عبدالله احراری با حضور در تحریریه ایسنا اظهار کرد: برای حفظ جایگاه و ارزش فرش ایرانی، نیازمند نوعی رنسانس، انقلاب هنری و بازگشت به نگاه دوره صفوی هستیم. امروز صنعت فرش کوچک شده است و حتی بزرگترین تجار نیز گردش مالی کافی در این حوزه ندارند. با این حال برخی طراحان فرش تحولات قابل توجهی در آثار خود ایجاد کردهاند که اگر حمایت لازم و امکان فعالیت گسترده برایشان فراهم شود، میتوانند تغییرات مثبت و موثری را رقم بزنند.
وی با تأکید بر ضرورت ایجاد کاربردهای جدید فرمی در فرش و صنایع دستی، اظهار کرد: برای ماندگاری این هنر، باید از الگوهای متنوع و کاربردهای متفاوت در زندگی روزمره بهره گرفت. استفاده از فرش در حوزههایی مانند پوشاک، وسایل تزئینی و توجه به دیگر کاربردهای روزانه آن میتواند به ترویج فرش و هویت هنر ایرانی و در نهایت حمایت از بافندگان کمک کند. در واقع لازم است که با نگاهی هنرمندانه و تخصصی، حضور فرش در جزییات زندگی امروز کاربردیتر شود.
این پژوهشگر حوزه فرش از رنگ لاکی بهعنوان یکی از ویژگیهای شناخته شده فرش خراسان در جهان یاد کرد و توضیح داد: این رنگ از مادهای به نام «قرمز دانه» استخراج میشود که در شرق ایران کاربرد دارد و از نوعی حشره روی کاکتوس به دست میآید که باید دور از مناطق کشاورزی باشد و پس از فرآوری به رنگ قرمز تبدیل میشود. قرمز دانه عمدتاً از کشورهایی مانند پرو و مکزیک وارد میشود و امروزه قیمت آن به حدود ۱۴۰ تا ۱۵۰ میلیون تومان در هر کیلوگرم رسیده و دسترسی به آن محدود است. به طور کلی هزینه رنگهای طبیعی چندین برابر رنگهای شیمیایی است با این حال استفاده از این نوع رنگها باید در تولید فرشهای برند مورد توجه قرار گیرد.
احراری به تأثیر تغییرات اقلیمی در تهیه مواد اولیه تهیه فرش از رنگ تا نخ اشاره کرد و گفت: خشکسالی، کیفیت پشم گوسفندان ایرانی را کاهش داده و موجب کاهش کیفیت الیاف همچنین ایجاد مشکل در رنگپذیری آنها شده است. این مسئله آنجا اهمیت خود را بیشتر نشان میدهد که در فرش ایرانی، اغلب رنگهای طبیعی مورد استفاده قرار میگیرد.
وی با نگاهی به حوزه آموزش طراحی فرش و کمرنگ شدن سیستم استاد_شاگردی در این حوزه نسبت به گذشته، خاطرنشان کرد: در حال حاضر، اغلب طراحان فرش دارای تحصیلات دانشگاهی هستند و اساتید این رشتهها نیز معمولا از میان همین فارغالتحصیلان انتخاب میشوند. بدون شک این مسئله برای طراحی فرش اتفاقات خوبی بهشمار میرود اما گاهی میتواند آن روح سنتی و کلاسیک طراحی را کمتر مورد توجه قرار دهد. شاید این موضوع که حدود ۹۹ درصد فارغالتحصیلان فرش، جذب بازار فرش ماشینی شدهاند و به نوعی طرحها و نقوش فرش دستباف را در تولیدات ماشینی به کار گرفتهاند، گواهی بر این ادعا باشد.
