به گزارش ایسنا، فرشاد مومنی در نشست رونمایی از کتاب «مصدق بدون نفت» به مناسبت صد و چهل و چهارمین سالروز تولد دکتر محمد مصدق که در محل موسسه دین و اقتصاد برگزار شد اظهار کرد: مرزهای رعایت عدالت و انصاف درباره رجال ایران مرزهای بسیار خطیری است. اوصاف دکتر مصدق و خدماتش برای ایران و اسلام حکایت از این دارد که این انسان برای تغییر ایران ابتدا تغییر در نفس را به عنوان مسیر طی کرد و این شاید حیاتیترین و بزرگترین درس او برای ایران امروز و فردا است. بسیار زیاد افرادی را میبینیم که از سر استیصال و ناچاری همزمان با نگرانی شدید راجع به اوضاع و احوال کشور ملتمسانه از این و آن می پرسند که برای ایران چه کنیم؟
وی با اشاره به پاسخ دکتر مصدق درباره اینکه برای ایران چه کنیم؟ گفت: مصدق میگفت اگر میخواهید ایران بهتری داشته باشید اعتلا را باید از خودتان شروع کنید. خداوند به صراحت در قرآن آورده که تغییر در سرنوشت هر قومی ابتدا باید از تغییر در انفس شروع شود. مصدق از این نظر یک عالم عامل بود و به هیچ وجه حصرها و فشارهای مختلف او را از راه خود منحرف نکرد.
اقدامات مصدق میتواند راهنمای امروز باشد
استاد دانشگاه علامه طباطبایی اظهار کرد: در تمام سالهایی که اسمی از مصدق نمیبینید او همچنان با تمام وجود در اندیشه بهبود وضعیت ایران است و آنچه را به نفع ایران می داند به شکل های مختلف مکتوب کرده و در اختیار آیندگان قرار داده است. اقدامات مصدق بهتمامه امروز هم میتواند راهنمای عمل باشد. مصدق نرمافزارهایی برای توسعه ایران طراحی کرده که حیرتانگیز و افتخار آمیز است و از همه مهمتر نشان میدهد اگر ما ایران و جهان را خوب و عمیق بشناسیم عبور از شرایط سخت با کمترین هزینه امکان پذیر است.
مومنی با اشاره به سادهانگاری مساله تورم توسط برخی افراد گفت: الان میشنویم کسانی درخصوص تورم ظالمانه و ضد توسعه کنونی در ایران سهم جنگ در ایجاد تورم را از نقشآفرینیهای سیاستهای مخرب و مشکوک و فاقد اعتبار علمی و تجربه جدا میکنند. حالا برفرض که رهنمود اینها را انجام دهیم و سهم اینها را از هم تفکیک کنیم. این آیا کوچکترین تغییری در مسئولیت حکومت ایجاد می کند؟ کسانی که صلاحیت علمی و تجربی ندارند و هر حرفی را بیان میکنند و کسانی هم که صحبتهای اندیشمندان بزرگ را حذف و صحبتهای افراد فاقد علم را جایگزین میکنند باید بدانند ما تجارب تاریخی در این زمینه داریم. اگر خرد جای تملق و چاپلوسی را بگیرد و افراد دارای صلاحیت به صاحبان قدرت نزدیک شود فرصتهای برای بهبود ایجاد خواهد شد.

وی با بیان اینکه ما می خواهیم ایرانمان آبرومندتر و باکیفیتتر اداره شود گفت: مصدق با خودسازیهایی که انجام داده در این زمینه صلاحیت نشان داده است. مثلا یکی از افرادی که خیلی در به اصطلاح نقد اما هتاکی نسبت به دکتر مصدق و جعل و دروغ، پردهدری کرده مدعی شده که مصدق آگاه به زمانه خودش نبوده است.
این اقتصاددان بیان کرد: در زمانهای که بیش از ۹۵ درصد مردم ایران به کلی بیسواد بودند یک نفر مثل دکتر مصدق دوره دکتری را سپری میکند. مصدق تجارب و ذخیره دانایی مکتوب دارد و باید مثل یک عالم واقعی، او را مورد نقد قرار داد.
