تجربه جنگها و بحرانهای بزرگ چند دهه گذشته نشان میدهد که گردشگری یکی از نخستین بخشهایی است که از ناامنیهای سیاسی و نظامی آسیب میبیند. از جنگ خلیج فارس و حملات ۱۱ سپتامبر گرفته تا جنگ داخلی سوریه، درگیریهای یوگسلاوی، نسلکشی رواندا و درگیری روسیه و اوکراین، هر بحران به شکلی متفاوت بر جریان سفرهای بینالمللی، درآمدهای گردشگری و اشتغال این صنعت تاثیر گذاشته است. با این حال، بررسی این رویدادها نشان میدهد، در حالی که برخی مقاصد گردشگری با فروپاشی کامل مواجه شدهاند، برخی دیگر توانستهاند پس از پایان درگیریها با سرعت چشمگیری احیا شوند. اکنون نیز جنگ تحمیلی علیه ایران و گسترش ناامنی در خاورمیانه، با اختلال گسترده در حملونقل هوایی و کاهش پیشبینیشده ورود گردشگران، بار دیگر آسیبپذیری صنعت گردشگری در برابر تنشهای ژئوپلیتیکی را آشکار کرده است.
جنگ خلیج فارس(۱۹۹۰ تا ۱۹۹۱)؛ شوک منطقهای
حمله عراق به کویت در دوم آگوست ۱۹۹۰، موجی از شوک فوری را در گردشگری خاورمیانه ایجاد کرد. اردن که بخش گردشگری آن در سال ۱۹۹۰ با نزدیک به ۲.۶ میلیون گردشگر به بالاترین سطح خود رسیده بود، در سال ۱۹۹۱ شاهد کاهش تقریبا ۲۵ درصدی ورود گردشگران به این کشور و رسیدن آنها به ۲ میلیون بازدیدکننده بود. یک گزارش ویژه سازمان تجارت جهانی همزمان نشان میدهد که ورود گردشگران از آمریکای شمالی در پنج ماه آخر سال ۱۹۹۰، ۴۸ درصد در اردن و ۳۶ درصد در مصر کاهش یافته است. اردن کل زیان اقتصادی خود را از این بحران حدود ۴ میلیارد دلار تخمین زده است.
جنگ خلیج فارس همچنین بُعد روانی تاثیر جنگ را نشان داد. نتایج نظرسنجی همزمان در آلمان نشان داد که ۸۲ درصد از پاسخدهندگان برنامههای تعطیلات خود در سال ۱۹۹۱ را به دلیل جنگ خلیج فارس تغییر ندادند و گردشگرانی که دور از منطقه درگیری بودند اغلب عادات خود را حفظ کردند، اما افرادی که به آن نزدیکتر بودند بیشترین آسیب را متحمل شدند. با این حال، بهبود اردن سریع بود، دادههای سازمان تجارت جهانی نشان میدهد که این کشور فقط در سال ۱۹۹۲ افزایش ۸۹ درصدی در ورود گردشگران را ثبت کرده که دومین بازگشت قوی در بین تمام کشورهای جهان در آن سال بوده است.
۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱؛ نقطه عطف جهانی
حملات تروریستی ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱، هرچند از نظر مکانیسم با جنگهای بین ایالتی متفاوت بودند، اما نشان میدهند که چگونه شوک امنیتی واحد میتواند بلافاصله سفر جهانی را تغییر شکل دهد. تاثیرات فوری آن بر آمریکا حیرتانگیز بود؛ تعداد مسافران خطوط هوایی ۵۰ درصد یا بیشتر کاهش یافت، رزرو هتلها در سه ماه اول، ۲۰ تا ۵۰ درصد نزول کرد و بیش از ۱۰۰ هزار کارگر صنعت هواپیمایی اخراج شدند. اقتصاد آمریکا به رکود کشیده شد و سفر و گردشگری ازجمله بخشهایی بودند که بیشترین آسیب را دیدند.
با این حال، در سطح جهانی، تفاوت اندکی وجود داشت. سازمان جهانی گردشگری (UNWTO) کاهش تعداد گردشگران بینالمللی را از ۶۹۶.۷ میلیون نفر در سال ۲۰۰۰ به ۶۹۲.۷ میلیون نفر در سال ۲۰۰۱ ثبت کرد که کاهشی کمتر از یک را نشان میدهد. تعداد گردشگران تا سال ۲۰۰۲، به ۷۰۲.۶ میلیون نفر افزایش یافت و از اوج قبل از حمله فراتر رفت. این مورد، یکی از الگوهای ثابت گردشگری را نشان میدهد که گردشگران به جای توقف کامل سفر، از مقاصد مشهور یا پرخطر به سمت گزینههای امنتر تغییر مسیر میدهند. این اثر جایگزینی جغرافیایی اغلب ارقام کلی جهانی را کاهش میدهد، حتی اگر مقاصد خاص متحمل خسارات شدید شوند.

