به گزارش ایسنا، رنگ از گذشتههای دور بخشی جدانشدنی از زندگی انسان بوده است. انسانها نه فقط برای زیباتر کردن اشیا و محیط زندگی، بلکه برای بیان احساسات، باورها و معناهای نمادین از رنگ استفاده میکردند. در دوران کهن، مواد رنگی بیشتر از طبیعت به دست میآمد؛ از گیاهان و مواد معدنی گرفته تا برخی حشرات و اجزای مختلف موجودات زنده. به همین دلیل، رنگزاهای طبیعی در بسیاری از دستساختهها، منسوجات، دیوارنگارهها، ظروف و دیگر آثار تاریخی حضور داشتهاند. این مواد فقط جنبه تزئینی نداشتند، بلکه بخشی از هویت فرهنگی و هنری آثار را شکل میدادند. با گذر زمان و رواج رنگهای شیمیایی، استفاده از رنگزاهای طبیعی کمتر شد، اما اهمیت آنها در شناخت و حفظ آثار تاریخی همچنان باقی مانده است.
اهمیت این موضوع زمانی بیشتر آشکار میشود که بدانیم مرمت و حفاظت آثار باستانی فقط به معنای تعمیر یک شیء قدیمی نیست، بلکه تلاشی برای انتقال ارزشهای فرهنگی و تاریخی به نسلهای آینده است. در این مسیر، انتخاب مواد مناسب اهمیت بسیار زیادی دارد. اگر مادهای که برای مرمت استفاده میشود با ساختار اصلی اثر سازگار نباشد، ممکن است نهتنها کمکی به حفظ آن نکند، بلکه به تخریب بیشتر هم بینجامد. از این نظر، رنگزاهای طبیعی جایگاه ویژهای دارند، زیرا در بسیاری موارد با مواد اولیه آثار تاریخی هماهنگی بیشتری دارند. با این حال، دانش مربوط به شناسایی، استخراج، آمادهسازی و استفاده درست از این رنگزاها به مرور زمان کمرنگ شده و همین مسئله نیاز به بررسی دوباره و جامع این حوزه را بیشتر کرده است.
در همین زمینه، سعیده رفیعی، استادیار دانشکده هنرهای صناعی و عضو گروه فرش دانشگاه هنر شیراز، به همراه یک همکار دانشگاهی، پژوهشی درباره کاربرد رنگزاهای طبیعی در مرمت و حفاظت آثار باستانی انجام دادهاند. این مطالعه تلاش کرده تصویری روشن از ظرفیت انواع رنگزاهای طبیعی در بازسازی و تثبیت بخشهای رنگی آثار تاریخی ارائه دهد و در عین حال، چالشها و فرصتهای پیش روی مرمتگران را نیز نشان دهد.
روش انجام این پژوهش، مطالعه مروری بوده است. به این معنا که پژوهشگران به جای اجرای یک آزمایش محدود، مجموعهای از منابع، یافتهها و تجربههای علمی موجود در این حوزه را بررسی و تحلیل کردهاند. این نوع مطالعه کمک میکند تصویر جامعتری از وضعیت دانش موجود به دست آید و روندهای مهم، مزایا، محدودیتها و مسیرهای آینده بهتر دیده شود. در این بررسی، رنگزاهای طبیعی مختلف و کاربرد آنها در مرمت آثار گوناگون، از جمله آثار دیواری، چوبی، سنگی، سفالی و منسوجات، مورد توجه قرار گرفتند.
نتایج این بررسی نشان میدهند که رنگزاهای طبیعی، در صورت استفاده درست، میتوانند گزینهای مناسب برای مرمت آثار تاریخی باشند. به گفته پژوهشگران، این مواد از نظر شیمیایی و فیزیکی با ساختار بسیاری از آثار هماهنگی دارند و به همین دلیل میتوانند به بازسازی ظاهر اثر و حفظ ارزشهای بصری و تاریخی آن کمک کنند. در این میان، رنگزاهایی مانند روناس، نیل، زعفران و اخرا به عنوان نمونههای مهم معرفی شدهاند؛ موادی که از منابع گیاهی، جانوری یا معدنی به دست میآیند و در تثبیت یا بازسازی بخشهای رنگی آثار مختلف نقش داشتهاند.
یافتههای پژوهش که در «فصلنامه مطالعات در دنیای رنگ» وابسته به پژوهشگاه رنگ و انجمن علمی رنگ ایران منتشر شدهاند، همچنین نشان میدهند که استفاده از این رنگزاها فقط به بازگرداندن رنگ محدود نمیشود، بلکه میتواند پایداری مناسب و حتی بازگشتپذیری مطلوبی در فرایند مرمت ایجاد کند. بازگشتپذیری در مرمت به این معناست که اگر در آینده لازم باشد، بتوان مواد افزودهشده را بدون آسیب جدی به اثر اصلی جدا یا اصلاح کرد. در کنار این مزایا، پژوهشگران به برخی چالشها نیز اشاره کردهاند؛ از جمله محدود بودن دسترسی به رنگزاهای طبیعی باکیفیت، کاهش دانش فنی سنتی و نیاز به فناوریهای دقیقتر برای شناسایی و تثبیت درست این مواد. به همین دلیل، این حوزه نیازمند توجه علمی و عملی بیشتر است.
بر اساس اطلاعات تکمیلی ارائهشده در این پژوهش، اهمیت رنگزاهای طبیعی فقط در طبیعی بودن آنها خلاصه نمیشود. این مواد به دلیل همخوانی ساختاری با اجزای آثار تاریخی، از جمله الیاف سلولزی در پارچهها، ترکیبات معدنی در سفالینهها و حتی برخی سطوح فلزی و چوبی، میتوانند عملکرد حفاظتی نیز داشته باشند. به زبان ساده، این رنگزاها در برخی موارد بهتر با بستر اصلی اثر کنار میآیند و به همین دلیل، هم به تثبیت رنگ کمک میکنند و هم مقاومت آن را در برابر عوامل آسیبزا افزایش میدهند. در این پژوهش به نمونههایی مانند کاربرد روناس در مرمت نقاشیهای دیواری، نیل در بازسازی منسوجات ابریشمی تاریخی و پوست گردو در حفاظت آثار چوبی اشاره شده است.
نکته مهم دیگر آن است که آینده این حوزه، تنها در بازگشت به روشهای قدیمی خلاصه نمیشود، بلکه در پیوند میان دانش سنتی و فناوریهای نوین شکل میگیرد. بر اساس این مطالعه، استفاده از صمغهای طبیعی برای تثبیت رنگ، بهکارگیری دندانههای طبیعی مانند زاج آلومینیوم و تاننها، و همچنین فناوریهایی مانند نانومواد و لایهگذاری تدریجی، میتواند دوام و هماهنگی پوششهای مرمتی را افزایش دهد.
به گفته مجریان این تحقیق، برخی روشهای نوین، از جمله بهرهگیری از ابزارهای هوش مصنوعی برای پیشبینی خواص رنگزاها و سامانههای میکروانکپسولهسازی برای کنترل بهتر رهایش مواد، توانستهاند دقت و ماندگاری مرمت را به شکل چشمگیری بالا ببرند. این موضوع نشان میدهد که مرمت آثار تاریخی میتواند همزمان از تجربه گذشتگان و توان علمی امروز بهره ببرد.
انتهای پیام