مدت دولت مصدق هفت برابر دولتهای دوران خودش بود
مومنی اظهار کرد: یکی دیگر از هتاکها گفته بود اگر مصدق اینقدر خوب بود و عالی کار کرده بود پس چرا دولتش اینقدر زود خاتمه پیدا کرد؟ من دیدم این پرسش منطقی است و به استقبال این نقد رفتم. ولی لطف خداوند این بود که من را در معرض رساله دکتری فخرالدین عظیمی با عنوان دموکراسی در ایران قرار داد که دوره ۱۳۲۰ تا ۱۳۳۲ را بررسی کرده که نشان می دهد طول عمر متوسط هر دولت در این ۱۲ سال کمتر از چهار ماه بوده است. من دیدم در آن شرایط تداوم هفت برابری دولت مصدق نسبت به میانگین دوره خیلی خارق العاده بوده است.
رئیس موسسه دین و اقتصاد با اشاره به دو حادثه کودتا در دوران مصدق خاطرنشان کرد: اگر کسی امکان برخورد منصفانه داشته باشد میفهمد زمانی که دو کودتاگر خارجی پولهایی برای توطئه و آشوب در ایران خرج کردند و جنگ شناختی و تزلزل در بین مردم ایجاد کردند، طول عمر نخست وزیری مصدق حدود هفت برابر میانگین عمر دولتها در آن دوره تاریخی مورد اشاره بوده است.
رفاه خانوارها در حال از بین رفتن است
این کارشناس اقتصادی با اشاره به سیاست تعدیل ساختاری پس از جنگ ایران و عراق گفت: رفاه خانوارها در حال از بین رفتن است. هرکدام از شرایطی که ما با آن مواجهیم همانقدر که میتواند منشأ تعمیق بحران باشد میتواند منشأ دستاوردهای بزرگ نیز باشد. مصدق در اوج تحریم توانسته بودجه متوازن ارائه دهد که تا سالها به عنوان یک رکورد باقی میماند. اما هم اکنون وقتی می خواهند نظام بودجه ریزی را اصلاح کنند هیچکدام از هزینه های ضدتوسعهای تجمل گرای نابرابرسازحذف نمیشود.

تا صحبت از صرفهجویی میکنیم از هزینه معیشت و آموزش میکاهند
به گفته مومنی، تا میگوییم دولت باید صرفهجویی کند عزیزان از هزینههای آموزش، سلامت، زیرساخت و معیشت مردم میزنند. در دوره مهندس موسوی دهها برابر فشارهای خارجی بر کشور ما بیشتر بود اما یک بار ندیدیم مهندس موسوی در این باره سخن بگوید. الان وقتی یک اتفاق سوئی در کشور می افتد به جای آنکه کل هیات وزیران و مجلس برای آن چارهای بیندیشند هرکسی مصاحبه میکند و میگوید من در این زمینه مقصر نبودم.
وی تصریح کرد: وقتی کسی نمیتواند یک کار را پیش ببرد خرد میگوید که او را جایگزین کنیم. واکاوی تجربه های امثال دکتر مصدق یا مهندس موسوی یا میرزاتقی خان امیرکبیر نشان می دهد که اقدامات بزرگ در زمان محدودیتها و فشارها انجام شده است. به جای آنکه توپ و تشر به منتقدان دولت زده شود و اگر کسی تشویق نمیشود لااقل تنبیه نشود. اگر مسائل کشور با یک فوت حل می شد ما به این روز نمیافتادیم.
برنامههای جزیرهای محکوم به شکست است
این اقتصاددان یادآور شد: بیش از ۱۰ سال است به حکومتگران میگوییم در شرایطی که کشور با انبوهی از بحرانهای اقتصادی و غیراقتصادی روبهرو است و یک تعامل فزاینده بین این بحرانها ایجاد میشود هر نوع کوششی برای حل و فصل جزیرهای در کشور محکوم به شکست است. این شکست را در ۱۵ سال اخیر به چشم می بینید. راه حل این است که شما بفهمید کشور برای اینکه خوب اداره شود به برنامه نیاز دارد. برای اینکه برنامه از کیفیت برخوردار شود یک لوازمی نیاز دارد.
