به گزارش ایسنا، حجتالاسلام والمسلمین دکتر محمد امیری طیبی امروز در نشست علمی «عقلانیت اجتماعی امام راحل در بیان امام شهید(ره)» که در محل معاونت فرهنگی جهاد دانشگاهی برگزار شد، با تأکید بر ضرورت بازخوانی عقلانیت انقلاب اسلامی در شرایط کنونی کشور، گفت: یکی از چالشهای جدی امروز، ناتوانی در تبیین عقلانیت پشتیبان انقلاب برای نسل جوان است؛ موضوعی که موجب شده بخشی از جامعه، بهویژه جوانان، نسبت میان آرمانهای انقلاب و منافع ملی را بهدرستی درک نکنند.
وی در نشستی با موضوع عقلانیت انقلاب اسلامی، اظهار کرد: برای من مایه مباهات و افتخار است که در جمعی نخبگانی و درباره موضوعی که از مهمترین مسائل امروز کشور به شمار میرود، چند دقیقهای مطالبی را در معرض نقد و نظر حاضران قرار دهم.
ضرورت تبیین نسبت آرمانهای انقلاب و منافع ملی
وی افزود: یکی از برداشتهایی که در میان بخشی از جوانان امروز وجود دارد، این است که انقلاب اسلامی بر اساس یک مأموریت تاریخی و ایدئولوژیک شکل گرفته و این مأموریت هیچ نسبتی با منافع ملی ندارد. بر همین اساس، تصور میشود هرگاه میان این مأموریت تاریخی و منافع ملی تعارضی به وجود آید، نظام سیاسی همواره جانب مأموریت ایدئولوژیک خود را خواهد گرفت.
امیری طیبی ادامه داد: نتیجه چنین برداشتی آن است که برخی تصور میکنند رفاه، منافع ملی و مسائل مرتبط با زندگی روزمره مردم در حاشیه قرار گرفته است. واقعیت این است که ما نتوانستهایم عقلانیت پشتیبان حرکت انقلاب را با زبان امروز و متناسب با فهم نسل جدید تبیین کنیم.
وی خاطرنشان کرد: از همین رو، برخی جوانان حتی در نامگذاری و تحلیل رخدادهای جاری نیز با سوءبرداشت مواجه میشوند و از تعابیری همچون «جنگ آخرالزمانی» استفاده میکنند. در ذهن آنان، جنگ آخرالزمانی به معنای نبردی است که در آن برای تحقق یک مأموریت الهیاتی و تاریخی، فدا کردن انسان، کشور و جامعه امری پذیرفتهشده تلقی میشود؛ در حالی که چنین برداشتی با عقلانیت حاکم بر انقلاب اسلامی فاصله دارد.
جوان امروز به دنبال فهم عقلانیت مبارزه است
وی با اشاره به ضرورت گفتوگو با نسل جدید، اظهار کرد: جوان امروز بیش از هر چیز به دنبال فهم عقلانیت پشتیبان این حرکت اجتماعی و مبارزه است. او زمانی که جمعیت مردم را در خیابانها میبیند، این پرسش را مطرح میکند که شما برای چه چیزی به میدان آمدهاید؟
این استاد حوزه و دانشگاه تأکید کرد: زمانی میتوانیم عقلانیت خود را بهدرستی تبیین کنیم که برای نسل جوان روشن شود اتفاقاً ما برای دستیابی به یک زندگی باکیفیت به میدان آمدهایم و برای تحقق همین زندگی مطلوب نیز ایستادگی و مبارزه میکنیم.
وی افزود: انتخاب این موضوع صرفاً یک کلیشه مرتبط با ایام ارتحال امام خمینی(ره) نیست، بلکه ضرورتی برخاسته از شرایط زمانی و واقعیتهای جامعهشناختی امروز است که ما را به بازخوانی عقلانیت انقلاب از دل اندیشه معمار کبیر انقلاب سوق میدهد.
موفقیتهای پیشرو به احیای عقلانیت انقلاب وابسته است
امیری طیبی با بیان اینکه شرایط کنونی کشور و تحولات پیشرو بیش از هر زمان دیگری به این عقلانیت گره خورده است، گفت: اگر نتوانیم این عقلانیت را بار دیگر احضار کنیم و در لایه عمومی جامعه و در میان مردم بهدرستی توضیح دهیم، با مخاطرات جدی مواجه خواهیم شد.
وی ادامه داد: یکی از راههای فهم ابعاد مختلف عقلانیت انقلاب، ورود به فرآیندهای پژوهشی و منظومهسازی نظری است؛ اما در عین حال میتوان از آثار و اندیشههای شخصیتهایی بهره برد که از ابتدا منادی عقلانیت انقلاب بودهاند و در تبیین اندیشه امام خمینی(ره) نیز بر جنبههای عقلانی این حرکت تأکید داشتهاند.
روایتهای رایج از انقلاب، عقلانیت آن را نادیده گرفتهاند
این استاد حوزه و دانشگاه با اشاره به برخی روایتهای رایج درباره انقلاب اسلامی، اظهار کرد: در روایتهای تاریخی، برای آنکه نشان دهند نقطه عزیمت انقلاب مبتنی بر عقلانیت متعارف نبوده است، از مفاهیمی مانند کاریزما، پوپولیسم و حرکتهای تودهای استفاده میشود. این مفاهیم در ادبیات علوم اجتماعی غربی معمولاً در نقطه مقابل عقلانیت قرار میگیرند.
