به گزارش ایسنا، احمد افروز، کارشناس رسانه و ارتباطات در یادداشتی با موضوع «تولید محتوا با هوش مصنوعی» معتقد است که با گسترش هوش مصنوعی مولد، دیگر نمیتوان فرض کرد پشت هر محتوایی یک انسان قرار دارد، از این رو مخاطب حق دارد از منشأ محتوا آگاه شود. به باور او، برچسبگذاری محتوای تولیدشده با هوش مصنوعی نه تنها یک ضرورت حقوقی برای حفظ شفافیت و اعتماد عمومی است، بلکه نخستین لایه دفاعی در برابر اطلاعات گمراهکننده و فناوریهایی مانند دیپفیک به شمار میرود.
اگرچه برخی مخالفان به دشواری تشخیص مرز همکاری انسان و ماشین اشاره میکنند، اما به گفته افروز، پیچیدگی فناوری نمیتواند توجیهی برای کنار گذاشتن شفافیت باشد و آینده حکمرانی رسانهای نیز در همین مسیر رقم خواهد خورد.
متن کامل یادداشت به شرح زیر است:
احمد افروز درباره ورود هوش مصنوعی مولد به عرصه تولید محتوا نوشت:
«ورود هوش مصنوعی مولد به عرصه تولید محتوا، یکی از مهمترین تحولات رسانهای دهه اخیر است. امروزه تولید متن، تصویر، صدا و ویدئو دیگر صرفاً در انحصار انسان نیست و سامانههای هوش مصنوعی قادرند در چند ثانیه محتوایی تولید کنند که از حیث ظاهر و کیفیت، تفاوت چندانی با آثار انسانی نداشته باشد. این تحول اگرچه فرصتهای گستردهای برای توسعه دانش، تسهیل دسترسی به اطلاعات و افزایش بهرهوری ایجاد کرده است، اما همزمان چالشهای حقوقی و اخلاقی جدیدی را نیز پیش روی نظامهای رسانهای قرار داده است. یکی از مهمترین این چالشها، ضرورت شفافسازی درباره منشأ محتوا و به بیان دقیقتر، برچسبگذاری محتوای تولیدشده با هوش مصنوعی است.
در گذشته، مخاطب به طور طبیعی فرض میکرد که متن یک گزارش، تصویر یک رویداد یا صدای یک مصاحبه، حاصل فعالیت مستقیم انسان است. اما امروز این فرض دیگر چندان معتبر نیست. یک تصویر خبری ممکن است هرگز در عالم واقع ثبت نشده باشد، یک سخنرانی میتواند به صورت مصنوعی بازسازی شود و یک یادداشت تحلیلی ممکن است بدون دخالت جدی نویسنده انسانی تولید شده باشد. در چنین شرایطی، مهمترین سرمایه رسانهها یعنی اعتماد عمومی در معرض تهدید قرار میگیرد. اگر روزگاری، پشت یک محتوا، امضاء و اعتبار انسانِ متخصصی بود که حاصل سالها تلاش خود را بکار میگرفت تا محتوای مورد نیاز مخاطب را تولید کند، امروزه، هوش مصنوعی در چند ثانیه همان محتوا رو تولید میکند، فارغ از حقوق مولف، در اینجا با بحث جدیدی در عرصه حقوق رسانه مواجه هستیم. حق مخاطب از دانستن منبع تولید محتوا؛ انسان یا ماشین؟
با توجه به گسترش فناوریهای نوین، دیگر مسئله اصلی این نیست که هوش مصنوعی در تولید محتوا به کار گرفته شود یا خیر؛ زیرا استفاده از فناوری را نمیتوان متوقف کرد. اکنون پرسش اساسی آن است که آیا مخاطب حق دارد بداند محتوایی که مشاهده میکند، تا چه اندازه محصول ذهن و اراده انسان و تا چه اندازه حاصل پردازش الگوریتمهاست؟ پاسخ به این پرسش از منظر حقوق رسانه، مثبت است.
همانگونه که مخاطب حق دارد از هویت ناشر، منبع خبر و ماهیت تبلیغاتی یا غیرتبلیغاتی یک محتوا آگاه باشد، آگاهی از نقش هوش مصنوعی در فرآیند تولید محتوا نیز بخشی از حق دسترسی به اطلاعات صحیح و شفاف محسوب میشود.