وی با اشاره به تشکیل جلسات متعدد بین مسئولان و دانشگاهیان، این جلسات را نمایشی دانست و گفت: اگر قرار بود کل مشکلات کشور با یک جلسه دو ساعته حل می شد که شرایط اینگونه نمیشد. در هر زمینهای نخبگانی که با فساد ارتباطی ندارند به کار گرفته شوند. موسسه ما این آمادگی را دارد که متخصصان هر رشته را برای ارایه راهکار معرفی کند. البته باید یک هماهنگی کلی و سازگاری با سایر برنامهها در نظر گرفته شود. این یک ستاد حاکمیتی با قدرت تشخیص سطح بالا نیاز دارد.
مومنی با بیان اینکه الان واکنشهای رسمی به یک معضل این است که مساله را نادیده می گیرند، بعد که آثارش بر سر همه خراب شد غیرقابل انکارمیشود گفت: بعضا یک مسابقه رانتجویی در سطوح مختلف اقتصادی ایجاد میشود که باید شورایی متشکل از افراد ضدفساد این اوضاع را سر و سامان دهد. بحث بر سر حذف سران سه قوه نیست اما در شورایی که میخواهد برای کشور تصمیمگیریهای بزرگ انجام دهد اکثریت با افراد ضدفساد باشد. در غیر این صورت هیچکس مسئولیت چیزی را بر عهده نمیگیرد. آداب کشورداری به قاعدهای که در تجربه عملی بزرگان این کشور از میرزاتقی خان تا مصدق و موسوی وجود دارد مکتوب است. شما شیوههای اداره کشور را اصلاح کنید و خواهید دید که اوضاع چقدر تغییر میکند.
همزمانی دوره مصدق با رخدادهای بزرگ منطقهای
حسن طایی ـ استاد اقتصاد دانشکده اقتصاد دانشگاه علامه طباطبایی ـ در ادامه این نشست درباره ویژگیهای دکتر مصدق بیان کرد: تحلیل و ارزیابی زندگی دکتر مصدق بسیار سخت و نیازمند نوعی روشمندی تاریخی است. امر فوق هنگامی پیچیدهتر میشود که میراث اجتماعی او همواره میراث بسیاری بحثها و گفت و گوها است. حیات اجتماعی، سیاسی، اقتصادی و فرهنگی ایشان پس از مرگ او نیز همواره منشأ بسیاری از مجادلات فکری و سیاسی بوده است.
وی ادامه داد: آنچه باید در تحلیل و ارزیابی انسانها مورد توجه قرار گیرد فهم و درک و رفتار آنها است. بهویژه در منطقهای که چهارراه حوادث است و در قلب زمین قرار گرفته و تاریخش همان جغرافیا و جغرافیایش مولد حادثهها است.
این اقتصاددان با اشاره به سال ۱۹۰۲ که دکتر مصدق ۲۰ ساله بوده است گفت: در همان دوران ملک عبدالعزیز در عربستان به قدرت رسید. کمال پاشا در عثمانی مطرح شد که از قضا همسن و سال مصدق است و در ۱۹۲۳ ترکیه مدرن را برپا کرد. در همسایه شرقی ما یعنی هند نیز جناب گاندی از مصدق ۱۰ سال بزرگتر است اما نهرو تقریبا ۷ سال از مصدق کوچکتراست. اینها با هم مبارزه را شروع کردند تا ۱۹۴۷ که هند آزاد شد. در همسایه شمالی ما امپراتوری روسها بود که لنین در ۱۸۷۰ به دنیا آمد. لنین مشهورترین کمونیست جهان و الهام بخش اتحاد جماهیر شوروی و زمامدار بود.
وی یادآور شد: کتاب مصدق بدون نفت به دورهای اختصاص دارد که این تحولات در اطراف سرزمین ما رخ داده است. طی نیم قرن تمرکز انگلستان از هند به خلیج فارس تغییر کرد؛ چرا که بحث نفت مطرح شد. یک اتفاق دیگر در عرصه جهانی افتاد که تقریبا در سالهای ۱۹۰۰ تا ۱۹۱۰ ایالات متحده آمریکا به عنوان قدرت برتر اقتصادی در جهان مطرح شد.
