منطقه ترشیز در خراسان، با قدمتی دیرین، شاهد ظهور و افول قدرتهای محلی متعددی بوده است. یکی از برجستهترین این قدرتها، خاندان میشمست بود که برای سالیان متمادی بر این منطقه حکمرانی کرد. دوران پرفراز و نشیب حکومت مصطفیقلیخان میشمست، آخرین حاکم موروثی این خاندان بوده است.
یک پژوهشگر تاریخ، با اشاره به روند تحولات سیاسی و اجتماعی خراسان طی قرون اخیر، بر جایگاه ویژه مصطفیقلیخان میشمست، آخرین حاکم موروثی منطقه ترشیز، تأکید کرد.
علیاصغر رستمی، در گفت و گو با ایسنا دوران حکومت مصطفیقلیخان میشمست و خاندانش را یکی از پیچیدهترین و پرتلاطمترین فصول تاریخ محلی خراسان، به ویژه در اواخر عهد افشاریه، دوران زندیه و اوایل حکومت قاجار، دانست که با دگرگونیهای عمده در ساختار قدرت ایران همزمان بود.
وی توضیح داد: ریشه خاندان میشمست به اعرابی بازمیگردد که در دورانهای گذشته به خراسان مهاجرت کرده و رفتهرفته موفق به کسب قدرت و نفوذ در منطقه ترشیز و نواحی اطراف آن، از جمله دره کوهسرخ، شدند.
این پژوهشگر تاریخ خاطرنشان کرد: این خاندان از دوره صفویه، به ویژه در بزنگاههای حساس تاریخی مانند نبردهای شاهعباس اول علیه ازبکان، حضوری فعال در عرصه نظامی خراسان داشتند.
وی ادامه داد: پس از واقعه ناگوار ترور نادرشاه افشار و ورود ایران به دورهای از بیثباتی سیاسی و ضعف حکومت مرکزی، زمینه مساعدی برای ظهور و بروز قدرتهای محلی فراهم آمد. در چنین شرایطی بود که بزرگان خاندان میشمست، از جمله عبدالعلیخان میشمست که بنای مسجد جامع کاشمر به همت او گذاشته شد، توانستند اقتدار خود را در منطقه تثبیت کنند و عملاً حکومت ترشیز را به صورت موروثی در اختیار بگیرند. این امر، آغازگر دورهای جدید در تاریخ سیاسی این منطقه بود.
مصطفیقلیخان؛ آخرین وارث تاج و تخت محلی
رستمی در ادامه با ورود به دوران خاص حکومت مصطفیقلیخان، وی را فرزند عبدالعلیخان معرفی کرد که پس از پدر یا برادرانش، رهبری خاندان و حکومت ترشیز را بر عهده گرفت.
وی دوره حکومت مصطفیقلیخان را همزمان با یکی از حساسترین نقاط عطف تاریخ ایران گذار قدرت از سلسله زندیه به خاندان قاجار دانست و در خصوص وضعیت قدرت مصطفیقلیخان اظهار کرد: مصطفیقلیخان در گستره قلمرو خود از اقتدار قابل توجهی برخوردار بود. با این وجود، حکومت او بدون چالش نبود و همواره با فشارهای داخلی و خارجی دست و پنجه نرم میکرد.
رستمی گفت: به دلیل قدرت نظامی مستحکم خوانین عرب میشمست، حاکمان مناطق دیگر خراسان و نمایندگان حکومت مرکزی، کمتر جرئت تعرض به قلمرو آنها را داشتند.
این پژوهشگر تاریخ با تأکید بر اهمیت تاریخی مصطفیقلیخان، افزود: در منابع معتبر تاریخی، از مصطفیقلیخان میشمست به عنوان آخرین حاکم موروثی منطقه ترشیز یاد میشود. این بدان معناست که پس از دوران او، ساختار حکومت محلی در این منطقه دگرگون شد و کنترل آن مستقیماً به دست حکومت مرکزی قاجار افتاد.
حکایت شهاب ترشیزی؛ شعری که تاریخ شد
وی ادامه داد: یکی از نقاط درخشان و در عین حال تلخ دوران مصطفیقلیخان، ماجرای درگیری او با میرزا عبدالله شهاب ترشیزی، شاعر و طنزپرداز برجسته آن دوره، بود.
رستمی در خصوص این واقعه بیان کرد: شهاب ترشیزی، مدتی در دربار مصطفیقلیخان حضور داشت و به مدحگویی و سرودن اشعار برای او مشغول بود؛ اما بیتوجهی و رفتار نامناسب خان، شاعر را دلآزرده کرد. شهاب در یکی از رباعیات معروف خود، این دلخوری را چنین بیان کرد:
عمری بر مصطفیقلی بودم من / کوبنده در مدیح و گوینده سخن
۱۰ سال مرا بدید و یک بار نگفت / کوبنده کوبنده گوینده من
رستمی با اشاره به پیامدهای این اختلاف، گفت: رفتار تند و برخورد نامناسب مصطفیقلیخان، سرانجام شهاب ترشیزی را مجبور کرد تا زادگاه آبا و اجدادی خود، ترشیز را ترک کند و به دیار غربت، شهرهای شیراز و اصفهان، پناه ببرد.
وی خاطرنشان کرد: البته این جدایی موقتی بود و او پس از گذشت سالها و در دوران پس از مرگ کریمخان زند، بار دیگر به خراسان بازگشت.
آخرین نفسهای یک خاندان؛ کوچ اجباری و فروپاشی قدرت
این پژوهشگر تاریخ در ادامه به سرنوشت خاندان میشمست و پایان حاکمیت موروثی آنها پرداخت و اظهار کرد: با بر تخت نشستن فتحعلیشاه قاجار، سیاست دولت مرکزی بر تثبیت قدرت و از میان برداشتن یا تضعیف هرگونه قدرت مستقل محلی در مناطق دور از پایتخت، به ویژه در خراسان، متمرکز شد. در این راستا، حاکمیت موروثی خاندان میشمست بر ترشیز، یکی از اولین اهدافی بود که باید از میان برداشته میشد.
رستمی با تشریح اقدامات دولت قاجار، توضیح داد: پس از مدتی درگیری و مقاومت، سرانجام آخرین رهبران این خاندان، از جمله محمدتقیخان و جعفرقلیخان که پس از مصطفیقلیخان نیز تلاشهایی برای حفظ قدرت انجام دادند، دستگیر و عزل شدند. دولت قاجار برای جلوگیری از هرگونه اقدام شورشگرانه یا بازگشت قدرت به این خاندان، سیاست کوچ اجباری را به اجرا گذاشت.
وی بیان کرد: در پی اجرای این سیاست، صدها خانوار از ایلات و عشایر وابسته به خاندان میشمست، مجبور به ترک دیار خود در ترشیز شدند و به مناطقی چون ورامین که به پایتخت نزدیک بود و همچنین بخشهایی از استان فارس کوچانده شدند. این کوچ اجباری، ضربه نهایی را بر پیکره قدرت نظامی و سیاسی خاندان میشمست وارد آورد و به حضور دیرپای آنها در منطقه ترشیز برای همیشه پایان داد.
رستمی در پایان خاطرنشان کرد: نام مصطفیقلیخان میشمست، نه تنها به عنوان آخرین حاکم موروثی ترشیز، بلکه به عنوان نمادی از پایان یک دوره تاریخی و آغاز دوران جدیدی تحت حاکمیت متمرکز دولت قاجار در تاریخ خراسان ثبت شده است.
انتهای پیام

