به گزارش ایسنا، به نقل از بوستون گلوب، در ظاهر دانشجویان دانشگاههای آمریکا از آزادی گستردهای برخوردارند. آنها میتوانند از میان هزاران درس، صدها فعالیت دانشجویی و دهها رشته تحصیلی انتخاب کنند. اما به گفته منتقدان، در یک حوزه تقریبا هیچ اختیاری ندارند: مشارکت در اداره دانشگاه.
نمونه بارز این وضعیت، دانشگاه هاروارد است؛ قدیمیترین موسسه آموزش عالی آمریکا که ماموریت رسمی خود را «پرورش شهروندان و رهبران جامعه» اعلام کرده است. با این حال، دانشجویان این دانشگاه نه در انتخاب رئیس دانشگاه نقشی دارند و نه میتوانند اعضای هیئت حاکمه را تعیین کنند. حتی در تصمیمهای کلان مربوط به آینده دانشگاه نیز عملا جایگاهی برای آنها تعریف نشده است.
نویسندگان این گزارش تاکید میکنند که هاروارد در مقایسه با بسیاری از دانشگاههای دیگر آمریکا حتی وضعیتی نسبتا بازتر دارد. در اغلب دانشگاههای خصوصی، اعضای هیات امنا جانشینان خود را انتخاب میکنند و در دانشگاههای دولتی نیز این اعضا معمولا توسط فرمانداران ایالتی منصوب میشوند. در نتیجه، قدرت اصلی در اختیار گروههای محدودی از چهرههای سیاسی و اقتصادی قرار دارد.
این محدودیت تنها شامل دانشجویان نمیشود. اعضای هیات علمی نیز در بسیاری از موارد از فرآیندهای اصلی تصمیمگیری کنار گذاشته شدهاند. اگرچه شوراهای استادان در برخی مسائل آموزشی نقش دارند، اما اختیار نهایی معمولا در دست هیاتهای امنایی است که اغلب هیچ سابقهای در آموزش عالی ندارند. بر اساس آمار ارائهشده در این گزارش، نزدیک به ۹۰ درصد اعضای هیات امنای دانشگاههای آمریکا فاقد تجربه حرفهای در حوزه آموزش عالی هستند.
در مقابل، بسیاری از دانشگاههای معتبر جهان ساختار متفاوتی دارند. در دانشگاههای آکسفورد و کمبریج، اعضای هیات علمی و کارکنان دانشگاهی نقش تعیینکنندهای در انتخاب مدیران و سیاستگذاریهای کلان ایفا میکنند. در دانشگاه بولونیا ایتالیا، قدیمیترین دانشگاه فعال جهان، دانشجویان، استادان و کارکنان در انتخاب اکثریت اعضای هیات حاکمه مشارکت دارند. الگوهای مشابهی نیز در دانشگاههای مطرحی مانند تورنتو و سائوپائولو دیده میشود.
منتقدان ساختار فعلی دانشگاههای آمریکا میگویند این مدل نه تنها از نظر دموکراتیک قابل دفاع نیست، بلکه از منظر کارآمدی نیز با چالشهای جدی روبهرو است. آنها به افزایش چشمگیر هزینههای تحصیل اشاره میکنند؛ هزینهای که از سال ۱۹۸۰ تاکنون، با در نظر گرفتن تورم، حدود سه برابر شده و در برخی دانشگاهها به بیش از ۹۰ هزار دلار در سال رسیده است. به اعتقاد آنان، اگر دانشجویان و استادان نقش بیشتری در اداره دانشگاهها داشتند، شاید کنترل هزینهها و نظارت بر تصمیمهای مالی نیز بهتر انجام میشد.
منتقدان ساختار فعلی بر این باورند که مشکل اصلی تنها به نحوه انتخاب مدیران دانشگاه محدود نمیشود، بلکه به شکاف میان ارزشهای اعلامی دانشگاهها و شیوه اداره آنها بازمیگردد. دانشگاههایی که خود را مدافع دموکراسی، آزادی بیان و مشارکت مدنی معرفی میکنند، در عمل اغلب توسط هیاتهای امنایی اداره میشوند که پاسخگویی محدودی در برابر دانشجویان و استادان دارند.
انتهای پیام

