۱۴۰۵-۰۳-۲۵ | ۱۴:۱۹
یک استاد دانشگاه: ارزش واقعی یک استاد در میزان اثرگذاری او بر شاگردانش است

یک استاد دانشگاه: ارزش واقعی یک استاد در میزان اثرگذاری او بر شاگردانش است

خراسان رضوی (ایسنا) - یک استاد دانشگاه با بیان اینکه تأثیر عمیق بر زندگی دانشجویان، معیار واقعی سرآمدی است، در تعریف «استاد سرآمد» گفت: استاد سرآمد، استادی است که فارغ‌التحصیلان سال‌های گذشته، همگی بر این باور باشند که او بیشترین تأثیر را بر مسیر زندگی‌شان گذاشته است. ارزش واقعی یک استاد، نه صرفاً در تعداد مقالات یا افتخارات علمی، بلکه در میزان اثرگذاری او بر انسان‌هایی است که در کلاس درس با آن‌ها مواجه می‌شود.

مصطفی میرجلیلی، با حضور در تحریریه ایسنا اظهار کرد: من در سال ۱۳۵۹ و هم‌زمان با آغاز جنگ تحمیلی متولد شدم؛ نسلی که درگیر مجموعه‌ای از بحران‌ها و شرایط اجتماعی خاص آن دوران بود. جنگ هشت‌ساله و فضای پس از انقلاب، بخشی از واقعیت‌های زندگی ما را شکل می‌داد.

عضو هیئت علمی گروه مهندسی متالورژی و مواد دانشگاه فردوسی ادامه داد: با وجود این شرایط، تحصیلات خود را از دوره دبستان تا پایان دبیرستان در مدارس دولتی و همواره به عنوان یکی از دانش آموزان ممتاز مدرسه گذراندم و در نهایت موفق شدم در مقطع کارشناسی در دانشگاه فردوسی مشهد پذیرفته شوم و در رشته مهندسی مواد و متالورژی ادامه تحصیل دهم. به تدریج و با آشنایی بیشتر با رشته مهندسی مواد، علاقه‌ام به این حوزه به طرز شگرفی افزایش یافت.

یک استاد دانشگاه: ارزش واقعی یک استاد در میزان اثرگذاری او بر شاگردانش است

دکتر مصطفی چمران، نامی که به من اعتماد به نفس می‌داد

این استاد دانشگاه نقش خانواده را بسیار تعیین‌کننده دانست و گفت: در این مسیر، نقش خانواده بسیار مهم بود و به‌ویژه پدرم همواره مشوق من بود و حتی از همان دوران کودکی و زمانی که حدود ۵ یا ۶ سال داشتم، به من افتخار می‌کرد و گاهی به سبب تشابه اسمی مرا «دکتر مصطفی چمران» صدا می‌زد. چنین خطاب‌هایی، یک نوع اعتماد به نفس و خودباوری را در من شکل می‌داد. در فضای خانواده همواره بر درس خواندن و موفقیت من تأکید می‌شد و این نگاه مشوق اصلی من در مسیر تحصیل بود. به همین دلیل معتقدم خانواده نقش بسیار مؤثری در شکل‌گیری انگیزه و اعتماد به نفس من داشتند و زمینه‌ساز موفقیت‌های بعدی‌ام شدند.

وی درباره کنکور ۱۳۷۸ یادآور شد: در کنکور رشته ریاضی شرکت کردم و با رتبه‌ای بسیار خوب در دانشگاه فردوسی مشهد پذیرفته شدم. در دوران دبیرستان و پس از سال اول، باید رشته تحصیلی خود را انتخاب می‌کردم. علاقه زیادی به زیست‌شناسی داشتم و دبیر زیست‌شناسی‌ام اصرار داشت که رشته علوم تجربی را انتخاب کنم، اما دبیر ریاضی‌ام معتقد بود استعداد من در ریاضیات است. در نهایت، رشته ریاضی را برگزیدم و به دلیل علاقه و پایه قوی، معمولاً مفاهیم این درس را در همان کلاس فرا می‌گرفتم. حتی به یاد دارم روزهایی که امتحان ریاضی داشتیم، برای من از آسان‌ترین روزهای امتحانی محسوب می‌شد.

