سنت دیمه دِرو یا درو کردن گندم دیم، یکی از نشانههای این سبک زندگی است. در این نوع کشاورزی، هدف اصلی کشاورز نه سود زیاد، بلکه تأمین غذای خانواده و ادامه دادن به کار اجدادیاش بود. این کار در واقع همکاری نزدیک با طبیعت بود که در آن صدای داس، آواز خواندن هنگام کار و حتی روابط عاطفی جوانان با هم ترکیب میشد.
در سالهایی که آب قناتها کم بود، کشاورزان برای کشت گندم دیم فقط به بارش باران امید داشتند. حوضهای ذخیره آب باران چون اغلب بدون در و محافظ بودند باد، گرد و خاک، خاشاک و انواع حشرات را به درون آب میریخت و گاه حتی سوسمار یا جانوران کوچک دیگری در آن دیده میشدند و چون حوضهای ذخیره آب تنها منبع آب دروگران در بیابان بود، آنها مجبور بودند با استفاده از شال خود، آب را صاف کنند و بنوشند.
یک پژوهشگر فرهنگ عامه، درباره آیین سنتی دیمه درو در براکوه منطقه گناباد توضیح داد: در سالهایی که بارش باران زیاد بود، مردم منطقه برای کشاورزی از روش کشت گندم دیم استفاده میکردند.

محمد دهقان، در گفت و گو با ایسنا اظهار کرد: در این روش، برخلاف روشهای مدرن، خبری از سیستمهای آبیاری یا قنات نبود و کشاورزان برای تأمین آب فقط به بارندگی وابسته بودند.
وی اشاره کرد: اگرچه مرحله کاشت با امید به باران انجام میشد، اما مرحله برداشت محصول که محلیها به آن دیمه درو میگویند به دلیل سختی زیاد، از دشوارترین بخشهای کار کشاورزی بود. این کار به همکاری گروهی، نظم زیاد و توان بدنی بالایی نیاز داشت.
مشکل تأمین آب آشامیدنی در مزرعه
دهقان با اشاره به تأمین آب در میان دیمزارها به عنوان یکی از سختترین مشکلات این کار افزود: دروگران کار را از قبل از طلوع آفتاب شروع میکردند و با نان و آب وارد مزرعه میشدند، اما با رسیدن به گرمای ظهر، آب آنها تمام میشد. در این مواقع یکی از افراد گروه باید برای آوردن آب به سمت حوضهای آبانبار نزدیک مزرعه میرفت.
وی درباره وضعیت این حوضها اظهار کرد: این مخازن قدیمی که آب باران را ذخیره میکردند، معمولاً در یا پوششی نداشتند. به همین دلیل گرد و خاک، حشرات و حتی جانورانی مثل سوسمار وارد آب میشدند و از سویی در آن گرمای شدید، دروگران به دلیل تشنگی زیاد، چارهای جز استفاده از همین آبها نداشتند.
این پژوهشگر فرهنگ عامه، بیان کرد: کشاورزان برای اینکه بتوانند آب را کمی تمیزتر بنوشند، از شال یا پارچههای خود استفاده میکردند. آنها پارچه را روی سطح آب میانداختند تا آب از میان تار و پود آن عبور کند؛ به این ترتیب، گرد و خاک و حشرات زیر پارچه باقی میماندند و آب نسبتاً صاف میشد.
دیمه درو و قرارهای عاشقانه
وی ادامه داد: در آن دوران، درو کردن با ابزارهای سادهای مانند دست، داس یا منگال انجام میشد که ساعتها کار زیر آفتاب، باعث پینهبستن دستها و خشکی لبها میشد.
دهقان توضیح داد: بزرگترها برای کاهش خستگی و اعتراض به مشکلات اقتصادی، هنگام کار اشعاری را بلند میخواندند.
ما آمدهایم درو به منگال کنیم بلغور خوریم خدمت سالار کنیم
(ای مرد هو)
ما آمدهایم درو به دستکاله کنیم اوقدر ببریم که خرج یکساله کنیم
(ای مرد هو)
این پژوهشگر فرهنگ عامه در ادامه بیان کرد: این ترانهها علاوه بر تنظیم ریتم کار، در واقع بیانگر سختی معیشت و امید به تأمین هزینههای زندگی برای یک سال بود.

