امیرعلی علویمقدم، در گفتوگو با ایسنا، با اشاره به مدلهای نوین مدیریتی در دنیا برای افزایش تابآوری سازمانها در شرایط بحران، اظهار کرد: در بسیاری از کشورهای توسعهیافته، برنامهریزی بلندمدت و شفاف معنا دارد و شرکتها میتوانند برای چند سال آینده خود برنامهریزی کنند، اما در ایران فضای اقتصادی بهگونهای است که حتی پیشبینی چند ماه آینده نیز دشوار شده و همین مسئله باعث شده رویکرد غالب، «مدیریت اقتضایی» باشد.
وی افزود: در ایران بیشتر تلاشها معطوف به بقاست، نه رشد. مدیران و بنگاهها مدام خود را با شرایط لحظهای تطبیق میدهند تا دوام بیاورند، در حالی که در دنیا ابزارهای نوین مدیریتی و هوشمند برای کاهش فشار تصمیمگیری و افزایش تابآوری توسعه یافتهاند.
علویمقدم با اشاره به نقش فناوریهای نوین در مدیریت بحران بیان کرد: امروز در دنیا از ابزارهایی مانند «اکسپرت سیستمها» یا سیستمهای خبره، دوقلوی دیجیتال و سامانههای پشتیبان تصمیم (DSS) استفاده میشود؛ ابزارهایی که میتوانند دانش و تجربه نیروهای متخصص را مدلسازی کرده و در شرایط بحرانی به مدیران کمک کنند تصمیمهای سریعتر و دقیقتری بگیرند.
وی ادامه داد: اکسپرت سیستمها در واقع بخشی از دانش تخصصی انسان را برای حل مسائل پیچیده شبیهسازی میکنند و سامانههای پشتیبان تصمیم نیز به مدیران کمک میکنند در شرایط فشار و عدم قطعیت، بهینهترین تصمیم را اتخاذ کنند. این ابزارها در دنیا بخشی جدی از ساختار مدیریتی شرکتها شدهاند، اما در ایران هنوز استفاده گستردهای از آنها نمیشود.
این کارشناس حوزه هوش مصنوعی با انتقاد از فاصله فضای مدیریتی کشور با دانش روز دنیا گفت: صنعت ایران هنوز تا حد زیادی مقلد است و بسیاری از مدیران ما در مرز دانش مدیریتی جهان حرکت نمیکنند. ممکن است ابزار یا نرمافزار وارد شود، اما تفکر مدیریتی متناسب با آن شکل نگرفته است.
وی تاکید کرد: بخش مهمی از مشکلات به مقاومت در برابر تغییر، ساختارهای سنتی و ترس از تحول بازمیگردد. بسیاری از واحدهای صنعتی هنوز نگاه سنتی دارند و در برابر فناوری و تغییر ساختار مدیریتی مقاومت میکنند.
علویمقدم با اشاره به تجربه استارتاپها در حوزه تابآوری اقتصادی افزود: در فضای استارتاپی، مفهوم «دره مرگ» وجود دارد؛ جایی که شرکت مدت طولانی فقط هزینه میکند و هنوز به درآمد نرسیده است. در چنین شرایطی، تابآوری اهمیت پیدا میکند، اما در اقتصاد ایران بهدلیل نااطمینانی بالا، حتی حفظ بقا نیز دشوار شده است. صاحبان صنایع در ایران علاوه بر مشکلات داخلی، با محدودیتهای بیرونی مانند تحریم، دشواری ارتباطات بینالمللی و مشکلات صادرات نیز مواجه هستند و همین مسئله تصمیمگیری را پیچیدهتر میکند.
این فعال حوزه نوآوری و استارتاپ با اشاره به نقش ابزارهای تحلیلی در بهبود بهرهوری گفت: استفاده از پژوهش عملیاتی، سامانههای تحلیل داده، سیستمهای تبادل الکترونیکی اطلاعات و مدلهای تصمیمیار میتواند به بنگاهها کمک کند مصرف منابع را بهینه کرده و در شرایط بحران واکنش دقیقتری داشته باشند.
وی افزود: در بسیاری از کشورها از هوش مصنوعی برای بهینهسازی زنجیره تامین، مدیریت منابع انسانی، تحلیل رفتار بازار و پیشبینی بحران استفاده میشود، اما در ایران هنوز میان فضای دانشگاهی و صنعتی یک شکاف جدی وجود دارد و زبان مشترکی برای انتقال دانش شکل نگرفته است.
علویمقدم همچنین با اشاره به مهاجرت نیروهای متخصص بیان کرد: بسیاری از نیروهای خلاق و متخصص ایرانی ظرفیت فعالیت در سطح جهانی را دارند، اما محدودیتهای اداری، مشکلات زیرساختی و نبود فضای مناسب باعث مهاجرت آنها شده است.
وی تاکید کرد: یکی از مهمترین زیرساختهای اقتصاد دیجیتال و فعالیت شرکتهای دانشبنیان، اینترنت پایدار است و قطع اینترنت در شرایط بحران، بهویژه برای فعالان حوزه هوش مصنوعی و اقتصاد دیجیتال، عملا به معنای از بین رفتن امکان فعالیت و کاهش شدید تابآوری آنهاست.
علویمقدم در ادامه بیان کرد: تابآوری را نمیتوان صرفا با شعار ایجاد کرد. اگر قرار است اقتصاد و صنعت کشور در شرایط بحران دوام بیاورند، باید بسترهای واقعی آن از جمله ثبات، دسترسی به فناوری، اینترنت، تصمیمگیری علمی و پذیرش نوآوری فراهم شود.
انتهای پیام

