به دنبال نشانه خطر هستند.

این روانشناس با بیان اینکه مواجهه مکرر با محتوای مرتبط با تهدید، سیستم عصبی را در حالت فعال‌سازی مزمن نگه می‌دارد و باعث تشدید ترس می‌شود، گفت: ترس مانند یک ویروس در شبکه‌های اجتماعی گسترش می‌یابد؛ ترسی که به واسطه تصاویر و روایت‌های مشترک تشدید می‌شود.

وی در ادامه بیان کرد: جریان مداوم اطلاعات، بدون رسیدن به قطعیت یا راه حل، حالتی از تنش روان‌شناختی حل‌نشده ایجاد می‌کند. یکی از اتفاقاتی که در بحران‌های طولانی‌مدت ممکن است بیفتد، احساس درماندگی است.

درماندگی آموخته شده

احمدزاده گفت: در «درماندگی آموخته‌شده»، فرد به این نتیجه می‌رسد که وقتی تجربه‌های تکرارشونده این باور را تقویت می‌کنند که «هیچ کاری از دست ما بر نمی‌آید»، روان انسان به تدریج فرو می‌پاشد؛ این اتفاق نه از سر ضعف، بلکه در اثر مواجهه طولانی‌مدت با تهدیدی است که کنترل‌ناپذیر احساس می‌شود.

این روانشناس افزود: این یک نقص شخصیتی نیست، بلکه سازگاری عصب‌روان‌شناختی مغز در برابر احساس ناتوانی و بی‌قدرتی است و می‌توان آن را ترمیم و بازسازی کرد.

وی ادامه داد: در مورد امید به عنوان سازوکاری شناختی برای بقا، باید گفت که امید یک مهارت شناختی است بر اساس نظریه‌ای در روان‌شناسی به نام C.R.Snyder، امید را نه خیال‌پردازی خوش‌بینانه، بلکه مهارتی شناختی می‌دانستند که بر دو ستون اساسی بنا شده است.

احمدزاده با اشاره به ستون نخست امید، گفت: نخست، «عاملیت» که همان باور به این است که «می‌توانم عمل کنم» و انتخاب‌های من حتی در محدودترین شرایط معنا و اثر دارند.  ستون دوم «تفکر مسیرساز» که توانایی یافتن مسیرهایی برای ادامه حرکت است، حتی زمانی که مسیر اصلی مسدود شده باشد.

تاب‌آوری واقعاً به چه معناست؟

وی با بیان اینکه تاب‌آوری در روان‌شناسی به معنای ظرفیت برگشت‌پذیری است، تصریح کرد: تاب‌آوری به معنای نبود درد، بی‌حسی هیجانی یا تظاهر به قدرت نیست.

احمدزاده ادامه داد: تاب‌آوری واقعی، توانایی خم شدن بدون شکست است؛ یعنی اینکه انسان بتواند ترس، سوگ و عدم قطعیت را احساس کند و با این حال، راهی برای ادامه دادن پیدا کند.

این روانشناس با بیان اینکه تاب‌آوری یک ویژگی ثابت نیست که یا آن را داشته باشی یا نداشته باشی، بلکه یک فرآیند و تمرین است، اضافه کرد: چیزی که از دل ارتباط، معنا و کنش‌های کوچک عاملیت ساخته می‌شود.

وی با تأکید بر اهمیت تنظیم هیجان در دوران بحران بیان کرد: تنظیم هیجان در دوران بحران یعنی اینکه هیجان خود را بشناسم، اسم بگذارم، از شدت آن بکاهم و بتوانم تصمیم بگیرم و ارتباط برقرار کنم.

احمدزاده ادامه داد: در فرآیند تنظیم هیجان، تنظیم تنفس و انجام تنفس آرام، آهسته و آگاهانه باعث فعال‌سازی عصب واگ می‌شود که این فرآیند به سیستم عصبی در معرض تهدید، پیام امنیت می‌دهد.

این روانشناس در ادامه با اشاره به ساز و کارهای تنظیم هیجان افزود: همچنین زمین‌گیرسازی یا همان اتصال به لحظه اکنون از طریق لمس، صدا، تنفس یا حرکت، چرخه افکار فاجعه‌انگارانه را متوقف می‌کند.

وی با بیان اینکه باید توجه داشت که خواب و بازسازی روانی در زمان بحران یک تجمل نیست، تأکید کرد: بلکه اصلی‌ترین سازوکار مغز برای پردازش ترس و بازسازی ظرفیت هیجانی محسوب می‌شود.  در این میان، ارتباط انسانی و هم‌تنظیمی هیجانی از طریق روابط امن، نیرومندترین پادزهر برای اضطراب جمعی است.

کودکان و هم تنظیمی هیجانی

این روانشناس با بیان اینکه در موضوع کودکان و هم‌تنظیمی هیجانی، باید در نظر داشت که کودکان سیستم‌های عصبی اطراف خود را جذب و بازتاب می‌کنند، گفت: کودکان ترس را مانند بزرگسالان پردازش نمی‌کنند، بلکه آن‌ها وضعیت هیجانی مراقبان خود را از طریق تنفس، تنش بدن و لحن صدای آن‌ها می‌خوانند.

وی افزود: وقتی سیستم عصبی یک بزرگسال تنظیم می‌شود، سیستم عصبی کودک نیز به دنبال آن آرام می‌گیرد؛ لذا آرامش یک بزرگسال بی‌تفاوتی نیست، بلکه هدیه‌ای است به کودکان که به تو تکیه دارند.

احمدزاده در پایان با اشاره به مفهوم امید در شرایط بحرانی و  نقش آن در زندگی انسان‌ها تصریح کرد: امید به معنای انکار کردن نیست، بنابراین ما در شرایط بحران به سه چیز احتیاج داریم که شامل بدن آرام‌تر، رابطه امن‌تر و سالم‌تر و همچنین یک معنا و هدف کوچک و روشن است.

انتهای پیام 

#

# استان ها

آخرین اخبار استان ها

چندرسانه‌ای