۱۴۰۵-۰۳-۱۵ | ۱۰:۰۲
میراث‌ قیام ۱۵ خرداد؛ تبدیل مقاومت از واکنش مقطعی به هویت اجتماعی پایدار

عضو هیئت علمی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی بیان کرد

میراث‌ قیام ۱۵ خرداد؛ تبدیل مقاومت از واکنش مقطعی به هویت اجتماعی پایدار

قم (ایسنا) - استاد پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی گفت: مهم‌ترین میراث‌ قیام ۱۵ خرداد این بود که مفهوم مقاومت را از یک واکنش مقطعی به یک هویت اجتماعی تبدیل کرد. پیش از آن، اگر فشار یا بحرانی رخ می‌داد و مردم در واکنش به آن اعتراض می‌کردند و پس از مدتی به زندگی عادی بازمی‌گشتند. اما پس از این قیام، در میان بخشی از جامعه این باور شکل گرفت که مبارزه و مقاومت می‌تواند به بخشی از هویت سیاسی و اجتماعی آنان تبدیل شود.

محسن ردادی در گفت‌وگو با ایسنا ضمن اشاره بر زمینه‌های داخلی و بین المللی شکل‌گیری قیام ۱۵ خرداد اظهار کرد: از نظر داخلی، دو رویداد مهم در این زمینه نقش داشتند؛ نخست، کودتای ۲۸ مرداد بود. مردم پیش از آن قیامی را آغاز کردند که هرچند نمی‌توان آن را کاملاً شکست‌خورده دانست، اما به اهداف مورد انتظار خود نرسید. این ناکامی سرخوردگی عمیقی در میان مردم بر جای گذاشت که در ادامه تحولات اثرگذار بود.  

عضو هیئت علمی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی با بیان اینکه رویداد دوم از سال ۱۳۴۰ آغاز شد و در نهایت به قیام ۱۵ خرداد انجامید، گفت: در این سال‌ها، محمدرضا شاه اجرای مجموعه‌ای از برنامه‌ها را آغاز کرد که از سوی بسیاری از مردم و علما در تعارض با اسلام تلقی می‌شد. برداشت عمومی این بود که این برنامه‌ها در نهایت به حذف دین از زندگی اجتماعی و سیاسی مردم و تبدیل ایران به کشوری غیر دینی خواهد انجامید. 

ردادی ادامه داد: از جمله این اقدامات می‌توان به لایحه انجمن‌های ایالتی و ولایتی و نیز انقلاب سفید شاه و ملت اشاره کرد. با توجه به چنین نگاهی می‌توان فهمید که چرا مردم به خیابان‌ها آمدند و چرا واکنش علما، از جمله امام خمینی، تا این اندازه شدید بود. 

عضو هیئت علمی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی در خصوص بعد بین‌المللی قیام ۱۵ خرداد، بیان کرد: پس از جنگ جهانی دوم، جنگ سرد و رقابت میان آمریکا و شوروی آغاز شد. آمریکا همواره بر تقویت بلوک خود و تضعیف بلوک شوروی اهتمام داشت؛ به همین سبب شروع به یارگیری کرده و همواره در تلاش بود تا ایران در اختیار شوروی و نیروهای کمونیستی قرار نگیرد. 

وی در ادامه تصریح‌ کرد: آمریکا در راستای فعالیت‌های خود برای جلوگیری از تسخیر موقعیت مهم و استراتژیک ایران توسط کمونیست‌ها، دست به ایجاد کودتا زده و شاه را وادار به اجرای برخی برنامه‌ها کرد. این برنامه‌ها ساخته شده توسط آمریکا و بدون توجه به اقتضائات مردم و کشور بود.

ردادی برنامه‌های اصلاحی آمریکا را در راستای خارج شدن ایران از دسترس شوروی دانست و گفت: آمریکا به دلیل اهمیت موقعیت کشور ایران، دست به اقداماتی همچون اصلاحات ارضی زد. اصلاحات ارضی تأثیر مستقیم بر نابودی کشاورزی ایران داشت اما چیزی که برای آمریکا مهم بود، تنها اهداف خود بود.