وی افزود: در این نگاه، رفتار عقلانی صرفاً رفتاری است که مطابق الگوها و مطالبات طبقه متوسط تعریف شود. به همین دلیل، حتی اگر اکثریت جامعه در یک حرکت اجتماعی مشارکت داشته باشند یا حمایت گستردهای از نیروهای مسلح اعلام کنند، باز هم آن را یک حرکت تودهای و فاقد عقلانیت قلمداد میکنند.
انقلاب اسلامی و شکلگیری قدرتمندترین ایران معاصر
امیری طیبی تصریح کرد: زمانی که مفهوم واقعی عقلانیت را درک کنیم، عظمت حادثه انقلاب اسلامی بهتر آشکار میشود و این پرسش مهم مطرح میشود که چگونه قدرتمندترین ایرانِ سدههای اخیر شکل گرفت.
وی ادامه داد: امروز شرایطی فراهم شده که میتوان درباره این عقلانیت با صراحت بیشتری سخن گفت؛ زیرا بسیاری از تصورات سطحی درباره توسعه که آن را صرفاً در نمادهایی مانند برجهای بلند، جشنوارههای پرهزینه، مسابقات بینالمللی یا جلوههای ظاهری خلاصه میکردند، دیگر پاسخگوی نیازهای جوامع نیستند.
وی تأکید کرد: تحولات اخیر نشان داده است که توسعه پایدار، مفهومی عمیقتر از جلوههای ظاهری و نمادین دارد و این موضوع میتواند زمینهای مناسب برای بازاندیشی درباره عقلانیت انقلاب اسلامی و دستاوردهای آن فراهم کند.تداوم انقلاب در گرو تولید عقلانیت در کنار احساسات اجتماعی است
امیری طیبی با بیان اینکه پرداختن به موضوع عقلانیت انقلاب اسلامی یک ضرورت زمانی است، اظهار کرد: گاهی در مناسبتهای مختلف صرفاً به انجام برنامههای تشریفاتی و تکلیفمحور بسنده میکنیم، اما واقعیت این است که امروز زمان گفتوگو درباره مبانی عقلانی انقلاب اسلامی فرا رسیده است. به همین دلیل با افتخار در این جمع حضور یافتم و تلاش کردم متناسب با شأن علمی حاضران، بحثی را برای نقد و بررسی ارائه کنم.
وی با اشاره به دیدگاههای مطرحشده در حوزه تحولات اجتماعی، گفت: در بسیاری از نظریههای علوم اجتماعی، پیشران اصلی حرکتهای اجتماعی و انقلابها، احساسات عمومی دانسته میشود. این احساس اجتماعی است که مردم را به میدان میآورد و زمینه شکلگیری یک حرکت اجتماعی را فراهم میکند.
این استاد حوزه و دانشگاه افزود: اگر در بستر این احساسات، عقلانیت تولید نشود، با فروکش کردن هیجانات اجتماعی، آن حرکت نیز توان و اثرگذاری خود را از دست میدهد و حتی ممکن است به پدیدهای خطرناک تبدیل شود؛ به این معنا که نهتنها از اصول اولیه خود فاصله بگیرد، بلکه در برابر آنها قرار گیرد.
وی ادامه داد: برای نمونه، گفته میشود انقلاب فرانسه با هدف مقابله با سلطنت شکل گرفت، اما در نهایت دوباره به سلطنت انجامید. در تاریخ معاصر ایران نیز تجربه مشروطه را داریم؛ حرکتی که قرار بود با استبداد مقابله کند، اما در نهایت به شکلگیری استبدادی شدیدتر منجر شد. علت این مسئله آن بود که در لایه احساسات اجتماعی، عقلانیت لازم برای حفظ مسیر و چارچوبهای آن حرکت تولید نشده بود.
معماری امام(ره) مانع خروج انقلاب از ریل اصلی شد
امیری طیبی تصریح کرد: هنر بزرگ امام خمینی(ره) این بود که در دل موج عظیم احساسات انقلابی، عقلانیتی را طراحی و نهادینه کردند که انقلاب اسلامی از مسیر اصلی خود خارج نشود و به ضد خود تبدیل نگردد.
وی افزود: یکی از مهمترین جلوههای این عقلانیت در اندیشه امام خمینی(ره)، نظریه «نظام انقلابی» است؛ مفهومی که امروز نیز در بیانیه گام دوم انقلاب و در فضای اجتماعی کشور اهمیت ویژهای دارد.
نظریه نظام انقلابی؛ جمع میان نهادگرایی و آرمانخواهی
وی با تشریح ابعاد نظریه نظام انقلابی، گفت: این نظریه در واقع جمع میان دو رویکرد است؛ از یک سو انقلابیگری و آرمانخواهی و از سوی دیگر نهادگرایی و احترام به ساختارهای قانونی.
امیری طیبی ادامه داد: یک سرِ افراط در این حوزه، انقلابیگریِ رهاشده از چارچوبهای نهادی است؛ نگاهی که در آن مجلس، دولت، قوه قضائیه و سایر نهادهای رسمی کشور فاقد اعتبار تلقی میشوند و هر فرد خود را محور تشخیص حق و باطل میداند.
