۱۴۰۵-۰۳-۲۳ | ۱۲:۱۱
پرورش تفکر ریاضی در گرو عبور از حافظه‌محوری به یادگیری خلاقانه

پرورش تفکر ریاضی در گرو عبور از حافظه‌محوری به یادگیری خلاقانه

خراسان رضوی (ایسنا) - یک استاد دانشگاه گفت: شکل‌گیری تفکر خلاق در یادگیرندگان بیش از آنکه به دشوارتر شدن مفاهیم وابسته باشد، به شیوه آموزش، طراحی مسئله و نوع مواجهه با یادگیری بستگی دارد؛ از این رو آموزش ریاضی برای پرورش تفکر ریاضی و خلاقیت، نیازمند عبور از حافظه‌محوری به سوی تفکرورزی، کشف و تجربه است.

مجید میرزاوزیری در گفت‌وگو با ایسنا با تأکید بر اینکه خلاقیت پدیده‌ای منحصر به ریاضی نیست، اظهار کرد: خلاقیت را نمی‌توان صرفاً به یک حوزه خاص محدود کرد و به نظر می‌رسد آنچه از آن با عنوان «خلاقیت ریاضی» یاد می‌شود، تفاوت ماهوی با سایر انواع خلاقیت ندارد.

وی با بیان اینکه خلاقیت الزاماً از دل مسائل پیچیده شکل نمی‌گیرد، افزود: پیچیدگی به خودی خود عامل ایجاد خلاقیت نیست و حتی یک پدیده بسیار ساده نیز می‌تواند با نگاهی خلاقانه به شکلی نو دیده شود. از سوی دیگر، باید میان تفکر خلاق و تفکر انتقادی تفاوت قائل شد؛ زیرا فراهم کردن امکان پرسشگری و تجربه برای یادگیرندگان بیش از آنکه به تفکر خلاق مربوط باشد، بر پایه تفکر انتقادی استوار است.

این عضو هیئت علمی دانشگاه فردوسی مشهد ادامه داد: شکل‌گیری تفکر خلاق در یادگیرندگان بیش از آنکه به پیچیده‌تر شدن مسائل وابسته باشد، به نحوه تعریف محدودیت‌ها و مفروضات بستگی دارد. برای مثال، پرسش ساده‌ای مانند «حاصل ۱۲+۵ چند است؟» چندان زمینه‌ای برای خلاقیت ایجاد نمی‌کند، اما اگر از فرد خواسته شود تنها با ارقام ۱، ۱، ۲، ۵ و ۷ و با استفاده از علامت‌های «+» و «=» یک عبارت درست بسازد، محدودیتی که در مسئله ایجاد شده می‌تواند زمینه بروز خلاقیت را فراهم کند. این موضوع نه به پیچیدگی وابسته است و نه لزوماً به تجربه‌محوری.

میرزاوزیری با اشاره به تلاش برخی برنامه‌های آموزشی برای پیوند دادن ریاضی با زندگی روزمره، هنر و تصویر اظهار کرد: اگر این ارتباط صرفاً برای جذاب‌تر جلوه دادن مفاهیم ریاضی ایجاد شود، چندان اثربخش نخواهد بود؛ زیرا افراد به‌خوبی متوجه می‌شوند که همان مفهوم ریاضی در قالبی جدید ارائه شده است.

وی افزود: این وضعیت تا حدی شبیه داروهای کودکان است که با طعم‌دهنده‌های شیرین عرضه می‌شوند تا مصرف آن‌ها آسان‌تر شود. کودک ممکن است احساس بهتری نسبت به دارو داشته باشد، اما در نهایت می‌داند که دارو را شیرین کرده‌اند. به همین دلیل، راهکار مناسب‌تر آن است که به جای تلاش برای اثبات ارتباط ریاضی با موضوعات مختلف، فرد را با یک مسئله واقعی مواجه کنیم و زمینه‌ای فراهم آوریم تا خود او کشف کند که حل آن مسئله نیازمند نوعی تفکر ریاضی است.

این پژوهشگر دانشگاه فردوسی مشهد با بیان اینکه نباید عناصر خلاقانه را با عناصر تجربه‌محور یکسان دانست، خاطرنشان کرد: برای کاهش خشکی و زمختی ریاضیات، تجربه‌محور شدن آموزش می‌تواند مفید باشد، اما تنها راه موجود نیست. شیوه‌هایی مانند آموزش بازی‌محور، قصه‌محور، مسئله‌محور، پژوهش‌محور، ابزارمحور و الگوریتم‌محور نیز هر یک متناسب با ویژگی‌های یادگیرندگان و اهداف آموزشی می‌توانند نقش مؤثری ایفا کنند.

میرزاوزیری درباره افرادی که از ریاضی فاصله گرفته‌اند یا نسبت به آن احساس ترس و دافعه دارند، گفت: به جای آنکه همواره تلاش کنیم فرد را به دنیای ریاضی نزدیک کنیم، شاید بهتر باشد از مسیر علایق او وارد شویم. ممکن است آن فرد هیچ‌یک از جذابیت‌های معرفی‌شده در ریاضی را نپذیرد، اما علاقه فراوانی به فوتبال داشته باشد.

وی ادامه داد: در چنین شرایطی می‌توان از دل فوتبال مفاهیم ریاضی را استخراج و میان این دو حوزه ارتباط برقرار کرد. به باور من، به جای آنکه در دایره ریاضی بایستیم و مدام از زیبایی‌های آن سخن بگوییم، بهتر است وارد دایره علایق افراد شویم. آشتی میان انسانها و ریاضی نباید صرفاً از یک سو مورد انتظار باشد و گاهی لازم است آموزش نیز برای این آشتی قدمی پیش بگذارد.

این عضو هیئت علمی دانشگاه فردوسی مشهد مهم‌ترین تحول مورد نیاز در آموزش ریاضی را اصلاح نگاه به نظام سنجش و ارزیابی دانست و تصریح کرد: تا زمانی که امتحان‌ها بر حفظیات استوار باشند، نمی‌توان انتظار داشت افراد تفکر ریاضی را تجربه کنند. تغییر در شیوه سنجش به‌طور طبیعی شیوه‌های یاددهی و یادگیری را نیز دگرگون خواهد کرد.

میرزاوزیری افزود: بخشی از مشکلات موجود در آموزش ریاضی ناشی از نگاه نادرست به ارزیابی و سنجش است. هنگامی که معیارهای سنجش تغییر کند، زمینه برای شکل‌گیری شیوه‌های آموزشی عمیق‌تر و تجربه واقعی تفکر ریاضی نیز فراهم خواهد شد.

انتهای پیام

آخرین اخبار استان ها

چندرسانه‌ای