جنگ داخلی سوریه(۲۰۱۱ تا کنون)؛ فروپاشی کامل
هیچ مورد مدرنی به اندازه سوریه، ویرانی ناشی از درگیریهای مداوم بر گردشگری را به وضوح نشان نمیدهد. پیش از جنگ داخلی، بخش گردشگری سوریه به سرعت در حال رشد بود. طبق دادههای بانک جهانی که از سازمان جهانی گردشگری گرفته شده است، درآمدهای گردشگری بینالمللی در سال ۲۰۱۰ به ۶.۳ میلیارد دلار رسید و گردشگری را به مهمترین بخش خدماتی این کشور تبدیل کرد. درآمد گردشگری در سال ۲۰۱۰ به ۱۰.۲۸ درصد از تولید ناخالص داخلی سوریه را تشکیل میداد که نسبت به میانگین ۶.۴۶ درصد در دهه قبل، افزایش یافت. در سال اول درگیری، یعنی سال ۲۰۱۱، درآمدها به ۱.۸ میلیارد دلار سقوط کرد که کاهشی ۷۱ درصدی را نشان میدهد و سهم این بخش از تولید ناخالص داخلی به ۲.۶۹ درصد کاهش یافت.
این فروپاشی با گذشت هر سال عمیقتر شد. نرخ اشغال هتلها از ۹۰ درصد به ۱۵ درصد کاهش یافت، یونسکو گزارش کرد که پنج مورد از ۶ مکان میراث جهانی سوریه در اثر جنگ آسیب دیدهاند و تا سال ۲۰۱۳، وزارت گردشگری تایید کرد که ۲۸۹ مقصد گردشگری از سال ۲۰۱۱ تحت تاثیر قرار گرفتهاند. اشتغال در صنعت گردشگری تقریبا دو سوم کاهش یافت. سوریه، بارزترین نمونه در تاریخ مدرن است که نشان میدهد، چگونه درگیریهای مداوم میتواند بهطور موثر آنچه یک اقتصاد گردشگری شکوفا بود را نابود کند.
یوگسلاوی و کرواسی(۱۹۹۱ تا ۱۹۹۵): تخریب و بهبود
جنگهای همراه با فروپاشی یوگسلاوی، یکی از کاملترین مطالعات موردی تاریخ را در زمینه تخریب و بهبود گردشگری ارائه میدهند. یوگسلاوی پیش از درگیریها، سالانه پذیرای بیش از ۱۰ میلیون گردشگر بود و بهعنوان اقتصاد گردشگری موفقی فعالیت میکرد اما این وضعیت با شروع جنگ، تقریبا به طور کامل فرو ریخت.
بهبود کرواسی، پس از برقراری صلح، بهطرز چشمگیری سریع بود. تا سال ۲۰۰۰، سالانه ۵.۶ میلیون بازدیدکننده وارد شدند. دوبروونیک که در طول محاصره ۱۹۹۱ به شدت گلولهباران شده بود، بهطور سیستماتیک بازسازی و به یکی از مقاصد گردشگری پرطرفدار اروپا تبدیل شد. آمار رسمی تایید میکند که این کشور در سال ۲۰۲۵ بیش از ۲۱.۸ میلیون گردشگر را پذیرفته است.
رواندا؛ از نسلکشی تا رهبری گردشگری
نسلکشی رواندا در سال ۱۹۹۴ که در آن بیش از ۸۰۰ هزار نفر فقط در ۱۰۰ روز کشته شدند، گردشگری را بهطور کامل متوقف کرد، با این حال، رواندا یکی از خارقالعادهترین داستانهای بازیابی گردشگری پس از جنگ را ارائه میدهد. تا سال ۲۰۰۷ و ۱۳ سال پس از نسلکشی، گردشگری به بالاترین منبع درآمد خارجی رواندا تبدیل شده بود. مقامات گردشگری دولت رواندا، بازسازی این بخش را حول بازارهای خاص گردشگری بومشناختی، تماشای گوریلها، گردشگری مبتنی بر جامعه حامی فقرا و گردشگری یادبود با محوریت یادبود نسلکشی انجام دادند. رواندا نشان میدهد که با حاکمیت قوی و روایتی روشن از پس از جنگ، گردشگری نه فقط میتواند بهبود یابد، بلکه میتواند این بخش را به چیزی از نظر کیفی قویتر از آنچه قبلا وجود داشت، تبدیل کند.