مصدق شش پادشاه، دو سلسله و دو کودتا را دید
طایی با اشاره به انتشار کتاب مصدق بدون نفت در ۲۰ فصل گفت: مصدق در زمان شش پادشاه، دو سلسله، دو کودتا و دو جنگ جهانی زندگی میکرد. خاندان پدری مصدق بیش از ۲۰۰ سال در عرصه حکمرانی نقش مهمی داشتند. مصدق ۱۸ ساله بود که والی خراسان شد و در ۲۵ سالگی در تراز نمایندگی اولین مجلس شورای ملی برگزیده شد. عضویت او در شورای کبری مملکتی و دبیری توسط محمدعلی شاه و سپس استعفا گواه آن است که او از هر فرصتی برای توسعه سیاسی و اقتصادی استفاده کرده و زندگی اش مصداق کامل توانمند شدن در حین آموختن و تجربه کردن بود.
استاد اقتصاد دانشکده اقتصاد دانشگاه علامه طباطبایی خاطرنشان کرد: مصدق در ۲۶ سالگی در مدرسه علوم سیاسی فرانسه تحصیلات عالیه خود را آغاز و سپس در سوئیس تکمیل و در ۳۲ سالگی به ایران برگشت. هنگامی که داستان نفت جدی شد و علیه قرارداد ۱۹۱۹ وثوقالدوله در سطح داخلی و خارجی واکنشهای شدیدی شکل گرفت مصدق با چند نفر از ایرانیان مقیم آمریکا کمیته مقاومت ملی را تشکیل داد و مطالبی را علیه این قرارداد تهیه و منتشر میکردند.
مصدق نماد اصلاحات اداری و ساختاری بود
وی فراز هفتم زندگی مصدق را دوران والی گری فارس دانست و گفت: این دوران اگرچه کوتاه بود ولی نماد اصلاحات اداری و ساختاری دکتر مصدق بود. او ساعت کاری را تعیین کرد و هزینه های غیرضرور را پایین آورد. بهبود درآمد را در دستور کار قرار داد. به توازن بودجه در ایالت فارس توجه داشت. از هیچکس هدیه قبول نمی کرد که برخلاف سنت رایج آن دوران بود. اما یک کار در دوران والیگری فارس انجام داد که با رفتار و دیپلماسی اداری خود هیچگاه نیروی نظامی انگلیس را به رسمیت نشناخت.
طایی بیان کرد: رفتار او پس از کوتای سوم اسفند حاکی از اشراف ایشان بر قانون و تلاش برای استفاده از ظرفیتهای حقوقی برای نافرمانی مدنی بود. آن موقه به دیوان سالار می گوید من زیر بار کودتا نمی روم. بعدها انگلیسی ها اذعان کردند که رفتار او مانند یک رهبر سیاسی بود. پس از جنگ جهانی اول و کشف نفت و جاری شدن درآمدهای نفتی که بزرگترین سرمایه گذاری خارجی انگلستان به شمار می رفت آنها تصمیم گرفتند با یک کودتا ایران را ترک کنند.
این اقتصاددان با اشاره به جنگ جهانی دوم و گسترش سیطره انگلستان بر جهان گفت: بعد از کودتا قوام السلطنه نخست وزیر شد. او مصدق رابه عنوان وزیر مالیه به هیات دولت دعوت کرد. موضوع یکی از جلسات آن دوره اصلاحات بودجه و اصلاحات ارضی بوده است. بعد از جلسه، رضاخان شخصا به دیدار مصدق در خانهاش رفته و گفته من میخواهم در وزارت جنگ اصلاحات کنم. شما نمیخواهید مالیه را به شکلی درآورید که من از آن به نفع امنیت کشور استفاده کنم؟ مصدق میگوید این سخنان رضا خان برای من اتمام حجت بود که باعث شد مصدق برنامه مترقی هفت بندی را ارایه دهد.
