به گزارش ایسنا، مقصود فراستخواه در نشست «اینترنت و زیستبوم علم در ایران؛ تأملی بر نسبت محدودیتهای اینترنت و حیات علمی در ایران» که در مؤسسه پژوهش و برنامهریزی آموزش عالی برگزار شد، با اشاره به اینکه در مقیاس کلان اجتماعی یک «مدل نقص» در فضای علمی ما سیطره دارد، گفت: مدل نقص اینگونه است که ما خود را نخبگان و جامعه را نادان فرض کنیم و مدام برای این جامعه خالی، دستاوردهایی چون مقاله، مدرک و ثبت علمی تولید و به آنها منتقل کنیم؛ گویا جامعه از خود هیچ ندارد.
وی ادامه داد: اینگونه که ما تصور میکنیم، علم دارای خصیصههایی خیالی و رمزآلود است. تنها ما میدانیم علم چیست و در برج عاج با همدیگر فقط زبان همدیگر را میفهمیم، اما مردم و بیرون این قلعههای انحصار دانشگاهی یا هر ساختار مشابه، این زبان را نمیدانند و ما باید به آنها کمک کنیم. یعنی نخبگانی هستند که علم را به جامعه، شرکتها، سازمانهای مختلف، صنعت، نوآوری و سایر بخشها منتقل میکنند.
این استاد جامعهشناسی چنین رویکردی را پدرمآبانه دانست و گفت: این وضعیت در زندگی اجتماعی اثرگذاری کافی ندارد و تأثیر اجتماعی آن کمرنگ میشود. در چنین شرایطی پاسخگویی اجتماعی علم کاهش مییابد، تا جایی که نمیتوانیم به جامعه زبانبخشی علمی ارائه کنیم.
فراستخواه، دغدغه اصلی خود را میزان کاربرد زبان علمی در حل مسائل عینی جامعه نظیر رانندگی، بحرانهای اقلیمی و تعارضات خانوادگی، کاری یا سیاسی عنوان کرد و افزود: علم ِموجود گویا نوری بر زندگی مردم نمیتاباند.
وی این وضعیت را به دلیل داشتن «برنامه ضعیف علم» (Program of Science) دانست و گفت: راه برونرفت از این وضعیت ورود به «برنامه قوی علم» از طریق توسعه حوزه عمومی است.
عضو هیئتعلمی موسسه پژوهش و برنامهریزی آموزش عالی خاطر نشان کرد: در این مسیر یکی از راهها این است که علم وارد حوزه عمومی شود. متفکرانی مانند هابرماس در این زمینه بسیار بحث کردهاند و نظریه حوزه عمومی از او به بعد توسعه یافته است. در این دیدگاه، «عقل ارتباطی» جایگزین «عقل ابزاری» میشود؛ یعنی عقلانیت ما صرفاً یک سوژه محض معطوف به ابژهها نیست، بلکه خصیصهای ارتباطی دارد که از دل آن مکالمه، مفاهمه، نقد و گفتگو شکل میگیرد.
وی در ادامه به تشریح ۱۰ ویژگی اصلی حوزه عمومی علم پرداخت و گفت: یکی از ویژگیهای حوزه عمومی، دسترسی باز به اطلاعات است؛ هرجا دسترسی باز وجود داشته باشد، حوزه عمومی میتواند شکل بگیرد و رشد کند. ویژگی دیگر، افقی بودن است؛ در برابر ساختارهای عمودی و سلسلهمراتبی، حوزه عمومی بهصورت افقی توسعه مییابد.
فراستخواه، سایر ویژگیها را «گفتگومحور بودن»، حرکت به سمت «دموکراسی گفتگویی» و «برابری» در حق دانستن، رسانه و بحث دانست. وی در تشریح ویژگی ششم که یک اشکال معرفتشناختی است، افزود: در حوزه عمومی، حقیقت امری «میانذهنی» است؛ یعنی حقیقت در ذهن یک فرد نیست که یا بداند یا نداند، بلکه حقیقت در میان انسانها شکل میگیرد و در تعامل جمعی آشکار میشود.
به گفته وی، یکی از ویژگیهای حوزه عمومی علم شکلگیری اجتماعات تفسیری است، به این معنی که اجتماعاتی شکل میگیرد که در آنها گفتوگو جریان دارد. همچنین زبان حوزه عمومی، زبانی «باز» و غیر بسته است؛ به علاوه ویژگی دیگر این حوزه «کثرتگرایی» است، به این معنا که ذاتاً چندصدا و متکثر است.
