به گزارش ایسنا، حجتالاسلام والمسلمین دکتر محمد امیری طیبی امروز در نشست علمی «عقلانیت اجتماعی امام راحل در بیان امام شهید(ره)» با تأکید بر ضرورت بازخوانی عقلانیت انقلاب اسلامی در شرایط کنونی کشور، گفت: یکی از چالشهای جدی امروز، ناتوانی در تبیین عقلانیت پشتیبان انقلاب برای نسل جوان است؛ موضوعی که موجب شده بخشی از جامعه، بهویژه جوانان، نسبت میان آرمانهای انقلاب و منافع ملی را بهدرستی درک نکنند.
وی در نشستی با موضوع عقلانیت انقلاب اسلامی، اظهار کرد: برای من مایه مباهات و افتخار است که در جمعی نخبگانی و درباره موضوعی که از مهمترین مسائل امروز کشور به شمار میرود، چند دقیقهای مطالبی را در معرض نقد و نظر حاضران قرار دهم.
ضرورت تبیین نسبت آرمانهای انقلاب و منافع ملی
وی افزود: یکی از برداشتهایی که در میان بخشی از جوانان امروز وجود دارد، این است که انقلاب اسلامی بر اساس یک مأموریت تاریخی و ایدئولوژیک شکل گرفته و این مأموریت هیچ نسبتی با منافع ملی ندارد. بر همین اساس، تصور میشود هرگاه میان این مأموریت تاریخی و منافع ملی تعارضی به وجود آید، نظام سیاسی همواره جانب مأموریت ایدئولوژیک خود را خواهد گرفت.
امیری طیبی ادامه داد: نتیجه چنین برداشتی آن است که برخی تصور میکنند رفاه، منافع ملی و مسائل مرتبط با زندگی روزمره مردم در حاشیه قرار گرفته است. واقعیت این است که ما نتوانستهایم عقلانیت پشتیبان حرکت انقلاب را با زبان امروز و متناسب با فهم نسل جدید تبیین کنیم.
وی خاطرنشان کرد: از همین رو، برخی جوانان حتی در نامگذاری و تحلیل رخدادهای جاری نیز با سوءبرداشت مواجه میشوند و از تعابیری همچون «جنگ آخرالزمانی» استفاده میکنند. در ذهن آنان، جنگ آخرالزمانی به معنای نبردی است که در آن برای تحقق یک مأموریت الهیاتی و تاریخی، فدا کردن انسان، کشور و جامعه امری پذیرفتهشده تلقی میشود؛ در حالی که چنین برداشتی با عقلانیت حاکم بر انقلاب اسلامی فاصله دارد.
جوان امروز به دنبال فهم عقلانیت مبارزه است
وی با اشاره به ضرورت گفتوگو با نسل جدید، اظهار کرد: جوان امروز بیش از هر چیز به دنبال فهم عقلانیت پشتیبان این حرکت اجتماعی و مبارزه است. او زمانی که جمعیت مردم را در خیابانها میبیند، این پرسش را مطرح میکند که شما برای چه چیزی به میدان آمدهاید؟
این استاد حوزه و دانشگاه تأکید کرد: زمانی میتوانیم عقلانیت خود را بهدرستی تبیین کنیم که برای نسل جوان روشن شود اتفاقاً ما برای دستیابی به یک زندگی باکیفیت به میدان آمدهایم و برای تحقق همین زندگی مطلوب نیز ایستادگی و مبارزه میکنیم.
وی افزود: انتخاب این موضوع صرفاً یک کلیشه مرتبط با ایام ارتحال امام خمینی(ره) نیست، بلکه ضرورتی برخاسته از شرایط زمانی و واقعیتهای جامعهشناختی امروز است که ما را به بازخوانی عقلانیت انقلاب از دل اندیشه معمار کبیر انقلاب سوق میدهد.
