در آغاز این مراسم، حسین کارشکی، معاون فرهنگی، اجتماعی و امور دانشجویی دانشگاه فردوسی مشهد، اظهار کرد: دانشگاه میراثدار فرهنگ و کانون تلاقی فرهنگ کهن و علم جدید است و میتواند نقش مهمی در توسعه هویت فرهنگی، ملی و اسلامی ما ایفا کند. این امر محقق نمیشود مگر از طریق کنشهای فرهنگی که در داخل دانشگاهها صورت میگیرد؛ بهویژه در این دوران که بیش از هر زمان دیگری به انسجام ملی و اتحاد نیاز داریم.
وی با تاکید بر اینکه آنچه میتواند به قوام و انسجام ما کمک کند، ریسمانها و زنجیرهایی است که ما را به یکدیگر پیوند میدهد، افزود: فرهنگ یکی از مهمترین زنجیرهای پیونددهنده است. بازگشت به فرهنگ و تجارب فرهنگی میتواند برای ما دارای اهمیت باشد. از این جهت، دانشگاه میتواند با فرایندها و فعالیتهای فرهنگی مختلف، از جمله برنامههایی مانند همایشها، گردهماییها، نشستها، جشنوارهها غیره فرصتهای خوبی را فراهم کند.

کارشکی درباره شب فرهنگی دانشگاه فردوسی مشهد، توضیح داد: یکی از برنامههای بسیار خوبی که در مدیریت فرهنگی دانشگاه فردوسی پیشنهاد شد، برنامه شبهای فرهنگی دانشگاه بود. این برنامه مناسبت بسیار خوبی دارد و میتواند به انسجام ما کمک کند. این شب از شبهای فرهنگی دانشگاه فردوسی مشهد به نام دکتر محمد کافی برگزار شده است.
وی خاطرنشان کرد: دکتر محمد کافی جدا از مباحث آکادمیک و علمی که بهعنوان چهرهای سرشناس مطرح هستند و یکی از سرمایههای اجرایی کشور به شمار میروند، در حوزههای فرهنگی نیز نقش قابل توجهی داشته و از چهرههای تأثیرگذار این حوزه به شمار میآیند. نقش بسیار مهم ایشان در برنامههای مناسبتی دوران ریاست خود و علاقهمندی به فردوسی، بسیار برجسته بوده و رویکرد فرهنگی وی میتواند الگوهای خوبی برای ما به همراه داشته باشد.
معاون فرهنگی، اجتماعی و امور دانشجویی دانشگاه فردوسی مشهد تصریح کرد: امیدواریم با حمایت همه مسئولین و پیشکسوتان، شبهای دیگر فرهنگی مهیا شود تا بتوانیم نقش خود را در این عرصه ایفا کنیم؛ بهویژه در این دوره که بیش از هر زمان دیگری به هویت فرهنگی و انسجام فرهنگی خود نیاز داریم. دانشگاه میتواند در توسعه هویت ملی و فرهنگی، اقدامات متنوع و مؤثری انجام دهد. ما میراثدار تاریخ، ادب و فرهنگ فارسی هستیم و با تکیه بر فردوسی و سایر بزرگان، میتوانیم این میراث را زنده نگه داریم.
کارشکی یادآور شد: آنچه نسل جوان در این دوره بیش از هر چیز به آن نیاز دارد، توجه به هویت فرهنگی، پاسداشت سنتهای کهن و برنامههای متنوعی است که بتواند به آنها کمک کند. ما با دانشجویانی مواجه هستیم که بیش از هر زمان دیگری به این برنامههای فرهنگی نیاز دارند. علاوه بر اینها، در این دوران ما با آسیبهای فرهنگی روبهرو هستیم که میتواند از جمله موضوعات مهم مطرحشده در این شبهای فرهنگی باشد. امیدواریم با همکاری و همراهی همه ارکان و پیشکسوتان دانشگاه، بتوانیم زمینههای مناسبی برای هماندیشی در این حوزه مهم فراهم کنیم.

محمد کافی؛ بخشی از تاریخ زنده دانشگاه فردوسی
در ادامه، عبدالرضا جوانجعفری، رئیس دانشگاه فردوسی مشهد، گفت: در شرایطی که کشور با هجمهای همهجانبه مواجه است، دانشگاه فردوسی مشهد همچنان دانشگاهی زنده، پویا و پرتحرک در همه حوزهها، از جمله حوزه فرهنگی، به شمار میرود و در همین شرایط نیز توانسته نخستین شب فرهنگی را تدارک ببینند.