برچسبگذاری محتوا در واقع ابزاری برای تضمین اصل شفافیت است. شفافیت یکی از ارزشهای بنیادین در نظامهای رسانهای مدرن به شمار میرود و هر اقدامی که امکان ارزیابی دقیقتر اطلاعات را برای مخاطب فراهم کند، در راستای تقویت این اصل قرار میگیرد. هنگامی که یک رسانه اعلام میکند گزارشی با کمک هوش مصنوعی تهیه شده یا تصویری به صورت مصنوعی تولید شده است، در حقیقت حق انتخاب و قضاوت آگاهانه را به مخاطب واگذار میکند.
از سوی دیگر، برچسبگذاری میتواند نقش مهمی در مقابله با پدیده فزاینده اطلاعات گمراهکننده ایفا کند. فناوریهای موسوم به دیپفیک اکنون قادرند تصاویر و ویدئوهایی خلق کنند که تشخیص جعلی بودن آنها برای بسیاری از کاربران دشوار است. انتشار چنین محتواهایی بدون اعلام ماهیت واقعی آنها، میتواند موجب آسیب به اعتبار اشخاص، اخلال در فرآیندهای سیاسی و حتی تهدید امنیت عمومی شود. تجربه سالهای اخیر نشان داده است که انتشار گسترده محتوای ساختگی، اعتماد شهروندان به رسانهها و نهادهای اطلاعرسانی را به شدت کاهش میدهد. در این میان، برچسبگذاری میتواند به عنوان نخستین لایه دفاعی در برابر گسترش فریب رسانهای عمل کند.
البته مخالفان برچسبگذاری نیز استدلالهایی مطرح میکنند. برخی معتقدند الزام به برچسبگذاری ممکن است مانعی بر سر راه نوآوری باشد یا هزینههای اضافی برای تولیدکنندگان محتوا ایجاد کند. برخی دیگر نیز بر این باورند که در بسیاری از موارد، مرز میان محتوای انسانی و محتوای تولیدشده با هوش مصنوعی چندان روشن نیست؛ زیرا بخش قابل توجهی از آثار جدید، محصول همکاری انسان و ماشین هستند. این انتقادات قابل تأملاند، اما اصل مسئله را نفی نمیکنند. پیچیدگی فناوری نمیتواند توجیهی برای کنار گذاشتن شفافیت باشد. همانگونه که دشواری نظارت مالی، ضرورت حسابرسی را از بین نمیبرد، دشواری تشخیص میزان دخالت هوش مصنوعی نیز ضرورت اطلاعرسانی به مخاطب را منتفی نمیسازد.
واقعیت آن است که جهان به تدریج در حال حرکت به سمت تدوین قواعد مشخص در این حوزه است. بسیاری از نهادهای تنظیمگر رسانهای و فناوری در کشورهای مختلف، بر ضرورت اعلام استفاده از هوش مصنوعی تأکید کردهاند و شرکتهای بزرگ فناوری نیز به دنبال توسعه سازوکارهای فنی برای شناسایی و نشانهگذاری محتوای مصنوعی هستند. این روند نشان میدهد که آینده حکمرانی رسانهای نه در ممنوعیت فناوری، بلکه در شفافسازی استفاده از آن رقم خواهد خورد.
در نهایت باید پذیرفت که مسئله برچسبگذاری محتوای تولیدشده با هوش مصنوعی صرفاً یک موضوع فنی یا حرفهای نیست؛ بلکه به حق بنیادین شهروندان برای آگاهی و دسترسی به اطلاعات صحیح مربوط میشود. رسانهها در هر جامعهای بر پایه اعتماد عمومی حیات مییابند و اعتماد نیز بدون شفافیت پایدار نمیماند. اگر عصر جدید رسانهها با حضور گسترده هوش مصنوعی تعریف میشود، یکی از نخستین قواعد این عصر باید آن باشد که مخاطب حق دارد بداند چه زمانی با انسان سخن میگوید و چه زمانی با الگوریتم.
برچسبگذاری محتوا، بیش از آنکه محدودیتی برای فناوری باشد، تضمینی برای حفظ اعتماد عمومی است؛ اعتمادی که در نهایت مهمترین سرمایه رسانهها و اساسیترین پشتوانه گردش آزاد و سالم اطلاعات در جامعه به شمار میرود.»
انتهای پیام
