اکنون نامش تغییر کرده است؛ پیشتر «عمارت بالازاده» خوانده میشد، اما از زمانی که سیدجلال نعیمی برای احیای این عمارت متروک آستین همت بالا زد، نام «جلالالملک» بر آن نهاده شد.
میدانیم که محله بازار رشت تا اواخر دوره قاجار، متراکمترین محله این شهر بود. تجار بزرگ در اطراف محله بازار، عمارتهای اعیانی خود را بنا کرده بودند؛ عمارت سرشناسانی همچون حاج وکیل و فرزندانش، از سردار محیی گرفته تا میرزا کریمخان رشتی، حاجی قوام، بالازاده و دامادش محمدعلی آذربانی.
شهر رشت در اواخر دوره قاجار به سمت اراضی قرق کارگذاری توسعه مییافت؛ محدودهای که تقریبا خارج از شهر قرار داشت و محکومان را برای اجرای حکم اعدام به آنجا میآوردند. شاید غمانگیزترین رویداد این منطقه، اعدام دکتر حشمت طالقانی، پزشک مبارز جنبش جنگل باشد؛ شخصیتی که نوشتهاند با نگاهی نافذ، خود طناب دار را بر گردن خویش آویخت.
امروز اگر به قرق کارگذاری بروید، در آن صحرای برهوت دیروز، ساختمانهای اداری و دولتی سر به آسمان کشیدهاند و خانههای مسکونی در کوچههای فرعی همچنان پابرجا هستند. در میانه میدان نیز سردیسی که در اواخر دهه ۷۰ نصب شد، یادآور اعدام غمانگیز دکتر حشمت است.

محمود نیکویه در کتاب «تاریخچه بلدیه» آورده: احداث نخستین خیابان رشت در فاصله سالهای ۱۳۰۳ تا ۱۳۰۵، محله بازار را که در مرکز شهر قرار داشت، دو پاره کرد و تا اراضی قرق پیش رفت. این خیابان، املاک و خانههای تجار را نیز تخریب کرد تا راهی مستقیم به سمت میدان فرهنگ کشیده شود.
بر اساس آنچه مهری شیرمحمدی در کتاب «خانههای تاریخی رشت» آورده است: فاز نخست این خیابان -که امروز آن را خیابان امام مینامیم- احداث شد و املاک بالازاده، آذربانی، حاج وکیل و میرزا کریمخان رشتی را نیز دربر گرفت. در بخش باقیمانده، املاک تجاری در دو سوی خیابانی که «سپه» نام داشت، احداث شد. «مهمانپذیر بهار» بهعنوان نخستین بنای ساختهشده در این خیابان، دقیقا از حیاط بزرگ عمارت بالازاده شکل گرفت.
اکنون اگر از جوار مهمانپذیر بهار به انتهای بنبست «قوام» بروید، باقیمانده عمارت زیبای بالازاده را خواهید دید؛ بنایی دو طبقه در انتهای کوچه که از روی شیرسرهای چوبی بام، کشیدگی سقف شیبدار و سفالهای سرخ روی آن میتوان دریافت که عمارت در گذر زمان چندپاره شده است. بخش باقیمانده عمارت بالازاده چند ماهی است که رخت احیا بر تن کرده و میکوشد شکوه قجری خود را بازیابد.
این بنا همچون دیگر عمارتهایی که در اقلیم مرطوب گیلان ساخته شدهاند، بر روی کرسیچینی بلندی استوار شده است؛ فضایی که ارتفاع آن از زیرزمینهای معمول کمتر، اما از «گربهرو» بلندتر است. گربهرو یا به گیلکی «پیچارو»، به فضای خالی میان بنای اصلی و کف زمین گفته میشود؛ فضایی که برای گردش هوا و کاهش انتقال رطوبت از زمین به ساختمان، در معماری بومی گیلان کاربرد فراوان داشته است.

