هدی زرج، در شصتودومین نشست از سلسله نشستهای «در میدان» که امروز ۱۶ خرداد با عنوان «مدیریت استرس مادران باردار در شرایط بحرانی» به همت جهاد دانشگاهی استان قم، بهصورت مجازی برگزار شد، گفت: مدیریت استرس یکی از کلیدی ترین عوامل موثر در دوران بارداری و شیردهی است؛ اگر استرس مادر در این دوران کنترل نشود میتواند آثار مخربی بر سلامت مادر و کودک و همچنین آینده کودک داشته باشد.
این روانشناس گفت: بحران را میتوان پاسخی درونی به وقایع خطرآفرین و حوادثی دانست که فرد آنها را بهعنوان شرایطی دردناک تجربه میکند. این پدیده بسته به شدت و طولانیشدن وضعیت، میتواند از چند دقیقه تا چند هفته به درازا انجامد و در نهایت منجر به ایجاد «استرس» شود. استرس خود بهعنوان واکنش ذهن و بدن در برابر فشارهای بیرونی و درونی (که ممکن است واقعی یا صرفاً ادراکشده باشند) تعریف میشود.
وی اظهار کرد: نکته کلیدی در این میان، ماهیت «فرآیندی» استرس است؛ بر خلاف بسیاری از هیجانات لحظهای، استرس جریانی است که نقطه آغاز و پایانی دارد و حاصل تعامل پیچیده فرد با محیط اطرافش است. زمانی که این تعامل از توان روانی، زیستی و اجتماعی فرد فراتر رود، سیستم دفاعی بدن و روان تحت فشار قرار میگیرد.
بارداری؛ فرآیندی فراتر از تغییرات بیولوژیک
زرج بیان کرد: در بافت فرهنگی ما، باروری و تولد فرزند از ارزشهای بالایی برخوردار است و آرزوی داشتن فرزند یکی از اساسیترین محرکهای زندگی انسان محسوب میشود. با این حال، اگر تلاش برای باردار شدن با شکست مواجه شود، میتواند به تجربهای مخرب و زخمآور تبدیل شود. حتی پس از بارداری نیز، فرآیند تولد فرزند نقشی کلیدی در تثبیت هویت زنان دارد. زنان موفقیت زیستی، روانی و اجتماعی خود را تا حد زیادی به توانایی مادر شدن گره میزنند و چنانچه با چالشهایی در این مسیر روبرو شوند، ممکن است دچار احساس عدم کفایت شوند.
وی با بیان اینکه خود موضوع بارداری برای بسیاری از زنان استرسزا است، ادامه داد: بهطور طبیعی، خود موضوع بارداری برای بسیاری از زنان استرسزا است. دغدغههایی همچون سلامت جنین، سلامت مادر، علائم بارداری، و عوامل محیطی میتواند سطح اضطراب را بالا ببرد. اما این چالشها ریشه در تغییرات عمیق فیزیولوژیک دارد. بارداری یکی از حساسترین دورانهای زندگی است که با افزایش قابلتوجه هورمونهای استروژن و پروژسترون همراه است. این نوسانات هورمونی اگرچه برای حفظ بارداری ضروری است، اما میتواند زمینهساز نگرانیها و نوسانات خلقی شود. از این رو، نقش حمایتگری همسر و محیط پیرامون در این دوران بیش از پیش پررنگ میشود.
عوارض جبرانناپذیر استرس کنترلنشده
زرج گفت: استرس و نگرانی مداوم در دوران بارداری، تنها یک تجربه روانی نیست، بلکه پیامدهای فیزیکی جدی به همراه دارد. که استرس مزمن در این دوران، ریسک ابتلای مادر به فشار خون بالا و دیابت بارداری را بهشدت افزایش میدهد. علاوه بر این، استرس مادر میتواند احتمال زایمان زودرس را بالا ببرد که خود عاملی خطرناک برای کاهش وزن نوزاد در هنگام تولد است. این موارد میتوانند خطرات جدی رشدی و شناختی را برای کودک در ماهها و سالهای آینده به همراه داشته باشند. بنابراین، مدیریت استرس یک ضرورت پزشکی و روانشناختی است.
این روانشناس بیان کرد: از منظر روانشناسی، دوره بارداری یک «فرآیند گذار هویت» است. همانطور که دوران بلوغ، فرد را از کودکی به نوجوانی و هویت جدیدی هدایت میکند، در دوران بارداری نیز زن هویت پیشین خود را بازتعریف کرده و به هویت «مادرانه» قدم میگذارد. این گذار تنها محدود به تغییرات فیزیکی نیست، بلکه شامل تغییرات روانی عمیقی از جمله بازنگری در اولویتهای ارزشی و سبک زندگی است.
