به گزارش ایسنا، زلزله از مخربترین پدیدههای طبیعی در جهان به شمار میآید و هر سال جان افراد زیادی را میگیرد و خسارتهای مالی گستردهای بر جای میگذارد. در چنین شرایطی، یکی از فوریترین نیازهای بازماندگان، دسترسی دوباره به سرپناه ایمن است. بازسازی مسکن فقط ساختن دوباره یک خانه نیست، بلکه مجموعهای از اقدامها برای تعمیر یا احداث ساختمان، فراهم کردن ایمنی، و ایجاد شرایط لازم برای بازگشت خانوادهها به زندگی عادی است. از سوی دیگر، پیامدهای زلزله تنها به خسارتهای ساختمانی محدود نمیشود و آثار اجتماعی، روانی و اقتصادی مهمی نیز بر جامعه میگذارد. به همین دلیل، تصمیمگیری درباره بازسازی پس از زلزله، کاری پیچیده و چندبعدی است و نیاز به برنامهریزی دقیق، تخصیص منابع کافی و مدیریت هماهنگ دارد.
اهمیت این موضوع برای ایران دوچندان است. بر اساس مطالعات و گزارشها، بخش قابل توجهی از زلزلههای بزرگ آسیا در قرن بیستم در ایران رخ داده و این کشور در دو هزار سال گذشته نیز بارها رویدادهای لرزهای بزرگ و کوچک را تجربه کرده است. علاوه بر این، رشد ناهماهنگ بسیاری از شهرها، ساختوساز در حریم گسلها، بیتوجهی به مقاومت لرزهای ساختمانها و برنامهریزی شهری ناسازگار با خطر زلزله، آسیبپذیری را افزایش داده است. بنابراین، بررسی تجربههای گذشته بازسازی در ایران فقط یک مرور تاریخی نیست، بلکه راهی برای یادگیری از قوتها و ضعفها و آمادگی بهتر برای زلزلههای آینده است. پژوهشگران نیز تأکید کردهاند که دانش مربوط به بازسازی پس از سوانح هنوز نیازمند تکمیل و انسجام بیشتر است.
در همین چارچوب، فاطمه سادات حسینی، دانشآموخته کارشناسی ارشد مهندسی زلزله از دانشگاه بینالمللی امام خمینی (ره) قزوین، با همکاری دانشگاه ملی مهارت و شرکت آلیانس آلمان، پژوهشی را درباره ارزیابی مدیریت بازسازی مسکن پس از زلزلههای اخیر ایران انجام دادهاند. این مطالعه به جای تمرکز صرف بر ساختوساز، تلاش کرده کیفیت مدیریت بازسازی خانهها را در چند زلزله مهم کشور بررسی کند؛ یعنی اینکه در عمل، تصمیمگیریها و روند اجرا تا چه حد توانستهاند به نیازهای فنی، اقتصادی، اجتماعی و سازمانی پاسخ دهند.
در این پژوهش، چهار زلزله مهم ایران بررسی شدهاند: رودبار-منجیل در سال ۱۳۶۹، بم در ۱۳۸۲، اهر-ورزقان در ۱۳۹۱ و سرپل ذهاب در ۱۳۹۶. مبنای بررسی، مدلی با عنوان «چرخه مدیریت بازسازی مسکن پس از زلزله» بوده که از ۱۷ زیرمعیار تشکیل شده و این زیرمعیارها در چهار گروه اصلی قرار گرفتهاند. این معیارها به حوزههایی مانند مسائل سازمانی، فنی، اقتصادی و اجتماعی مربوط میشوند و هدف از بهکارگیری آنها، سنجش این موضوع بوده که بازسازی تا چه حد به شکل درست و بهینه مدیریت شده است. برای انجام این ارزیابی، پژوهشگران از نظرات ۶۸ نفر از کارشناسان و متخصصان بازسازی پس از سوانح از سطوح مختلف سازمانی، دانشگاهی و مهندسی بهره بردهاند.
یافتههای پژوهش نشان میدهند بر اساس میزان تحقق زیرمعیارهای ارزیابی در زلزلههای بررسیشده، نشان میدهند که هیچیک از نمونههای بررسیشده به سطح کاملا مطلوب نرسیدهاند و میان آنچه باید در یک بازسازی خوب اتفاق بیفتد و آنچه در عمل رخ داده، فاصله وجود داشته است. با این حال، عملکرد پروژهها یکسان نبوده و برخی تجربهها در بعضی بخشها بهتر از بقیه ارزیابی شدهاند.
بر پایه ضرایب عملکرد کلی، بازسازی پس از زلزله اهر-ورزقان بهترین وضعیت را در میان چهار نمونه مورد بررسی داشته است. در مقابل، بازسازی پس از زلزله سرپل ذهاب از پایینترین سطح رعایت معیارها برخوردار بوده است. همچنین نتایج مقایسهای پژوهش بیان میکنند که از زلزله رودبار-منجیل تا سرپل ذهاب، پیشرفت چشمگیری در بازسازی مسکن رخ نداده است؛ هرچند در هر زلزله، برخی جنبهها نسبت به زلزلههای دیگر بهتر یا ضعیفتر بودهاند.
بر اساس اطلاعات تکمیلی این مطالعه، در میان چهار گروه مؤلفه اصلی، پروژه بازسازی اهر-ورزقان در بخشهای سازمانی و اقتصادی-مالی موفقتر از دیگر نمونهها بوده است. در مقابل، بازسازی بم در مؤلفههای فنی-مهندسی و اجتماعی عملکرد بهتری نشان داده است. این موضوع نشان میدهد که بازسازی موفق، فقط به سرعت ساخت خانهها وابسته نیست؛ بلکه هماهنگی میان مدیریت، مسائل مالی، کیفیت فنی و توجه به شرایط اجتماعی مردم نیز نقش تعیینکننده دارد. به بیان دیگر، ممکن است یک پروژه در بخش فنی خوب عمل کند اما در سازماندهی یا پاسخ به نیازهای اجتماعی دچار ضعف باشد.
اهمیت این یافتهها که در «فصلنامه علوم و مهندسی زلزله» متعلق به پژوهشگاه بینالمللی زلزلهشناسی و مهندسی زلزله منعکس شدهاند، در آن است که به سیاستگذاران و مدیران بحران یادآوری میکند بازسازی پس از زلزله یک فرایند چندوجهی است و نمیتوان آن را فقط با تعداد خانههای ساختهشده سنجید.
چنین ارزیابیهایی میتوانند به تجربهاندوزی بهتر از سوانح گذشته و تصمیمگیری آگاهانهتر برای بازسازیهای آینده کمک کنند؛ موضوعی که برای کشوری زلزلهخیز مانند ایران اهمیت فراوان دارد.
انتهای پیام

