کامران داوری ۲۴ خرداد، در نشستی به مناسبت روز جهانی مقابله با بیابانزایی و خشکسالی که در جهاددانشگاهی مشهد برگزار شد، با اشاره به سابقه تاریخی سازگاری ایرانیان با اقلیم خشک، اظهار کرد: ارتباط ما با بیابان صرفا به مسئله آب محدود نمیشود، هرچند آب مهم ترین عنصر این ماجرا است. داستان بیابان در ایران، داستانی چند هزار ساله است و بر اساس شواهد زمینشناسی و اقلیمی، فلات ایران از پایان آخرین دورههای یخبندان به تدریج با افزایش خشکی، شوری و گرما مواجه شده است. این روند به معنای تغییر ناگهانی اقلیم ایران نیست، بلکه طی هزاران سال شرایط زیستی کشور به سمت خشکی بیشتر حرکت کرده و مردم این سرزمین نیز همواره خود را با این شرایط تطبیق دادهاند.
وی افزود: ایرانیان دستکم طی ۷۰۰۰ سال گذشته با این تحولات محیطی زندگی کردهاند و امروز نیز در دورهای قرار داریم که آثار این تغییرات بیش از گذشته احساس میشود. شواهد تاریخی نشان میدهد مناطقی که امروزه در زمره خشکترین و گرمترین نقاط کشور قرار دارند، در گذشته از مراکز مهم تمدنی، اقتصادی و کشاورزی بودهاند. برای نمونه، در منطقه شهداد کرمان آثاری متعلق به حدود ۵۰۰۰ سال پیش کشف شده که نشاندهنده رونق اقتصادی و اجتماعی این منطقه در گذشته است. منطقهای که امروز بخشی از یکی از گرمترین بیابانهای جهان به شمار میرود، روزگاری محل شکلگیری فعالیتهای گسترده کشاورزی و تجاری بوده است. با این حال، به تدریج و در اثر کاهش منابع آب، بدون وقوع جنگ یا حادثهای خاص، این مراکز تمدنی رو به افول گذاشتهاند.
عضو هیئت علمی گروه مهندسی آب دانشگاه فردوسی مشهد با بیان اینکه تغییرات محیطی در ایران پدیدهای جدید نیست، اظهار کرد: نمونه دیگری از این پویایی طبیعی را میتوان در دریاچه ارومیه مشاهده کرد. بر اساس مطالعات زمینشناسی، این دریاچه در طول تاریخ بارها با افزایش و کاهش سطح آب مواجه شده است. در دورههایی که آب افزایش یافته، زیستبومهای جدید شکل گرفته و فعالیتهایی مانند ماهیگیری رونق یافته است و در دورههای کاهش آب نیز شرایط زیستی منطقه بهطور کامل تغییر کرده است. این واقعیت نشان میدهد که تغییرات اقلیمی و محیطی همواره بخشی از زندگی در سرزمین ایران بوده است.
داوری با اشاره به مهمترین عامل موفقیت ایرانیان در مواجهه با این شرایط را خرد جمعی و همکاری اجتماعی دانست و گفت: انسان ایرانی در طول تاریخ توانسته با تکیه بر دانش، تجربه و همکاری، راهحلهایی برای سازگاری با محیط پیدا کند. یکی از مهمترین این راهحلها فناوری قنات است که نه تنها یک دستاورد مهندسی، بلکه یک دستاورد اجتماعی و فرهنگی نیز محسوب میشود.
قنات؛ راهکار ایرانیان برای تداوم حیات در اقلیم خشک
وی با اشاره به قدمت چند هزار ساله قنات در ایران، افزود: شواهد باستانشناسی نشان میدهد که قدیمیترین آثار مرتبط با قنات در ایران به حدود ۵۰۰۰ سال پیش باز میگردد و برخی از نمونههای شناختهشده نیز قدمتی در حدود ۳۰۰۰ سال دارند. این موضوع نشان میدهد که ایرانیان از دیرباز برای تأمین آب و تداوم زندگی در مناطق خشک به این فناوری روی آوردهاند. قنات در ادامه از ایران به سایر نقاط جهان از جمله خاورمیانه، شمال آفریقا و حتی اسپانیا منتقل شد و بسیاری از پژوهشگران، ایران را خاستگاه اصلی این فناوری میدانند.