وی افزود: با توجه به حساسیت این دوران و تأثیر مستقیم استرس بر سلامت مادر و کودک، تأکید بر مدیریت استرس در زمان بحران ضروری است و نیازمند شناخت ماهیت فرآیند استرس، پذیرش تغییرات هورمونی و روانی، و بهرهگیری از شبکه حمایتی (بهویژه حمایت همسر و خانواده) است. تنها با آگاهیبخشی و مداخلات بهموقع میتوان از تبدیل شدن این دوران پرچالش، به تجربهای آسیبزا جلوگیری کرد و بستر سالمی برای رشد جسمی و روانی نوزاد فراهم آورد.
این روانشناس اظهار کرد: رابطه مادر و فرزند پیش از آنکه با نگاه یا لمس آغاز شود، در دوران جنینی شکل میگیرد. رحم مادر، نخستین محیطی است که نوزاد آن را تجربه میکند و حالات روحی، افکار و استرسهای مادر، مستقیماً بر ساختار مغز و سیستم عصبی در حال تکامل جنین تأثیر میگذارد. تأکید بر ایجاد «دلبستگی ایمن» از پیش از تولد و ادامه آن در دوران شیردهی، نهتنها یک نیاز عاطفی، بلکه زیربنای رشد شناختی و پیشگیری از اختلالات رفتاری در آینده است.
وی ادامه داد: در این دوره، نوزاد از طریق هورمونهایی مانند اکسیتوسین و کورتیزول با مادر ارتباط برقرار میکند. آرامش یا اضطراب مادر، مستقیماً به فرزند منتقل میشود و پایههای یک «دلبستگی ایمن» یا برعکس، ناامنی عاطفی، از همین زمان ریخته میشود.
زرج افزود: ارتباط مادر و جنین فراتر از انتقال هورمونی است. صحبت کردن با جنین، نامگذاری او و حتی لمس شکم، انواعی از «دلبستگی پیش از تولد» را ایجاد میکند. این تعاملات کلامی و عاطفی، به جنین کمک میکند تا صدای مادر را شناسایی کرده و حسی از امنیت و تعلقخانگی را تجربه کند. این پایههای اولیه ارتباطی، اگر در دوران بارداری تقویت شوند، منجر به شکلگیری یک پیوند عمیق و ایمن میشوند که تا دوران شیردهی و فراتر از آن ادامه خواهد داشت.
زرج گفت: یکی از نگرانیهای جدی در حوزه سلامت مادر و کودک، تأثیرات مخرب استرس مادر بر سیستم عصبی مرکزی (CNS) در حال شکلگیری جنین است. سیستم عصبی جنین در این دوره بسیار آسیبپذیر است.
زرج ادامه داد: در وضعیتی که مادر با آرامش و پاسخگویی به نیازهای نوزاد عمل میکند، نوزاد حس امنیت کامل را تجربه میکند. این احساس امنیت، شرط لازم برای رشد سالم مغز و جلوگیری از بروز اضطراب و اختلالات روانی در کودکی است. بنابراین، حمایت از مادران در دوران شیردهی و تسهیل ارتباط عاطفی میان آنها و نوزادان، نقش کلیدی در پیشگیری از اختلالات روانی-عصبی در بلندمدت ایفا میکند.
وی با بیان اینکه شیردهی نقش محافظتی مهمی در برابر برخی سرطانها دارد، گفت: زنانی که دوران شیردهی طولانیتری را تجربه میکنند، کمتر در معرض خطر ابتلا به سرطان پستان و سرطان رحم قرار میگیرند. استرس در این دوران باعث تضعیف سیستم ایمنی بدن و در نهایت بیماریهایی مانند ام اس میشود.
زرج از چالشهای مهم در دوران شیردهی را مدیریت استرس دانست و گفت: فشارهای روانی و اضطراب باعث کاهش ترشح هورمونهای پرولاکتین و اکسیتوسین میشوند. کاهش اکسیتوسین نهتنها باعث مشکل در «ریزش شیر» میشود، بلکه باعث تضعیف پیوند عاطفی مادر و نوزاد میشود. این اختلال هورمونی میتواند منجر به کاهش ارتباط چشمی میان مادر و کودک شود و نوزاد را بیقرار و کلافه کند.
