۱۴۰۵-۰۳-۱۸ | ۱۳:۰۲
از ضاحیه تا حیفا... ایران و معادله جدید بازدارندگی در برابر اسرائیل

از ضاحیه تا حیفا... ایران و معادله جدید بازدارندگی در برابر اسرائیل

حمله یکشنبه شب ایران فقط پاسخی به بمباران ضاحیه جنوبی بیروت نبود بلکه تلاشی برای تثبیت این معادله جدید بازدارندگی بود که حمله «اسرائیل» به ضاحیه جنوبی بیروت، ممکن است با هدف قرار دادن حیفا و شمال فلسطین اشغالی توسط خود ایران و نه فقط حزب الله مواجه شود.

به گزارش ایسنا، تحلیلگران و کارشناسان سیاسی در بررسی حملات موشکی ایران به سرزمین‌های اشغالی به تلافی تجاوزات این رژیم به لبنان به الجزیره گفتند: حمله یکشنبه شب ایران به اراضی اشغالی نه صرفا یک پاسخ نظامی به بمباران ضاحیه جنوبی بیروت و نه منحصرا پیامی در حمایت از حزب‌الله بود بلکه مهم‌ترین چیزی که اتفاق افتاد، تلاشی از سوی ایران برای ایجاد این معادله جدید بازدارندگی بود: اگر رژیم صهیونیستی ضاحیه بیروت را هدف قرار دهد، پاسخ ممکن است به طور مستقیم از ایران به سمت حیفا و شمال اراضی اشغالی باشد و نه فقط از سوی حزب‌الله.

این کارشناسان معتقدند، با این معادله، تهران دست‌های رژیم صهیونیستی را از مدیریت تشدید تنش کوتاه می‌کند. تل‌آویو در سال‌های اخیر تلاش کرده است تا دامنه حملات خود در لبنان به‌ویژه جنوب آن و ضاحیه جنوبی بیروت را گسترش دهد و در عین حال درگیری را در محدوده محاسبه‌شده‌ای نگه دارد و ایران اکنون می‌خواهد هزینه هدف قرار دادن ضاحیه جنوبی را به اراضی اشغالی منتقل کند و آن را از یک حادثه لبنانی به یک مساله امنیتی منطقه‌ای تبدیل کند. انتخاب شمال فلسطین اشغالی به این پیام وزن بیشتری می‌بخشد چراکه حیفا و مناطق اطراف آن به همراه پایگاه‌های نظامی در شمال فلسطین اشغالی، عمق استراتژیک حساسی برای رژیم صهیونیستی محسوب می‌شوند و به شکل مستقیم با جبهه لبنان مرتبط هستند، بنابراین گنجاندن آنها در محدوده پاسخ ایران به این معنی است که ضاحیه جنوبی بیروت دیگر هدفی نیست که بتوان بدون احتمال تلافی مستقیم از سوی تهران به آن حمله کرد.

پیام‌های استراتژیک

«عارف دهقاندار» پژوهشگر امنیت بین‌الملل در گفتگو با شبکه خبری «الجزیره» اظهار کرد: حملات موشکی ایران به «اسرائیل» پیام‌های استراتژیک روشنی دارد که مهم‌ترین آنها تاکید بر تعهد تزلزل‌ناپذیر تهران به شبکه متحدان منطقه‌ای خود و اثبات این مساله است که هدف قرار دادن مناطقی همانند ضاحیه جنوبی بیروت در محاسبات ایران، نقض آشکار خطوط قرمز امنیتی ایران محسوب می‌شود.

دهقاندار گفت: تهران با این اقدام به دنبال نشان دادن یک تغییر اساسی در رویکردهای استراتژیک خود است به طوری که دیگر آن بازیگری نباشد که رفتارش کاملا در محاسبات بازدارندگی دشمنانش قابل پیش‌بینی است، ایران می‌خواهد نشان دهد در صورت لزوم می‌تواند از الگوهای گذشته فراتر رفته و ابتکارعمل را در میدان به طور مستقل و مستقیم به دست بگیرد.

این پژوهشگر هشدار داد که این نوع اقدام می‌تواند به تشدید غیرمنتظره بحران منجر شود چراکه تغییر از وضعیت «پاسخ از طریق متحدان» به «پاسخ مستقیم»، قواعد درگیری را تغییر می‌دهد و سایر طرف‌ها را مجبور به تجدیدنظر در محاسبات خود می‌کند.

دهقاندار در ادامه اینگونه نتیجه‌گیری کرد که اگر اسرائیل پاسخ داده و به ایران حمله کند، ایران احتمالا به همان شکل پاسخ خواهد داد و مقیاس و ماهیت پاسخ ایران به بزرگی حمله اسرائیل بستگی دارد.