داوری در ادامه با اشاره به اینکه قنات تنها به تامین آب محدود نمیشود، تاکید کرد: این فناوری ساختار اجتماعی و اقتصادی جوامع محلی را نیز شکل داده است. در مناطق پرآب، دسترسی به منابع آب معمولا آسانتر است اما در مناطق خشک ایران، آب منبعی محدود و ارزشمند محسوب میشد. به همین دلیل نظامهای دقیق مالکیت، بهرهبرداری و تقسیم آب شکل گرفت و برای نخستین بار مالکیت آب از مالکیت زمین جدا شد. این ویژگی در برخی مناطق ایران هنوز دیده میشود و آب بهعنوان یک دارایی مستقل خرید و فروش یا اجاره داده میشود.
وی ادامه داد: محدودیت منابع آبی باعث شد نظامهای پیچیدهای برای مدیریت آب به وجود آید. مشاغلی مانند میراب برای تقسیم عادلانه آب شکل گرفتند و ابزارهایی همچون «فنجان» برای اندازهگیری زمان بهرهبرداری از آب مورد استفاده قرار گرفتند. این ساختارها نشان میدهد که مدیریت آب در ایران تنها یک موضوع فنی نبوده، بلکه بر شکلگیری نهادهای اجتماعی و شیوه زندگی مردم نیز اثر گذاشته است.
عضو هیئت علمی گروه مهندسی آب دانشگاه فردوسی مشهد با اشاره به تاثیر قنات بر ساختار سکونتگاهها، گفت: در بسیاری از شهرها و روستاهای ایران، محل خروج آب قنات یا مظهر قنات مهمترین بخش سکونتگاه به شمار میرفت. خانهها، باغها و فعالیتهای اقتصادی بر اساس دسترسی به آب سازماندهی میشدند و همین موضوع در شکلگیری ساختار فضایی و اجتماعی شهرها نقش مهمی داشت.
داوری یکی دیگر از آثار مهم قنات را تقویت همبستگی اجتماعی عنوان کرد و گفت: ساخت و نگهداری قناتها معمولا از توان یک فرد یا یک خانواده خارج بود و نیاز به همکاری گروههای بزرگ انسانی داشت. به همین دلیل پیرامون قناتها نهادهای اجتماعی، قواعد همکاری و سازوکارهای مشارکتی شکل گرفت. همین تجربه تاریخی موجب شد در سال ۱۳۶۴ مفهوم «تمدن کاریزی» یا «تمدن قناتی» در ادبیات دانشگاهی مطرح شود؛ مفهومی که به تاثیر عمیق قنات بر ساختارهای اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی ایران اشاره دارد.
وی خاطرنشان کرد: مهمترین درس قنات برای امروز، جنبه اجتماعی آن است. کشور در شرایط کنونی با چالشهایی همچون تغییر اقلیم، افزایش جمعیت، توسعه فناوری و فشار بر منابع طبیعی روبهرو است. این عوامل مسیر آینده را پیچیده تر کردهاند و نیازمند تصمیمگیریهای هوشمندانه و مشارکت گسترده اجتماعی هستند.

کاهش روانابها؛ هشداری برای مدیریت منابع آب
عضو هیئت علمی گروه مهندسی آب دانشگاه فردوسی مشهد با اشاره به برخی آمارهای حوزه آب، گفت: در برخی مناطق کشور، با وجود افزایش حدود ۲۶ درصدی بارش نسبت به سال گذشته، وضعیت منابع آب همچنان نگرانکننده است. در بعضی حوضهها، روانابها تا ۷۵ درصد کاهش یافتهاند که نشان میدهد صرف افزایش بارندگی به معنای بهبود وضعیت منابع آب نیست و مدیریت منابع اهمیت بسیار بیشتری دارد.
مشکلات آب تنها از طریق سازوکارهای متمرکز دولتی حل نمیشوند
وی اضافه کرد: تجربه نشان داده است که مشکلات آب تنها از طریق سازوکارهای متمرکز دولتی حل نمیشوند. هر سال هزینههای قابل توجهی برای نظارت بر منابع آب و مقابله با برداشتهای غیرمجاز صرف میشود اما همچنان بسیاری از مشکلات پابرجا است. راهحل پایدار در تقویت نهادهای محلی، مشارکت مردم و بهرهگیری از ظرفیتهای اقدام جمعی نهفته است.