میرجلیلی با تشریح مسیر تحصیلی خود پس از دبیرستان تصریح کرد: پس از ورود به دانشگاه، تحصیل در رشته مهندسی مواد و متالورژی را آغاز کردم و به تدریج علاقه‌ام به این رشته افزایش یافت، هرچند در آن زمان چندان شناخته‌شده نبود. از آنجا که به فعالیت‌های پژوهشی علاقه داشتم، این رشته برایم جذابیت بیشتری پیدا کرد. در این مسیر، استادان تأثیرگذاری همچون دکتر محمدهادی مؤید، دکتر جلیل وحدتی‌خاکی و دکتر سیدمجتبی زبرجد نقش مهمی در زندگی علمی من ایفا کردند. این استادان نه تنها مرا به ادامه تحصیل تشویق کردند، بلکه این ایده را نیز در ذهنم شکل دادند که شاید روزی بتوانم به عنوان عضو هیئت علمی به دانشگاه فردوسی بازگردم.

این استاد دانشگاه ادامه داد: دوره کارشناسی ارشد را نیز در دانشگاه فردوسی مشهد ادامه دادم و برای مقطع دکتری به دانشگاه علم و صنعت ایران رفتم. دوره دکتری را نزد دکتر منصور سلطانیه گذراندم و هم‌زمان موفق به دریافت بورسیه داخلی دانشگاه فردوسی شدم؛ به این معنا که پس از پایان تحصیلات، به این دانشگاه بازگردم و به عنوان عضو هیئت علمی فعالیت کنم. نکته مهمی که همواره برایم ارزشمند بوده، این است که در دوران دانشجویی هرگز تصور نمی‌کردم روزی استاد دانشگاه فردوسی شوم. اما توصیه استادانم، به‌ویژه دکتر زبرجد که به من گفتند: «برو دکترایت را بگیر و حتماً برگرد همینجا»، تأثیر عمیقی بر من گذاشت. همین جمله ساده، خودباوری را در وجودم تقویت کرد و چه‌بسا اگر آن جمله هرگز گفته نمی‌شد، امروز عضو هیات علمی دانشگاه فردوسی مشهد نبودم.

وی درباره فرصت مطالعاتی‌اش در ژاپن تصریح کرد: سفارت ژاپن هر سال فراخوانی برای اعطای این بورسیه منتشر می‌کند و معمولاً در اردیبهشت‌ماه نیز آزمونی در این زمینه برگزار می‌شود یا دست‌کم فراخوان آن در همین بازه زمانی اعلام می‌گردد. داوطلبان علاقه‌مند مدارک خود را ارسال می‌کنند و پس از انجام مرحله‌ای از ارزیابی اولیه، در آزمون شرکت می‌کنند. در نهایت، افرادی که برگزیده می‌شوند، از بورس «مونبوکاگاکوشو» بهره‌مند خواهند شد. در آن زمان، مبلغ این بورسیه حدود ۲۰۰ هزار ین در ماه بود که حمایت مالی مناسبی برای دانشجویان فراهم می‌کرد تا از یکی از استادان دانشگاه‌های ژاپن پذیرش بگیرند و با پشتیبانی این بورس، دوره‌ای از تحصیل یا پژوهش را در آن کشور بگذرانند. از آنجا که این بورسیه حمایت مالی قابل توجهی ارائه می‌دهد، هر سال تعدادی از دانشجویان موفق به دریافت آن شده و راهی ژاپن می‌شوند.

میرجلیلی افزود: ژاپن دانشگاه‌های بسیار توانمندی همچون دانشگاه توکیو و دانشگاه اوساکا دارد و در حوزه مهندسی نیز مؤسساتی مانند MIT و استنفورد در زمره برترین دانشگاه‌های جهان قرار می‌گیرند. البته جایگاه دانشگاه‌ها در سطح جهانی تا حد زیادی به رشته و حوزه تخصصی وابسته است و نمی‌توان یک نسخه واحد برای همه حوزه‌ها ارائه کرد.