وی افزود: در مقابل، سرِ دیگر این طیف، نهادگراییِ مطلق است که هرگونه روحیه انقلابی و مطالبهگری را نفی میکند. نظریه نظام انقلابی، هیچیک از این دو رویکرد را نمیپذیرد و تلاش میکند میان آنها تعادل برقرار کند.
این استاد حوزه و دانشگاه خاطرنشان کرد: در این نگاه، مطالبهگری انقلابی و آرمانخواهی باید در متن جامعه و ساختارهای رسمی جریان داشته باشد، اما هرگز نباید به بیاعتبارسازی نهادهای قانونی منجر شود. این یکی از مهمترین معماریهای عقلانی انقلاب اسلامی بود که مانع تبدیل شدن انقلاب به یک وضعیت آنارشیک و بینظم شد.
ولایت فقیه و مقابله با استبداد؛ دو پایه عقلانیت امام راحل
وی با اشاره به دیدگاه رهبر شهید انقلاب درباره مبانی عقلانیت امام خمینی(ره)، اظهار کرد: رهبر شهید دو مؤلفه اصلی را بهعنوان پایههای عقلانیت امام راحل معرفی میکنند؛ ولایت فقیه و مبارزه با استبداد.
امیری طیبی افزود: این روزها بیش از هر زمان دیگری نیازمند بازخوانی مفهوم ولایت فقیه هستیم. اگر از بسیاری از افراد پرسیده شود که غدیر چه عیدی است، پاسخ خواهند داد که عید ولایت است؛ اما باید دقیقتر به این مفهوم نگاه کرد.
وی ادامه داد: در ادبیات رهبر شهید انقلاب، غدیر عید دخالت اراده مردم در امر سیاست است. با این نگاه، ولایت فقیه صرفاً یک عنوان سیاسی نیست، بلکه سازوکاری است که اجازه نمیدهد ارادهای بالاتر از اراده مردم بر جامعه حاکم شود.
ولایت فقیه؛ تضمینکننده نقش مردم در اداره جامعه
این استاد حوزه و دانشگاه تصریح کرد: ولایت فقیه در منطق امام خمینی(ره) یک سازوکار مردمپایه است. این سازوکار برای آن طراحی شده که پس از قرنها حاکمیت نظامهای مبتنی بر برتری یک طبقه خاص، هیچ ارادهای فراتر از اراده عمومی مردم قرار نگیرد.
وی تأکید کرد: یکی از مهمترین پایههای عقلانیت امام راحل همین مسئله است که ولایت فقیه زمینه حضور و اثرگذاری اراده مردم را در عرصه اداره جامعه فراهم میکند. از این رو، بازشناسی این مفهوم و تبیین دقیق آن برای نسل جدید، یک ضرورت جدی به شمار میرود.
ولایت فقیه؛ سازوکاری برای صیانت از اراده مردم
امیری طیبی با اشاره به رویکردهای مختلف نسبت به مردم در نظامهای سیاسی، گفت: در برخی نگاهها، مردم صرفاً موضوع اداره و مدیریت هستند. در این رویکرد، ساختارها و نظامهای قانونی طراحی میشوند تا مردم در چارچوبهای تعیینشده قرار گیرند و بهترین خدمات به آنان ارائه شود.
وی افزود: در مقابل، برخی جریانها اگرچه از مردم سخن میگویند، اما در عمل مردم را به ابزاری برای دستیابی به قدرت تبدیل میکنند. در چنین نگاهی نیز مردم جایگاه واقعی و مستقلی ندارند و صرفاً وسیلهای برای تحقق اهداف سیاسی به شمار میروند.
این استاد حوزه و دانشگاه ادامه داد: با وجود تفاوتهای ظاهری این دو رویکرد، هر دو در یک نقطه مشترکاند؛ اینکه گروهی از نخبگان و خواص از جایگاهی بالاتر برای مردم نسخه میپیچند و خود را صاحب حق تصمیمگیری درباره سرنوشت جامعه میدانند.
وی خاطرنشان کرد: اندیشه امام خمینی(ره) مبتنی بر مفهوم «امت مبعوث» بود؛ نگاهی که در نقطه مقابل دیکتاتوری نخبگان و خواص قرار دارد. در این چارچوب، مردم نه تودهای منفعل، بلکه صاحبان اصلی اراده و کنش اجتماعی هستند.
امیری طیبی تصریح کرد: از همین منظر، ولایت فقیه بهعنوان یکی از پایههای عقلانیت انقلاب اسلامی، سازوکاری است که اجازه نمیدهد هیچ ارادهای فراتر از اراده مردم بر جامعه حاکم شود. ولایت فقیه در حقیقت ضامن صیانت از اراده عمومی و جلوگیری از شکلگیری دیکتاتوری خواص است.
نقش روحانیت اصیل در تحقق اراده مردم
وی با اشاره به تحلیل رهبر شهید انقلاب از برخی مقاطع تاریخی کشور، اظهار کرد: ایشان معتقد بودند در نهضت تنباکو، روحانیت اصیل به میدان آمد، مردم نیز وارد صحنه شدند و دشمن ناچار به عقبنشینی شد.