داوری با اشاره به ضرورت بهرهگیری از تجربههای تاریخی، گفت: همانگونه که نیاکان ما با اتکا به دانش، همکاری و خرد جمعی توانستند در شرایط سخت اقلیمی تمدنی پایدار ایجاد کنند، امروز نیز عبور از بحرانهای آب و محیطزیست بدون مشارکت مردم، تقویت سرمایه اجتماعی و توجه به تجربههای ارزشمند گذشته امکانپذیر نخواهد بود.

بیش از ۸۰ درصد ذخایر معدنی ایران در مناطق بیابانی قرار دارد
در ادامه مرتضی اکبری-عضو هیئت علمی گروه مدیریت و کنترل بیابان دانشگاه فردوسی مشهد با اشاره به تفاوت مفاهیم کویر، صحرا و بیابان، اظهار کرد: در ادبیات عمومی این واژهها اغلب به جای یکدیگر استفاده میشوند، در حالی که از نظر علمی و اکولوژیک تفاوتهای قابل توجهی میان آنها وجود دارد. بر اساس شاخصهای جغرافیایی، حدود ۳۲.۵ میلیون هکتار از مساحت ایران را مناطق بیابانی تشکیل میدهد و از نگاه اکولوژیک نیز نزدیک به یکچهارم کشور در زمره عرصههای خشک و بیابانی قرار میگیرد.
وی با اشاره به اینکه برخلاف تصور رایج، مناطق بیابانی صرفا مناطقی محروم و فاقد قابلیت نیستند، افزود: بلکه از ظرفیتهای گستردهای در حوزه انرژی های تجدیدپذیر، گیاهان دارویی، معادن، گردشگری و توسعه اقتصادی برخوردارند. حدود ۷.۵ درصد ذخایر معدنی جهان در ایران قرار دارد و بیش از ۸۰ درصد این ذخایر در مناطق بیابانی کشور واقع شدهاند. همچنین این مناطق به دلیل برخورداری از تابش مناسب خورشید و شرایط اقلیمی خاص، ظرفیت قابل توجهی برای توسعه انرژیهای خورشیدی و بادی دارند.
عضو هیئت علمی گروه مدیریت و کنترل بیابان دانشگاه فردوسی مشهد با بیان اینکه با وجود چنین ظرفیتهایی، همچنان توجه اصلی کشور بر منابع تجدیدناپذیری مانند نفت و گاز متمرکز است، اظهار کرد: در حالی که اگر مدیریت صحیحی بر منابع طبیعی، گیاهان دارویی، ظرفیتهای گردشگری و انرژیهای پاک صورت گیرد، مناطق بیابانی میتوانند سهم مهمی در توسعه پایدار کشور داشته باشند.
اکبری در ادامه با اشاره به اهمیت خاک در بقااکوسیستمها، گفت: گاهی مشتی خاک از نظر ظاهری بیاهمیت به نظر میرسد، اما تشکیل تنها چند سانتیمتر خاک ممکن است بین ۱۰۰ تا ۴۰۰ سال زمان نیاز داشته باشد. در مقابل، همین خاک ارزشمند میتواند در مدت کوتاهی بر اثر فرسایش، بهرهبرداری نادرست یا تخریب انسانی از بین برود. به همین دلیل حفاظت از خاک یکی از مهمترین ضرورتهای مدیریت سرزمین است.
روز جهانی مقابله با بیابانزایی و اهمیت سلامت اکوسیستمها
عضو هیئت علمی گروه مدیریت و کنترل بیابان دانشگاه فردوسی مشهد با اشاره به روز جهانی مقابله با بیابانزایی، بیان کرد: از سال ۱۹۹۵ میلادی هر ساله ۱۷ ژوئن، به عنوان روز جهانی مقابله با بیابانزایی گرامی داشته میشود. هدف از این نامگذاری، جلب توجه افکار عمومی و سیاستگذاران به نقش سلامت اکوسیستمها در تامین امنیت غذایی، حفاظت از منابع آب، حفظ تنوع زیستی و تضمین آینده زندگی بر روی کره زمین است.