عضو هیئت علمی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی افزود: آمریکا با اجرای طرح اصلاحات ارضی در تلاش بود تا کشاورزان ایران را راضی نگه دارد با این هدف که شوروی نتواند به واسطه وسوسه کشاورزان و در نهایت شورش آنان، به ایران نفوذ کند.

نیروهای دخیل در شکل‌گیری فضای سیاسی و زمینه‌های قیام ۱۵ خرداد 

ردادی با اشاره بر این‌که سه نیرو در شکل‌گیری فضای سیاسی و زمینه‌های قیام ۱۵ خرداد دخیل بودند، اظهار کرد: نیروی نخست تأثیرگذار، جریان‌های ملی‌گرا بودند که از اواخر دهه ۱۳۲۰ فعالیت خود را آغاز کردند. این جریان‌ها نقش مهمی در پیشبرد نهضت ملی شدن صنعت نفت داشتند، اما در نهایت پس از کودتای سال ۱۳۳۲ سرکوب و از صحنه قدرت کنار زده شدند.

عضو هیئت علمی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی در خصوص جریان‌های ملی‌گرا افزود: پس از کودتای سال ۱۳۳۲، این نیروها تا حد زیادی دچار انزوا و انشقاق شدند و به چند شاخه تقسیم گشتند؛ از جمله نهضت آزادی، جبهه ملی اول و دوم و همچنین گروه‌های دیگری مانند برخی جریان‌های سوسیالیستی که از بدنه نهضت ملی جدا شده بودند. در نتیجه، این جریان با نوعی چندپارگی و پراکندگی مواجه شد.  

وی نیروی دوم را از نظر سازماندهی و برخورداری از بدنه اجتماعی قوی‌تر دانست و گفت‌: نیروی دوم تأثیر گذار بر جریانات، جریان مارکسیستی و به‌ویژه حزب توده ایران بود. این حزب در دوران ملی شدن صنعت نفت فعالیت چشمگیری داشت؛ هرچند برخی آن را از عوامل تضعیف و شکست آن نهضت نیز می‌دانند.

ردادی اضافه کرد: پس از کودتای ۲۸ مرداد، این جریان نیز به شدت تحت فشار قرار گرفت. بسیاری از اعضای آن به محافل روشنفکری محدود شدند یا در قالب شبکه‌های پنهانی، مانند برخی افسران وابسته به حزب توده، فعالیت‌هایی داشتند؛ اما در مجموع فعالیت علنی، گسترده و مؤثری از خود نشان نمی‌دادند.  

ردادی با بیان اینکه این دو جریان، ارتباط گسترده و مستقیمی با عموم مردم نداشتند، اظهار کرد: آنان سیاست را بیشتر امری لوکس و نخبگانی می‌دانستند؛ به این معنا که باید توسط سیاستمداران و افراد تحصیل‌کرده دنبال شود و نه توسط توده‌های مردم؛ به همین دلیل، پیوند عمیقی میان این جریان‌ها و بدنه جامعه شکل نگرفته بود.  

وی در خصوص اسلام سیاسی عنوان کرد: در سال ۱۳۴۲ وضعیت تازه‌ای پدید آمد و نیروی سومی وارد عرصه شد که از آن با عنوان اسلام سیاسی یاد می‌شود. مقصود از اسلام سیاسی این است که آموزه‌ها و منابع اسلامی به عنوان مبنایی برای کنش و مبارزه سیاسی مورد استفاده قرار گیرد.

ردادی تصریح کرد: در جامعه همواره افرادی وجود داشته‌اند که دیندار بوده‌اند اما از سیاست فاصله می‌گرفتند و ترجیح می‌دادند دین را امری صرفاً فردی و غیرسیاسی بدانند. در مقابل، جریانی شکل گرفت که معتقد بود باید از منابع و میراث اسلامی برای مقابله با حکومت پهلوی استفاده کرد. 

عضو هیئت علمی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی افزود: تا پیش از خرداد سال ١٣۴٢ چیزی که در حوزه‌های علمیه وجود داشت، تبعیت علما از چهار مرجع اصلی بود که امام خمینی یکی از این چهار مراجع بود و اگر بیانیه‌ای صادر می‌شد، به اتفاق نظر هر چهار مرجع بود. 

