۱۴۰۵-۰۳-۱۵ | ۱۷:۵۸
از خشکی قنات های ورامین تا کفن‌پوشی روز بنی‌اسد/ محرومیت نسبی زمینه‌ساز قیام ۱۵ خرداد شد

پژوهشگر علوم سیاسی:

از خشکی قنات های ورامین تا کفن‌پوشی روز بنی‌اسد/ محرومیت نسبی زمینه‌ساز قیام ۱۵ خرداد شد

تهران (ایسنا) - پژوهشگر علوم سیاسی با تأکید بر اینکه قیام۱۵خرداد ۱۳۴۲در ورامین را نمی‌توان صرفاً واکنشی به دستگیری امام خمینی(ره)دانست، گفت: شکست اصلاحات ارضی، فروپاشی ساختار سنتی کشاورزی، نارضایتی مالکان و کشاورزان از پیامدهای این اصلاحات و شکل‌گیری احساس محرومیت نسبی میان مردم، زمینه‌های اجتماعی این قیام رافراهم و دستگیری امام خمینی(ره)به عنوان عامل شتاب‌دهنده، این نارضایتی انباشته را به خیزشی تاریخی تبدیل کرد.

قیام ۱۵ خرداد ۱۳۴۲ در حافظه تاریخی مردم ورامین، پیشوا و قرچک تنها یک واقعه سیاسی نیست؛ رخدادی است که از آن به عنوان نقطه آغاز جنبشی یاد می‌شود که سال‌ها بعد به پیروزی انقلاب اسلامی انجامید. هرچند در روایت‌های رایج، دستگیری امام خمینی(ره) مهم‌ترین عامل شکل‌گیری این قیام معرفی می‌شود، اما برخی پژوهشگران معتقدند در پس این رویداد، لایه‌های عمیق‌تری از نارضایتی‌های اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی وجود داشت که زمینه بروز چنین حرکتی را فراهم کرده بود.

احسان تاجیک، پژوهشگر علوم سیاسی در گفت‌وگو با ایسنا به مناسبت سالگرد قیام ۱۵ خرداد با اشاره به نظریه «محرومیت نسبی» در تبیین شورش‌های اجتماعی اظهار کرد: هیچ انقلاب یا خیزش مردمی را نمی‌توان به یک عامل واحد تقلیل داد. قیام ۱۵ خرداد نیز صرفاً واکنش مردم به دستگیری یک مرجع تقلید نبود، بلکه نقطه انفجار شکافی بود که طی سال‌ها میان انتظارات مردم و واقعیت‌های موجود در زندگی آنان شکل گرفته بود.

وی افزود: براساس نظریه محرومیت نسبی که توسط تد رابرت گر مطرح شده، زمانی احتمال بروز اعتراضات و شورش‌های اجتماعی افزایش می‌یابد که میان آنچه مردم خود را مستحق آن می‌دانند و آنچه در عمل در اختیار دارند فاصله ایجاد شود. در ورامین دهه ۴۰ این شکاف به شکل محسوسی در حال گسترش بود.

اصلاحات ارضی؛ وعده‌ای که به نارضایتی انجامید

این پژوهشگر علوم سیاسی با اشاره به شرایط اقتصادی منطقه ورامین در دهه‌های ۳۰ و ۴۰ گفت: بخشی از اراضی سلطنتی و نظام اربابی دشت بزرگ  ورامین در سال‌های پیش از اجرای رسمی اصلاحات ارضی میان کشاورزان منطقه تقسیم شده بود و همین موضوع امید فراوانی در میان روستاییان ایجاد کرده بود. آنان تصور می‌کردند مالکیت زمین، مسیر بهبود وضعیت اقتصادی و اجتماعی‌شان را هموار خواهد کرد.

تاجیک ادامه داد: اما با اجرای اصلاحات ارضی در قالب انقلاب سفید، بسیاری از این انتظارات برآورده نشد. نظام سنتی کشاورزی که هرچند دارای نواقص فراوان بود، وظایفی مانند نگهداری قنوات، مدیریت آب، تأمین بذر و فروش محصولات را برعهده داشت، از بین رفت؛ بدون آنکه ساختار جایگزین مناسبی برای آن ایجاد شود.