موفقیتهای پیشرو به احیای عقلانیت انقلاب وابسته است
امیری طیبی با بیان اینکه شرایط کنونی کشور و تحولات پیشرو بیش از هر زمان دیگری به این عقلانیت گره خورده است، گفت: اگر نتوانیم این عقلانیت را بار دیگر احضار کنیم و در لایه عمومی جامعه و در میان مردم بهدرستی توضیح دهیم، با مخاطرات جدی مواجه خواهیم شد.
وی ادامه داد: یکی از راههای فهم ابعاد مختلف عقلانیت انقلاب، ورود به فرآیندهای پژوهشی و منظومهسازی نظری است؛ اما در عین حال میتوان از آثار و اندیشههای شخصیتهایی بهره برد که از ابتدا منادی عقلانیت انقلاب بودهاند و در تبیین اندیشه امام خمینی(ره) نیز بر جنبههای عقلانی این حرکت تأکید داشتهاند.
روایتهای رایج از انقلاب، عقلانیت آن را نادیده گرفتهاند
این استاد حوزه و دانشگاه با اشاره به برخی روایتهای رایج درباره انقلاب اسلامی، اظهار کرد: در روایتهای تاریخی، برای آنکه نشان دهند نقطه عزیمت انقلاب مبتنی بر عقلانیت متعارف نبوده است، از مفاهیمی مانند کاریزما، پوپولیسم و حرکتهای تودهای استفاده میشود. این مفاهیم در ادبیات علوم اجتماعی غربی معمولاً در نقطه مقابل عقلانیت قرار میگیرند.
وی افزود: در این نگاه، رفتار عقلانی صرفاً رفتاری است که مطابق الگوها و مطالبات طبقه متوسط تعریف شود. به همین دلیل، حتی اگر اکثریت جامعه در یک حرکت اجتماعی مشارکت داشته باشند یا حمایت گستردهای از نیروهای مسلح اعلام کنند، باز هم آن را یک حرکت تودهای و فاقد عقلانیت قلمداد میکنند.
انقلاب اسلامی و شکلگیری قدرتمندترین ایران معاصر
امیری طیبی تصریح کرد: زمانی که مفهوم واقعی عقلانیت را درک کنیم، عظمت حادثه انقلاب اسلامی بهتر آشکار میشود و این پرسش مهم مطرح میشود که چگونه قدرتمندترین ایرانِ سدههای اخیر شکل گرفت.
وی ادامه داد: امروز شرایطی فراهم شده که میتوان درباره این عقلانیت با صراحت بیشتری سخن گفت؛ زیرا بسیاری از تصورات سطحی درباره توسعه که آن را صرفاً در نمادهایی مانند برجهای بلند، جشنوارههای پرهزینه، مسابقات بینالمللی یا جلوههای ظاهری خلاصه میکردند، دیگر پاسخگوی نیازهای جوامع نیستند.
وی تأکید کرد: تحولات اخیر نشان داده است که توسعه پایدار، مفهومی عمیقتر از جلوههای ظاهری و نمادین دارد و این موضوع میتواند زمینهای مناسب برای بازاندیشی درباره عقلانیت انقلاب اسلامی و دستاوردهای آن فراهم کند.تداوم انقلاب در گرو تولید عقلانیت در کنار احساسات اجتماعی است
امیری طیبی با بیان اینکه پرداختن به موضوع عقلانیت انقلاب اسلامی یک ضرورت زمانی است، اظهار کرد: گاهی در مناسبتهای مختلف صرفاً به انجام برنامههای تشریفاتی و تکلیفمحور بسنده میکنیم، اما واقعیت این است که امروز زمان گفتوگو درباره مبانی عقلانی انقلاب اسلامی فرا رسیده است. به همین دلیل با افتخار در این جمع حضور یافتم و تلاش کردم متناسب با شأن علمی حاضران، بحثی را برای نقد و بررسی ارائه کنم.