وی با بیان اینکه فعالیت‌های امام خمینی موجب برجسته شدن هرچه بیشتر ایشان از اوایل سال ۱۳۴۲ شد تصریح کرد: امام خمینی از اوایل سال ۴٢ به دلیل برخی فعالیت‌های ایشان، از باقی علما پبشی گرفته و به محبوبیت خاصی میان مردم دست یافتند. این محبوبیت به دلیل ایستادگی و اقدامات امام در برابر شاه بابت جنایاتی نظیر ماجرای فیضیه بود.

ردادی ضمن مرور سیر تاریخی قیام ۱۵ خرداد در خصوص فعالیت‌های امام خمینی(ره) بیان کرد: امام خمینی از خرداد سال ۴٢ مبارزات خود را با شاه به صورت علنی آغاز کرده و در روز دهم محرم، مصادف با عاشورا و برابر با ۱۲ خرداد، سخنرانی مهمی کردند؛ پس از آن، در بامداد روز بعد، امام دستگیر و به تهران منتقل شدند. 

عضو هیئت علمی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی اضافه کرد: با انتشار خبر دستگیری ایشان، در روز ۱۵ خرداد مردم در شهرهای مختلف از جمله قم، تهران، ورامین و برخی شهرهای دیگر به خیابان‌ها آمدند و با در دست داشتن تصاویر امام خمینی به این اقدام اعتراض کردند. در تهران، جمعیت معترضان بسیار گسترده بود؛ به‌گونه‌ای که برخی نقل کرده‌اند شاه حتی احتمال می‌داد آن روز آخرین روز حکومتش باشد و آماده شده بود که با عقب‌نشینی، امام خمینی(ره) را آزاد کند.

وی در خصوص وقایع ۱۵ خرداد تصریح کرد: با رخ دادن این اتفاقات، نخست‌وزیر وقت، اسدالله علم، به شاه پیشنهاد کرد که مدیریت اوضاع را به او بسپارد و با شدت و خشونت قیام را سرکوب کند. او حتی مسئولیت کامل این اقدام را پذیرفت و اعلام کرد که در صورت شکست، پاسخگوی پیامدهای آن خواهد بود.  

ردادی با تشریح این که در جریان سرکوب اعتراضات، نیروهای نظامی با تجهیزات نظامی سنگین وارد عمل شدند بیان کرد: برخلاف بسیاری از شورش‌های شهری که معمولاً با ابزارهایی مانند گاز اشک‌آور یا تجهیزات کنترل جمعیت مواجه می‌شوند، در این واقعه ارتش با سلاح‌های جنگی، از جمله تفنگ‌های نظامی، مسلسل و حتی تانک وارد خیابان‌ها شد. پلیس، شهربانی و ژاندارمری عملاً کنار رفتند و ارتش مستقیماً با معترضان روبه‌رو شد.  

عضو هیئت علمی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی افزود: استفاده از چنین سلاح‌هایی علیه مردمی که غیرمسلح بودند، به سرکوبی بسیار خشن و خونین انجامید. در نتیجه، قیامی که به سرعت در تهران و چندین شهر دیگر گسترش یافته بود و در اعتراض به دستگیری امام خمینی شکل گرفته بود، با کشتار و خشونت شدید فرو نشانده شد.  

قیام 15 خرداد؛ رویدادی ماندگار در تاریخ ایران

وی قیام 15 خرداد را یکی از رویدادهای ماندگار تاریخ دانست و گفت: با وجود این سرکوب، قیام ۱۵ خرداد به عنوان رویدادی ماندگار در تاریخ معاصر ایران باقی ماند و میراثی برجای گذاشت که در ادامه تحولات سیاسی و شکل‌گیری انقلاب اسلامی اهمیت ویژه‌ای یافت.