فراستخواه همچنین بر لزوم استقلال حوزه عمومی علم از دو نهاد قدرت یعنی «دولت» و «بازار» تأکید کرد و افزود: علم در حوزه عمومی نباید تحت سیطره دولت به بهانه محرمانگی یا بازار به بهانه کسب سود انحصاری باشد، اگرچه هر دو نهاد میتوانند بخشی از گفتگوی حوزه عمومی قرار بگیرند.
وی خاطرنشان کرد که حوزه عمومی میتواند دانشگاه، جامعه، دولت، صنعت، بازار و بومزیست را در قالب یک پیچش پنجگانه به هم متصل کند. همچنین ویژگی مهم دیگر این است که حوزه عمومی، علم را به زندگی جامعه پیوند میزند؛ یعنی حیات آکادمیک به زندگی روزمره مردم متصل میشود.
فراستخواه در بخش دیگری از سخنان خود به رابطه اینترنت و حوزه عمومی پرداخت و گفت: تمدن الگوریتمی که به جای تمدن قلمی در حال استقرار است، محیطی پویا، وسیع، شتابدهنده و تقویتکننده ایجاد کرده که میتواند حوزه عمومی علم را چند قدم جلوتر ببرد. اگرچه حوزه عمومی علم با اینترنت به وجود نیامده، اما فرآیند آن با اینترنت تسهیل و تسریع شده و دسترسی، ارتباط، مشارکت و توزیع دانش را به شدت افزایش داده است.
وی خاطر نشان کرد: اینترنت به شکلگیری هویتهای علمی کمک میکند؛ هویتهایی که میتوانند در محلهها و زیستبومهای علمی شکل بگیرند و در سطح محلی و جهانی فعالیت کنند. شواهد جهانی زیادی در این زمینه وجود دارد؛ در سطح محلی، حلقههای علمی برای زیستبومها شکل میگیرند.
این جامعهشناس اظهار کرد: در حوزه عمومی، دستورگذاری نیز رخ میدهد؛ یعنی از دل این فضا موضوعاتی وارد دستور کار دولتها میشود و دولتها واکنش نشان میدهند. اینترنت برای دانشمندان امکان کنترل بیشتر بر زندگی علمی را فراهم کرده و برای شهروندان نیز خصلت انتقادی را تقویت میکند، زیرا هر محتوا مورد نقد و بازنشر قرار میگیرد.
این پژوهشگر، یکی از دستاوردهای بسیار مهم پیوند اینترنت و حوزه عمومی را شکلگیری «علم شهروندی» (Citizen Science) و نه صرفاً دانش شهروندی دانست و گفت: در این الگو، شهروندان بدون نیاز به عضویت در هیئت علمی یا تحصیل در مقطع دکتری، به علمورزی میپردازند.
وی افزود: در این بستر، عامه مردم از حالت منفعل خارج شده و به یک «عامه خلاق» تبدیل میشوند که در پروژههای علمی نظیر سنجش تشعشعات رادیواکتیو، ثبت عوارض جانبی داروها، محاسبه آلودگی محصولات تراریخته و بحرانهای اقلیمی مشارکت میکنند؛ فرآیندی که کاملاً دارای روش، مشاهده، فرضیه و تحلیل است.
فراستخواه به مشکلات این حوزه پرداخت و گفت: اینترنت یک ابزار بیمسئله نیست و امامزادهای نیست که بتواند همه مشکلات ما را حل کند. هنوز دولتها در اینترنت نقش تعیینکننده دارند و در برخی کشورها آن را مسدود میکنند. بازار، نفوذ عجیبی در اینترنت دارد و شرکتهای بزرگ نیز نفوذ گستردهای دارند و حریم خصوصی کاربران را تهدید میکنند.
وی افزود: همچنین پوپولیسم تازه در اینترنت شکل میگیرد. اتاقهای پژواک، شبهعلم و غوغای رسانهای از چالشهای جدی هستند. در این غوغا خصیصههای علمی رنگ میبازد و در این فضا، تفکر سریع بر تفکر آهسته غلبه میکند.
انتهای پیام