وی افزود: امروز در شرایطی از جناب آقای دکتر کافی تقدیر میکنیم که ایشان همچنان توانمند، بانشاط و از نظر جسمی و روحی جوان هستند. به نمایندگی از دانشگاه فردوسی، از شخصیتی تقدیر میکنیم که نزدیک به ۲۰ سال، در معاونت فرهنگی و حوزه ریاست دانشگاه فردوسی خدمت کردند.
رئیس دانشگاه فردوسی مشهد ادامه داد: بدون تردید دکتر محمد کافی بخشی از تاریخ دانشگاه فردوسی و بخش برجستهای از تاریخ زنده، فعال و اثرگذار این دانشگاه به شمار میآیند. ایشان در حوزه کالبدی دانشگاه و عرصههای مدیریتی و فرهنگی، آثار ارزشمندی از خود بر جای گذاشتند و توانستند سنتها و مجموعهای از رویهها را بنیان بگذارند که نمیتوان آنها را نادیده گرفت.
محمود فتوحی رودمعجنی، استاد پیشکسوت زبان و ادبیات فارسی دانشگاه فردوسی مشهد در ادامه این مراسم، گفت: وقتی آدمی چیزی را روایت میکند، در واقع آنچه را که صاحبش بوده، به تملک خود درمیآورد. ذهن ما آنقدر پر از قصه، خاطره و رویداد است که گاهی فراموش میکنیم کدام بخش، حقیقتا از آن ما است.
وی با تاکید بر اینکه روایت و کتابت رویدادها به انسان انسجام ذهنی و شخصیتی میبخشد، تشریح کرد: ما بسیار به خودمان دروغ میگوییم و بسیاری از چیزها را دگرگون و بزرگنمایی میکنیم. این طبیعت ذهن و نوعی مکانیزم دفاعی و روانی است؛ قصههایی برای احساس امنیت خود میسازیم. روایت کردن خویشتن، انسجامبخشیدن به هویت خویش و آغاز تملک زندگی و روایتنکردن، سراسیمگی، آشفتگی، بیقراری و بیهویتی است.
این استاد پیشکسوت زبان و ادبیات فارسی دانشگاه فردوسی مشهد درباره کتاب «زندگی کافی است» اثر دکتر محمد کافی، اظهار کرد: این کتاب عنوانی جسورانه دارد که میتواند معانی موهم نیز داسته باشد و نوعی ایهام بیافریند. زندگی کافیست یعنی من سراسر زندگیام و در مرتبهای دیگر، یعنی زندگی کفایت میکند و مفهوم کفایت نیز معنای بسندگی و شایستگی را در خود دارد.
فتوحی رودمعجنی با اشاره به اینکه وقتی ما روایت میکنیم، پیش از هر چیز یک بایگانی شخصی میسازیم، تاکید کرد: قطعاً در زندگی استاد محمد کافی مسائل و رخدادهای فراوانی وجود داشته، اما این کتاب در واقع بایگانی شخصی و میراث خانوادگی ایشان باقی خواهد ماند. همینجا از خانواده دانشگاه فردوسی دعوت میکنم که بنویسند. ما استادان بزرگی داریم که هیچ سندی در اختیار نداریم تا نشان دهد چگونه زیستهاند و این نقصان بزرگی است.
این استاد دانشگاه با تاکید بر اینکه متنها هویتهایی پایدارند، خاطرنشان کرد: دانشگاه فردوسی اگر بخواهد هویتی پایدار داشته باشد، باید متن تولید کند. البته ما اکنون این کار را میکنیم اما این متنها تعلقی به هویت دانشگاه ندارند و حقیقت آن است که هیچکدام از اینها در درازمدت برای دانشگاه فردوسی هویت تولید نمیکنند؛ بلکه این خاطرهنویسی و روایت دانشگاه است که هویت میآفریند.
فتوحی رودمعجنی ادامه داد: در گذشته، فرد در سنت محو میشد و انسان مساوی سنت بود اما از آغاز قرن بیستم، خاطرهنویسی با قلم خود افراد به زندگینامههای خودنوشت بدل شد. این نوع زندگینامه اصولی دارد؛ مهمترین آن، نوشتن تجربه شخصی است. در برخی آثار، خود نویسنده کمتر مسئله است و خاطرات دیگران بیشتر حضور دارند؛ در نتیجه، اثر از اتوبیوگرافی به سمت زندگینامه داستانپردازانه میرود که مخاطبان فراوانی هم دارد. اینکه انسان بتواند تجربه شخصی و مواجهه خود با جهان را بنویسد و با نوعی دروننگری به درون خویش بنگرد، اهمیت فراوانی دارد. در این صورت، دیگران نیز با او همدلی و همسویی میکنند.
