۱۴۰۵-۰۳-۱۷ | ۱۱:۱۸
منبع: نمایندگی آذربایجان شرقی
آقا معلم و نسل خیّری که تربیت کرد

آقا معلم و نسل خیّری که تربیت کرد

آذربایجان شرقی (ایسنا) - کفش پاره و انگشت شصت بیرون زده، همه سهم کودک روستایی بود که شرم اجتماعی امانش نمی‌داد، او با کودکی جا مانده، خواهرش را به پشتش گرفته و مثل آرزوهایش داشت از رودخانه عبور می‌کرد تا به کلاس درس برسد، اما آقا معلم، حواسش به بچه‌های جا مانده روستا بود و با یک جفت کفش، پشت در ایستاده بود تا دانش‌آموزش با کفش‌های پاره،دیده نشود.

حالا بیست سالی از آن روزها می‌گذرد و آن دانش‌آموز به کمک معلمش که اکنون بازنشسته شده، به بچه‌هایی مثل که کودکی آنها شبیه کودکی خودش، کمک می‌کند.

در روستاهای دورافتاده این شهر، جایی که جبر جغرافیایی محرومیت را معنا می‌کند، همیشه چشم‌هایی منتظر به جاده نگاه می‌کنند تا کسی از راه برسد و فراموش‌شدگان را با هدیه‌هایش خوشحال کند. امروز هم از آن‌ روزهاست و دختر چشم رنگی روستا لب جاده ایستاده و انتظار رسیدن آقا معلم را می‌کشد. باز هدیه‌ای در راه است، یک جفت کفش یا بسته حمایتی و تحصیلی‌. مثل علی و زهرای "بچه‌های آسمان"  یک جفت کفش، نهایت آرزوی بچه‌های روستا است.

روستاهای دورافتاده شهرستان ورزقان که بعضی‌شان تقریبا خالی از سکنه هم هستند و یا تنها پیرزن روستا یا یک خانواده با نفس‌هایشان، روح زندگی را به کالبد روستا می‌دمند، بعضی روز از ماه‌های سال، میزبان آقای فرجادی‌فر است، کسی که بعد از بازنشستگی، هنوز هم خودش را معلم می‌داند و کمک به دیگران را از همان سال‌های اول خدمتش شروع کرده است.

کمک‌هایی که روزی از طرف آقا معلم به دانش‌آموزان بی‌بضاعت می‌رسید، حالا قطره قطره به دریای کمک‌های خیرخواهانه شاگردان دیروز و صاحب منصبان امروز تبدیل شده و پاهای زخمی ترمیم یافته با کفش‌هایی که روزگاری از طرف آقا معلم به بچه‌های نیازمند هدیه داده می‌شد، حالا، استوارتر در مسیر، قدم برمی‌دارند.

کفش‌هایی که سال‌ها بعد رسیدند 

«جعفر فرجادی‌فر»، اهل ورزقان است که در سال ۶۷ بعد از پایان تحصیلاتش از دانشگاه تربیت معلم، در روستای سیه‌کلان در شمال منطقه ورزقان تدریس کرده و سپس به مدت ۲۰ سال در روستای پدریش بکرآباد مدیر مدارس مجتمع‌های آموزشی بوده است. آقای فرجادی‌فر هنوز هم ساکن روستای پدری بوده و اعتقاد دارد که معلمی شغلی است که باید به آن عشق و علاقه داشت.

دل او بعد از گذشت بیش از ۳۰ سال از اولین تجربه معلمیش هنوز هم در آن مدرسه است و با اشاره به بخشی از خاطرات اولین سال تدریسش در روستای محروم سیه کلان از طی مسیر پیاده یک و نیم ساعته برای رسیدن به مدرسه به خبرنگار ایسنا می‌گوید و ادامه می‌دهد: در مسیر برگشت از کوهنوردی چشمم به این مدرسه افتاد و تجدید خاطره کردم. دانش‌آموزانی از حدود ۱۵ روستای اطراف به دبیرستان این روستا می‌آمدند و معصومیت بچه‌های آن روستا هنوز هم در ذهنم زنده است.

محرومیت و فقری که در طول این سال‌ها در روستاهای مختلف محل تدریس یا در همسایگی روستای محل زندگی خودم دیدم، باعث شد از همان سال اول خدمت تصمیم بگیرم تا در در حد توان به بچه‌ها کمک کنم‌ و هنوز هم بعد از ۴۰ سال؛ اگر مسیر آمده را دوباره طی کنم، معلمی را انتخاب می‌کنم.