یک استاد دانشگاه: ارزش واقعی یک استاد در میزان اثرگذاری او بر شاگردانش است

توانمندی، تلاش و عشق به مسیر «مثلث موفقیت» است

عضو هیئت علمی گروه مهندسی متالورژی و مواد دانشگاه فردوسی در ادامه، به الگوی «مثلث موفقیت» اشاره و بیان کرد: بر اساس تجربه شخصی و مطالعاتی که داشته‌ام، الگویی با عنوان «مثلث موفقیت» برای دانشجویان ترسیم کرده‌ام. این مثلث بر سه رکن اصلی استوار است؛ نخست، استعداد یا توانمندی و هوش ذاتی که هر دانشجویی از آن برخوردار است؛ دوم، تلاش و پشتکار و سوم، انگیزه، علاقه و عشق به مسیر. این عامل سوم، مؤلفه‌ای بسیار مهم و در عین حال کمتر دیده‌شده است. به باور من، این عنصر نقشی کلیدی و سرنوشت‌ساز دارد و تفاوت میان یک دانشجوی خوب و یک دانشجوی معمولی، اغلب در همین انگیزه و عشق نهفته است.

وی با اشاره به زندگی علمی مریم میرزاخانی افزود: آنچه از ایشان چهره‌ای ماندگار ساخت، پیوند میان استعداد، تلاش و عشق عمیق به ریاضیات بود. آن درخشش جهانی، در نقطه‌ای شکل گرفت که توانایی، کوشش و اشتیاق در کنار یکدیگر قرار گرفتند. به همین دلیل معتقدم یکی از ویژگی‌های مشترک دانشجویان موفق، علاقه واقعی آنان به آموختن است. آنان صرفاً برای گذراندن واحدهای درسی یا دریافت مدرک درس نمی‌خوانند، بلکه از مسیر یادگیری، افق‌های تازه‌ای برای خود می‌گشایند. این افراد به پژوهش علاقه دارند، از کشف کردن لذت می‌برند و در فرآیند یادگیری، نوعی معنا و رضایت درونی پیدا می‌کنند. ما معمولاً این حالت را «انگیزه» می‌نامیم، اما در سطحی عمیق‌تر می‌توان آن را نوعی عشق به یادگیری و رشد دانست.

این استاد دانشگاه درباره راز موفقیت خود به عنوان یک عضو هیئت علمی، گفت: عشق عمیق به این حوزه و اشتیاق فراوان برای انجام کارهایی که همیشه آرزوی آن‌ها را داشته‌ام. از همان روز نخست که در سال ۱۳۹۲ به دانشگاه پیوستم، رزومه کاری من مملو از فعالیت‌هایی بود که از منظر سازمانی تعریف نشده بودند و جزو وظایف محوله‌ام محسوب نمی‌شدند، اما آن‌ها را با اشتیاق و دغدغه‌مندی انجام می‌دادم. حتی گاهی فراتر از ساعات اداری و از وقت شخصی خود برای تعامل با دانشجویان و همراهی با آن‌ها استفاده می‌کردم. همین شور و علاقه، پس از گذشت بیش از یک دهه، مرا به جایگاهی رسانده که توانسته‌ام به موفقیت‌های نسبی دست یابم.

میرجلیلی بیان کرد: موفقیت در دانشگاه به ارکان متعددی وابسته است و در تمام این بخش‌ها باید علاقه وجود داشته باشد. بخشی از این موفقیت در حوزه آموزش و در کلاس‌های درس رقم می‌خورد، بخش دیگر به پژوهش و فعالیت در آزمایشگاه‌ها و پروژه‌های تحقیقاتی مربوط است. امور اجرایی، فعالیت‌های فرهنگی و همچنین حوزه نوآوری و فناوری نیز از دیگر ارکان مهمی هستند که در کنار یکدیگر، مسیر موفقیت دانشگاهی را شکل می‌دهند.

وی با اشاره به علاقه و پشتکار خود در صنعت و حوزه‌های مختلف افزود: در حوزه پژوهش نیز، با همین روحیه و علاقه، فعالیت‌های آزمایشگاهی و تحقیقاتی خود را دنبال می‌کنم. با این حال، هیچ‌گاه این فعالیت‌ها را صرفاً یک وظیفه تلقی نکرده‌ام؛ بلکه همواره عشق و علاقه‌ای عمیق در پس آن‌ها وجود داشته است. زندگی من به این شکل تعریف نشده است که پس از پایان ساعات کاری، از فعالیت‌های حرفه‌ای فاصله بگیرم و صرفاً به زندگی شخصی بپردازم؛ بلکه شغل و زندگی من در هم تنیده‌اند و من از این هم‌نشینی و پیوند، لذت می‌برم.

