به گزارش ایسنا، غلامرضا ظریفیان در نشست تخصصی زنان در ساختار نهادی آموزش عالی که توسط موسسه پژوهش و برنامهریزی آموزش عالی برگزار شد، با اشاره به جایگاه زنان در تاریخ و فرهنگ ایران گفت: فرهنگ ایرانی در بستر تاریخی خود، فرهنگی زنستیز نبوده و زنان همواره در نظام خانواده و عرصه عمومی از موقعیت نسبتاً مناسبی برخوردار بودهاند، اما به دلیل استقرار نظامهای حکمرانی ایلاتی از دوره غزنویان تا قاجار که با زیست مدنی و حکمرانی نرم فاصله داشتهاند، بسیاری از ویژگیهای فرهنگی ایران از جمله نگاه به زنان تضعیف شده یا از میان رفته است. این پرسش مطرح است که چرا با وجود این پیشینه فرهنگی، گسترش آموزش عالی و حضور گسترده زنان در عرصه علم و پژوهش، همچنان با شکاف معناداری در سطوح مدیریتی و مشارکت علمی مواجه هستیم.
معاون سابق وزیر علوم با تاکید بر اینکه این مسئله صرفاً یک موضوع جنسیتی نیست؛ گفت: مشارکت زنان در سطوح مدیریتی و مشارکت علمی در اصل به نحوه بهرهبرداری از سرمایه انسانی و سرمایه علمی کشور بازمیگردد.
شکاف میان رشد علمی و حضور مدیریتی زنان
وی ادامه داد: در دو تا سه دهه اخیر، بین ۵۵ تا ۶۳ درصد ورودی دانشگاهها را زنان تشکیل دادهاند و در حوزههای علوم انسانی، علوم پایه و علوم پزشکی حضور داشتهاند. همچنین زنان در تولیدات علمی و پژوهشی کشور سهم قابل توجهی داشتهاند.
ظریفیان اظهار کرد: با وجود این رشد، در سطوح مدیریتی شامل ریاست دانشگاهها، معاونتها، شوراهای عالی، مدیریتهای سیاستی و تصمیمگیری و حتی در مراتب هیئت علمی، با نوعی ناهمزمانی نهادی مواجه هستیم؛ به این معنا که از یک سو سرمایه علمی زنان رشد کرده و از سوی دیگر تحول ساختاری و مدیریتی متناسب با این رشد رخ نداده است.
وی با اشاره به آمارهای بینالمللی گفت: حدود ۳۰ درصد اعضای هیئتعلمی علمی آموزش عالی کشور زنان هستند ولی در جهان میانگین اعضای هیئتعلمی کشورها ۴۶ درصد است. ایران در مقایسه با برخی کشورهای همسایه نیز وضعیت مطلوبی ندارد. مشارکت زنان در دانشگاههای ترکیه حدود ۴۲ درصد است و در عربستان نیز به دلیل تحولات جدی به ویژه در دانشگاههای جدید رشد ۴۰ درصدی میبینیم، در مالزی نیز این آمار حدود ۴۹ درصد است.
معاون سابق وزیر علوم با اشاره به تفاوتهای استانی گفت: سهم زنان عضو هیئتعلمی در برخی استانها مانند کرمان به ۳۷ درصد و هرمزگان به ۳۵ درصد میرسد، در حالی که این سهم در کرمانشاه ۱۹ درصد و در قم حدود ۲۰ درصد است.
سهم زنان از جایگاه ریاست
ظریفیان درباره سهم زنان از جایگاه ریاست دانشگاهها اظهار کرد: در برخی کشورها بین ۳۰ تا ۴۰ درصد رؤسای دانشگاهها زن هستند که نشاندهنده تلاش جدی برای رفع تبعیضهای نهادی در دانشگاههاست. در ایران سهم زنان در جایگاه رؤسای دانشگاهها در بهترین حالت به حدود ۳ درصد میرسد و در سطوح معاونتها و مدیریت گروهها نیز وضعیت چندان متفاوت نیست.