در آغاز دوره پهلوی اگر بر حداقلها اجماع می شد ایران بهتری داشتیم
طایی با اشاره به رفتار مصدق در دوره والیگری آذربایجان بیان کرد: با توجه به ناآرامیهای آذربایجان رضا خان مجددا نزد او رفت و حکم تام الاختیاری برای او صادر کرد. پس از چهار ماه مصدق استعفا داد؛ تجربهای که بیش از هر چیز محدودیت قدرت والی در مقابل رضا خان را آشکار ساخت.
وی خاطرنشان کرد: بعد از آن وزیر امور خارجه شد که یکی از سرنوشت ساز ترین دوران زندگی خود را سپری کرد. از خرداد ۱۳۰۱ به مدت ۴.۵ ماه وزیر خارجه بود. به محض آنکه وزیر خارجه شد قیام مردم عراق علیه انگلستان شروع شد که دولت عراق بد برخورد کرد و سه نفر آیتالله عراق را به سمت تهران ترک کردند. مصدق و مستوفی تلاش زیادی کردند که این وضعیت سامان پیدا کند.
در سال ۱۹۲۰ مصدق ۵۹ ساله محبوبترین رجل سیاسی کشور و رای اول تهران را داشت این اعتبار و آبرو نتیجه رنجها و مرارت های بسیار است سلام بر روزی که دکتر مصدق به دنیا آمد، سلام بر روزی که مصدق از دنیا رفت و سلام بر روزی که مصدق برانگیخته میشود
این استاد دانشگاه با بیان اینکه یکی از کارهای مصدق بازگشت بحث کاپیتالاسیون بود که روسیه پیگیر آن بود افزود: مصدق گفت چون ما قانون مدنی و قانون جزا نداریم حق با روسها است. سپس اختلاف بر سر جزایر ابوموسی و لاوان رخ داد که مشخص شد حق با ایران است. یکی از نطقهای تاریخی دکتر مصدق موضوع تغییر سلسله از قاجار به پهلوی و انتقال سلطنت از احمد شاه به رضا شاه بود. در این دوره شخصیتهای گوناگونی در فضای سیاسی ایران حضور داشتند و اگر بر حداقلها اجماع می کردند ایران بهتری را برای ما به ارمغان میآوردند.
بسیاری افراد توسط رضاشاه کشته یا زندانی شدند
طایی بیان کرد: در تاریخ آبان ۱۳۰۴ قانونی در مجلس به تصویب رسید که قاجاریه پایان یافت و پهلوی آمد. رضا خان پوتین استبداد را به پا کرد و رضا شاه شد. با رای تاریخی مجلس پنجم و انقراض سلسله ی قاجار، ایران وارد عصر تازه ای از حیات سیاسی خود شد. انتخابات مجلس ششم به شکل نسبی خوب برگزار شد و مصدق و دوستانش وارد مبارزات پارلمانی خود شدند. اقدامات اصلاحی امیدهایی در جامعه برانگیخت اما همزمان نشانههایی از تمرکزگرایی آشکار شد و بسیاری افراد یا به دست رضا شاه کشته یا تبعید و زندانی شدند و از عرصه سیاسی کنار رفتند. آن اجماع نخبگانی که منتظرش بودیم آنجا از دست رفت.
طایی گفت: معدود صداهایی باقی ماندند که در بحبوحه سلطنت سازی ظهور و بروز نداشتند. خانهنشینی مصدق از ۱۳۰۷ تا ۱۳۱۹ انزوا نبود بلکه تحمل برای ایجاد رویههای فرهنگی و اجتماعی برای ایران فردا بود. فصل هفدهم و هجدهم زندگی دکتر مصدق مربوط به راه آهن است. راه آهن برای مصدق صرفا یک پروژه عمرانی نبود بلکه صحنهای برای توسعه و ایجاد زیرساخت و نماد استقلال سیاسی و اقتصادی بود. مصدق در پنج نطق خود تصویری از ایران ارایه میدهد که میخواهد میان شرق و غرب، پلی ارتباطی و فرهنگی مبتنی بر برنامهریزی ملی باشد. در ۱۵ سال بعد از این نطقها که رضا شاه سر کار بود هرکس راجع به این نطق ها صحبت می کرد رضا شاه به اشد مجازات با او برخورد می کرد.