میرجلیلی درباره ماندن در ایران گفت: اگر از من بپرسند که آیا از ماندن در ایران پشیمان هستم، پاسخ من منفی است. لذت تعامل با دانشجویان ایرانی، ارتباط فرهنگی با جامعه خود و کار کردن با دل، برای من ارزشمند است. من با دانشجویی که فرهنگ مشترک، درد مشترک و زبان مشترک دارد، به‌راحتی ارتباط برقرار می‌کنم. این وضعیت برایم بسیار مطلوب‌تر از حضور در جامعه‌ای است که درک کاملی از زیرساخت‌ها و بسترهای فرهنگی آن ندارم. احتمالاً در چنین فضایی به فردی تبدیل می‌شدم که صرفاً وظیفه کار کردن را بر عهده دارد، اما در کشور خودم، با عشق و از صمیم قلب کار می‌کنم.

عضو هیئت علمی گروه مهندسی مواد و متالورژی دانشگاه فردوسی با اشاره به علاقه دیرینه خود به علم اظهار کرد: اگر در کودکی کسی از من می‌پرسید «می‌خواهی در آینده چه کاره شوی؟»، معمولاً پاسخ می‌دادم که دوست دارم دانشمند شوم. از همان دوران کودکی، شوق عمیقی نسبت به علم در وجودم بود و کتاب‌های علمی را با علاقه فراوان مطالعه می‌کردم. همین علاقه، مسیر زندگی مرا شکل داد. بنابراین هیچ‌گاه برای ورود به کسب‌وکار، تجارت یا فعالیت در بازار تردید نداشتم؛ هرچند امروز ممکن است درآمدهای بیشتری در آن حوزه‌ها وجود داشته باشد، اما ذهن و علاقه من هرگز به آن سمت سوق پیدا نکرد.

میرجلیلی با بیان اینکه ارزیابی توانمندی‌های استادان و دانشجویان صرفاً بر اساس تعداد مقالات علمی، ارزیابی کاملی نیست، اظهار کرد: من از جمله استادانی هستم که با وجود داشتن رزومه پژوهشی قابل قبول و مقالات معتبر، اعتقاد راسخ دارم که سنجش قابلیت‌های یک استاد یا دانشجو صرفاً با نگاه به تعداد مقالات، ارزیابی جامعی نخواهد بود. مقاله، دستاوردی ارزشمند است، اما همه چیز نیست. توجه بیش از اندازه به این شاخص، نوعی رشد کاریکاتوری در دانشگاه‌ها ایجاد کرده است؛ به این معنا که بخشی بیش از اندازه بزرگ شده و سایر ابعاد مهم، مورد غفلت قرار گرفته‌اند.

یک استاد دانشگاه: ارزش واقعی یک استاد در میزان اثرگذاری او بر شاگردانش است

تربیت نیروی انسانی، مهم‌ترین مسئولیت دانشگاه‌ است

این استاد دانشگاه با تأکید بر مغفول ماندن موضوع تربیت نیروی انسانی در دانشگاه‌ها بیان کرد: آنچه پس از تمرکز دانشگاه‌ها بر پژوهش‌محوری، ارتباط با جامعه، صنعت، فناوری و کارآفرینی همچنان مورد غفلت قرار گرفته، توجه جدی به تربیت نیروی انسانی است. نه چاپ بیشترین تعداد مقاله و نه کسب بیشترین پروژه‌ها و قراردادهای صنعتی، هیچ‌یک نمی‌توانند جایگزین این رسالت اساسی شوند. توجه به تربیت نیروی انسانی، مهم‌ترین مسئولیت دانشگاه‌هاست. من خود در هر دو حوزه فعالیت کرده‌ام و به گمانم در هر دو نیز تا حدی موفق بوده‌ام، اما همچنان معتقدم بزرگ‌ترین افتخار و دستاورد یک دانشگاه باید تربیت نیروی انسانی ماهر، متعهد و متناسب با نیازهای جامعه باشد.