نرخ بیکاری زنان فارغالتحصیل دوبرابر مردان است
عضو هیئتعلمی دانشگاه تهران با اشاره به وضعیت اشتغال فارغالتحصیلان اظهار کرد: نرخ بیکاری فارغالتحصیلان مرد حدود ۱۴ درصد است، اما این رقم برای زنان دو برابر و بین ۲۸ تا ۳۲ درصد است. در ادبیات آموزش عالی از پدیدهای با عنوان «نشت خط لوله» یاد میشود؛ به این معنا که هرچه از سطح دانشجویی به مراتب بالاتر علمی و مدیریتی حرکت میکنیم، حضور زنان کاهش مییابد. این شرایط سبب فرسودگی میشود.
وی تأکید کرد: نظام آموزش عالی توانسته زنان را در سطح دانشجویی جذب کند، اما در توزیع فرصتها و مناصب با چالش جدی روبهرو است.
ظریفیان بخشی از دلایل این مسئله را شکافهای تاریخی و ساختاری دانست و گفت: علاوه بر میراث نظامهای سنتی حکمرانی، ساختار دانشگاه نیز از پیش از انقلاب تا امروز عمدتاً مردمحور بوده است. هرچند پس از انقلاب بهبودهایی رخ داده، اما همچنان شبکههای قدرت علمی، روابط حرفهای و چرخههای انتصاب عمدتاً توسط مردان شکل میگیرد.
نقش شبکههای غیررسمی در مدیریت مردانه دانشگاهها
عضو هیئتعلمی دانشگاه تهران افزود: چرخه تاریخی مدیریت مردانه در دانشگاهها در قالب شبکههای غیررسمی مدیریتی است و زنان کمتر به حلقههای تصمیمسازی راه پیدا میکنند. تمرکزگرایی در انتخاب و انتصاب مدیران نیز یکی دیگران عوامل موثر در این وضعیت است.
وی با اشاره به نقش استقلال دانشگاهها در انتخاب و انتصابات دانشگاهی گفت: با وجود تلاشهایی که در دوره اصلاحات برای افزایش استقلال دانشگاهها انجام شد، همچنان انتصابات دانشگاهی تحت تأثیر شبکههای دیوانی و سیاسی قرار دارد و در چنین ساختارهایی گروههای کمنماینده، از جمله زنان، دشوارتر به موقعیتهای مدیریتی دست پیدا میکنند. در بسیاری از دانشگاههای جهان به دلیل استقلال نهادی بیشتر، فرآیند انتخاب و انتصاب مدیران به شیوهای متفاوت انجام میشود.
وی افزود: شبکههای غیررسمی مدیریتی در بسیاری از ساختارهای دانشگاهی نقش تعیینکنندهای در انتخاب و انتصاب دارند و مردان معمولاً دسترسی بیشتری به این شبکهها دارند. این موضوع نیازمند شفافیت بیشتر در فرآیند انتخاب و انتصاب است.
این استاد دانشگاه در ادامه به عوامل جامعهشناختی اشاره کرد و گفت: کلیشههای جنسیتی همچنان در بخشی از فرهنگ سازمانی دانشگاهها وجود دارد و این تصور که مدیر باید فردی مقتدر باشد و مردان اقتدار بیشتری دارند، حتی در میان برخی افراد تحصیلکرده و روشنفکر نیز مشاهده میشود.
وی ادامه داد: این کلیشهها بهصورت ناخودآگاه عمل کرده و زنان را با فشار نقش مضاعف مواجه میکند و گاه برخی زنان نیز ناخواسته به بازتولید این نگرشها کمک میکنند.
نقش خودمحدودسازی حرفهای
ظریفیان کمبود الگوهای موفق زن را از دیگر موانع دانست و گفت: زمانی که تعداد زنان در موقعیتهای مدیریتی محدود باشد، الگوهای موفق نیز کمتر دیده میشوند و در نتیجه اعتماد نهادی به حضور زنان کاهش مییابد.