این روانشناس گفت: نوزادان بهشدت به حالت عاطفی مادر حساس هستند. آرامش مادر به دلیل وجود هورمونهای آرامبخش مانند اکسیتوسین، مستقیماً به نوزاد منتقل شده و باعث میشود او نیز آرامتر باشد، بهتر بخوابد و الگوی خواب منظمتری پیدا کند. در مقابل، اگر مادر دچار استرس باشد، نوزاد نیز بیقرار شده و دچار مشکلات خواب و گریههای مکرر میشود که این خود چرخهای از اضطراب را میان دو نفر ایجاد میکند. بنابراین، حمایت از آرامش مادر، مستقیماً منجر به سلامت و آرامش نوزاد میشود.
وی در ادامه از تاثیرات شیردهی بر مادر گفت: شیردهی و کاهش استرس، تأثیرات مستقیمی بر سیستم ایمنی بدن مادر دارند. استرس مزمن باعث تضعیف عملکرد سیستم ایمنی شده و بدن را در برابر بیماریها آسیبپذیر میکند. از سوی دیگر، فرآیند شیردهی و تعادل هورمونی ناشی از آن میتواند به تعدیل پاسخهای ایمنی کمک کند. شیردهی مستمر میتواند خطر ابتلای مادر به بیماریهای خودایمنی و التهابی مانند اماس (MS) را کاهش دهد.
تقابل «ویژگیهای شخصیتی فرد» و «شرایط محیطی»؛ در ایجاد استرس
زرج افزود: استرس نتیجه تقابل میان «ویژگیهای شخصیتی فرد» و «شرایط محیطی» است. از منظر عوامل فردی، افرادی که دارای عزتنفس و اعتمادبهنفس بالایی هستند، ظرفیت روانی بیشتری برای مقابله با چالشها دارند. این افراد در مواجهه با مسائل، فرآیند حل مسئله را سریعتر مدیریت کرده و از نظر احساسی پایدارتر عمل میکنند. در مقابل، افرادی که با کمبود اعتمادبهنفس تنها باقی میمانند، ممکن است در مواجهه با موقعیتهای تنشزا دچار فلج تحلیلی یا اضطراب شدید شوند. از سوی دیگر، عوامل موقعیتی نیز نقش تعیینکنندهای ایفا میکنند. ادوار حساس گذر زندگی، از جمله نوجوانی و دوران بارداری، به دلیل تغییرات هورمونی و نقشهای جدید، به عنوان کاتالیزورهای استرس شناخته میشوند.
وی اظهار کرد: برای درک عمیقتر استرس، باید پنج مؤلفه اصلی یک موقعیت استرسزا را از جمله ابهام، خوشایندی یا ناخوشایندی موقعیت، کنترل رفتاری، کنترل شناختی و در آخر زمان و فراوانی را بررسی کرد.
وی ادامه داد: تجربه قبلی فرد در برابر استرس، تعیین میکند که آیا او دچار «سازشیافتگی» (Adaptation) میشود یا خیر. یکی از مهمترین یافتهها در این زمینه، نقش حیاتی حمایت اجتماعی است. مادرانی که شبکه حمایتی قوی (از همسر، خانواده و دوستان) دارند، نرخ کمتری از افسردگی پس از زایمان را تجربه میکنند. در دوران حساسی مانند بارداری، اولویت دادن به شبکه حمایتی و آموزش مهارتهای کنترل خشم و اضطراب، میتواند از عوارض بلندمدت استرس جلوگیری کند.
این روانشناس بیان کرد: استرس یک رویداد خارجی مستقل نیست، بلکه نتیجهی «ارزیابی شناختی» فرد از آن رویداد است. این فرآیند ذهنی تعیینکننده اصلی میزان اضطراب در دوران بارداری است که با راهبردهای صحیح مدیریتی و حمایتهای اجتماعی قابل کنترل و کاهش است.
وی در ادامه گفت: اگر ارزیابی شناختی منجر به احساس ناتوانی در مقابله شود، استرس حاد میتواند به «استرس مزمن» تبدیل شود. استرس مزمن در دوران بارداری میتواند هم بر سلامت مادر و هم برد جنین تأثیر منفی میگذارد. در این شرایط، استفاده از تکنیکهای خودیاری باید در دستور کار باشد. اگر آرامسازی با روشهای معمول حاصل نشود، مراجعه به متخصصان سلامت روان (روانشناس، مشاور یا روانپزشک) و در صورت نیاز دریافت داروهای مجاز، نه تنها ضروری، بلکه حیاتی است.