وی افزود: کشاورزان خرده‌مالک با زمین‌هایی روبه‌رو شدند که از نظر اقتصادی بهره‌وری لازم را نداشت. از سوی دیگر هزینه‌های نگهداری زمین و تأمین آب افزایش یافت و بسیاری از قنات‌های منطقه به دلیل نبود سرمایه و مدیریت مناسب خشک شدند.

این پژوهشگر علوم سیاسی با بیان اینکه خشک شدن قنات‌ها ضربه‌ای سنگین به اقتصاد کشاورزی ورامین وارد کرد، گفت: در منطقه‌ای که حیات اقتصادی آن به آب و کشاورزی وابسته بود، از بین رفتن قنوات به معنای کاهش تولید، افت درآمد و تشدید مشکلات معیشتی بود.

وی افزود: مردم ورامین نه در فقر مطلق، بلکه در شرایطی قرار داشتند که پس از یک دوره کوتاه امیدواری، با نوعی پسرفت مواجه شدند. این همان وضعیتی است که در نظریه محرومیت نسبی از آن به عنوان «محرومیت نزولی» یاد می‌شود و از خطرناک‌ترین انواع نارضایتی اجتماعی به شمار می‌رود.

شکاف میان مردم و حکومت

تاجیک در ادامه با اشاره به همه‌پرسی انقلاب سفید در سال ۱۳۴۱ اظهار کرد: یکی از نشانه‌های نارضایتی عمومی در ورامین، مشارکت پایین مردم در این رفراندوم بود. در حالی که حکومت از مشارکت گسترده در سطح کشور سخن می‌گفت، آمارهای موجود نشان می‌دهد استقبال مردم ورامین از این همه‌پرسی بسیار محدود بود.

وی افزود: از منظر جامعه‌شناختی، این رفتار تنها نشانه بی‌تفاوتی سیاسی نیست، بلکه بیانگر آن است که بخشی از مردم امید خود را به سازوکارهای رسمی از دست داده بودند و دیگر حکومت را پاسخگوی مطالبات خود نمی‌دانستند.

این پژوهشگر علوم سیاسی تصریح کرد: مردم مذهبی منطقه به طور مشخص نسبت به دو محور اصلی انقلاب سفید یعنی اصلاحات ارضی و اعطای حق رأی به زنان موضع انتقادی داشتند. این مخالفت‌ها تا پیش از خرداد ۱۳۴۲ عمدتاً در قالب عدم مشارکت و سکوت سیاسی بروز می‌کرد، اما هنوز به اعتراض خیابانی گسترده تبدیل نشده بود.

روحانیت؛ حلقه اتصال نارضایتی و کنش جمعی

تاجیک با اشاره به نقش روحانیت در تحولات آن دوره گفت: نظریه محرومیت نسبی توضیح می‌دهد چرا نارضایتی شکل می‌گیرد، اما برای فهم چگونگی تبدیل این نارضایتی به حرکت جمعی باید نقش نهادهای واسط را نیز مورد توجه قرار داد.

وی افزود: در ورامین، پیشوا و روستاهای اطراف، روحانیون، هیئت‌های مذهبی و مساجد این نقش را ایفا می‌کردند. آنان علاوه بر انتقال اخبار، مشکلات اقتصادی و اجتماعی مردم را در قالب مفاهیم دینی و مذهبی تبیین می‌کردند.

 وی گفت: همین مسئله باعث شد نارضایتی‌های پراکنده کشاورزان، بازاریان و اقشار مختلف جامعه در یک مسیر مشترک قرار گیرد و زمینه همبستگی اجتماعی فراهم شود.

این پژوهشگر علوم سیاسی خاطرنشان کرد: فرهنگ عاشورا، مفاهیمی مانند ظلم‌ستیزی، ایثار، شهادت و دفاع از امام، مهم‌ترین چارچوب معنایی این حرکت را تشکیل می‌داد و به اعتراضات مردم هویت و انسجام می‌بخشید.

از صحن امامزاده جعفر(ع) تا جاده تهران

تاجیک در تشریح وقایع روز ۱۵ خرداد ۱۳۴۲ گفت: صبح آن روز خبر دستگیری امام خمینی(ره) به سرعت از تهران و قم به پیشوا و ورامین رسید. شبکه‌های سنتی ارتباطی، بازاریان، روحانیون و هیئت‌های مذهبی در مدت کوتاهی این خبر را در سطح منطقه منتشر کردند.