ردادی در خصوص آثار قیام ۱۵ خرداد تصریح کرد: قیام ۱۵ خرداد آثار و پیامدهای مهمی داشت که یکی از برجسته‌ترین آن‌ها، شکل‌گیری نخستین موج بی‌اعتمادی عمیق نسبت به قدرت‌های غربی بود. این قیام در واقع اولین حرکتی بود که مردم هم‌زمان علیه حکومت شاه و برنامه‌های آمریکا در ایران انجام دادند. به همین دلیل، این جنبش از سوی هیچ کشور خارجی مورد حمایت قرار نگرفت.

عضو هیئت علمی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی افزود: نکته قابل تأمل اینجا است که به دلیل ماهیت این قیام، هم ملی‌گراها و هم نیروهای چپ (توده‌ای‌ها) در برابر آن موضع‌گیری کردند. بر اساس اسناد موجود، حزب توده با وجود ضربات سختی که از شاه خورده بود، در بیانیه‌ای اعلام کرد که اگر قرار باشد میان حکومت فعلی و آنچه آن‌ها، ارتجاع مذهبی، به رهبری مراجع تقلید می‌نامیدند یکی را انتخاب کنند، همان حکومت شاه را ترجیح می‌دهند.

وی در خصوص رفتار ملی‌گرایان تصریح کرد: در جبهه ملی نیز رویکرد مشابهی دیده می‌شد. اسناد منتشر شده از رایزنی‌های آن‌ها با سفارت آمریکا نشان می‌دهد که این جبهه در جریان قیام ۱۵ خرداد موضع بی‌طرفی اتخاذ کرد؛ آن‌ها اعلام کردند که در این ماجرا نه طرفدار شاه هستند و نه طرفدار معترضان، در حالی که انتظار می‌رفت جبهه‌ای با عنوان ملی در کنار مردم بایستد.

ردادی با بیان اینکه در این میان نهضت آزادی یک استثنا وجود داشت اضافه کرد: چهره‌هایی مانند آیت‌الله طالقانی و مهندس بازرگان که از جبهه ملی جدا شده و همچنان به مصدق وفادار بودند، موضع‌گیری بسیار صریح و جدی در حمایت از مردم و علیه حکومت شاه داشتند. مهندس بازرگان در آن زمان بیانیه‌ای نوشت و در آن از امام خمینی با تعابیری همچون نایب‌الامام و زعیم شیعه یاد کرد.

عضو هیئت علمی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی در این خصوص ادامه داد: البته هزینه این موضع‌گیری را نهضت آزادی پرداخت، اعضای این جریان با احکام حبس‌های طولانی‌مدت مواجه شدند و تحت فشار و آزار شدید قرار گرفتند. از این رو می‌توان گفت که قیام ۱۵ خرداد برای نخستین بار حرکتی بود که به هیچ قدرت خارجی باج نداد، به آن‌ها وابسته نشد و از جریان‌های سیاسی وابسته به قدرت‌های خارجی نیز فاصله گرفت.

وی مسیر قیام ۱۵ خرداد را ماسوای قیام های دیگر دانست و گفت: بسیاری از قیام‌ها و جنبش‌های پیشین در ایران تا حدی در تقابل با سنت‌های دینی و اجتماعی شکل گرفته بودند. برای نمونه، نهضت مشروطیت و نهضت ملی شدن صنعت نفت به‌نوعی جنبش‌هایی نوگرا به شمار می‌رفتند که فاصله‌ای با سنت‌های پیشین داشتند. اما قیام ۱۵ خرداد مسیر متفاوتی را دنبال کرد؛ این حرکت درصدد بهره‌گیری از سنت‌ها و میراث شیعی بود و در رأس آن نیز رهبری قرار داشت که یک عالم دینی و مرجع مذهبی محسوب می‌شد. 

ردادی افزود: برخلاف برخی جنبش‌های پیشین، این قیام در امتداد سنت‌ها شکل گرفت و از این جهت، قیام ۱۵ خرداد الگویی تازه به شمار می‌رفت. پیش از آن معمولاً چنین تصور می‌شد که برای شکل‌گیری یک حرکت سیاسی مؤثر باید از سنت فاصله گرفت و به ایدئولوژی‌های جدید، مانند مارکسیسم یا جریان‌های مشابه، تکیه کرد؛ اما در این قیام، اتکا به سنت دینی و همچنین به نیروی مردم صورت گرفت.