وی ادامه داد: تحقق این هدف، جز از طریق تعاملی سازنده و عمیق میان استاد و دانشجو امکان‌پذیر نیست؛ تعاملی که متأسفانه در سال‌های اخیر تا حد زیادی مورد غفلت قرار گرفته است. دانشگاه‌ها و مجموعه‌هایی که خود را دانشگاه‌های نسل سوم یا چهارم می‌دانند، باید به آسیب‌شناسی جدی در این زمینه بپردازند و پیش از هر چیز بررسی کنند که در انجام رسالت اولیه خود، یعنی تربیت نیروی انسانی، تا چه اندازه موفق بوده‌اند.

عضو هیئت علمی گروه مهندسی متالورژی و مواد دانشگاه فردوسی رکن اصلی موفقیت دانشگاه را خوشبختی دانشجویان دانست و تصریح کرد: دانشگاه زمانی موفق است که دانشجویان آن موفق، شاد و به تعبیر دقیق‌تر، خوشبخت باشند. همچنین، استادی را می‌توان موفق دانست که اگر از دانشجویانش درباره او پرسیده شود، با رضایت خاطر بگویند که احساس موفقیت، مفید بودن و خوشبختی را در وجود خود تجربه کرده‌اند.

وی با تأکید بر اینکه خوشبختی، مفهومی درونی است، گفت: همواره به دانشجویانم توصیه می‌کنم که تعریف خوشبختی و موفقیت را از معیارهای بیرونی به درون خود منتقل کنند. موفقیت، فراتر از عنوان‌ها و برچسب‌هایی مانند سرآمد، استعداد برتر یا رتبه‌های مختلف است. ممکن است فردی همه این عناوین را داشته باشد، اما در درون خود احساس رضایت نکند و در مقابل، فرد دیگری بدون برخورداری از این عنوان‌ها، سرشار از احساس رضایت و موفقیت باشد.

میرجلیلی، چالش‌های ساختاری و سازمانی را از مهم‌ترین موانع پیش روی خود دانست و بیان کرد: اشکالات ساختاری، بزرگ‌ترین چالش من در دوران تحصیل و همچنین در دوره عضویت در هیئت علمی بوده است. نگرش‌ها و ساختارهای سازمانی، بارها در روند کاری مرا آزار داده‌اند. گاهی این مسائل تا آن اندازه فرساینده می‌شوند که انسان با خود می‌اندیشد چرا باید این مسیر را ادامه دهد؟ چرا همه چیز را رها نکند و تنها به انجام حداقل وظایف خود بسنده نکند؟

وی افزود: تا زمانی که نگاه ما معطوف به بیرون باشد، همه این مسائل می‌توانند به چالش تبدیل شوند. برای مثال، اگر با وجود همه تلاش‌ها، کسی به من نگوید که استاد خوبی هستم، ممکن است احساس سرخوردگی شدیدی پیدا کنم. حتی اگر ساعت‌ها برای دانشجویان وقت صرف کرده باشم و در پایان ترم، ارزیابی مطلوبی دریافت نکنم یا دانشجویان از عملکردم رضایت نداشته باشند، این مسئله می‌تواند انگیزه و نیروی محرکه مرا برای سال آینده از بین ببرد. این موضوع، تجربه‌ای انسانی و طبیعی است و من نیز بارها چنین شکست‌هایی را تجربه کرده‌ام.

یک استاد دانشگاه: ارزش واقعی یک استاد در میزان اثرگذاری او بر شاگردانش است

راه‌حل بسیاری از چالش‌ها در مسیر علمی، بازگشت به خودسازی است

این استاد دانشگاه با اشاره به اهمیت خودسازی بیان کرد: راه‌حل بسیاری از این چالش‌ها، بازگشت به خودسازی است. اگر فردی بتواند در مسیر خودسازی گام بردارد، نگاهش از بیرون به درون معطوف می‌شود و بخش زیادی از مشکلات او حل خواهد شد. هر اندازه هم که انگیزه‌های بیرونی وجود داشته باشند، در نهایت این خود فرد است که باید دوباره انگیزه را در وجود خویش زنده کند. ما برای خودمان زندگی می‌کنیم و در چنین شرایطی، قضاوت دیگران اهمیت تعیین‌کننده‌ای نخواهد داشت.