این پژوهشگر حوزه فرش افزود: نمیتوان گفت که امروز همه طراحان فرش صرفا نگاه درآمدی و فنی دارند؛ قطعا همچنان روحیه هنری در میان این هنرمندان وجود دارد اما گاهی این روحیه اندکی کمرنگ شده است. یکی از دلایل این مسئله، نبود جایگاه مشخص برای طراح در حوزه مالکیت معنوی در تولید فرش است. اغلب این فرآیندها در اختیار تولیدکنندگان است و عوامل تولید، تنها دستمزد دریافت میکنند حال آنکه در گذشته چنین نبود و طراح و رنگرز هم هویت مشخصی داشتند.

فرش ایرانی، بستری برای انتقال مفاهیم دینی و اعتقادی
احراری با اشاره به اینکه نقشمایههای فرش ایرانی، خیلی وقتها ظرفی برای انتقال مفاهیم دینی، اعتقادی و فرهنگی بوده است، یادآور شد: در بسیاری از قالیچههای عشایری و بومی، میتوان تجلی ذهنیت، تخیل و جهانبینی بافندگان را مشاهده کرد؛ برای مثال در میان برخی قالیچههای عشایری فارس، بهویژه در میان اقوام عرب ایل خمسه، نمونههایی دیده میشود که در آنها انسانها با چهرههایی انتزاعی، شاخدار و با چشمهایی برجسته ترسیم شدهاند و نوعی تصور ماورایی و ذهنی را بازتاب میدهند، این دسته از نقوش، برخاسته از نقشهای از پیش تعیینشده نیستند بلکه بافنده آنها را به صورت ذهنی و انتزاعی خلق میکند.
وی افزود: در دیگر مناطق ایران نیز هر نقش، نماد و مفهومی ویژه دارد؛ در قالیچههای ترکمن، هر جزء میتواند نشانه و نمادی خاص باشد. همچنین در قالی کرمان، وفور نقش باغ، سبزهزار و طبیعت را میتوان نشانهای از آرزو، تخیل و میل به طبیعت دانست، در فرش بیرجند نیز نقش ماهی درهم، علاوه بر جنبه زیباییشناسانه، ریشه در نوعی نگرش و دلبستگی فرهنگی دارد.
این عضو انجمن علمی فرش ایران، ادامه داد: بخشی از این نمادها پس از ورود اسلام، معنا و تفسیری اسلامی پیدا کردهاند اما برخی دیگر ریشه در دوران پیش از اسلام دارند و بعدها با فضای فرهنگی و دینی جدید بازخوانی شدهاند؛ برای مثال نقش درخت در برخی فرشها، میتواند ریشه در سنتهای کهن و آیینهای پیش از اسلام داشته باشد اما در گذر زمان تفسیری تازه و متناسب با فضای اسلامی یافته است؛ گاه همین نقش از سوی بافنده با تعبیری کاملاً بومی و شخصی توضیح داده میشود؛ چنانکه ممکن است یک بافنده بلوچ آن را درختی تنها در دل کویر بداند.
احراری ادامه داد: برخی نقوش مانند نقش پنجانگشتی نیز در میان اقوام و مذاهب مختلف، برداشتهای متفاوتی به همراه دارند؛ یک نفر ممکن است آن را نشانه پنج وعده نماز بداند، دیگری آن را به پنج تن آلعبا نسبت دهد و فردی دیگر آن را نمادی از چهار خلیفه به همراه پیامبراسلام تفسیر کند، دقیقا همین چندلایگی معنایی نشان میدهد که نقشمایههای فرش، ظرفی برای انتقال مفاهیم دینی، اعتقادی و فرهنگی بودهاند.
این پژوهشگر و عضو انجمن علمی فرش ایران با بیان اینکه بسیاری از نقشمایههایی که امروزه اسلامی تلقی میشوند، در اصل پیشینهای کهنتر دارند و سپس در دوران اسلامی تفسیر تازهای یافتهاند، اظهار کرد: اسلیمیها از جمله این نقوش هستند که پیش از اسلام نیز در هنر ایران، از جمله در هنر ساسانی و حتی در برخی آثار کهنتر دیده میشوند اما بعدها در فضای هنری اسلامی معنایی متفاوت پیدا کردند و بیش از پیش گسترش یافتند.