وی افزود: مردم در صحن امامزاده جعفربن موسی الکاظم(ع) در پیشوا گرد هم آمدند و در فضایی آکنده از احساسات مذهبی و اعتراض مذهبی سیاسی ، تصمیم به حرکت گرفتند.

 این پژوهشگر گفت: تا ظهر آن روز جمعیت قابل توجهی در محل تجمع کرده بودند و شمار قابل توجهی از آنان با پوشیدن کفن، آمادگی خود را برای شهادت اعلام کردند و در ادامه مسیر زارعین ، دروگران و کارگران مهاجر که برای برداشت گندم از شهرستان ها به ورامین آمده بودند ، به جمعیت معترض پیوستند.

وی ادامه داد: کفن‌پوشی مردم تنها یک نماد مذهبی نبود، بلکه نشان می‌داد شرکت‌کنندگان احتمال بازنگشتن از این مسیر را پذیرفته‌اند. روایت‌های تاریخی نیز نشان می‌دهد بسیاری از راهپیمایان با غسل شهادت و آمادگی کامل راهی این حرکت شدند.

روز بنی‌اسد و تجلی فرهنگ عاشورا

تاجیک با اشاره به همزمانی قیام با آیین‌های مذهبی روز بنی‌اسد اظهار کرد: این همزمانی نقش مهمی در شکل‌گیری فضای حاکم بر قیام داشت. مردمی که در عزای اهل بیت(ع) حضور یافته بودند، ناگهان خود را در برابر خبری دیدند که آن را تعرض به مرجعیت دینی تلقی می‌کردند.

وی افزود: فرهنگ عاشورا و الگوبرداری از قیام امام حسین(ع) موجب شد بسیاری از مردم مبارزه با حکومت را در امتداد مبارزه با ظلم تعریف کنند و آمادگی بیشتری برای حضور در صحنه داشته باشند.

باقرآباد؛ نقطه عطفی در تاریخ مبارزات مردمی

این پژوهشگر علوم سیاسی با اشاره به سرکوب راهپیمایان در منطقه باقرآباد گفت: حرکت کفن‌پوشان ورامین و پیشوا در نهایت با تیراندازی نیروهای نظامی مواجه شد و تعدادی از مردم به شهادت رسیدند یا مجروح شدند.

وی افزود: اگرچه این حرکت در ظاهر سرکوب شد، اما پیامدهای آن به مراتب گسترده‌تر از آن چیزی بود که حکومت تصور می‌کرد. قیام ۱۵ خرداد به حافظه تاریخی مردم منطقه تبدیل شد و روایت آن در سال‌های بعد بارها بازگو شد.

تاجیک تصریح کرد: شهدای ۱۵ خرداد به نماد مقاومت تبدیل شدند و همین حافظه جمعی نقش مهمی در تداوم جریان مبارزه علیه حکومت پهلوی ایفا کرد.

۱۵ خرداد؛ تمرینی برای انقلاب اسلامی

وی با اشاره به دیدگاه برخی تاریخ‌پژوهان از جمله یرواند آبراهامیان اظهار کرد: قیام ۱۵ خرداد را می‌توان تمرینی برای انقلاب اسلامی دانست؛ رویدادی که شبکه‌های اجتماعی و مذهبی، شیوه‌های بسیج مردمی و ظرفیت‌های اعتراضی جامعه را آشکار کرد.

تاجیک در پایان گفت: مطالعه قیام ۱۵ خرداد نشان می‌دهد که پشت یک خبر کوتاه از دستگیری امام خمینی(ره)، سال‌ها نارضایتی ناشی از خشکی اکثریت قنات‌ها، مشکلات کشاورزی، وعده‌های تحقق‌نیافته،عدم شرایط پرداخت وام های غرضی کشاورزان از دولت ، احساس بی‌عدالتی و بحران اعتماد به حکومت وجود داشت. این عوامل در کنار رهبری مذهبی و فرهنگ عاشورایی، یکی از ماندگارترین خیزش‌های مردمی تاریخ معاصر ایران را رقم زد؛ خیزشی که بسیاری آن را سرآغاز مسیر منتهی به پیروزی انقلاب اسلامی می‌دانند.

انتهای پیام

آخرین اخبار استان ها

چندرسانه‌ای