بازشوهای متعدد در هر دو طبقه نیز یادآور معماری سازگار با اقلیم مرطوب گیلان است. درها و پنجرههای متعدد اتاقها به سمت حیاط گشوده میشوند تا جریان هوا برقرار بماند. طبقه دوم بنا دارای ایوانی کشیده است که به نظر میرسد در دورههای بعدی شیشهبندی شده و در اصطلاح معماری به «ایوان کتابی» تبدیل شده باشد تا از نفوذ باران شدید به ایوان و اتاقهای طبقه دوم جلوگیری شود. با این حال، همین ایوان کتابی یا آبوشگاه نیز دارای بازشوهای متعدد است. سقف بریدهشده عمارت در ضلع چپ بنا نشان میدهد که ساختمان در گذشته گستردهتر بوده و بعدها کوچکتر شده است.
بخشی از شیرسرهای چوبی بریدهشده رو به حیاطی قرار دارد که به نظر میرسد بخشی از ملک بزرگ حاجی قوام بوده است؛ تاجری سرشناس و مذهبی که هنوز هم بنبست منتهی به آن، «قوام» نامیده میشود.
طبقه نخست عمارت بالازاده مدتی است که توسط سید جلال نعیمی مرمت شده و تلاش دارد با کاربری اقتصادی جدید، دوباره سرپا شود. نعیمی در این باره میگوید: بخشی از این عمارت قاجاری را از مالک اجاره کردیم و یکی از شروط اجاره، هزینهکرد برای مرمت بنا بود. از این منظر میتوان عمارتهایی را که هنوز از رشت قدیم بهجا ماندهاند، دوباره احیا کرد.
وی با اشاره به دشواریهای مرمت یک بنای تاریخی میافزاید: رطوبتزدایی از بنایی که سالها متروک مانده، وفاداری به اصالت بنا و توجه به اقلیم در فرآیند احیا، از مهمترین و دشوارترین مراحل مرمت است. هر گیلانی میداند که اقلیم مرطوب گیلان چه تاثیری بر بناها میگذارد و اگر مداخلات مرمتی بدون توجه به این ویژگیها انجام شود، خود میتواند به عاملی برای آسیب رساندن به بنا تبدیل شود.

نعیمی بیش از هشت ماه برای مرمت طبقه نخست این بنا زمان صرف کرده و کوشیده است حیات تازهای به بنبستی ببخشد که روزگاری متروک بود. درِ قدیمی خانه حاجی قوام نیز رنگآمیزی شده و امید میرود روزی این خانه نیز احیا شود.
این ملک متروک روزهایی را به یاد دارد که به خواهش میرزا کوچک جنگلی، مجلس روضهخوانی در دهه محرم در آن محدوده برپا شد. روزهایی که در سال پایانی جنبش جنگل، بلشویکهای شاخه چپ این جنبش دست به کودتا زدند و اوضاع از کنترل میرزا خارج شد. میرزا بار دیگر به جنگلهای آلیان رفت تا بر شرایط مسلط شود و یکی از ابزارهای او در این مبارزه نابرابر، خلع سلاح فکری بلشویکها از طریق برپایی مجالس روضهخوانی بود و چه کسی برای این کار مناسبتر از حاجی قوام.
در این باره جهانگیر سرتیپپور در کتاب «تاریخ معاصر گیلان» مینویسد: میرزا از او خواست تا به حاجی قوام پیام دهد که در خانهاش در محدوده قرق کارگذاری مجلس روضهخوانی برپا کند و از روضهخوان و گردانندگان مجلس بخواهد مردم مومن و مذهبی را از نیات بلشویکها آگاه سازند.

از آن خیمه و خرگاه نمادین در کوچه قوام، امروز تنها اوراق و اسنادی باقی مانده که دختر جهانگیر سرتیپپور سالها پس از درگذشت پدرش منتشر کرد؛ اما یک چیز همچنان پابرجاست؛ شور زندگی که به بنبست قوام بازگشته است، هرچند نمود آن امروز شاید تنها نوشیدن یک فنجان چای در بخشی از عمارت بالازاده باشد؛ همان بنایی که سید جلال نعیمی برای احیای آن آستین بالا زد.
انتهای پیام
