محمدعلی حضرتی شاعر و پژوهشگر در گفتوگو با ایسنا اظهار کرد: شعر آئینی ژانر وسیعی است که مشمول سه قلمرو میشود و در گذر زمان دستخوش دگرگونیهایی شده است. این قلمروها شامل بخش توحید و معرفت پروردگار، نعت و ستایش پیشوایان دین است. یک بخش از شعر آئینی هم در حوزه مرثیهها کاربرد دارد که آن را در ادبیات عاشورایی دستهبندی میکنیم.
وی افزود: ادب آئینی مبتنی بر دیدگاههای کلامی پیروان مذاهب مختلف اسلامی است. به عنوان مثال تصوری که شاعران اشعریمسلک از مفهوم توحید داشتند با نگاهی که و معتزلیان و شیعیان داشتند متفاوت بوده است. در زمانی که در عرصه کلام اسلامی این دیدگاه با تقابلهایی روبهرو بوده؛ عرصه شعر هم مشمول همین دیدگاه شده است.
این پژوهشگر با اشاره به تقابل دیدگاه پیروان مذاهب بیان کرد: برای مثال یکی از تقابلهای پیروان، مسئله رؤیت خدا بود. اشعریها معتقد بودند که میتوان خدا را با چشمِ سر مشاهده کرد. نظامی گنجوی از جمله پیروان این مکتب بود. وی میگفت: مطلق از آنجا که پسندیدنیست/ دید خدا را و خدا دیدنیست* دید پیمبر نه به چشم دگر/ بلکه بدین چشم سر، این چشم سر.
وی اضافه کرد: نقطه مقابل این دیدگاه شیعیان بودند که معتقد بودند خداوند را تنها با چشمِ دل میتوان نگریست. فردوسی از پیروان این مکتب بود. او در آغاز شاهنامه با خداوندِ جان و خرد آغاز و میکند و با بیت «به بینندگان آفریننده را؛ نبینی، مرنجان دو بیننده» نشان میدهد که خداوند را نمیتوان با چشمِ سر دید.
این شاعر با اشاره به انعکاس نظرگاه شاعران به رحمت و غضب خداوند یا جبر و اختیار و گناه و… در اشعار آئینی تصریح کرد: یکی از ممیزههای شعر شیعی از پیروان مذاهب دیگر تأکید بر تنزیه خداوند است که اصطلاحاً با عنوان توحیدیات یاد میشود و شعر «ملکا ذکر تو گویم…» سنایی غزنوی این ویژگی را به زیبایی نشان میدهد.
وی درباره تأثیر تفاوت دیدگاه مذاهب اسلامی در شعر بیان کرد: نوع اندیشه شاعران در حمد خداوند که تحمیدیه گفته میشود و در قلمرو معنی حائز اهمیت است. تأمل در این مسئله که آیا قرآن قول خداوند است یا چگونگی بررسی این موضوع در شعر فارسی، زیرمجموعه توحید و معرفت خداوند قرار میگیرد.
حضرتی ادامه داد: موضوع تحمیدیه در اشعار شعرا در مثنویها و قصاید توحیدیه قابل اشاره است. در آن زمان این اشعار را شاعران به کسانی که صدای خوشی داشتند میدادند و آنها درگذرها برای مردم عادی میخواندند و مردم آنها را به خاطرشان میسپردند.
این پژوهشگر با اشاره به برتری صدای جریان غلو افزود: یکی دیگر از علتهای این موضوع، برداشتهای افراطگرایانه و غالی نسبت به ائمه شیعه در این جریان است. این تأثیر منجر شده که فکر شاعر کاملاً از توحید به اینگونه ستایشها سوق پیدا کند.
وی همچنین در خصوص ستایش پیشوایان خاطرنشان کرد: البته که مدح پیشوایان دینی نیز خود بخشی از شعر آئینی محسوب میشود اما باید توازنی برای این جریان بهوجود آید. این ناترازی از زمان صفویه مشاهده میشود و در این میان روح شعر آئینی که بر توحید بنا شده و استوار است در طول زمان تضعیف و به حاشیه رانده شده است.
این شاعر با اشاره به اشعار مدرن حوزه شعر آئینی تصریح کرد: اینطور نیست که شاعران امروزی در توحید شعری ندارند. اثر «نماز» از اخوان ثالث یا «سورهٔ تماشا» سهراب سپهری نمونه شعر توحیدی برجسته امروزی است و تأکید ما صرفاً بر کنترل ناترازی است.
وی در نکتهای در خطاب به شاعران نسبت به تعدیل ناترازی و رسیدن به رویکردی بهتر خاطرنشان کرد: واقعه عاشورا یک واقعه بر اساس نگرش توحیدی سیدالشهدا(ع) است. به همین دلیل این ژانر شعر از قابلیت بالای بیان توحیدی برخوردار است.
حضرتی در پایان بیان کرد: اگر شاعران این نکته را دریابند میتوانند رویکرد بهتری نسبت به شعر عاشورایی داشته باشند و تجربه بزرگانی چون عمان سامانی و فؤاد کرمانی راهگشای این مسیر است.
انتهای پیام