میرجلیلی یکی از مهم‌ترین ویژگی‌های استاد موفق را «احترام» دانست و اظهار کرد: اخلاق، نتیجه باور به احترام است و این باور، در قالب اخلاق حرفه‌ای نمود پیدا می‌کند؛ اخلاقی که در آن، حرمت انسان‌ها خدشه‌دار نشود. در واقع، احترام، بسترساز شکل‌گیری اخلاق حرفه‌ای است. در برخی موارد احساس می‌کنم حرمت دانشجو به درستی رعایت نمی‌شود. برای مثال، دانشجویی با برنامه‌ریزی دقیق و در رقابتی فشرده، درسی را با استاد و ساعت مشخص انتخاب می‌کند، اما پس از آن، استاد به دلایلی زمان کلاس یا امتحان را تغییر می‌دهد. این رفتار، از منظر اخلاق حرفه‌ای قابل دفاع نیست، زیرا بر پایه احترام متقابل شکل نگرفته است. دانشجو نیز در این فرآیند سهم و حق دارد و تغییر ناگهانی برنامه، نادیده گرفتن حرمت او محسوب می‌شود.

وی با انتقاد از یک‌بعدی بودن نظام آموزشی کشور، بیان کرد: در مدارس، از دوره دبستان تا دبیرستان، همواره یک پیام تکرار می‌شود؛ اینکه «خوب درس بخوان تا در مدارس تیزهوشان پذیرفته شوی» و سپس «خوب درس بخوان تا در کنکور موفق شوی». گویی تمام هدف زندگی یک دانش‌آموز در قبولی کنکور خلاصه شده و همه آرمان‌های انسانی او به ورود به یک دانشگاه خوب محدود می‌شود. این در حالی است که بسیاری از دانشجویان پس از ورود به دانشگاه، با حجم زیادی از سرخوردگی‌های اجتماعی مواجه می‌شوند.

این استاد دانشگاه افزود: تقریباً از هر سه دانشجویی که می‌شناسم، یک نفر با مشکلاتی مانند افسردگی، اختلال در تمرکز یا حتی افکار مرتبط با خودکشی در ارتباط با مشاوران دانشگاه است. به اعتقاد من، ریشه بخش قابل توجهی از این آسیب‌ها را باید در نظام آموزشی جست‌وجو کرد؛ نظامی که با تأکید افراطی بر یک جنبه خاص، بسیاری از توانمندی‌های واقعی دانش‌آموزان را نادیده می‌گیرد و زمینه رشد یک‌بعدی آن‌ها را فراهم می‌کند.

میرجلیلی در ادامه با اشاره به موضوع شایسته‌گزینی، اظهار کرد: این پرسش در تمام ارکان نظام آموزشی مطرح است که آیا واقعاً شایسته‌گزینی انجام می‌دهیم؟ آیا سهمیه‌های کنکور عادلانه هستند؟ آیا دانشگاه‌ها در فرآیند جذب اعضای هیئت علمی، بر اساس شایستگی واقعی تصمیم می‌گیرند یا عوامل دیگری نیز در این میان دخیل هستند؟ همچنین باید از خود بپرسیم که آیا از ظرفیت تمامی سرمایه‌های انسانی کشور، چه آن‌هایی که در داخل مانده‌اند و چه افرادی که به خارج از کشور رفته‌اند، به درستی استفاده می‌کنیم یا خیر.

عضو هیئت علمی گروه مهندسی متالورژی و مواد دانشگاه فردوسی خاطرنشان کرد: ما با برخی تنگ‌نظری‌ها، بخش قابل توجهی از ظرفیت‌های علمی کشور را از دست داده‌ایم و متأسفانه همچنان نیز در حال هدر دادن بسیاری از استعدادهای ارزشمند هستیم.

یک استاد دانشگاه: ارزش واقعی یک استاد در میزان اثرگذاری او بر شاگردانش است

شکاف دانشگاه و صنعت، مسئله‌ای ریشه‌ای است

میرجلیلی با تأکید بر ضرورت مهارت‌افزایی متناسب با نیازهای واقعی صنعت و جامعه در برنامه‌های درسی جدید، گفت: بخشی از خلأهای نظام آموزشی باید از طریق فعالیت‌های فوق‌برنامه استادان و آشنایی دانشجویان با فضای واقعی صنعت جبران شود. امروزه یکی از رویکردهای مهم، به‌ویژه در طراحی برنامه‌های درسی جدید، توجه به مهارت‌افزایی متناسب با نیازهای واقعی صنعت و جامعه است. برای مثال، در بسیاری از دانشکده‌های مهندسی، آموزش مهارت‌های نرم به عنوان یک درس رسمی در برنامه آموزشی گنجانده شده است.

