۱۴۰۵-۰۳-۱۶ | ۱۱:۱۶
هنر برای کودکان؛ بستری برای شناخت جهان و پذیرش نقص‌ها

هنر برای کودکان؛ بستری برای شناخت جهان و پذیرش نقص‌ها

خراسان رضوی (ایسنا) - یک مدرس سفالگری کودکان گفت: در کلاس‌های هنری به‌ویژه کار با گِل باید بستری فراهم کرد که کودکان بتوانند ایده‌های خود را آزاد بیان کنند و در فرایند خلق اثر دریابند که می‌شود بارها ساخت، اصلاح کرد و حتی از برخی اتفاقات غیرمنتظره هم برای بهبود اثر استفاده کرد و این تجربه‌ای است که تنها هنر، امکان آن را برای بچه‌ها فراهم می‌سازد.

مینا همتیان در گفت‌وگو با ایسنا اظهار کرد: در آموزش سفالگری و مجسمه‌سازی به کودکان شاید اولین چیزی که توجه را جلب می‌کند این باشد که فضای کلاس برخلاف تصور بعضی‌ها خیلی ساکت و رسمی نیست. بچه‌ها گِل را در دست می‌گیرند، با آن بازی می‌کنند، سؤال می‌پرسند و خیلی ‌وقت‌ها درباره چیزی که می‌خواهند بسازند، با یکدیگر هم حرف می‌زنند. من همیشه دقت می‌کنم که معمولاً یک موسیقی بی‌کلام ملایم نیز در کلاس پخش می‌شود تا فضا برای آن‌ها دوست‌داشتنی و آرام باشد.

وی با اشاره به اینکه یکی از ویژگی‌های هنر سفالگری و مجسمه‌سازی برای کودکان این است که کودک علاوه بر چشم و ذهن، دست‌هایش هم مدام در حال تجربه کردن است، افزود: او بارها گِل را شکل می‌دهد، صاف می‌کند یا دوباره به هم می‌زند و به همین دلیل این هنر، فرصت خوبی برای تقویت مهارت‌های دست‌ورزی و تجربه لمس فراهم می‌کند. لمس کردن یکی از نخستین راه‌های شناخت جهان برای کودکان است و کار با گِل این تجربه را به شکلی خلاقانه در اختیار آن‌ها قرار می‌دهد.

این مدرس سفالگری ادامه داد: برای من مهم است که بچه‌ها احساس نکنند وارد محیطی شده‌اند که قرار است فقط یک مهارت فنی یاد بگیرند. به همین دلیل گاهی وقتی مشغول کار هستند، برایشان شعر یا یک داستان کوتاه می‌خوانم. بعضی وقت‌ها هم از آن‌ها می‌خواهم قبل از شروع کار، درباره چیزی که می‌خواهند بسازند حرف بزنند؛ مثلاً اگر قرار است یک حیوان، یک آدمک یا حتی یک خانه بسازند، اول تصورشان را برای بقیه توضیح بدهند. این‌ها به تقویت قدرت تخیل و تصویرسازی کودکان کمک مهمی می‌کند.

هنر برای کودکان؛ بستری برای شناخت جهان و پذیرش نقص‌ها

همتیان با اشاره به اینکه جذاب‌ترین بخش کلاس این است که با مواد اولیه یکسان، هر کودک دنیای خودش را شکل می‌دهد، تاکید کرد: حتی وقتی موضوع کار همه یکی است، نتیجه‌ها کاملاً متفاوت از آب درمی‌آید. یکی خیلی دقیق و با حوصله کار می‌کند، یکی بیشتر اهل تجربه کردن است و مدام شکل کارش را تغییر می‌دهد. همین تفاوت‌هاست که کلاس را زنده و غیرقابل پیش‌بینی می‌کند. در طول این سال‌ها احساس کرده‌ام بچه‌ها در چنین فضایی راحت‌تر خودشان را نشان می‌دهند. وقتی دستشان درگیر ساختن است، کمتر نگران قضاوت شدن هستند و بیشتر آن چیزی را که در ذهن دارند، بروز می‌دهند.

وی یادآور شد: در نقاشی یا بعضی فعالیت‌های هنری دیگر، کودک گاه بیشتر درگیر این می‌شود که چیزی را شبیه نمونه‌ای که دیده بازسازی کند اما در مجسمه‌سازی دست او بازتر است. یک تکه گِل می‌تواند هر چیزی بشود؛ یک حیوان، یک شخصیت خیالی، یک خانه یا حتی چیزی که فقط در ذهن خود کودک وجود دارد. خیلی وقت‌ها بچه‌ها هنگام کار شروع می‌کنند درباره اثری که می‌سازند توضیح دادن. مثلاً می‌گویند این یک پرنده معمولی نیست، پرنده‌ای است که روی ابرها زندگی می‌کند یا این خانه متعلق به یک شخصیت خیالی است که خودشان ساخته‌اند. گاهی هم داستانی که تعریف می‌کنند از خود اثر جالب‌تر می‌شود.