او با بیان اینکه تقویت جدی نقشمایههای اسلامی در فرش ایران بهویژه از دوره صفوی به بعد رخ داده است، عنوان کرد: در این دوره، فرش ایرانی بیش از گذشته به کالایی تجاری و دیپلماتیک تبدیل شد و ابتدا بهعنوان هدیه به دربارها و کشورهای مختلف از جمله عثمانی، پرتغال و اسپانیا فرستاده میشد و سپس همان کشورها به مشتریان عمده فرش ایرانی تبدیل شدند ودر یکصد سال اخیر نیز این روند با شتاب بیشتری ادامه یافته است.

ضرورت شکلگیری جریانهای خلاقانه نو در طراحی فرش و تقویت روایتهای انسانی و فرهنگی
این کارشناس حوزه فرش در خصوص شکلگیری جریانهای خلاقانه نو در بحث طراحی فرش، یادآور شد: در حوزه نوگرایی در طراحیهای سنتی فرش، اگرچه جریانهای خلاقانهای شکل گرفته اما این جریانها بهصورت محدود و در حد انگشتان دست بوده و کمتر بهعنوان حرکتی جامع با ابعاد فرهنگی، هنری و اقتصادی دیده شدهاند. با این حال، برخی جریانها بهویژه در قالب ایجاد موج اقتصادی ظهور یافتهاند که از جمله آنها میتوان به جریان «تابلوفرش» اشاره کرد. در عین حال، تعداد این جریانها محدود بوده و صنعت فرش نیازمند شکلگیری جریانهای نو است.
احراری خاطرنشان کرد: امروز بخش مهمی از تابلوفرشهای ایرانی، بهویژه در تبریز، دارای مضامین قرآنی هستند و برآورد میشود حدود ۵۰ درصد تابلوفرشها از آیات قرآن و مفاهیم دینی الهام گرفته باشند؛ حتی کل قرآن نیز در تبریز یک یا دو بار به صورت کتابی از تابلوفرش بافته شده است، این آثار در کنار دیگر تصاویر و مضامین مذهبی، سهم قابل توجهی در معرفی قرآن، اسلام و فرهنگ ایرانی اسلامی داشتهاند.
این پژوهشگر و عضو انجمن علمی فرش ایران درباره نقش فضای حاکم بر محیط، رنگها، طرحها و شیوه بافت در ایجاد بار معنوی فرش برای مخاطب گفت: این موضوع کاملاً واقعی و ریشهدار است؛ در گذشته و حتی امروز، برخی استادان رنگرزی و بافندگی معتقد بودند که کار باید با طهارت، وضو و ذکر آغاز شود و همین نگاه در فضای کارگاه و کیفیت معنوی اثر تأثیرگذار بوده است واین فضای معنوی از طریق هنر بافت فرش به مخاطب منتقل می شود.
وی ادامه داد: در میان استادان نامدار، افرادی بودند که بدون وضو وارد کارگاه رنگرزی نمیشدند و حتی شاگردان خود را نیز به رعایت این آداب ملزم میکردند؛ در تولید برخی فرشهای شاخص و تاریخی نیز همچنان این باور وجود دارد و تولیدکنندگان از بافندگان میخواهند با حال و هوای معنوی و رعایت آداب خاص به بافت اثر بپردازند؛ موضوعی که بهویژه در فرشهای تاریخی و نظری بیشتر مورد توجه است.