وی با اشاره به دیدگاههای مطرحشده در حوزه تحولات اجتماعی، گفت: در بسیاری از نظریههای علوم اجتماعی، پیشران اصلی حرکتهای اجتماعی و انقلابها، احساسات عمومی دانسته میشود. این احساس اجتماعی است که مردم را به میدان میآورد و زمینه شکلگیری یک حرکت اجتماعی را فراهم میکند.
این استاد حوزه و دانشگاه افزود: اگر در بستر این احساسات، عقلانیت تولید نشود، با فروکش کردن هیجانات اجتماعی، آن حرکت نیز توان و اثرگذاری خود را از دست میدهد و حتی ممکن است به پدیدهای خطرناک تبدیل شود؛ به این معنا که نهتنها از اصول اولیه خود فاصله بگیرد، بلکه در برابر آنها قرار گیرد.
وی ادامه داد: برای نمونه، گفته میشود انقلاب فرانسه با هدف مقابله با سلطنت شکل گرفت، اما در نهایت دوباره به سلطنت انجامید. در تاریخ معاصر ایران نیز تجربه مشروطه را داریم؛ حرکتی که قرار بود با استبداد مقابله کند، اما در نهایت به شکلگیری استبدادی شدیدتر منجر شد. علت این مسئله آن بود که در لایه احساسات اجتماعی، عقلانیت لازم برای حفظ مسیر و چارچوبهای آن حرکت تولید نشده بود.
معماری امام(ره) مانع خروج انقلاب از ریل اصلی شد
امیری طیبی تصریح کرد: هنر بزرگ امام خمینی(ره) این بود که در دل موج عظیم احساسات انقلابی، عقلانیتی را طراحی و نهادینه کردند که انقلاب اسلامی از مسیر اصلی خود خارج نشود و به ضد خود تبدیل نگردد.
وی افزود: یکی از مهمترین جلوههای این عقلانیت در اندیشه امام خمینی(ره)، نظریه «نظام انقلابی» است؛ مفهومی که امروز نیز در بیانیه گام دوم انقلاب و در فضای اجتماعی کشور اهمیت ویژهای دارد.
نظریه نظام انقلابی؛ جمع میان نهادگرایی و آرمانخواهی
وی با تشریح ابعاد نظریه نظام انقلابی، گفت: این نظریه در واقع جمع میان دو رویکرد است؛ از یک سو انقلابیگری و آرمانخواهی و از سوی دیگر نهادگرایی و احترام به ساختارهای قانونی.
امیری طیبی ادامه داد: یک سرِ افراط در این حوزه، انقلابیگریِ رهاشده از چارچوبهای نهادی است؛ نگاهی که در آن مجلس، دولت، قوه قضائیه و سایر نهادهای رسمی کشور فاقد اعتبار تلقی میشوند و هر فرد خود را محور تشخیص حق و باطل میداند.
وی افزود: در مقابل، سرِ دیگر این طیف، نهادگراییِ مطلق است که هرگونه روحیه انقلابی و مطالبهگری را نفی میکند. نظریه نظام انقلابی، هیچیک از این دو رویکرد را نمیپذیرد و تلاش میکند میان آنها تعادل برقرار کند.
این استاد حوزه و دانشگاه خاطرنشان کرد: در این نگاه، مطالبهگری انقلابی و آرمانخواهی باید در متن جامعه و ساختارهای رسمی جریان داشته باشد، اما هرگز نباید به بیاعتبارسازی نهادهای قانونی منجر شود. این یکی از مهمترین معماریهای عقلانی انقلاب اسلامی بود که مانع تبدیل شدن انقلاب به یک وضعیت آنارشیک و بینظم شد.
ولایت فقیه و مقابله با استبداد؛ دو پایه عقلانیت امام راحل
وی با اشاره به دیدگاه رهبر شهید انقلاب درباره مبانی عقلانیت امام خمینی(ره)، اظهار کرد: رهبر شهید دو مؤلفه اصلی را بهعنوان پایههای عقلانیت امام راحل معرفی میکنند؛ ولایت فقیه و مبارزه با استبداد.