راهکارهای عملیاتی برای مدیریت استرس مادران
این روانشناس افزود: برای شکستن چرخه استرس و تقویت ارزیابی شناختی مثبت، راهکارهای چندجانبهای پیشنهاد میشود؛ یادگیری تکنیکهای آرامسازی مانند آموزش تکنیکهای روزمره از جمله تنفس عمیق، تقویت شبکه حمایتی، دسترسی به اطلاعات و مراقبت پزشکی، پایش مداوم سلامت مادر و جنین توسط پزشکان متخصص، به کاهش ابهام و ترسهای ناشی از ناآگاهی میانجامد. دسترسی به مراقبتهای دوران بارداری و آموزشهای پیش از زایمان، نقش کلیدی در آمادهسازی ذهنی مادر دارد.
وی در ادامه به ارائه راهکارهایی برای مدیریت استرس پرداخت و گفت: یکی از این روشها، استفاده از آیین شکرگزاری است. ثبت روزانه نکات مثبت و داشتههای زندگی، فرد را از تمرکز بر کمبودها باز داشته و به او کمک میکند تا با نگاهی مثبتتر به شرایط بنگرد. همچنین، توکل بر خداوند و یادگیری مفاهیم دینی (مانند «أَلَا بِذِکرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ») به عنوان یک منبع معنوی، به آرامش درونی کمک شایانی میکند. علاوه بر این، گوش دادن به قرآن کریم، موسیقی مورد علاقه و صداهای طبیعت (مانند صدای باران یا پرندگان) میتواند به عنوان یک تکنیک ساده و موثر برای مدیریت هیجانات و کاهش تنشهای روزمره عمل کند.
زرج از اهمیت خواب اظهار کرد: خواب، به ویژه در دوران شیردهی، یکی از ارکان اصلی سلامت مادر است. تغییرات هورمونی و نیاز بدن به انرژی برای تولید شیر، خواب مادران را به یک چالش تبدیل میکند.
وی بیان کرد: عوامل کلیدی که مادران باردار یا شیرده باید به آن توجه کنندعبارت اند از؛ استراحت شبانه و روزانه؛ مادران شیرده باید هر زمان که نوزاد میخوابد، استراحت کنند. این کار نه تنها انرژی از دست رفته را جبران میکند، بلکه بر کیفیت شیر و سطح نشاط و آرامش مادر تأثیر مستقیم دارد. توصیه میشود حداقل یک ساعت قبل از خواب، از استفاده از موبایل و دستگاههای الکترونیکی خودداری شود تا اختلال در چرخه خواب ایجاد نشود برای اینکه مادر بتواند استراحت کافی داشته باشد، حمایت همسر و خانواده در انجام کارهای منزل و مراقبت از نوزاد در ساعات استراحت مادر ضروری است.
زرج تأکید کرد: رابطه میان جسم و روان در دوران بارداری و شیردهی بسیار تنگاتنگ است. تغذیه متعادل و مصرف میوههای دارای خاصیت آرامبخش (مانند سیب) و همچنین مصرف مکملهای غذایی تجویز شده توسط پزشک، به تنظیم هورمونها و کاهش بیقراری کمک میکند. مراقبت از بدن و دریافت ویتامینهای لازم، پیشنیاز ایجاد آرامش ذهنی است و هر دو در گرو یکدیگرند.
مدیریت افکار و پیشگیری از وسواس فکری
وی در ادامه در خصوص چالشهای رایج در این دوران یادآور شد: یکی از چالشهای رایج در دوران بارداری، هجوم افکار نگرانکننده (مانند نگرانی بیشازحد درباره سلامت نوزاد) است. متخصصان روانشناسی روش «نوشتن افکار» را به عنوان یک ابزار قدرتمند برای مدیریت این فشارها معرفی میکنند. وقتی مادر افکار مزاحم خود را روی کاغذ میآورد، بار روانی آنها کاهش می یابد. این تکنیک به ویژه برای مادرانی که در دوران استراحت یا بیکاری با افکار منفی دست و پنجه نرم میکنند، بسیار راهگشا است. برای کنترل افکار منفی همچنین میتوان از تکنیکهایی مانند توقف افکار، ذهن آگاهی استفاده کرد. استفاده از این تکنیکها به فرد این امکان را میدهد تا به سازگاری برسد، لزوم سازگاری با هر بحرانی برای سلامت روانی و جسمانی افراد ضروری است.
انتهای پیام