با توجه به بومی بودنم، خانواده‌ها را می‌شناختم و خانواده‌های بی‌بضاعت را شناسایی و کمک جذب می‌کردم و در مناسبت‌هایی مثل ۲۲ بهمن یا عید برایشان لباس یا کفش و لوازم تحصیلی می‌خریدم و تلاش می‌کردم تا کسی نفهمد و این لوازم را با عنوان  جایزه به آن‌ها اهدا می‌کردم.

فرجادی‌فر بعد از سه دهه تدریس، به استمرار خدمت ادامه نداده و معتقد است باید جا را برای نیروهای جوان و خلاق‌تر باز کرد؛ اما بازنشستگی پایان مسیر معلمی او نشده و کمک به دانش‌آموزان بی‌بضاعت را با جذب خیر که اکثر آن‌ها از دانش‌آموزان دیروزش هستند، ادامه داده است.

 این معلم بازنشسته و خیر با اشاره به برخی اقدامات خیرخو خیرخواهانه‌اش در روستاهای کم برخوردار ورزقان خاطرنشان می‌کند: با توجه به اینکه خودم معلم بودم، جنس دغدغه‌های یک معلم را می‌دانم و اکثر معلمانی که در این مناطق خدمت می‌کنند به دلیل صعب‌العبور بودن و یا دوری راه مجبور به بیتوته کردن و ماندن در روستا هستند؛ بنابراین تامین حداقل امکانات برای بیتوته کردن یک معلم در محل تدریسش با انجام کارهایی مانند تامین منبع آب و جای امن برای ماندن معلم از جمله اقداماتی است که با کمک خیران انجام داده‌ایم.

او، کودکان و دانش آموزان بی‌بضاعتی را که به آن‌ها کمک می‌کند، به منزله فرشته‌ای دانسته و می‌گوید: با استفاده از همین کمک‌ها اقداماتی هم در راستای هوشمندسازی مدارس انجام دادیم که نمونه‌ای از آن در روستای بنه کاغی، دورترین روستای ورزقان است.

تعمیر سقف مدارس و استفاده از سقف کاذب و تعمیر سرویس‌های بهداشتی مدارس هم از دیگر اقداماتی است که این معلم بازنشسته در روستاهای محروم ورزقان انجام داده است.

فرجادی‌فر در رابطه با چگونگی تامین منابع اقدامات خیرخواهانش در مدارس و روستاهای محروم شهرستان ورزقان خاطرنشان می‌کند: اکثر خیرین جزو دانش آموزان من هستند که خودشان مانند من قبلا طعم محرومیت و فقر را چشیده‌اند و وقتی دانش‌آموز و کودک بودند، تحت حمایت ما بودند و الان که به منصب و جایگاه خوبی رسیده‌اند، گذشته خود را فراموش نکرده و در راه کمک به دانش‌آموزان نیازمند پیش قدم هستند.

او می‌افزاید: تعداد زیادی از این افراد در معادن منطقه ورزقان و یا منطقه نظامی مشغول به خدمت هستند و بعضی از آن‌ها هم در خارج از کشور کانادا، استرالیا و آمریکا زندگی می‌کنند.

این معلم بازنشسته با استفاده از جذب کمک از خیران توانسته است هزینه شیمی‌درمانی و عمل جراحی یک کودک مبتلا به سرطان طحال در روستاهای ورزقان را تامین کرده و یک گوشی تلفن همراه به او هدیه داده تا حوصله این دانش آموز کلاس چهارمی که تحت درمان است سر نرود.

او محبت و واکنش افرادی که تحت حمایت‌های او قرار دارند را بهترین دارایی خود دانسته و حس لحظاتی را که دانش‌آموزان قدیمی‌اش در خیابان و  کوچه‌ها او را دیده و از او دستبوسی می‌کنند با هیچ حس دیگری قابل مقایسه و آن را قابل توصیف نمی‌داند و امیدوار است که این کمک‌های تحت عنوان زنجیره عشق، با کمک خیران قطع نشود.

آقای فرجادی‌فر قبل از اینکه معلم شود و وقتی دانش‌آموز کلاس سوم راهنمایی بوده، در سال ۶۷ عازم جبهه‌های حق علیه باطل شده و پس از جراحت در هنرستانی در تبریز به تحصیل پرداخته و رسالت خدمت و عشق به وطن را در کسوت معلمی حتی سال‌ها پس از بازنشستگی ادامه داده است.

کفش‌هایی که سال‌ها بعد رسیدند 

انتهای پیام

آخرین اخبار استان ها

چندرسانه‌ای