احراری با تاکید بر اینکه چنین ویژگیهایی فقط جنبه معنوی ندارند بلکه گاهی به بخشی از روایت تولید فرش نیز تبدیل میشوند، افزود: برخی تولیدکنندگان برای خریداران توضیح میدهند که فرش در کدام روستا، توسط چه خانوادهای و با چه شرایطی در حال بافته شدن است، این شیوه بهویژه در سفارشهایی که از سوی نهادها و سازمانهای اجتماعی در کشورهای اروپایی ثبت میشود، اهمیت دارد و سفارشدهنده مایل است از زندگی و شرایط بافنده نیز آگاه باشد.
عضو انجمن علمی فرش ایران افزود: این روایت انسانی و فرهنگی، حتی اگر بافنده متعلق به دین یا آیینی غیر از اسلام باشد، باز هم میتواند در ارزشگذاری و درک اثر مؤثر واقع شود، زیرا آنچه اهمیت دارد، اصالت روایت، هویت بافنده و فضای شکلگیری اثر است؛ این ویژگیها تأثیر زیادی بر نگاه مخاطب و خریدار دارند و میتوانند پیوند عاطفی و فرهنگی عمیقتری با فرش ایجاد کنند.
هنرخوشنویسی درفرش؛ پیامآور معنویت در فرش ایرانی
احراری درباره کاربرد هنرخوشنویسی در فرش توضیح داد: این حوزه یکی از جذابترین بخشهای این هنر اصیل ایرانی است؛ اگر به پیشینه این هنر نگاه کنیم، طرحهای محرابی که با آیات قرآن و احادیث مزین شدهاند، بهطور ویژه از دوره صفویه در تاریخ هنر ایران ثبت شدهاند، این فرشها تنها زیرانداز نبودهاند، بلکه حامل پیامهای معنوی و دینی نیز محسوب میشدهاند.
عضو انجمن علمی فرش ایران افزود: در کنار طرحهای محرابی، طرحهای ستوندار و قندیلدار نیز از جمله الگوهایی هستند که حال و هوایی معنوی به محیط میبخشند و در ساختار بصری خود، پیوندی روشن با مفاهیم نیایشی و قدسی دارند. هنر فرش همچنان زنده و پویاست و هنرمندان معاصر نیز با نوآوریهای تازه، این مسیر را ادامه میدهند. این هنر به همراه دستبافتههای ایرانی همچنان و همواره ظرفیت بالایی برای تحول و خلاقیت دارند.
فراز و نشیبهای فرش؛ از شناسنامهدار شدن تا دوگانگیهای مدیریتی
وی با اشاره به واردات غیرقانونی فرشهای خارجی از مرزها و عرضه آنها در بازارهای داخلی به نام فرش ایرانی، اظهار کرد: مقدار قابل توجهی فرش دستباف از مرزهای خراسان، وارد کشور میشود. در پیگیری این موضوع، از مرکز ملی فرش درخواست اعزام بازرس شد و در نهایت برخی فعالان بازار به صراحت خرید و فروش این فرشها وارداتی را تایید کردند. البته این مسئله محدود به خراسان نیست؛ حتی در گیلان و تهران، خارج از محدوده اصلی بازار فرش، بهویژه در مناطقی مانند سعادتآباد و تجریش، فرشهای افغانستانی عرضه میشود.
این عضو انجمن علمی فرش ایران خاطرنشان کرد: این موضوع دو دلیل اصلی دارد؛ نخست آنکه قیمت تمامشده فرش در این کشورها بسیار کمتر از ایران است همچنین بهدلیل باز بودن مرزها و نبود عزم جدی برای مقابله با این روند، این فرشها وارد کشور میشوند. متاسفانه گاهی در نمایشگاههای رسمی فرش که توسط شرکت نمایشگاههای کشور برگزار میشود نیز این تولیدات وارداتی بهچشم میخورند.