وی ادامه داد: در جریان مشروطه نیز تا زمانی که روحانیت اصیل در صحنه حضور داشت، اراده مردم متبلور بود و حرکت اجتماعی مسیر خود را طی میکرد؛ اما با حذف این جریان، انحرافات آغاز شد.
امیری طیبی افزود: در نهضت ملی شدن صنعت نفت نیز با حضور روحانیت و شکلگیری رهبری دینی، اراده مردم در جامعه تجلی یافت و صنعت نفت ملی شد، اما پس از کنار گذاشته شدن روحانیت از صحنه، ارادهای فراتر از اراده مردم حاکم شد و در نهایت کودتای ۲۸ مرداد شکل گرفت.
هنر امام(ره) حذفناپذیر کردن نقش مردم در ساختار سیاسی بود
وی تصریح کرد: هنر بزرگ امام خمینی(ره) این بود که در ساختار انقلاب اسلامی، جایگاهی برای ولایت و رهبری دینی طراحی کردند که دیگر امکان حذف آن وجود نداشته باشد؛ چراکه حذف این جایگاه به معنای فراهم شدن زمینه سلطه ارادههایی فراتر از اراده مردم است.
این استاد حوزه و دانشگاه افزود: امام خمینی(ره) بیش از ۱۵ سال این نظریه را در محافل علمی و نخبگانی، بهویژه در قالب درس خارج فقه، پرورش دادند و سپس آن را به ادبیات عمومی جامعه تبدیل کردند تا به یک باور اجتماعی بدل شود.
وی ادامه داد: نتیجه این نگاه را میتوان در سالهای ابتدایی پس از پیروزی انقلاب مشاهده کرد؛ زمانی که مردم در فاصلهای کوتاه، در انتخاباتهای متعدد شرکت کردند و درباره مهمترین مسائل کشور از جمله نوع نظام سیاسی، قانون اساسی، مجلس شورای اسلامی و ریاست جمهوری تصمیم گرفتند.
امیری طیبی خاطرنشان کرد: این میزان اعتماد به مردم، ریشه در اندیشهای داشت که اراده عمومی را محور اداره جامعه میدانست و تلاش میکرد مبانی دینی را در قالب یک باور اجتماعی در میان مردم نهادینه کند.
ولایت فقیه حافظ آرمانهای اسلامی انقلاب است
وی با اشاره به بیانات رهبر شهید انقلاب، گفت: ایشان تأکید داشتند که امام خمینی(ره) با نظریه ولایت فقیه توانستند جنبههای آرمانی و اسلامی انقلاب را حفظ کنند و اجازه ندهند انقلاب اسلامی دچار استحاله یا جابهجایی در اهداف و مسیر خود شود.
استقلال؛ دومین پایه عقلانیت امام خمینی(ره)
امیری طیبی در ادامه با اشاره به دومین پایه عقلانیت در اندیشه امام خمینی(ره) اظهار کرد: رهبر شهید انقلاب از «استقلال» بهعنوان یکی دیگر از ارکان عقلانیت امام یاد کردند.
وی افزود: در این زمینه معمولاً یک پرسش اساسی مطرح میشود و آن اینکه در بسیاری از نظریههای توسعه معاصر، استقلال بهعنوان یک ارزش مطلوب تلقی نمیشود؛ زیرا معتقدند استقلالخواهی در نهایت به انزوا منجر خواهد شد و کشوری که بخواهد مستقل عمل کند، از تعاملات جهانی فاصله میگیرد.
وی ادامه داد: از همین رو، برای فهم دقیق اندیشه امام خمینی(ره) درباره استقلال، باید ابتدا نسبت میان استقلال، تعامل و توسعه را بهدرستی مورد بررسی قرار داد؛ موضوعی که در ادبیات انقلاب اسلامی معنایی متفاوت از برداشتهای رایج در برخی نظریههای توسعه دارد.
استقلال؛ شرط اعمال اراده ملی در جهان امروز
امیری طیبی با اشاره به برخی دیدگاههای رایج در نظریههای توسعه، اظهار کرد: در ادبیات توسعه معاصر، گاهی استقلال بهعنوان یک کالای مطلوب تلقی نمیشود؛ زیرا معتقدند جهان امروز بر پایه تعامل و دادوستد شکل گرفته و هر کشوری برای اثرگذاری در عرصه بینالمللی ناگزیر است بخشی از اراده دیگران را بپذیرد تا بتواند اراده خود را نیز در محیطهای دیگر اعمال کند.
وی افزود: بر همین اساس، برخی نظریهپردازان توسعه معتقدند استقلال در نهایت به انزوا منجر میشود. البته در جوامع مختلف، استقلال با مفاهیم ارزشی پیوند خورده و به همین دلیل کمتر کسی بهصراحت با آن مخالفت میکند، اما در عرصه نظری، همچنان درباره مطلوبیت آن بحث وجود دارد.
این استاد حوزه و دانشگاه ادامه داد: در مقاطعی حتی برخی مسئولان معتقد بودند کشور در تولید بعضی نهادهها و کالاهای اساسی مزیت رقابتی ندارد و میتوان آنها را با هزینه کمتری از خارج تأمین کرد. این نگاه، استقلال را صرفاً از منظر اقتصادی و هزینههای کوتاهمدت مورد ارزیابی قرار میدهد.