امیری طیبی افزود: این روزها بیش از هر زمان دیگری نیازمند بازخوانی مفهوم ولایت فقیه هستیم. اگر از بسیاری از افراد پرسیده شود که غدیر چه عیدی است، پاسخ خواهند داد که عید ولایت است؛ اما باید دقیقتر به این مفهوم نگاه کرد.
وی ادامه داد: در ادبیات رهبر شهید انقلاب، غدیر عید دخالت اراده مردم در امر سیاست است. با این نگاه، ولایت فقیه صرفاً یک عنوان سیاسی نیست، بلکه سازوکاری است که اجازه نمیدهد ارادهای بالاتر از اراده مردم بر جامعه حاکم شود.
ولایت فقیه؛ تضمینکننده نقش مردم در اداره جامعه
این استاد حوزه و دانشگاه تصریح کرد: ولایت فقیه در منطق امام خمینی(ره) یک سازوکار مردمپایه است. این سازوکار برای آن طراحی شده که پس از قرنها حاکمیت نظامهای مبتنی بر برتری یک طبقه خاص، هیچ ارادهای فراتر از اراده عمومی مردم قرار نگیرد.
وی تأکید کرد: یکی از مهمترین پایههای عقلانیت امام راحل همین مسئله است که ولایت فقیه زمینه حضور و اثرگذاری اراده مردم را در عرصه اداره جامعه فراهم میکند. از این رو، بازشناسی این مفهوم و تبیین دقیق آن برای نسل جدید، یک ضرورت جدی به شمار میرود.
ولایت فقیه؛ سازوکاری برای صیانت از اراده مردم
امیری طیبی با اشاره به رویکردهای مختلف نسبت به مردم در نظامهای سیاسی، گفت: در برخی نگاهها، مردم صرفاً موضوع اداره و مدیریت هستند. در این رویکرد، ساختارها و نظامهای قانونی طراحی میشوند تا مردم در چارچوبهای تعیینشده قرار گیرند و بهترین خدمات به آنان ارائه شود.
وی افزود: در مقابل، برخی جریانها اگرچه از مردم سخن میگویند، اما در عمل مردم را به ابزاری برای دستیابی به قدرت تبدیل میکنند. در چنین نگاهی نیز مردم جایگاه واقعی و مستقلی ندارند و صرفاً وسیلهای برای تحقق اهداف سیاسی به شمار میروند.
این استاد حوزه و دانشگاه ادامه داد: با وجود تفاوتهای ظاهری این دو رویکرد، هر دو در یک نقطه مشترکاند؛ اینکه گروهی از نخبگان و خواص از جایگاهی بالاتر برای مردم نسخه میپیچند و خود را صاحب حق تصمیمگیری درباره سرنوشت جامعه میدانند.
وی خاطرنشان کرد: اندیشه امام خمینی(ره) مبتنی بر مفهوم «امت مبعوث» بود؛ نگاهی که در نقطه مقابل دیکتاتوری نخبگان و خواص قرار دارد. در این چارچوب، مردم نه تودهای منفعل، بلکه صاحبان اصلی اراده و کنش اجتماعی هستند.
امیری طیبی تصریح کرد: از همین منظر، ولایت فقیه بهعنوان یکی از پایههای عقلانیت انقلاب اسلامی، سازوکاری است که اجازه نمیدهد هیچ ارادهای فراتر از اراده مردم بر جامعه حاکم شود. ولایت فقیه در حقیقت ضامن صیانت از اراده عمومی و جلوگیری از شکلگیری دیکتاتوری خواص است.
نقش روحانیت اصیل در تحقق اراده مردم
وی با اشاره به تحلیل رهبر شهید انقلاب از برخی مقاطع تاریخی کشور، اظهار کرد: ایشان معتقد بودند در نهضت تنباکو، روحانیت اصیل به میدان آمد، مردم نیز وارد صحنه شدند و دشمن ناچار به عقبنشینی شد.