هنر برای کودکان؛ بستری برای شناخت جهان و پذیرش نقص‌ها

این مدرس سفالگری ادامه داد: برای من این بخش ارزشمند است، چون احساس می‌کنم کودک فقط در حال یاد گرفتن یک مهارت هنری نیست بلکه در حال شکل دادن به ایده‌هایش است. او چیزی را که در ذهن دارد به یک حجم واقعی تبدیل می‌کند و این فرایند به تخیلش فرصت دیده شدن می‌دهد. وقتی از بچه‌ها می‌خواهیم مثلاً یک ماهی بسازند، هر کدام برداشت خودش را دارد. یکی ماهی رنگارنگ و فانتزی می‌سازد، یکی ماهی بزرگی که بال دارد و یکی هم موجودی می‌سازد که شاید اصلاً در دنیای واقعی وجود نداشته باشد. همین تفاوت‌ها نشان می‌دهد که هر کودک جهان خودش را دارد و هنر فرصتی برای بروز آن جهان فراهم می‌کند.

همتیان در پاسخ به این پرسش که «وقتی کودکان می‌خواهند ایده‌هایشان را به یک اثر واقعی تبدیل کنند، همیشه همه چیز مطابق انتظار پیش نمی‌رود؛ شما چه تجربه‌ای از مواجهه آن‌ها با اشتباه، تغییر یا خراب شدن بخشی از کارشان دارید؟»، گفت: این اتفاق تقریباً در همه جلسات می‌افتد. بچه‌ها معمولاً با یک تصویر خیلی روشن وارد کلاس می‌شوند و دوست دارند دقیقاً همان چیزی را که در ذهنشان دارند بسازند اما وقتی شروع به کار می‌کنند متوجه می‌شوند که کار با گل هم مثل خیلی از کارهای دیگر نیاز به صبر، تمرین و چند بار امتحان کردن دارد.

او ادامه داد: بارها پیش آمده که بخشی از کار یک کودک فرو ریخته، ترک خورده یا آن شکلی که می‌خواسته از آب درنیامده است. در این موقعیت‌ها معمولاً سعی می‌کنم به جای اینکه سریع مشکل را برایش حل کنم، کنارش باشم تا خودش راه‌حل را پیدا کند. گاهی لازم است بخشی از کار را دوباره بسازد، گاهی هم با یک تغییر کوچک می‌تواند اثرش را ادامه دهد. چیزی که برای من جالب است این است که بچه‌ها به مرور یاد می‌گیرند ساختن فقط رسیدن به نتیجه نهایی نیست. بخشی از آن به آزمون و خطا مربوط می‌شود. آن‌ها کم‌کم متوجه می‌شوند که اگر چیزی مطابق انتظار پیش نرفت، هنوز راه برای ادامه دادن وجود دارد.

هنر برای کودکان؛ بستری برای شناخت جهان و پذیرش نقص‌ها

این هنرمند مجسمه‌ساز با اشاره به اینکه معمولاً سعی نمی‌کند بچه‌ها را به سمت ساختن یک اثر کاملاً یکسان یا بی‌نقص هدایت کند، چراکه اگر قرار باشد همه کارها شبیه یک الگو از پیش تعیین‌شده باشند، بخش مهمی از خلاقیت از بین می‌رود، خاطرنشان کرد: من گاهی به آن‌ها می‌گویم یک خراش کوچک یا یک ناهمواری، همیشه به معنی خراب شدن کار نیست. بعضی وقت‌ها همین جزئیات بخشی از شخصیت اثر می‌شوند. قرار نیست همه چیز کاملاً یکدست و بی‌نقص باشد.

همتیان تاکید کرد: در هنر، به‌ویژه در کار با گل، همیشه بخشی از نتیجه در طول مسیر شکل می‌گیرد. بعضی اتفاق‌ها از قبل قابل پیش‌بینی نیستند و هنرمند یاد می‌گیرد با آن‌ها همراه شود. من فکر می‌کنم کودکان هم در این فرایند کم‌کم متوجه می‌شوند که ارزش یک اثر فقط به کامل بودن آن نیست؛ بلکه به ایده، تلاش و مسیری که برای خلق آن طی شده هم مربوط می‌شود. بچه‌ها باید یاد بگیرند با حوصله کار کنند و برای بهتر شدن اثرشان وقت بگذارند، اما بین تلاش برای بهتر شدن و وسواس نسبت به بی‌نقص بودن تفاوت وجود دارد.

وی ادامه داد: بعضی وقت‌ها والدین تعریف می‌کنند که کودکشان در خانه یا در کارهای دیگر هم همان نگاه را پیدا کرده؛ مثلاً وقتی چیزی طبق انتظارش پیش نمی‌رود، سریع آن را کنار نمی‌گذارد، یا سعی می‌کند راه دیگری برای ادامه دادن پیدا کند. این برای من از خودِ نتیجه کار مهم‌تر است. فکر می‌کنم اگر هنر بتواند چنین نگاهی در کودک ایجاد کند، اثرش فقط روی یک مجسمه نیست؛ روی نوع نگاه او به جهان هم هست.

این مدرس سفالگری با اشاره به اینکه کودک باید یاد بگیرد که هر چیزی قرار نیست از اول کامل باشد، توضیح داد: بعضی چیزها در مسیر شکل می‌گیرند، با تغییر، با اصلاح و با تجربه دوباره. حتی درباره همان چیزی که بعضی‌ها «نقص» می‌نامند، باید سعی کرد نگاه کودکان را آرام‌آرام عوض کرد. یک خط اضافه، یک ترک کوچک یا یک تغییر ناخواسته، همیشه چیز بدی نیست و گاهی همین‌ها باعث می‌شوند توجه کودک به اثرش عمیق‌تر شود، چون می‌داند پشتش خلق و ساخت آن یک مسیر خاص وجود داشته است.

انتهای پیام

آخرین اخبار استان ها

چندرسانه‌ای