احراری راهکار حل این مسئله را شناسنامهدار شدن فرش ایرانی در داخل و خارج کشور دانست و افزود: در بازارهای خارجی، بسیاری از فرشهای دستباف تولید پاکستان و هند، بهویژه هند، با نامهایی مانند «بیرجند ایندیا»، «مشهد ایندیا» و «کاشان ایندیا» عرضه میشوند و به رقبای جدی ایران تبدیل شدهاند. این روند بهقدری تکرار شده که عملاً این برندها به نام آن کشورها شناخته میشوند.

این عضو انجمن علمی فرش ایران ادامه داد: شناسنامه فرش در واقع به منزله یک لوح فشرده است که به فرش الحاق میشود و مشخصات آن قابل رهگیری خواهد بود. متاسفانه تولیدکنندگان و تجار فرش به دو دلیل از این طرح استقبال نکردند؛ نخست اینکه با صدور شناسنامه، امکان سوءاستفاده و عرضه فرشهای غیرایرانی تحت عنوان فرش ایرانی از بین میرود و راههای گریز محدود میشود. دوم مرتبط با هزینههای صدور شناسنامه است که فرآیند آن نیازمند حضور بازرس و کارشناس جهت بررسی مواد اولیه و ثبت اطلاعات است.
این فعال حوزه فرش با اشاره به تعدد نهادهای ناظر در صنعت فرش دستبافت، بیان کرد: از نظر قانونی، متولی صنعت فرش وزارت صنعت، معدن و تجارت است و متولی سایر صنایع دستی، وزارت میراث فرهنگی است. این دوگانگی مدیریتی مختص ایران است و در سایر کشورها مشاهده نمیشود. به عنوان مثال، در ترکمنستان با وجود تولید محدود فرش، وزارت فرش وجود دارد اما در ایران یک بافنده برای تولید فرش باید به وزارت صمت مراجعه کند اما اگر بخواهد گلیم ببافد، باید به وزارت میراث فرهنگی مراجعه کند! این مداخلات، آسیبهای جدی به فرش دستباف ایران وارد کرده است.
لزوم توجه به نقش تحصیلات آکادمیک در بهروزرسانی طراحی فرش
احراری با اشاره و تاکید به ایفای نقش نسل جدید در بروزرسانی طراحیها و پیشرفت این حوزه در فرش، اظهار کرد: بهروزرسانی در طرح و نقش، مواد اولیه، تکمیل و بستهبندی در فرش و صنایع دستی، به عنوان کالایی که باید آبرومندانه عرضه شود و از حالت صرفاً سنتی خارج شود، ضروری است. برای نمونه، در نمایشگاههای فرش ماشینی، نحوه ارائه و زیبایی محصولات به گونهای است که مخاطب را به نشستن و تأمل ترغیب میکند، اما نمایشگاههای فرش دستباف بیشتر شبیه انبار فرش هستند! این موضوع به عملکرد متولی بازمیگردد؛ به قول معروق حرمت امامزاده را متولی حفظ میکند.
وی یادآور شد: البته فرآیند بروزرسانی طراحی فرش تا حدودی بهصورت خودکار در حال انجام است. خوشبختانه در حوزه صنعت فرش، دارای چهرههای جدید و تحصیلکرده هستیم. رشته فرش در مقطع دکترا نیز تصویب شده و در حال حاضر دو دانشگاه دانشجوی دکتری فرش، پذیرش میکنند. از نظر علمی و فنی، وضعیت فرش نسبت به گذشته تغییرات چشمگیری داشته است.
این کارشناس حوزه فرش با اشاره به محدودیت منابع تخصصی در گذشته که اغلب توسط نویسندگان خارجی تألیف و ترجمه شدهاند، اظهار کرد: خوشبختانه امروز در این حوزه دهها اثر تألیفی وجود دارد و در بسیاری از متون تخصصی، نظریهها و تئوریهای علمی نیز مطرح شده است که میتواند و باید مورد استفاده اهالی این حوزه همچنین دانشجویان و پژوهشگران قرار گیرد تا شاهد اتفاقات بهتری در این زمینه باشیم.
انتهای پیام