وی ادامه داد: در جریان مشروطه نیز تا زمانی که روحانیت اصیل در صحنه حضور داشت، اراده مردم متبلور بود و حرکت اجتماعی مسیر خود را طی میکرد؛ اما با حذف این جریان، انحرافات آغاز شد.
امیری طیبی افزود: در نهضت ملی شدن صنعت نفت نیز با حضور روحانیت و شکلگیری رهبری دینی، اراده مردم در جامعه تجلی یافت و صنعت نفت ملی شد، اما پس از کنار گذاشته شدن روحانیت از صحنه، ارادهای فراتر از اراده مردم حاکم شد و در نهایت کودتای ۲۸ مرداد شکل گرفت.
هنر امام(ره) حذفناپذیر کردن نقش مردم در ساختار سیاسی بود
وی تصریح کرد: هنر بزرگ امام خمینی(ره) این بود که در ساختار انقلاب اسلامی، جایگاهی برای ولایت و رهبری دینی طراحی کردند که دیگر امکان حذف آن وجود نداشته باشد؛ چراکه حذف این جایگاه به معنای فراهم شدن زمینه سلطه ارادههایی فراتر از اراده مردم است.
این استاد حوزه و دانشگاه افزود: امام خمینی(ره) بیش از ۱۵ سال این نظریه را در محافل علمی و نخبگانی، بهویژه در قالب درس خارج فقه، پرورش دادند و سپس آن را به ادبیات عمومی جامعه تبدیل کردند تا به یک باور اجتماعی بدل شود.
وی ادامه داد: نتیجه این نگاه را میتوان در سالهای ابتدایی پس از پیروزی انقلاب مشاهده کرد؛ زمانی که مردم در فاصلهای کوتاه، در انتخاباتهای متعدد شرکت کردند و درباره مهمترین مسائل کشور از جمله نوع نظام سیاسی، قانون اساسی، مجلس شورای اسلامی و ریاست جمهوری تصمیم گرفتند.
امیری طیبی خاطرنشان کرد: این میزان اعتماد به مردم، ریشه در اندیشهای داشت که اراده عمومی را محور اداره جامعه میدانست و تلاش میکرد مبانی دینی را در قالب یک باور اجتماعی در میان مردم نهادینه کند.
ولایت فقیه حافظ آرمانهای اسلامی انقلاب است
وی با اشاره به بیانات رهبر شهید انقلاب، گفت: ایشان تأکید داشتند که امام خمینی(ره) با نظریه ولایت فقیه توانستند جنبههای آرمانی و اسلامی انقلاب را حفظ کنند و اجازه ندهند انقلاب اسلامی دچار استحاله یا جابهجایی در اهداف و مسیر خود شود.
استقلال؛ دومین پایه عقلانیت امام خمینی(ره)
امیری طیبی در ادامه با اشاره به دومین پایه عقلانیت در اندیشه امام خمینی(ره) اظهار کرد: رهبر شهید انقلاب از «استقلال» بهعنوان یکی دیگر از ارکان عقلانیت امام یاد کردند.
وی افزود: در این زمینه معمولاً یک پرسش اساسی مطرح میشود و آن اینکه در بسیاری از نظریههای توسعه معاصر، استقلال بهعنوان یک ارزش مطلوب تلقی نمیشود؛ زیرا معتقدند استقلالخواهی در نهایت به انزوا منجر خواهد شد و کشوری که بخواهد مستقل عمل کند، از تعاملات جهانی فاصله میگیرد.
وی ادامه داد: از همین رو، برای فهم دقیق اندیشه امام خمینی(ره) درباره استقلال، باید ابتدا نسبت میان استقلال، تعامل و توسعه را بهدرستی مورد بررسی قرار داد؛ موضوعی که در ادبیات انقلاب اسلامی معنایی متفاوت از برداشتهای رایج در برخی نظریههای توسعه دارد.
ادامه دارد

