گوهریسنا انزانی در گفتوگو با ایسنا، با بیان اینکه یکی از موضوعات مهم درباره افراد جدا شده، تجربه عجیب آنهاست که مثل تجربه یک سوگ ناقص است گفت: در مرگ همه چیز تمام شده، اما در طلاق فرد خاطرات کسی را دارد که هنوز زنده است. ممکن است بچه داشته باشند اما عملاً ارتباطی با هم ندارند. در چنین موقعیتی فرد باید هویت جدیدی را بازسازی کند؛ یعنی از «ما» به «من» برسد و از «تاهل» به «تجرد» وارد شود.
وی با بیان اینکه احساس طردشدگی، بیارزشی و دوستداشتنی نبودن در افراد طلاق گرفته بسیار است، عنوان کرد: چنین افرادی اضطراب دارند و برای آنکه دوباره به خانواده بازگردند ممکن است خشمهایشان را جابهجا کنند مثلا خشم از سمت همسر سابق به سمت والدین و بچهها بازگردد. این افراد ممکن است در حالت افسردگی به سر برده یا دچار کندی روانی شوند، نمی توانند کارهایش را انجام دهند، کابوس می ببینند و یا اضطراب و استرس زیادی را تجربه میکنند.
والدین نقش ضربهگیر داشته باشند
وی در مورد رعایت بایدها و نبایدها توسط والدین در قبال جدایی فرزندشان اظهار کرد: والدین باید نقش «ضربهگیر» داشته باشند. بهتر است به جای نصیحت کردن از جملاتی مانند «این روزها میگذرد، غصه نخور» یا «هر زمانی که نیاز داشتی بیا با هم صحبت کنیم» استفاده کنند. سرزنش نکنند مثلاً بگویند «از اول گفته بودم این انتخاب اشتباه است، من از اول به تو گفته بودم که این آدم انتخاب درست نیست» همچنین به فرد مقابل توهین نکنند بلکه سعی کنند که استقلال فرزندشان را خیلی مهم بدانند و به او نشان دهند که همچنان یک بالغ توانمند است. همچنین در صورت نیاز اگر مشکلی بود از مشاور کمک بگیرند.
حمایت خانواده فقط عاطفی نیست
این روانشناس اجتماعی با تاکید بر اینکه حمایت خانواده فقط عاطفی نیست، گفت: آنها باید از چند جنبه فرزندشان را حمایت کنند از جمله ایجاد عاطفی و روانی، پذیرش بیقید و شرط، شنونده فعال بودن و درک احساسات فرزند. در جاهایی که رنج می کشد او را درک و از او حمایت اجتماعی کنند. یعنی وقتی جامعه یا اطرافیان با واژه طلاق مسیر را برایشان سخت می کند خانواده آنها را مدیریت و به شکلی با آنها رفتار کنند که گویا یک اتفاق عادی افتاده و یا به نوعی رفتار نشود که انگار اتفاق غیرعادی است و جدا شده و موجب شرمساری است.
وی در خصوص فشار فکری زیاد فرد طلاق گرفته ادامه داد: در ماههای اول طلاق ممکن است فرد به دلیل تروما دچار نوعی فلج فکری شود و نتواند تصمیمهایی مانند پیدا کردن خانه، جابهجایی وسایل و از نظر مسائل قانونی و در رابطه با فرزندانش نداند چه کار درستی باید انجام دهد؛ در چنین شرایطی حمایت خانواده لازم است. والدین باید به فرزند قدرت بدهند، همدلی کنند اما دلسوزی نداشته باشند. اگر فرزند تصمیم خوبی گرفت، باید او را تشویق کنند. همچنین بخشی از مسیر بهتر است به متخصصان واگذار شود؛ مثلا فرزند به باشگاه ورزشی برود، به مشاور مراجعه کند یا از وکیل کمک بگیرد. والدین باید بپذیرند که فرزندشان یک بزرگسال عاطفی است، نه یک کودک؛ بنابراین باید به فرزندشان کمک کنند یعنی در واقع بنزینی می شوند تا موتور زندگی فرزندشان را به حرکت بیندازند.
کمک مالی و عاطفی والدین بدون ایجاد وابستگی
وی درباره نحوه کمک مالی و عاطفی والدین بدون ایجاد وابستگی گفت: حمایت والدین باید به گونهای باشد که نقش تکیهگاه داشته باشند، اما انگیزه تلاش در فرزند از بین نرود. کمکها بهتر است در جهت توانمندسازی باشد؛ مثلا حمایت برای گذراندن دورههای آموزشی یا ارتقای مهارتهای شغلی. حتی اگر پولی در اختیار فرزند قرار میدهند، میتوان آن را به شکل یک وام منعطف در نظر گرفت یا به او بگویند من این پول را به تو قرض می دهم بعد تو به من بر میگردانی.
این روانشناس ادامه داد: در حوزه کمک عاطفی، حمایتها باید رشددهنده باشد؛ یعنی والدین باید به فرزند قدرت بدهند، همدلی کنند، دلسوزی نداشته باشند، اگر فرزند تصمیم خوبی گرفت، باید او را تشویق کنند. همچنین بخشی از مسیر بهتر است به متخصصان واگذار شود؛ مثلا فرزند به باشگاه ورزشی برود، به مشاور مراجعه کند یا از وکیل کمک بگیرد. والدین باید بپذیرند که فرزندشان یک بزرگسال عاطفی است، نه یک کودک؛ بنابراین باید به فرزندشان کمک کنند یعنی در واقع بنزینی شوند تا موتور زندگی فرزندشان را به حرکت بیندازند.
والدین سنگر امن فرزندان
وی در پایان تأکید کرد: والدین باید سنگر امن فرزندانشان باشند. طبیعی است که فرزندان از قضاوت دیگران میترسند، بنابراین لازم است برای اطرافیان حد و مرزی تعیین شود و اجازه ندهند کنجکاوی دیگران به فرزندشان آسیب بزند. همچنین نباید از همسر سابق فرزندشان «دیو» بسازند؛ زیرا قطعاً روزها و خاطرات خوبی هم در کنار هم داشتهاند و شاید حتی فرزندی دارند. مسئله این نیست که یکی کاملاً بد بوده، بلکه ممکن است در شرایطی نتوانستهاند با هم کنار بیایند. در ابتدا ممکن است فرزند ضعیف باشد، اما والدین باید به او کمک کنند تا دوباره توان و قدرت خود را به دست آورد؛ با مطالعه کتابهای مفید، مراجعه به مشاور و حضور در گروههای درمانی امن. مهم این است که والدین بدون دخالت مخرب، حمایت مؤثر داشته باشند.
انتهای پیام

