مهدی فیضی در گفتوگو با ایسنا با بیان اینکه بخشی از مسئله شکاف میان دانشگاه و جامعه به کارکرد آموزش عالی در کشور بازمیگردد که در سالهای اخیر با نوعی افول مواجه شده است، اظهار کرد: دانشگاهها از دو جهت از کارکرد اصلی خود فاصله گرفتهاند؛ نخست اینکه باید به جریان علم روز دنیا نزدیک باشند و دوم اینکه باید بتوانند به نیازها و مسائل جامعه پاسخ دهند. متأسفانه در هر دو حوزه با فاصلهگیری مواجه شدهایم، هرچند شدت این موضوع در رشتههای مختلف یکسان نیست. به عنوان مثال، در حوزههای فنی و مهندسی یا علوم پزشکی، وضعیت نسبتاً مطلوبتری وجود دارد، اما در رشتههای علوم انسانی و علوم اجتماعی، این فاصله هم نسبت به دانش روز دنیا و هم نسبت به شناخت مسائل و دغدغههای جامعه، به شکل معنادارتری مشاهده میشود.
وی افزود: این شکاف طی دستکم یک دهه اخیر افزایش یافته است. طبیعی است که وقتی فردی خارج از دانشگاه احساس کند دانشگاه مسائل و دغدغههای او را درک نمیکند، اعتمادش به توانایی دانشگاه در حل مشکلات نیز کاهش مییابد. بنابراین، بخشی از این بیاعتمادی به همین فاصله میان دانشگاه و جامعه بازمیگردد.
رئیس بنیاد ملی نخبگان خراسان رضوی در ادامه به عامل دیگری اشاره و اظهار کرد: همه مسئله به دانشگاه مربوط نمیشود. در بسیاری از موارد، سازمانها و دستگاههای اجرایی خود نیز تصویر دقیق و روشنی از مسائل و مشکلاتشان ندارند. آنها میدانند که مشکلی وجود دارد و بخشی از فرآیندها به درستی عمل نمیکند، اما نمیتوانند آن مسئله را به صورت دقیق و علمی صورتبندی کنند تا زمینه برای ورود دانشگاه و ارائه راهحل فراهم شود.
فیضی تصریح کرد: در یکی از سازمانهایی که سالها با آن همکاری داشتم، در نهایت به این نتیجه رسیدیم که باید یک کارگروه میانجی متشکل از افراد متخصص تشکیل شود تا ابتدا مسائل سازمان را شناسایی و تحلیل کند و سپس آنها را به زبان قابل فهم برای دانشگاه ترجمه کند. یکی از چالشهای جدی همین موضوع است؛ زیرا سازمانها آنقدر درگیر مسائل روزمره خود هستند که گاهی توانایی بیان دقیق مشکل را از منظر علمی ندارند.
عضو هیئت علمی دانشگاه فردوسی مشهد با بیان مثالی در این زمینه اظهار کرد: این وضعیت شبیه بیماری است که میداند درد دارد، اما نمیتواند آن را به گونهای توصیف کند که پزشک منشأ اصلی آن را تشخیص دهد. بسیاری از سازمانها نیز وضعیت مشابهی دارند و نمیتوانند مسئله خود را به زبان پژوهش و دانشگاه منتقل کنند.
وی در ادامه به سومین عامل مؤثر اشاره و اظهار کرد: بدنه کارشناسی بسیاری از سازمانها، بهویژه در بخش دولتی، در سالهای اخیر از نظر انگیزه، دغدغهمندی و پویایی با افت مواجه شده است. در برخی موارد، نگاه صرفاً کارمندی بر فضای کارشناسی حاکم میشود و افراد بدون توجه به نتیجه نهایی امور، تنها در پی انجام وظایف روزمره خود هستند.
رئیس بنیاد ملی نخبگان خراسان رضوی خاطرنشان کرد: از میان عواملی که به آنها اشاره شد، دو عامل نخست نقش پررنگتری دارند و به ویژه موضوع ناتوانی سازمانها در صورتبندی دقیق مسائل، از اهمیت بیشتری برخوردار است. تا زمانی که مسئله به درستی تعریف نشود، دانشگاه نیز نمیتواند راهکار مناسبی برای حل آن ارائه دهد.
انتهای پیام