وی ادامه داد: استادان باید بخشی از کاستی‌های نظام آموزشی را از طریق فعالیت‌های خارج از چارچوب رسمی جبران کنند؛ به این معنا که دانشجویان را به محیط‌های صنعتی ببرند تا اگر تمام امکانات و دانش مورد نیاز در دانشگاه فراهم نیست، دست‌کم با فضای واقعی کار آشنا شوند و تجربه عملی کسب کنند. البته تحقق این امر ساده نیست، زیرا زیرساخت‌های لازم هنوز به طور کامل فراهم نشده است.

وی با اشاره به ارتباط دانشگاه و صنعت گفت: خوشبختانه نظام ارتقای اعضای هیئت علمی، امروزه توجه بیشتری به این موضوع نشان می‌دهد. نگاه‌های سنتی تا حد زیادی کنار رفته و اهمیت قراردادهای برون‌دانشگاهی افزایش یافته است. استادان نیز از طریق این فعالیت‌ها می‌توانند امتیازات لازم را کسب کنند، اما مانع اصلی در این مسیر، نبود تمایل فردی استادان نیست، بلکه مسئله‌ای ریشه‌ای و ساختاری است.

این استاد دانشگاه افزود: دانشگاه‌های ما همچنان بر حرکت در مرزهای دانش و تولید مقالات در سطح بین‌المللی تأکید دارند، در حالی که صنایع کشور در بسیاری از حوزه‌ها، دو تا سه دهه از صنایع پیشرو جهان عقب‌تر هستند. به عنوان نمونه، هنوز در صنعت خودروسازی کشور، محصولاتی تولید می‌شوند که سطح فناوری آن‌ها متعلق به سال‌های گذشته است و مسائل علمی نوینی برای حل کردن پیش روی خود ندارند.

میرجلیلی با بیان اینکه این فاصله، مانع شکل‌گیری طبیعی ارتباط میان دانشگاه و صنعت شده است، گفت: اگر بخواهیم این ارتباط را به صورت دستوری برقرار نکنیم، ناچاریم یا دانشگاه از سطح علمی خود فاصله بگیرد یا صنعت خود را ارتقا دهد؛ در حالی که هر دو راهکار با چالش مواجه هستند. دانشگاه ماهیتی بین‌المللی دارد و نباید از رسالت اصلی خود دور شود و از سوی دیگر، صنعت نیز الزام فوری برای ارتقای سطح فناوری احساس نمی‌کند. بنابراین، این شکاف باید از طریق راهکارهای اساسی و ریشه‌ای برطرف شود.

وی با بیان اینکه دانشگاه هنوز به بخشی از اکوسیستم صنعت و جامعه تبدیل نشده است، اظهار کرد: نیازهای صنعت و جامعه، با آرمان‌ها و اهداف دانشگاه هم‌راستا نشده‌اند. ما همچنان تلاش می‌کنیم این دو حوزه را به یکدیگر پیوند دهیم، در حالی که زبان مشترک و نگاه مشترکی میان آن‌ها شکل نگرفته است.

یک استاد دانشگاه: ارزش واقعی یک استاد در میزان اثرگذاری او بر شاگردانش است

رشته‌ها باید سیال و متناسب با نیازهای روز باشند

عضو هیئت علمی گروه مهندسی متالورژی و مواد دانشگاه فردوسی مشهد گفت: رشته‌های دانشگاهی باید ماهیتی پویا و سیال داشته باشند؛ به این معنا که متناسب با نیازهای روز تغییر کنند. در غیر این صورت، به تدریج از چرخه علمی و کاربردی کنار گذاشته خواهند شد. این مسئله درباره همه رشته‌ها، از جمله مهندسی مواد و متالورژی، صدق می‌کند.