وی همچنین به پدیده «خودمحدودسازی حرفهای» اشاره کرد و افزود: زنان به دلیل تجربه تبعیض و حضور در فضای نابرابر، کمتر برای موقعیتهای مدیریتی داوطلب میشوند و احساس میکنند باید بیش از مردان شایستگی خود را اثبات کنند؛ موضوعی که به کاهش انگیزه برای حضور در عرصههای مدیریتی منجر میشود.
معاون سابق وزیر علوم با اشاره به تجربه شخصی خود اظهار کرد: تجربه من نشان میدهد برخی زنانی که به سمتهای مدیریتی میرسند، به دلیل فضای سنگین مدیریت مردانه، برای اثبات بیطرفی خود، گاه سختگیری بیشتری نسبت به زنان اعمال میکنند و در برخی موارد از رویکردهای برابریخواهانه فاصله میگیرند.
وی تأکید کرد: در مجموع با شرایطی پیچیده و متأثر از نگاههای اقتدارگرایانه مواجه هستیم، اما میتوان در یک فرآیند میانمدت بر این شکافها غلبه کرد.
استقلال دانشگاهها شرط اصلی کاهش شکاف مدیریتی
ظرفیان درباره راهکارها برای مقابله با این موضوع گفت: مهمترین مسئله، افزایش استقلال دانشگاههاست. واقعیت این است که تصمیمگیری برای آموزش عالی تا حد زیادی از بیرون دانشگاه انجام میشود، در حالی که ذات دانشگاه مبتنی بر خودمختاری است. تا زمانی که نقش عوامل بیرونی در انتصابات و انتخابات دانشگاهی پررنگتر از سازوکارهای درونی باشد، امکان تغییر پارادایم و اصلاح ساختارها محدود خواهد بود.
وی هشدار داد: در صورت تداوم وضعیت موجود، با فرسودگی زنان، افزایش مهاجرت آنان و کاهش تنوع فکری در دانشگاهها مواجه خواهیم شد. زنان مسائل و زوایایی را میبینند که ممکن است از نگاه مردان پنهان بماند و حذف این نگاهها به معنای محروم کردن دانشگاه از بخشی از ظرفیت فکری آن است.
به گفته وی؛ بخشی از راهکارها اساساً به زن یا مرد بودن ارتباطی ندارد و شامل شفافسازی در نظام انتخاب و انتصاب مدیران، کاهش نقش شبکههای غیررسمی، تدوین معیارهای دقیق برای انتصابات و ایجاد بانک اطلاعاتی مدیران دانشگاهی میشود.
ظریفیان خاطرنشان کرد: در بسیاری از کشورها میان امتیازات علمی و مهارتهای مدیریتی تفاوت قائل میشوند، زیرا حکمرانی دانشگاهی خود یک تخصص مستقل است و نیازمند آموزش در حوزههایی مانند مذاکره، تصمیمگیری و مدیریت منابع است.
معاون سابق وزیر علوم تشکیل شبکه زنان مدیر دانشگاهی را نیز ضروری دانست و گفت: این شبکهها میتوانند زمینه انتقال تجربه و حمایت حرفهای از زنان را فراهم کنند.
وی افزود: آموزش عالی باید به سمت هدفگذاری مشخص حرکت کند و برای مثال سهم ۳۰ تا ۴۰ درصدی برای حضور زنان در سطوح مدیریتی تعیین شود تا به تدریج شاهد افزایش حضور آنان در حوزههای مختلف باشیم. بخشی از موانع موجود ناشی از سوگیریهای ناخودآگاه است و به همین دلیل باید اقدامات آگاهیبخش، حساسیتزایی و معرفی الگوهای موفق زن در دستور کار قرار گیرد.
وی خاطرنشان کرد: مدیریت فعلی آموزش عالی این ظرفیت را دارد که پیشنویس جامعی درباره موانع و راهکارهای ارتقای مشارکت زنان تدوین کند و با بهرهگیری از تجربههای موفق کشورهای اروپایی و سایر کشورها، زمینه حرکت به سوی تغییرات مؤثر را فراهم سازد.
انتهای پیام