وی با اشاره به اینکه در بسیاری از موارد اتفاقات پیش آمده از واژه «بلا» استفاده میشود، در حالی که در ادبیات علمی از اصطلاح «مخاطره» استفاده میشود، خاطرنشان کرد: مخاطره به پدیدهای گفته میشود که توان ایجاد خسارت جانی، مالی یا زیست محیطی داشته باشد. بر اساس مطالعات جهانی تاکنون ۴۳ نوع مخاطره در جهان شناسایی شده که از این تعداد، ۳۸ نوع آن در ایران رخ میدهد. این آمار نشان میدهد ایران یکی از کشورهای دارای تنوع بالای مخاطرات طبیعی و محیطی است.
اکبری افزود: بررسیهای جهانی نشان میدهد در سال ۲۰۲۲ میلادی حدود ۳۸۷ رخداد مهم مرتبط با مخاطرات طبیعی در جهان ثبت شده که نزدیک به ۳۰ هزار نفر در اثر آن جان خود را از دست دادهاند. بخش قابل توجهی از این تلفات ناشی از موجهای گرمای شدید در اروپا بوده است. در سال ۲۰۲۴ تعداد قربانیان این مخاطرات به حدود ۱۶ هزار و ۷۰۰ نفر رسید و در ماههای ابتدایی سال ۲۰۲۵ نیز بیش از ۳۶۰۰ نفر بر اثر انواع مخاطرات جان خود را از دست دادهاند.

تغییر اقلیم و افزایش فراخشکسالی در جهان
عضو هیئت علمی گروه مدیریت و کنترل بیابان دانشگاه فردوسی مشهد با بیان اینکه تغییرات اقلیمی یکی از مهمترین عوامل تشدیدکننده مخاطرات در جهان است، اظهار کرد: روندهای اقلیمی نشان میدهد شدت و گستره خشکسالی در بسیاری از نقاط جهان در حال افزایش است. در سال ۲۰۲۵ نیز پدیده «فراخشکسالی» یا خشکسالی گسترده در مقیاس جهانی مورد توجه کارشناسان قرار گرفته و هشدارهایی درباره آثار آن بر تولید محصولات کشاورزی صادر شده است. برخی محصولات مانند ذرت و برنج ممکن است در برخی مناطق شرایط مطلوبتری پیدا کنند، اما تولید محصولاتی مانند گندم در بسیاری از کشورها از جمله ایران و برخی تولیدکنندگان عمده غلات با چالش مواجه خواهد شد.
اکبری ادامه داد: گزارشهای بینالمللی نشان میدهد کیفیت حدود ۹۵ درصد خاکهای سطحی جهان تا سال ۲۰۵۰ در معرض تهدید قرار دارد. همچنین پیشبینی میشود جمعیت جهان از حدود ۸.۳ میلیارد نفر فعلی به نزدیک ۹.۸ میلیارد نفر برسد. افزایش جمعیت به معنای افزایش نیاز به غذا، آب، مسکن و انرژی است و این موضوع فشار بیشتری بر منابع طبیعی و اکوسیستمهای جهان وارد خواهد کرد.
وی با اشاره به پیشبینیهای تغییر اقلیم سازمان ملل متحد، گفت: بر اساس سناریوهای موجود، تا پایان قرن حاضر میانگین دمای زمین حدود ۳ درجه سانتیگراد افزایش خواهد یافت. همچنین پیشبینی میشود سطح آب اقیانوسها بین ۸۰ سانتیمتر تا یک متر بالا بیاید که میتواند حیات بسیاری از مناطق ساحلی و جزایر را تهدید کند. از سوی دیگر بین ۲۸ تا ۵۸ درصد اراضی کشاورزی جهان بخشی از قابلیت تولید خود را از دست خواهند داد و حدود ۳۱ درصد جمعیت جهان با تنش و کمبود آب شیرین مواجه خواهند شد. همچنین مصرف انرژی در بخش سرمایش بین ۵۰ تا ۷۵ درصد افزایش خواهد یافت.
چرای بیرویه، جنگلزدایی و معدنکاری از عوامل اصلی بیابانزایی
اکبری با بیان اینکه عوامل مختلفی در گسترش بیابانزایی نقش دارند، گفت: از جمله آنها میتوان به چرای دام بیش از ظرفیت مراتع، کشاورزی ناپایدار، توسعه نامتوازن، رشد جمعیت، بهرهبرداری غیراصولی از معادن، جنگلزدایی و گسترش فعالیتهای صنعتی اشاره کرد. این عوامل به تدریج موجب کاهش توان تولیدی زمین و افت کیفیت اکوسیستمها میشوند.