میرجلیلی افزود: در گذشته، این رشته عمدتاً با عنوان «متالورژی» شناخته می‌شد، اما امروزه واژه «مواد» نیز به آن افزوده شده و عنوان رسمی آن «مهندسی مواد و متالورژی» است. در بسیاری از دانشگاه‌های معتبر جهان نیز این حوزه با عنوان «علم و مهندسی مواد» شناخته می‌شود. ماهیت این رشته باید متناسب با نیازهای روز جهان تغییر کند. بخش عمده‌ای از نیازهای علمی امروز، در حوزه مواد پیشرفته متمرکز شده است. علم مواد هرگز از اهمیت نخواهد افتاد و حتی در پیشرفته‌ترین عرصه‌های علمی نیز همچنان جایگاهی محوری دارد.

عضو هیئت علمی گروه مهندسی متالورژی و مواد دانشگاه فردوسی  با اشاره به نقش این رشته در فناوری‌های روز اظهار کرد: امروزه از تلفن‌های همراه هوشمندی استفاده می‌کنیم که نیازمند شارژ مداوم هستند، در حالی که اگر این دستگاه‌ها تنها هفته‌ای یک بار شارژ می‌شدند، پیشرفت بزرگی محسوب می‌شد. حتی تصور کنید اگر شرکتی اعلام کند باتری محصولش با یک بار شارژ تا سال‌ها کار خواهد کرد؛ تحقق چنین تحولی، نیازمند پیشرفت در حوزه مهندسی مواد است.

میرجلیلی گفت: دنیای امروز مواد، دیگر محدود به ریخته‌گری سنتی نیست؛ حوزه‌ای که چند دهه یا حتی چند قرن پیش اهمیت فراوانی داشت. اکنون با آلیاژهای جدید و مواد نوینی مواجه هستیم که لزوماً فلزی نیستند و شامل مواد پلیمری، سرامیکی، الکترونیکی و زیست‌سازگار می‌شوند. مهندسان مواد وظیفه دارند این ظرفیت‌ها را در مسیر توسعه فناوری و در پیشرفته‌ترین سطوح علمی به کار گیرند.

وی تأکید کرد: بنابراین، رشته‌های دانشگاهی باید سیال، پویا و متناسب با نیازهای روز جامعه و صنعت باشند؛ در غیر این صورت، از جریان اصلی علم و کاربردهای آن عقب خواهند ماند. مهندسی مواد باید نقش خود را در حوزه‌هایی مانند ذخیره‌سازی انرژی، تبدیل انرژی و توسعه انرژی‌های پاک، به شکلی جدی و مؤثر ایفا کند؛ زیرا آینده بسیاری از تحولات فناورانه، به پیشرفت در همین حوزه‌ها وابسته است.

عضو هیئت علمی گروه مهندسی متالورژی و مواد دانشگاه فردوسی با اشاره به برنامه‌های درسی این رشته اظهار کرد: مباحث مرتبط با مواد نوین در برنامه درسی مهندسی مواد گنجانده شده و بخش‌هایی از موضوعات جدید نیز به آن افزوده شده است. همچنین برخی دروس تازه متناسب با تحولات علمی این حوزه طراحی و ارائه شده‌اند. با این حال، آیا به نقطه ایده‌آل رسیده‌ایم؟ پاسخ منفی است؛ هنوز تا رسیدن به وضعیت مطلوب فاصله داریم.

میرجلیلی افزود: برنامه درسی این رشته باید بتواند طیفی از نیازهای داخلی تا مرزهای دانش را پوشش دهد. طراحی برنامه درسی در دانشگاه، فرآیندی بسیار پیچیده و دشوار است، زیرا از یک سو باید نیازهای فعلی صنعت کشور، که گاه به فناوری‌های دو یا سه دهه گذشته وابسته‌اند، مورد توجه قرار گیرد و از سوی دیگر، باید نیازهای دو یا سه دهه آینده نیز پیش‌بینی شود.

وی ادامه داد: در واقع، برنامه‌ریزان آموزشی ناگزیرند مجموعه‌ای متنوع از دروس را در کنار یکدیگر قرار دهند؛ از قدیمی‌ترین و کاربردی‌ترین مباحثی که همچنان در صنعت مورد استفاده قرار می‌گیرند تا جدیدترین موضوعات و دستاوردهای علمی جهان. دستیابی به تعادل میان این دو حوزه، یکی از مهم‌ترین چالش‌های طراحی برنامه‌های درسی دانشگاهی به شمار می‌رود.

انتهای پیام

آخرین اخبار استان ها