عضو هیئت علمی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی بابیان اینکه بسیاری از گروه‌های سیاسی از این قیام حمایت نکردند، اضافه کرد: مردم در این قیام آگاهی نسبتاً روشنی از زمینه‌های آن داشتند، هرچند جرقه اعتراض‌ها با دستگیری امام خمینی زده شد، اما بسیاری از معترضان مسئله را در ارتباط با نفوذ و سیاست‌های آمریکا در ایران نیز می‌دیدند. امام خمینی نیز در سخنرانی عاشورای سال ۱۳۴۲ در مدرسه فیضیه به‌صراحت به این موضوع اشاره کردند و با انتقاد از قدرت‌های خارجی، به‌ویژه آمریکا، بر نقش آن‌ها در تحولات ایران تأکید کردند.

وی تصریح کرد: در آن زمان، پس از کودتای ۲۸ مرداد، حکومت پهلوی به‌طور قابل توجهی به حمایت آمریکا متکی شده بود. دولت ایران برای اداره کشور و اجرای برخی برنامه‌ها بارها از آمریکا درخواست وام کرده بود و این وام‌ها نیز معمولاً با شروطی همراه بودند. در چنین شرایطی، بسیاری از مردم این وابستگی را مشاهده می‌کردند و آن را نشانه‌ای از نفوذ قدرت‌های خارجی در سیاست و اقتصاد کشور می‌دانستند.

ردادی به مشکلات اقتصادی دهه ۴۰ اشاره کرد و اضافه کرد: وضعیت اقتصادی در دهه ۱۳۴۰ نیز با مشکلاتی همراه بود. برخی سیاست‌ها، از جمله برنامه اصلاحات ارضی، پیامدهایی داشت که باعث شد برای نخستین بار واردات گسترده گندم در کشور مطرح شود؛ امری که نیازمند منابع ارزی و در نتیجه وابستگی بیشتر به منابع مالی خارجی بود. این مسائل نیز در ذهنیت عمومی جامعه تأثیر می‌گذاشت.

عضو هیئت علمی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی ضمن اشاره بر این مسئله که در آن دوره مردم هنوز به خودباوری کامل سیاسی نرسیده بودند، گفت: پیش از این اتفاق، دو تجربه مهم در تاریخ معاصر ایران رخ داده بود. نخست، جنبش مشروطه و دوم، نهضت ملی شدن صنعت نفت بود که هر دو حرکت دستاوردهایی داشتند، اما در نهایت به نتایجی انجامیدند که برای بسیاری از مردم رضایت‌بخش نبود.

وی با بیان اینکه تجربه‌های ناموفق نوعی سرخوردگی و تردید در میان جامعه ایجاد کرده بود، اضافه کرد: هرچند مردم در قیام ۱۵ خرداد آگاهانه به خیابان‌ها آمدند و نسبت به وضعیت موجود اعتراض کردند، اما برنامه روشن و منسجمی برای ادامه مسیر پس از قیام وجود نداشت. این مسئله یکی از عواملی بود که باعث شد قیام، با وجود گستردگی، نتواند ادامه یابد و در نهایت با سرکوب مواجه شود.

تقویت تدریجی حس خودباوری در جامعه؛ دستاورد قیام ۱۵ خرداد 

ردادی تصریح کرد: با وجود این، قیام ۱۵ خرداد یک دستاورد مهم برجای گذاشت که آن، تقویت تدریجی حس خودباوری در جامعه بود. این تجربه نشان داد که مردم می‌توانند بدون اتکا به قدرت‌های خارجی، یک حرکت گسترده و سراسری را سازمان دهند؛ موضوعی که در سال‌های بعد در تحولات سیاسی ایران تأثیر قابل توجهی داشت.

