به گزارش ایسنا، جنگ، تحریم و فشارهای سیاسی نتوانستهاند ایران را از نقشه همکاریهای اقتصادی منطقه حذف کنند. آنچه در اجلاسهای اخیر اوراسیا و شانگهای رخ داد، نشان داد که تهران همچنان یکی از بازیگران مهم زنجیرههای صنعتی، تجاری و ترانزیتی منطقه است؛ ظرفیتی که اکنون باید از سطح دیپلماسی به عرصه تجارت و سرمایهگذاری واقعی منتقل شود، در همین زمینه سید عباس حسینی - عضو هیات عامل سازمان توسعه و نوسازی صنایع معدنی ایران - در یادداشتی عنوان کرد: در روزهایی که دشمنان ایران میکوشند پس از حملههای وحشیانه به زیرساختها و واحدهای صنعتی کشور با محاصره دریایی و ایجاد اخلال در مسیرهای تجارت و حملونقل، تصویری از انزوای اقتصادی جمهوری اسلامی ایران ترسیم کنند، حضور وزیر صمت در دو اجلاس مهم اقتصادی منطقهای و بینالمللی، ابتدا در اتحادیه اقتصادی اوراسیا در قزاقستان و سپس در نشست وزرای صنایع کشورهای عضو سازمان همکاری شانگهای در قرقیزستان، تصویری از واقعیت را به رخ آنها کشید: ایران همچنان یکی از بازیگران اثرگذار در معادلات اقتصادی پیرامونی خود است و ظرفیتهای صنعتی، تجاری و ترانزیتی آن برای کشورهای مختلف به ویژه منطقه قابل چشمپوشی نیست.
اهمیت نشست قرقیزستان در شرایطی - فراتر از یک اجلاس تخصصی صنعتی- دوچندان شد که نمایندگان ۱۰ کشور عضو، در فضایی متأثر از تحولات پس از جنگ، خواهان گسترش همکاری با جمهوری اسلامی ایران بودند. از درخواست هند برای کمک به حل مشکلات کشتیهای این کشور در منطقه تا اعلام آمادگی روسیه برای توسعه همکاریهای صنعتی و تجاری، از رشد چشمگیر مبادلات با ازبکستان در ماههای اخیر تا استقبال قرقیزستان از حضور بنگاههای صنعتی ایرانی، همگی نشانههایی بود از اینکه ایران همچنان در متن تعاملات اقتصادی منطقه ای و بین المللی قرار دارد.
یکی از مهمترین دستاوردهای این سفر را باید در امتداد دیپلماسی صنعتی پیگیرانه وزیر صنعت ، معدن و تجارت دانست. اتابک پیش از این با ارسال دو نامه به دبیرکل سازمان توسعه صنعتی ملل متحد (یونیدو)، موضوع حمله به زیرساختهای صنعتی و تولیدی ایران را در سطح نهادهای بینالمللی مطرح کرده بود. این پیگیری در قرقیزستان به نتیجهای ملموس رسید و برای نخستین بار، وزرای صنایع کشورهای عضو شانگهای در بیانیه پایانی اجلاس، ضمن ابراز نگرانی نسبت به حملات صورتگرفته علیه زیرساختهای اقتصادی و صنعتی ایران، این اقدامات را به دلیل اخلال در ظرفیتهای تولید و زنجیرههای تأمین محکوم کردند. این موضعگیری، صرفاً تعارف و همدردی سیاسی نیست؛ بلکه به رسمیت شناختن این واقعیت بود که امنیت صنعتی ایران با ثبات اقتصادی منطقه پیوند خورده است.
در کنار این دستاورد، مجموعه دیدارهای دوجانبه وزیر صمت با مقامات روسیه، هند، ازبکستان، تاجیکستان، بلاروس و قرقیزستان نشان داد که فضای پس از جنگ، برخلاف برخی پیشبینیها، به کاهش تمایل کشورها برای همکاری با ایران منجر نشده است. برعکس، بسیاری از شرکای منطقهای با درک جایگاه ایران در کریدورهای ترانزیتی، زنجیرههای تأمین و بازارهای منطقه، خواهان تعمیق همکاریها و تعریف پروژههای جدید مشترک هستند؛ موضوعی که میتواند در ماههای آینده به نتایج عملی و اقتصادی قابل توجهی منجر شود.
اکنون اما اهمیت این سفرها در دستاوردهای کوتاهمدت آنها خلاصه نمیشود. ایران امروز به طور همزمان در سه فضای مهم اقتصادی شامل سازمان همکاری شانگهای، بریکس و تجارت آزاد اوراسیا حضور دارد. مسأله اصلی دیگر عضویت در این پیمانها نیست؛ مسأله، تبدیل این ظرفیتهای سیاسی به شبکهای واقعی از تجارت، سرمایهگذاری و همکاری صنعتی است. در چنین شرایطی، سازمان توسعه تجارت میتواند نقش معمار این اتصال بزرگ اقتصادی را بر عهده گیرد؛ از طراحی کریدورهای کالایی و مراکز تجاری مشترک گرفته تا شبکهسازی میان بنگاهها، توسعه سازوکارهای مالی و شکلدهی به زنجیرههای ارزش منطقهای.
سازماندهی یک ساختار تخصصی متمرکز برای بازارهای شانگهای، بریکس و اوراسیا، تدوین نقشه کالایی برای هر کشور، شناسایی پروژههای مشترک صنعتی، ایجاد بانک فرصتهای سرمایهگذاری، راهاندازی مراکز تجاری هدفمند و پایش مستمر موانع صادراتی میتواند این سه پیمان را به بخشی از اقتصاد روزمره بنگاههای ایرانی تبدیل کند. موفقیت دیپلماسی اقتصادی زمانی کامل خواهد شد که نتایج آن در قراردادهای تجاری، سرمایهگذاریهای مشترک و افزایش سهم ایران از بازارهای منطقه دیده شود.
دیپلماسی صنعتی سید محمد اتابک در قزاقستان و قرقیزستان را باید از همین منظر ارزیابی کرد؛ تلاشی برای آنکه ایران پس از عبور از یک جنگ تحمیلی دیگر، نه تنها جایگاه خود را در اقتصاد منطقه حفظ کند، بلکه از دل این تحولات، پیوندهای اقتصادی تازهای برای آینده کشور بنا نهد.
انتهای پیام