استقلال به معنای انزوا نیست
وی تأکید کرد: مسئله استقلال را نباید بهصورت صفر و صدی تحلیل کرد. استقلال به این معنا نیست که کشوری هیچگونه تعامل، مذاکره یا توافقی با دیگران نداشته باشد. هیچ کشوری در جهان امروز چنین برداشتی از استقلال ندارد.
امیری طیبی افزود: استقلال به معنای آن است که یک ملت بتواند اراده سیاسی خود را در عرصه ملی، منطقهای و بینالمللی اعمال کند و خود درباره میزان و نحوه تعاملاتش تصمیم بگیرد، نه اینکه اراده دیگران بر آن تحمیل شود.
وی ادامه داد: حتی کشورهایی که بیشترین تعاملات اقتصادی و سیاسی را دارند، در حوزههای راهبردی و کالاهای استراتژیک از استقلال خود صیانت میکنند و اجازه نمیدهند منافع و امنیت ملیشان وابسته به اراده دیگران شود.
استقلال ملی دومین پایه عقلانیت امام خمینی(ره) است
این استاد حوزه و دانشگاه با اشاره به بیانات رهبر شهید انقلاب، گفت: استقلال ملی دومین پایه عقلانیت در اندیشه امام خمینی(ره) است. برخلاف برخی نظریههای توسعه که استقلال را مانعی بر سر راه پیشرفت میدانند، تجربه جهانی نشان میدهد قدرتهای بزرگ دقیقاً به دلیل برخورداری از استقلال و حاکمیت بر اراده خود توانستهاند به جایگاه برتر دست یابند.
«ما میتوانیم»؛ زیربنای تحقق استقلال
وی با بیان اینکه تحقق استقلال نیازمند یک تحول عمیق فرهنگی و ذهنی است، اظهار کرد: نخستین اقدامی که امام خمینی(ره) برای پیشبرد استقلال انجام دادند، احیای باور «ما میتوانیم» در جامعه بود.
امیری طیبی افزود: اگر جامعهای به تواناییهای خود باور نداشته باشد، اساساً قادر به حرکت در مسیر استقلال نخواهد بود. جامعهای که سالها به آن القا شده باشد که بدون دیگران قادر به حل مسائل خود نیست، نمیتواند بار یک پروژه بزرگ استقلالخواهانه را بر دوش بکشد.
وی ادامه داد: در دوره پهلوی این ذهنیت بهصورت گسترده ترویج میشد که ایرانی توانایی اداره بسیاری از امور را ندارد و باید همواره به خارج وابسته باشد. در چنین فضایی، نخستین گام برای استقلال، بازسازی اعتمادبهنفس ملی بود.
حکمرانی دینی و مسئله توان حل مسائل جدید
این استاد حوزه و دانشگاه با اشاره به برخی پرسشهای مطرح در فضای نخبگانی کشور، گفت: یکی از سؤالات رایج این است که آیا حکمرانی دینی میتواند پاسخگوی نیازهای پیچیده و متنوع جامعه امروز باشد؟ همچنین این پرسش مطرح میشود که اگر این ظرفیت وجود داشته، چرا پس از گذشت دههها هنوز برخی مشکلات پابرجاست و آیا سرعت تولید راهحلها با سرعت تحولات اجتماعی همخوانی دارد یا خیر؟
وی افزود: پاسخ به این پرسشها نیازمند بحثی مستقل و مفصل است، اما نکته مهم آن است که شکلگیری هر الگوی اجتماعی مبتنی بر استقلال، پیش از هر چیز به باور عمومی نسبت به امکان تحقق آن نیاز دارد.
ارتقای اعتمادبهنفس ملی؛ یکی از مهمترین دستاوردهای انقلاب
امیری طیبی تصریح کرد: اگر امروز کشوری در برابر قدرتهای بزرگ جهانی ایستادگی میکند و در حوزههای مختلف علمی، فناوری و دفاعی به دستاوردهای قابل توجهی رسیده است، ریشه این مسئله را باید در تقویت باور «ما میتوانیم» جستوجو کرد.
وی ادامه داد: بسیاری از افراد شاید به این مسئله توجه نداشته باشند که جامعه ایران در دهههای گذشته از نظر اعتماد به تواناییهای خود دچار تحول بزرگی شده است. این تحول صرفاً یک دستاورد فنی یا صنعتی نیست، بلکه یک تغییر عمیق فرهنگی و هویتی محسوب میشود.
رهبر انقلاب ظرفیتهای داخلی را به جامعه معرفی کردند
این استاد حوزه و دانشگاه با اشاره به نقش رهبر معظم انقلاب در تقویت این رویکرد، اظهار کرد: یکی از اقداماتی که ایشان در سالهای اخیر بهصورت مستمر انجام دادهاند، شناسایی و معرفی ظرفیتهای علمی، فناورانه و صنعتی کشور بوده است.
وی افزود: رهبر شهید انقلاب بارها نخبگان، پژوهشگران و فعالان عرصههای مختلف علمی را به جامعه و مسئولان معرفی کردهاند تا نشان دهند ظرفیتهای بزرگی در داخل کشور وجود دارد و میتوان بر پایه آنها مسیر پیشرفت را ادامه داد.