وی با بیان اینکه در دوران مدرن، گزارشها بیشتر معطوف به جهان بیرون میشوند، گفت: در این دوران، انسان به استقلال و فردیتی تازه رسیده است. فردیتی که جرئت میکند رخدادهای شخصی خود را بنویسد و از بیان آنها شرم نداشته باشد. انسان معاصر هرچه پیشتر میرود، عریانتر و جسورتر مینویسد و همین جسارت در نوشتن است که زندگی را به عرصهای از دانایی و آگاهی بدل میکند.

خاطرهنویسی معطوف به دانشگاه؛ یک ضرورت اجتماعی
فتوحی رودمعجونی با بیان اینکه ما درباره دانشگاه فردوسی متن نداریم، تاکید کرد: خاطرهنویسی معطوف به دانشگاه، یکی از ضرورتهای بزرگ جامعه است؛ زیرا نخبگان دانشگاه بخشی از ساختارهای آینده جامعه را میسازند. این موارد میتواند مبنای تعلیم و تربیت آینده باشد. زمانی این دانشگاه بر سر زبانها خواهد افتاد که روایتهای فراوانی از آن وجود داشته باشد.
وی با تاکید بر اینکه روایتها پایدارتر از موزهاند، زیرا بدون هزینه، در ذهن، دفتر و کتاب مردم حرکت میکنند، افزود: دکتر کافی با نوشتن این کتاب در واقع نوعی نوشتاردرمانی انجام دادهاند. بخشی از رنجی که از زندگی میبریم، محصول انباشت خاطرات است. ما مدام خاطرات را در ذهن دستکاری و بازتعریف میکنیم و این امر زمان و انرژی بسیاری از ما میگیرد.
این استاد پیشکسوت زبان و ادبیات فارسی دانشگاه فردوسی مشهد با اشاره به اینکه نوشتن نوعی آزادی است، تصریح کرد: بزرگترین آزادی، آزادی از زندانهای درونی ماست و این زندان، خاطرات است. نوشتن به انسان احساس مهار درون، نظم ذهنی و کاهش نشخوار فکری میدهد. بسیاری از خاطرات، ما را آزار میدهن، اما نوشتن، امر ذهنی را به امر مادی و عینی تبدیل و ذهن را سبک میکند.
وی با تاکید بر اینکه هرچه انسان، خاطراتش را آزادانهتر، صادقانهتر و بیپیرایهتر بنویسد، اثر جهانیتر میشود، گفت: تاریخ ادبیات نشان داده است، کسانی که صادقانه و بدون ریا مینویسند، جهانی میشوند زیرا انسانها، مشتاق کشف لایههای درونی یکدیگرند.
فتوحی با اشاره یه اینکه مسئله مهم در اتوبیوگرافی، گزینش است، تشریح کرد: آنچه بر دکتر کافی گذشته، تنها همین چندصد صفحه کتاب نیست؛ بلکه هزاران صفحه تجربه زیسته است که از میان آنها انتخاب شدهاند. این گزینش، منطق خاص خود را دارد و شخصیت نویسنده در آن نهفته است. بافت اجتماعی، شرایط چاپ، انتشار، مجوز و محدودیتها نیز همگی در این انتخابها اثرگذارند. از همین رو، آنچه ما در شرح حال میخوانیم، تمام زندگی نیست بلکه بازسازی بخشی از آن است.
وی درباره ژورنالتراپی یا روزنگاری درمانی، توضیح داد: این بدان معناست که هر روز بنویسیم امروز چه بر ما گذشته و مهمترین مسئله روز چه بوده است. نوشتاردرمانی را باید در زندگی روزمره تمرین کرد چرا که به سلامت روان بسیار کمک میکند، بهویژه در زمانهای که در محیط کار و زندگی با بحرانهای متعدد مواجه هستیم.
این استاد دانشگاه با تاکید بر ضرورت نگارش و کتابت تجربه زیسته، تصریح کرد: نگارش زندگیهای فردی و روایت تجربههای زیسته یک ضرورت اجتماعی است. تفاوت ما انسانها با دیگر موجودات در همین است که میتوانیم خاطره بنویسیم و تجربههایمان را منتقل کنیم.
خبر در حال تکمیل است ...