عضو هیئت علمی گروه مدیریت و کنترل بیابان دانشگاه فردوسی مشهد با اشاره به تفاوت میان خشکسالی، تخریب سرزمین و بیابانزایی، خاطرنشان کرد: خشکسالی معمولا یک پدیده موقتی است اما تخریب سرزمین و بیابانزایی میتوانند اثرات بلندمدت و حتی غیرقابل بازگشت بر محیط زیست برجای بگذارند. در واقع، بیابانزایی به معنای کاهش پایدار خدمات اکوسیستم و از دست رفتن توان زیستی و تولیدی سرزمین است.

فرونشست زمین یکی از نشانههای نوین بیابانزایی است
وی اضافه کرد: اگرچه بسیاری از مردم بیابانزایی را تنها با پیشروی شنهای روان و گسترش بیابانها میشناسند، اما مفهوم علمی آن بسیار گستردهتر است. امروزه کاهش پوشش گیاهی، تخریب خاک، افت حاصلخیزی زمین، فرسایش شدید، کاهش تنوع زیستی و حتی پدیده فرونشست زمین نیز از نشانههای بیابانزایی به شمار میروندد.
عضو هیئت علمی گروه مدیریت و کنترل بیابان دانشگاه فردوسی مشهد با اشاره به اینکه بیابانزایی دیگر تنها یک مسئله محیطزیستی نیست، بلکه موضوعی مرتبط با امنیت غذایی، امنیت آب، توسعه اقتصادی، مهاجرت، سلامت جوامع و آینده نسلهای بعدی است، گفت: از این رو، حفاظت از خاک، مدیریت پایدار منابع طبیعی، جلوگیری از تخریب سرزمین و بهرهگیری هوشمندانه از ظرفیتهای مناطق بیابانی باید به یکی از اولویتهای اصلی برنامهریزی و سیاستگذاری در کشور تبدیل شود. این مناطق نهتنها تهدید نیستند بلکه در صورت مدیریت صحیح میتوانند به یکی از مهمترین فرصتهای توسعه ایران در دهههای آینده تبدیل شوند.
آنچه ما را دچار بحران کرده، پدیده «بیابانزایی» است
همچنین رویا رخناره- دبیر این نشست و دانشآموخته مدیریت کنترل بیابان، با اشاره به اینکه بیابان به خودی خود یک اکوسیستم طبیعی و ارزشمند است، اظهار کرد: آنچه ما را دچار بحران کرده، پدیده «بیابانزایی» است. این فرآیند به معنا از دست رفتن کیفیت زمینهایی است که پیش از این مولد بودهاند. امروزه نشانههای این بحران را به وضوح در اطراف خود میبینیم. روستاهای خالی از سکنه، افت شدید تراز آبهای زیرزمینی، نابودی پوشش گیاهی و فرسایش نگرانکننده خاک، همگی گویای پیشروی این پدیده هستند.
وی ادامه داد: ریشه توجه جهانی به این بحران به دهه ۱۹۷۰ و خشکسالیهای شدید آفریقا برمیگردد که تبعات گسترده آن، جامعه جهانی را نسبت به این خطر بیدار کرد. در نتیجه این بیداری، در ژوئن ۱۹۹۴، کنوانسیون مقابله با بیابانزایی و خشکسالی سازمان ملل متحد شکل گرفت. این کنوانسیون اکنون در کنار «تغییر اقلیم» و «تنوع زیستی» یکی از سه رکن اصلی زیستمحیطی سازمان ملل محسوب میشود که نشاندهنده ابعاد اجتماعی و اقتصادی فراتر از یک مسئله اقلیمی ساده است.
این دانشآموخته مدیریت کنترل بیابان با اشاره به اینکه در سطح جهانی، ۴۱ درصد از خشکیهای زمین را مناطق خشک و نیمهخشک تشکیل میدهند که محل زندگی ۲ میلیارد نفر است، تصریح کرد: متاسفانه آمارها نشان میدهند که سالانه ۱۰۰ میلیون هکتار زمین سالم در جهان تخریب میشود. ایران نیز به دلیل قرار گیری در کمربند خشک جهانی، از این قاعده مستثنی نیست؛ بهطوری که ۸۰ تا ۸۵ درصد اراضی کشور ما در اقلیم خشک قرار دارد و میانگین بارش سالانه ما تنها یکسوم میانگین جهانی است.
انتهای پیام