امیری طیبی خاطرنشان کرد: جامعهای که به تواناییهای خود باور داشته باشد، در مسیر استقلال حرکت میکند؛ اما جامعهای که دچار ضعف هویتی و خودکمبینی شود، بهتدریج نقطه اتکای خود را در بیرون از مرزهایش جستوجو خواهد کرد. از همین رو، تقویت هویت ملی و اعتماد به توان داخلی را باید یکی از مهمترین ابعاد عقلانیت انقلاب اسلامی دانست.
امام(ره) ظرفیتهای تمدنی ایران را احیا کرد
امیری طیبی با اشاره به نقش امام خمینی(ره) در بازسازی اعتماد به نفس ملی، اظهار کرد: امام تلاش کرد ظرفیتهای تمدنی ایران و تجربه زیسته تاریخی ایرانیان را بار دیگر در برابر دیدگان جامعه قرار دهد و این باور را احیا کند که ملت ایران توانایی اثرگذاری بر معادلات منطقهای و جهانی را دارد.
وی افزود: امام خمینی(ره) در کنار تکیه بر ظرفیتهای تاریخی و تمدنی کشور، عنصر جدیدی را نیز وارد معادلات اجتماعی و سیاسی کرد و آن مفهوم «نصرت الهی» بود. ترکیب این دو مؤلفه، یعنی ظرفیتهای ملی و باور به نصرت الهی، زمینهساز شکلگیری نوعی قدرت اجتماعی شد که به مردم این اطمینان را میداد میتوانند نظمهای مسلط جهانی را به چالش بکشند و صرفاً در نظم موجود هضم نشوند.
مقاومت؛ مسیر تحقق استقلال ملی
این استاد حوزه و دانشگاه با بیان اینکه استقلال بدون مقاومت قابل تحقق نیست، گفت: زمانی که یک ملت به تواناییهای خود باور پیدا کند، گام بعدی تبدیل این باور به یک راهبرد عملی است و امام خمینی(ره) این راهبرد را در قالب فرهنگ مقاومت نهادینه کردند.
وی ادامه داد: مقاومت در اندیشه امام راحل صرفاً یک واکنش مقطعی یا احساسی نیست، بلکه یک نرمافزار اجتماعی برای تحقق اراده ملی است. مقاومت به جامعه امکان میدهد در برابر فشارها و ارادههای تحمیلی ایستادگی کند و مسیر مورد نظر خود را ادامه دهد.
امیری طیبی تصریح کرد: یکی از دلایل دشواری تحلیل رفتار جامعه ایران برای بسیاری از نظریههای متعارف علوم انسانی، همین عنصر مقاومت است. بسیاری از الگوهای رایج قادر به توضیح این مسئله نیستند که چگونه یک جامعه در برابر فشارهای گسترده همچنان بر اراده خود پافشاری میکند.
سه رویکرد در برابر فشارهای بینالمللی
وی با اشاره به دیدگاههای مختلف درباره نحوه مواجهه با قدرتهای جهانی، اظهار کرد: یک نگاه معتقد است امکان پیروزی در برابر قدرتهای بزرگ وجود ندارد و باید صرفاً با هدف دستیابی به توافق و مذاکره وارد میدان شد.
وی افزود: نگاه دوم بر ترکیبی از مذاکره و مقاومت تأکید دارد و معتقد است باید همزمان از ظرفیتهای گفتوگو و ایستادگی بهره گرفت.
امیری طیبی ادامه داد: اما نگاه سوم بر این باور است که اگر یک ملت بتواند اراده خود را در میدان حفظ کند و در برابر فشارها عقبنشینی نکند، این رفتار به یک قاعده و دستخط پایدار در مناسبات بینالمللی تبدیل خواهد شد.
مقاومت به فرهنگ عمومی جامعه تبدیل شد
وی با اشاره به جلوههای اجتماعی فرهنگ مقاومت، گفت: اگر از سطح نخبگان و سیاستمداران فاصله بگیریم و به رفتار عمومی مردم نگاه کنیم، مشاهده خواهیم کرد که روحیه مقاومت به بخشی از فرهنگ عمومی جامعه تبدیل شده است.
این استاد حوزه و دانشگاه افزود: در بسیاری از نقاط جهان، با آغاز تهدیدات امنیتی، مردم به پناهگاهها پناه میبرند و از صحنه فاصله میگیرند؛ اما در ایران بارها شاهد بودهایم که فشارها و تهدیدها نهتنها موجب عقبنشینی مردم نشده، بلکه انسجام و حضور اجتماعی آنان را افزایش داده است.
وی تأکید کرد: امام خمینی(ره) برای تبدیل استقلال به یک امر تحققپذیر، مقاومت را بهعنوان مسیر دستیابی به آن معرفی کرد و این مفهوم را به یک فرهنگ عمومی در جامعه تبدیل کرد.
مقاومت تنها به عرصه نظامی محدود نیست
امیری طیبی خاطرنشان کرد: مقاومت در اندیشه امام صرفاً به معنای مقاومت نظامی نیست. همانگونه که تهدیدها و جنگها امروز ابعاد متنوعی پیدا کردهاند، مقاومت نیز دارای جلوههای مختلفی از جمله مقاومت اقتصادی، فرهنگی، اجتماعی و سیاسی است.