وی با بیان اینکه مصدق، راه آهن شمال به جنوب را دارای فایده چندانی نمیدانست بلکه در کنار آن بر ایجاد جادههای شوسه و کریدورهای فرعی تاکید میکرد افزود: مجلس ششم به پایان رسید و مصدق نطقی در باب اهمیت انتخابات آزاد ایراد کرد و به ملاقات رضا شاه رفت و او را متقاعد ساخت که پیشنهادات او را لحاظ کند. تیمورتاش پیشنهاد داد که نصف کرسی ها را شما و دوستانتان و نصف دیگر را ما بگیریم اما مصدق حاضر به اینکار نشد و گفت اگر انتخابات است نصف نصف معنی ندارد.
سلام بر روزی که مصدق برانگیخته میشود
این استاد دانشگاه با اشاره به سالروز تولد دکتر مصدق یادآور شد: با آغاز یکهتازی رضا شاه، مصدق با بسیاری از اصلاحات دولت موافق بود. در سال ۱۹۲۰ مصدق ۵۹ ساله محبوبترین رجل سیاسی کشور و رای اول تهران را داشت. این اعتبار و آبرو نتیجه رنجها و مرارت های بسیار است. سلام بر روزی که دکتر مصدق به دنیا آمد، سلام بر روزی که مصدق از دنیا رفت و سلام بر روزی که مصدق برانگیخته میشود.
باید مصدق را از زنده باد و مرده باد بیرون بیاوریم
بنابراین گزارش، در ابتدای این نشست رسول رئیسجعفری ـ نویسنده کتاب ـ گفت: مصدق که در دهه ۲۰ و ۳۰ عامل مهمترین اتفاق اقتصاد در دوره خودش بود حتما در ۷۰ سالگی یک پشتوانه داشته است. در یک دهه گذشته ادعاهای اشتباهی مطرح شده کسانی که دنبال ملی شدن نفت بودند از حقوق بینالملل اطلاع نداشتند اما کسانی که در دهه ۳۰ و ۴۰ مصدق را می شناختند نمیپرسیدند مگر این اقتصاد خوانده، حقوق خوانده است. بعضا ما دنبال تخریب آدمها هستیم و کارهای خوبش را نمیبینیم. الان خیلیها نمیدانند این آدمی که رهبر ملی شدن صنعت نفت بوده اقتصاد خوانده، حقوق خوانده، وزیر امور خارجه بوده، نخست وزیر بوده، وزیر مالیه بوده، معاون وزیر بوده، در سوئیس حقوق خوانده و در فرانسه اقتصاد خوانده است. این دانستهها در زمان خودش برای همه بدیهی بوده ولی الان باید یادآوری کرد و مصدق را از زنده باد و مرده باد بیرون آورد.
وی افزود: وضعیت کشور طوری شده برای اینکه یک شخصیتی را برجسته کنیم خیلی افراد را نادیده میگیریم. ما از تلاشهای آدمها غافلیم. نباید اینگونه تصور شود که تاریخ ۲۰۰ تا ۳۰۰ سال گذشته ما تاریک بوده است.
رئیسجعفری با اشاره به سوابق علمی، سیاسی و مبارزاتی مصدق گفت: محمدعلی موحد مکرر راجع به فعالیتهای مصدق صحبت کرده است. چندین کتاب دیگر نیز درباره دکترمصدق وجود دارد ولی فکر میکنم کتابی که باید با یک مقدمه و موخره به مصدق بپردازد جایش خالی بود که بنده این کار را انجام دادم. اینکه مصدق در ۷۰ سالگی رهبر ملی شدن صنعت نفت می شود به این دلیل است که این آدم انتخاب طبیعی نخبگان عصرخودش بوده و جز او کسی نبود که بتواند این کار را انجام دهد.
این کارشناس اقتصادی گفت: من تلاش کردم با نوشتن این کتاب بگویم مصدق در سطح انسانهای تراز آن دوره جزو نخبگان بوده است.
انتهای پیام