جنگ روسیه و اوکراین (۲۰۲۲ تا کنون)
جنگ روسیه و اوکراین در فوریه ۲۰۲۲ دو بحران موازی برای گردشگری جهانی ایجاد کرد. در داخل اوکراین، ورود گردشگران بینالمللی در سال ۲۰۲۲ به ۲.۱۷ میلیون نفر و در سال ۲۰۲۳ به ۲.۴ میلیون نفر کاهش یافت و در مجموع طی دو سال فقط ۱.۷ میلیارد دلار درآمد ایجاد کرد. یونسکو کل خسارت به داراییهای فرهنگی و گردشگری اوکراین را تا فوریه ۲۰۲۴ به میزان ۳.۵ میلیارد دلار تخمین زد که ۴۰ درصد افزایش نسبت به تخمین سال قبل را نشان میدهد.
در بازار جهانی گستردهتر، این جنگ از طریق بسته شدن حریم هوایی، افزایش قیمت سوخت و کاهش چشمگیر گردشگری خروجی روسیه و اوکراین، گردشگری اروپای شرقی و آسیای مرکزی را مختل کرد. روسیه قبل از سال ۲۰۲۲، یکی از بزرگترین منابع گردشگران خروجی جهان بود و دهها میلیارد دلار هزینه بازدیدکنندگان جهانی ایجاد میکرد. جنگ عملا این بازار عظیم گردشگری را از گردش جهانی حذف کرد.
جنگ ۲۰۲۶، تجاوز آمریکایی صهیونیستی به ایران: اختلال در زمان واقعی
تجاوز آمریکاییصهیونیستی به ایران که از ۲۸ فوریه ۲۰۲۶ آغاز شد، یکی از شدیدترین و سریعترین اختلالات در هوانوردی و گردشگری جهانی در تاریخ معاصر را نشان داد. حریم هوایی حداقل هشت کشور ازجمله ایران، اسرائیل، اردن، قطر، بحرین، کویت، امارات متحده عربی و منطقه مرزی جنوبی سوریه بسته شد. فرودگاه بینالمللی دبی، شلوغترین فرودگاه بینالمللی جهان و فرودگاه بینالمللی حمد دوحه هر دو فعالیت خود را به حالت تعلیق درآوردند. تا ۱۲ مارس، بیش از ۴۹ هزار پرواز در سراسر جهان لغو یا تغییر مسیر داده شده بود.
تاثیر اقتصادی این جنگ تحمیلی بر گردشگری سریع و شدید بوده است. شورای جهانی سفر و گردشگری بر اساس پیشبینی خود برای سال ۲۰۲۶ قبل از درگیری که ۲۰۷ میلیارد دلار هزینه سالانه بازدیدکنندگان بینالمللی در سراسر خاورمیانه را پیشبینی میکرد، تخمین میزند که تجاوز به ایران حداقل ۶۰۰ میلیون دلار در روز هزینه از دست رفته برای منطقه به دلیل هزینههای بازدیدکنندگان بینالمللی دارد. آکسفورد اکونومیکس کاهش ۱۱ تا ۲۷ درصدی در ورود گردشگران ورودی به منطقه را پیشبینی کرد که نشاندهنده از دست دادن احتمالی ۲۳ تا ۳۸ میلیون بازدیدکننده و ۳۴ تا ۵۶ میلیارد دلار کاهش هزینه برای سال ۲۰۲۶ است.
با توجه به مسیر اخیر منطقه، مقیاس این اختلال به ویژه دردناک است. خاورمیانه، رهبر جهانی در بهبود گردشگری پس از همهگیری ویروس کووید-۱۹ بود و تا سال ۲۰۲۳ از مجموع بازدیدکنندگان قبل از همهگیری فراتر رفت و تنها منطقهای در جهان محسوب میشد که در آن زمان این کار را انجام داده بود. دبی در سال ۲۰۲۵ رکورد جدیدی در گردشگری ثبت کرده بود و از ۱۹.۵۹ میلیون بازدیدکننده بینالمللی استقبال کرد و میزان اشغال هتلها بالای ۸۰ درصد بود.
انتهای پیام