عضو هیئت علمی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی در خصوص دست‌آوردهای قیام ١۵ خرداد افزود: قیام ۱۵ خرداد اگرچه به سرکوب انجامید، اما تجربه‌ها و دستاوردهای مهمی برای جامعه ایران بر جای گذاشت. از جمله این دستاوردها آن بود که پس از مدتی امام خمینی آزاد شدند. البته هدف اصلی مردم در آن زمان براندازی کامل حکومت نبود؛ بلکه این قیام بیش از هر چیز تجربه‌ای برای جامعه بود تا به توان و ظرفیت خود باور پیدا کند.

وی تثبیت جایگاه رهبری امام خمینی را یکی از نتایج مهم قیام ١۵ خرداد دانست و گفت: شجاعت و صراحت ایشان باعث شد که تفاوتشان با بسیاری از مراجع دیگر برای مردم آشکار شود. همین مسئله موجب شد مردم به این باور برسند که می‌توان به چنین رهبری اعتماد کرد و در مسیر مبارزه به او تکیه داشت.

ردادی اضافه کرد: تجربه مهم دیگر این بود که بسیاری از مردم به این نتیجه رسیدند که حکومت پهلوی اصلاح‌پذیر نیست. تا پیش از آن، برخی معتقد بودند محمدرضا شاه با پدرش تفاوت دارد و امکان اصلاح در ساختار حکومت وجود دارد. حتی در سال‌های ابتدایی سلطنت او، به‌ویژه پس از سال ۱۳۲۰، تا حدی از محبوبیت برخوردار بود. در جریان وقایع سال ۱۳۳۲ نیز گروهی از مردم از او حمایت کردند. اما از سال ۱۳۴۲ به بعد این محبوبیت به‌تدریج کاهش یافت و در سال‌های بعد به نوعی نفرت گسترده از حکومت سلطنتی انجامید؛ به‌گونه‌ای که در سال ۱۳۵۷ بسیاری از مردم دیگر اصل نظام سلطنت را نمی‌خواستند.

عضو هیئت علمی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی در خصوص سلطنت زدگی مردم ایران اظهار کرد: در تاریخ معاصر ایران معمولاً با کنار رفتن یک پادشاه، فرد دیگری جایگزین او می‌شد و اصل نهاد سلطنت چندان مورد تردید قرار نمی‌گرفت. برای مثال پس از کنار رفتن برخی پادشاهان قاجار، همچنان تصور غالب این بود که سلطنت باید باقی بماند، هرچند شخص پادشاه تغییر کند. اما در نهایت عملکرد حکومت محمدرضا پهلوی به گونه‌ای بود که بخش بزرگی از جامعه نه تنها از شخص او، بلکه از اصل نظام سلطنت فاصله گرفتند.

تجربه هزینه دادن در مسیر مبارزه؛ از نتایج مهم قیام ١۵ خرداد

وی تجربه هزینه دادن در مسیر مبارزه را از نتایج مهم قیام ١۵ خرداد دانست و گفت: سرکوب قیام ۱۵ خرداد بسیار شدید بود، اما همین تجربه به مردم آموخت که برای رسیدن به اهداف سیاسی و اجتماعی باید آماده پرداخت هزینه باشند. این تجربه در جریان انقلاب اسلامی سال ۱۳۵۷ نقش مهمی ایفا کرد. اگر تجربه ۱۵ خرداد وجود نداشت، ممکن بود با نخستین موج سرکوب‌های جدی، حرکت‌های اعتراضی متوقف شود. اما تجربه پیشین باعث شد مردم در برابر فشارها عقب‌نشینی نکنند و اعتراض‌ها در مقاطع مختلف، از جمله در حوادث سال ۱۳۵۶ و ۱۳۵۷، ادامه یابد.

عضو هیئت علمی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی قیام ١۵ خرداد را تجربه‌ای شکل‌دهنده در روند تحولات بعدی جامعه ایران دانست و گفت: قیام ۱۵ خرداد نه تنها یک رویداد تاریخی مهم بود، بلکه تجربه‌ای شکل‌دهنده در روند تحولات بعدی جامعه ایران به شمار می‌آید و در شکل‌گیری نگرش‌ها و کنش‌های سیاسی سال‌های بعد تأثیر قابل توجهی  گذاشت.

انتهای پیام 

آخرین اخبار استان ها

چندرسانه‌ای