وی همچنین به ساختار تیمی در میان دروگران نیز اشاره کرد و گفت: در آن زمان نقشها مشخص بود؛ یک نفر مسئول جمعآوری گندمهای درو شده و روی هم ریختن آنها به صورت پُشته بود تا در پایان روز به خرمن منتقل شود. نفر دیگر نیز وظیفه داشت با ظرفی به نام اوخوری(آبخوری) میان دروگران حرکت کند تا آب را به آنها برساند.
دهقان ادامه داد: در دورانی که دیدارهای بین دختران و پسران تحت نظارت شدید اجتماعی و محدودیتهای زیاد بود، دیمزارها به یکی از معدود فضاهای باز برای حضور جوانان تبدیل شده بود.
وی گفت: دیمزارها محل شکلگیری روابط پنهانی بودند؛ برای مثال، جوانان از طریق نگاه، چشمک یا حتی با گرفتن طولانیتر دست یکدیگر هنگام دریافت گندم، علاقه خود را نشان میدادند.
دهقان همچنین به هیجان بالای پسران اشاره کرد و افزود: آنها شب قبل از رفتن به مزرعه، از صاحبان زمین میپرسیدند که آیا دختران هم در آن روز میآیند یا خیر و این انتظار باعث میشد بسیاری از آنها تا صبح خوابشان نبرد.
تغییرات اقلیمی و میراث فرهنگی
وی ادامه داد: در این دوران، عناصر مختلفی مثل آوازها، تشنگی در کنار حوضهای آب بارانگیر و روابط انسانی، بخشی از حافظه جمعی براکوه را تشکیل میدادند.
این پژوهشگر فرهنگ عامه خاطرنشان کرد: با تغییرات اقلیمی، کاهش بارندگیها و پیشرفت زیرساختهای آبی، کشت گندم دیم که ستون اصلی اقتصاد بود، دیگر رایج نیست، اما روایتهای مربوط به این سنت، همچنان به عنوان اسنادی از تاریخ و فرهنگ منطقه باقی مانده است.
دهقان تأکید کرد: اشعار فولکلوریک، مانند آثار روحالله کریمیان خانیکی، صرفاً برای سرگرمی نبودند، بلکه بازتاب دهنده وضعیت اقتصادی آن دوران بودند. برای مثال عبارت «بلغور خوریم خدمت سالار کنیم» نشان دهنده نارضایتی پنهان مردم از سیستمهای توزیع یا مالیاتهای سنگین آن زمان بود. همچنین عبارت «اوقدر ببریم که خرج یکساله کنیم» بیانگر این واقعیت بود که مردم امیدوار بودند با حاصل یک روز کار، هزینههای زندگی یک سال خود را تأمین کنند.

این پژوهشگر فرهنگ عامه، با تأکید بر اینکه سنت دیمه درو بسیار کم انجام میشود، ثبت این جزئیات را یک ضرورت فرهنگی دانست و هشدار داد: اگر این خاطرات مستندسازی نشوند، با رفتن نسل قدیمی، این اطلاعات برای همیشه از حافظه جامعه پاک خواهد شد.
دهقان معتقد است که ردپای این فرهنگ هنوز هم در میان مردم و منطقه وجود دارد؛ مثلاً در معماری حوضهای قدیمی، نامگذاری برخی مکانها و یا در خاطرات و رفتارهای سالمندان روستا که هنوز با دیدن گرد و غبار، یاد روشهای قدیمی تصفیه آب با شال را زنده میکنند.
انتهای پیام