وی افزود: این نگاه جامع به مقاومت یکی از مهمترین جلوههای عقلانیت انقلاب اسلامی در مسیر تحقق استقلال ملی به شمار میرود.
تقویت بنیه دفاعی؛ سومین گام برای تحقق استقلال
این استاد حوزه و دانشگاه با اشاره به راهبردهای امام خمینی(ره) برای تثبیت استقلال ملی، گفت: پس از احیای باور «ما میتوانیم» و نهادینه کردن فرهنگ مقاومت، گام سوم تقویت بنیه دفاعی کشور بود.
وی ادامه داد: در سالهای آغازین انقلاب، کشور حتی در تأمین بسیاری از تجهیزات اولیه دفاعی با محدودیتهای جدی مواجه بود، اما بهتدریج با تکیه بر توان داخلی، الگوی دفاعی مستقلی شکل گرفت که امروز در حوزههای مختلف دفاعی و بازدارندگی به دستاوردهای قابل توجهی رسیده است.
امیری طیبی تصریح کرد: برخی تلاش میکنند اهمیت قدرت دفاعی را با تعابیری مانند «پایان عصر موشک» یا «غلبه گفتمان بر قدرت سخت» کمرنگ جلوه دهند، در حالی که واقعیت نظام بینالملل همچنان مبتنی بر رقابت ارادهها و قدرتها است و هر کشوری برای حفظ استقلال خود نیازمند برخورداری از توان دفاعی مناسب است.
امام(ره) نهضت را از متن مردم آغاز کرد
وی با اشاره به یکی دیگر از ابعاد عقلانیت امام خمینی(ره)، اظهار کرد: امام در آغاز نهضت به سراغ کانونهای قدرت، احزاب و نخبگان محدود نرفت، بلکه حرکت خود را از متن جامعه و از میان مردم آغاز کرد.
وی افزود: رهبر شهید انقلاب در تبیین این مسئله تأکید میکردند که بعثت یک امر اجتماعی است؛ حرکتی که از یک تحول درونی آغاز میشود و سپس به یک رستاخیز اجتماعی تبدیل میگردد.
امیری طیبی ادامه داد: امام خمینی(ره) شبکهای گسترده از ارتباطات اجتماعی و مردمی ایجاد کرد تا پیام انقلاب در سراسر کشور منتشر شود و مردم خود را بخشی از این حرکت بدانند.
شبکه مردمی انقلاب عامل انسجام ملی شد
وی خاطرنشان کرد: نتیجه این رویکرد آن بود که حتی در دوران جنگ تحمیلی، دفاع از کشور به یک مسئله محدود به مناطق درگیر جنگ تبدیل نشد، بلکه مردم از دورترین نقاط کشور نیز خود را در این میدان سهیم میدانستند.
این استاد حوزه و دانشگاه افزود: اینکه در دفاع مقدس، جوانانی از دورترین روستاهای کشور و از اقوام و مذاهب مختلف برای دفاع از ایران به میدان آمدند، محصول همان شبکه اجتماعی گستردهای بود که انقلاب اسلامی در میان مردم ایجاد کرده بود.
وی تأکید کرد: این سطح از مشارکت و همبستگی اجتماعی، یکی از مهمترین جلوههای عقلانیت انقلاب اسلامی و از سرمایههای کمنظیر اجتماعی در تاریخ معاصر ایران به شمار میرود.
تبیین بهموقع و گفتوگوی مستمر با مردم از ارکان عقلانیت انقلاب است
امیری طیبی با اشاره به شیوه رهبری امام خمینی(ره) در دوران نهضت و پس از پیروزی انقلاب اسلامی، اظهار کرد: یکی از مهمترین ویژگیهای امام، تبیین مستمر مسائل برای مردم بود. امام همواره تلاش میکرد جامعه را نسبت به موضوعاتی که باید از آن آگاه باشد، با زبان مناسب و در زمان مناسب آگاه کند.
وی افزود: به نظر میرسد یکی از پایههای مهم عقلانیت انقلاب اسلامی نیز همین مسئله باشد؛ یعنی سخن گفتن بهموقع، شفاف و متناسب با فهم عمومی جامعه. اگر نهضت امروز را امتداد نهضت انقلاب اسلامی بدانیم، باید بپذیریم که در این زمینه با چالشهایی مواجه هستیم و هنوز نتوانستهایم میان ملاحظات امنیتی و ضرورت گفتوگوی مستمر با مردم تعادل مطلوبی برقرار کنیم.
این استاد حوزه و دانشگاه ادامه داد: جامعهای که با آن سخن گفته نشود، بهتدریج دچار نگرانی، ابهام و احساس غافلگیری میشود. از همین رو، بازخوانی تجربه امام خمینی(ره) در ارتباط مستمر با مردم برای شرایط امروز ضروری به نظر میرسد.