او در پایان نیز تاکید کرد: بازگشت به وضعیتی شبیه به جنگ ۴۰ روزه در شرایط فعلی بعید است، اما هیچ احتمالی را نمی‌توان کاملا رد کرد.

وعده‌ای که آمریکا به آن عمل نکرد

«رضا غبیشاوی» دیگر تحلیلگر سیاسی نیز درباره تنش جدید در منطقه به «الجزیره» گفت: حمله موشکی ایران به «اسرائیل»، در واقع پاسخی به نقض آتش‌بس و نقض تعهد آمریکا با ایران بود، طبق توافق آتش‌بس میان ایران و آمریکا که با میانجیگری پاکستان حاصل شد، قرار بود این توافق شامل لبنان نیز باشد اما این اتفاق نیفتاد، ترامپ متعهد شده بود که از حمله «اسرائیل» به ضاحیه جنوبی بیروت جلوگیری کند، اما این تعهد عملی نشد، در واقع ترامپ در ابتدا حمایت خود را از حملات «اسرائیل» به ضاحیه بیروت اعلام کرد، اما پس از حمله موشکی ایران به «اسرائیل»، موضع خود را تغییر داد و گفت که «از این حملات راضی نیست.»

غبیشاوی تاکید کرد: «اسرائیل» با حمله به ضاحیه جنوبی بیروت از خط قرمز عبور کرد و ایران با حمله موشکی خود به «اسرائیل»، گامی مهم فراتر از توافق آتش‌بس برداشت، بر این اساس مساله دیگر صرفا پاسخی به یک حمله خاص نیست بلکه یک تغییر متقابل فراتر از اصول قبلی آتش‌بس است.

این تحلیلگر سیاسی افزود: مقامات ایرانی می‌خواهند این پیام را به «اسرائیل» و آمریکا بدهند که ایران در شرایط فعلی به ویژه با نزدیک شدن به جام جهانی همچنان برای جنگ و هرگونه حمله احتمالی علیه خود آماده است و از سوی دیگر با زمزمه‌هایی از  توافق احتمالی با آمریکا به نظر می‌رسد ایران به افکار عمومی داخلی و منطقه‌ای خود نشان می‌دهد که با وجود داشتن توانایی‌های نظامی، با این توافق موافقت کرده و پذیرش این توافق سیاسی ناشی از ضعف نظامی آن نبوده است.

غبیشاوی در پایان پیش‌بینی کرد که ۲ طرف خود را به تبادل حملات کوچک محدود کنند، اما یک احتمال دیگر نیز وجود دارد، اینکه آمریکا در حال وقت‌کشی و حفظ عمدی این وضعیت بلاتکلیف یعنی وضعیت "نه جنگ و نه توافق"  است تا زمان بخرد و برای حمله نظامی در آینده نزدیک آماده شود و ممکن است حمله ایران پاسخی به این احتمال باشد.

محک معادله

هر ۲ تحلیلگر یاد شده در این مورد با یکدیگر اتفاق‌نظر دارند که حمله ایران فراتر از یک پاسخ فوری و تلاشی برای بازتعریف قوانین درگیری است، تهران نمی‌خواهد «اسرائیل» همچنان قادر به حمله به ضاحیه جنوبی بیروت یا لبنان باشد و در مرحله بعد می‌خواهد سطح پاسخ و محل آن را منحصرا خودش تعیین کند. اگر «اسرائیل» عملیات خود را در ضاحیه جنوبی بیروت محدود کند یا به شکل محدودی پاسخ دهد، این به منزله موفقیتی برای ایران در تحمیل هزینه جدیدی به تل‌آویو خواهد بود.

اکنون خطر در این واقعیت نهفته است که ۲ طرف معادله را از ۲ زاویه متضاد بررسی می‌کنند، ایران می‌خواهد ضاحیه را در مقابل شمال فلسطین اشغالی قرار دهد و اگر اسرائیل این معادله را ولو به طور ضمنی بپذیرد این به معنای فرسایش توانایی بازدارندگی و تضعیف آزادی عمل آن در لبنان است.

حمله شب گذشته ایران فقط پاسخی به بمباران ضاحیه جنوبی بیروت نبود بلکه تلاشی برای تثبیت این معادله جدید بازدارندگی بود که حمله «اسرائیل» به ضاحیه جنوبی بیروت، ممکن است با هدف قرار دادن حیفا و شمال فلسطین اشغالی توسط خود ایران و نه فقط حزب الله مواجه شود.

اما این معادله تنها با پرتاب موشک‌ها تثبیت نمی‌شود بلکه با اتفاقاتی که پس از آن رخ می‌دهد، تعیین می‌شود.

انتهای پیام

# جهان

آخرین اخبار جهان

چندرسانه‌ای