سید مهدی حسینی سردبیر فصلنامه درنگستان و دانشآموخته آکادمی هنر ایتالیا پنجشنبه ۲۱ خرداد در این مراسم با بیان این که درنگ نوعی مقاومت فرهنگی است، گفت: نام فصلنامه درنگستان انتخاب شده چراکه ما برای دفاع از حافظه فرهنگی گرد هم آمدهایم.
لزوم حفظ و احیای زبان تبری
پژوهشگر مازندرانی ایران را تداوم حافظه تاریخی و فرهنگی خواند و افزود: این مرز و بوم بارها در طول تاریخ در معرض فراموشی قرار گرفت اما زبان و فرهنگ بود که آن را احیا کرد. فردوسی، شاعر پارسیگوی، در جهانی که خاطره شکست هنوز زنده بود، شالودههای فرهنگی را از نو بنا کرد، همچنان که مرزباننامه باوجود ترجمه از زبان دیگر، حافظ حکمت ایرانیان باستان شد. حافظ در میان خفقان زیستن در بیثباتی، ادبیات و شعر ایران را به هنری اجتماعی بدل کرد و در عصر ما، نیمای مازندران انسان معاصر را به جهان شعر آورد.

این نویسنده تاکید کرد: باززایی هرگز اتفاقی نبود و همواره کسانی بودند که در ثبت و به یاد سپردن اهتمام داشتند، امروز ما نیز به نوعی در برابر فراموشی قرار داریم.
حسینی با تاکید بر لزوم حفظ و صیانت از زبان تبری گفت: این زبان به آرامی کمرنگ و واژگان آن از حافظه عموم در حال پاک شدناست، مازندران تنها یک اقلیم نیست و جهانی از تاریخ، موسیقی، آیین، ادبیات و شیوه زیستن است که اگر ثبت نشود؛ فراموش خواهدشد.
این پژوهشگر با بیان این که فصلنامه درنگستان از دل این نیاز به وجود آمد، تصریح کرد: فرهنگ است که ملتها را دل هر شکست دوباره زنده میکند. فرهنگ و زبان سلول بنیادی ایران هستند که به کمک آنها پس از هر شکست میتوان ایران را زنده کرد. درنگستان تلاشی است تا در هیاهوی زمانه همچنان جایی برای درنگ باشد و این راه جز با حمایت و همراهی اهالی فرهنگ، ادامه نخواهد یافت. باری! منش بزرگان خِرَد این بوده که با فرهنگ و ادب میتوان زنده ماند که ایرانیان چنین کنند.
درنگستان بستری قابل استناد برای پژوهشهای تخصصی بومی
علی ذبیحی، سندپژوه و پژوهشگر فرهنگ و زبان تبری دومین سخنران این مراسم بود که در ابتدای سخنان خود گفت: دغدغه گردانندگان فصلنامه ایجاد بستری برای عرضه قابلاستناد و تخصصی تاریخ، هنر، ادبیات و هنر مازندران است.

وی در ادامه به آمار نشریات استان اشاره کرد و افزود: در مازندران ۱۵ فصلنامه، ۱۵ دوفصلنامه و بیش از ۵۰۰ نشریه چاپی داریم.
سندپژوه مازندرانی در ادامه به برخی از قدیمیترین نشریات مازندران در تاریخ پرداخت و گفت: در کارنامه نشر مازندران «مراتالسفر» در بابل و سپس «نصایح» در آمل، «سماوات» در ساری، «صدای مازندران» منتشر شدند. مطبوعات دیگری نیز به این مجموعه افزوده شد اما خلا نشریات اختصاصی فرهنگ، تاریخ و ادبیات همواره وجود داشته است.
وی ادامه داد: در ادوار پیشین نویسندگان عموما در سالنامهها مطالب خود را منتشر میکردند یا در ضمیمه روزنامههایی ازجمله «اعتراف» که به جنگ مازندران هم میپرداخت چاپ میکردند.
ذبیحی به «طاهری شهاب» نسخهپژوه مازندرانی اشاره کرد و افزود: برخی مانند طاهری شهاب و دیگر پژوهندگان شاخص آثارشان را به نشریاتی مانند ارمغان، سخن، فردوسی و کاوه میسپردند، برخی آثار مانند «فرهنگ مازندرانی مهجوری» که در نشریات چاپ نمیشدند را فصلبندی و در قالب کتاب منتشر میکردند.
وی در ادامه گفت: این روند تا میانه سال ۱۳۷۰ ادامه داشت و از این زمان نوجوانان دوره قبل ازجمله جهانگیر نصری اشرفی و همقطاران او چون سیروس مهدوی و زینالعابدین درگاهی پا به عرصه گذاشته و مجموعه مقالاتی را برای نسل بعد پیریزی میکنند.

ذبیحی با اشاره به مشکلات نشر اظهار کرد: برخی فصلنامهها به دلیل مشکلات موجود در قالب گاهنامه منتشر میشوند. نخستین آنها در سالهای ۱۳۷۳- ۱۳۷۲ «تنکا» بود که در غرب مازندران و تنکابن بود، «بارفروش» که از سال ۷۶ منتشر شد و پس از آن ادامه نیافت، «اباختر» مهمترین آنها بود پس از ۱۷ سال در سال ۱۳۹۷ انتشار آن متوقف شد و تا امروز خلاء آن در مازندران مشهود است.
وی افزود: فصل فرهنگ در آمل، «استارهسو» و «تاریخ و باستانشناسی مازندران»، «چارسوق فرهنگ»، «خردنامه تبری» تا امروز منتشر میشود. کتاب فرودین، مامطیر، اَرمون و برخی فصلنامههای ژورنالیستی ازجمله مازندنومه و ارمون مشهورترین و قابلاستنادترین آنها است.
انتهای پیام