موفقیت نهضت امام(ره) محصول تبیین، سازماندهی و همراهی مردم بود
وی با اشاره به روند پیروزی انقلاب اسلامی گفت: امروز گاهی پرسشهایی درباره چگونگی شکلگیری رفراندوم جمهوری اسلامی و همراهی گسترده مردم مطرح میشود. اگر به ادبیات علوم سیاسی مراجعه کنیم، تحقق چنین تحولی نیازمند چند مؤلفه اساسی است.
امیری طیبی افزود: نخست، شکلگیری یک نافرمانی مدنی گسترده و فراگیر در سطح جامعه؛ دوم، وجود یک جایگزین و آلترناتیو مورد پذیرش مردم که بتواند وضعیت جدیدی را رقم بزند و سوم، وجود ساختار و نهادی که بتواند این گذار را مدیریت و هدایت کند.
وی ادامه داد: امام خمینی(ره) هر سه مؤلفه را بهخوبی طراحی و محقق کرد. از یک سو، توانست یک حرکت اجتماعی گسترده را در سراسر کشور شکل دهد؛ از سوی دیگر، تصویری روشن از آینده و نظام جایگزین ارائه کرد و در نهایت با بهرهگیری از نهادهایی همچون شورای انقلاب، فرآیند انتقال قدرت و استقرار نظام جدید را مدیریت کرد.
شبکه ارتباطی امام عامل گسترش نهضت شد
این استاد حوزه و دانشگاه با اشاره به نقش ارتباط مستمر امام راحل با مردم، اظهار کرد: امام خمینی(ره) شبکهای گسترده برای انتقال پیام و تبیین اهداف نهضت ایجاد کرده بود. بسیاری از کنشهای مبارزاتی مردم در آن دوران در واقع حول انتشار و بازنشر پیامهای امام شکل میگرفت.
وی افزود: شهید سیدمحمدباقر صدر نیز در مقایسه تحولات ایران و عراق به این نکته اشاره میکند که یکی از تفاوتهای اصلی دو تجربه، نحوه ارتباط رهبران نهضت با مردم بود. در ایران، ادبیات و پیام امام بهطور مستقیم و مستمر در اختیار مردم قرار میگرفت و همین مسئله نقش مهمی در گسترش و تثبیت نهضت داشت.
استقامت؛ حلقه تکمیلکننده مقاومت
امیری طیبی با تأکید بر تفاوت میان مقاومت و استقامت، گفت: آخرین پایهای که در مسیر تحقق استقلال ملی باید مورد توجه قرار گیرد، مفهوم استقامت است.
وی افزود: مقاومت به معنای تابآوری در مقاطع حساس و مواجهه با تهدیدها است، اما استقامت به معنای استمرار این مسیر در بلندمدت و پایبندی به اهداف و آرمانها است.
این استاد حوزه و دانشگاه ادامه داد: در تاریخ ادیان نیز نمونههای متعددی از این تفاوت وجود دارد. ممکن است یک جامعه در مقاطعی مقاومت قابل توجهی از خود نشان دهد، اما نتواند در مسیر تحقق اهداف بلندمدت خود استقامت کند.
وی تصریح کرد: به نظر میرسد در برخی مقاطع، ادبیات آرمانی انقلاب بیشتر بر مقاومت متمرکز بوده است، در حالی که استقامت نیز باید بهعنوان یک ارزش و فرهنگ عمومی در جامعه نهادینه شود. استقامت به این معنا است که جامعه بتواند مسیر پیشرفت و تحقق آرمانهای خود را با وجود دشواریها و فراز و فرودها ادامه دهد.
انقلاب اسلامی پس از پنج دهه همچنان بر آرمانهای خود ایستاده است
امیری طیبی در جمعبندی مباحث خود، اظهار کرد: آنچه از آن بهعنوان عقلانیت امام خمینی(ره) یاد میشود، مجموعهای از مؤلفههای بههمپیوسته است که توانسته انقلاب اسلامی را در طول دهههای گذشته در مسیر اصلی خود حفظ کند.
وی افزود: در حوزه نظامسازی، نظریه نظام انقلابی و ولایت فقیه از مهمترین ارکان این عقلانیت به شمار میروند و در حوزه استقلال ملی نیز امام خمینی(ره) بر چند مؤلفه اساسی تأکید داشتند؛ احیای باور «ما میتوانیم»، نهادینهسازی فرهنگ مقاومت، تقویت بنیه دفاعی کشور، تبیین و آگاهیبخشی مستمر به مردم برای مقابله با جنگ شناختی و در نهایت تبدیل استقامت به یک فرهنگ عمومی.
این استاد حوزه و دانشگاه خاطرنشان کرد: مجموعه این عناصر موجب شده است که انقلاب اسلامی پس از گذشت نزدیک به پنج دهه، نهتنها از آرمانهای اولیه خود فاصله نگیرد، بلکه همچنان بر اهداف بنیادین خود از جمله عدالتخواهی، حمایت از مظلومان، دفاع از فلسطین، مقابله با سلطه و اقامه ارزشهای دینی تأکید داشته باشد.
وی در پایان گفت: یکی از مهمترین پرسشهای پیش روی ما این است که تا چه اندازه توانستهایم این مؤلفههای عقلانیت را در جامعه امروز بازتولید و تقویت کنیم. این مسئله نیازمند گفتوگو، نقد و بررسی مستمر در محافل علمی و نخبگانی کشور است.
انتهای پیام

