۱۴۰۵-۰۳-۲۹ | ۰۹:۵۲
عاشورا؛ پیوند «شور» و «شعور»/نقدی بر دوگانهٔ علوی-صفوی در اندیشهٔ شریعتی

سروش در گفت‌وگوی تفصیلی با ایسنا تبیین کرد: 

عاشورا؛ پیوند «شور» و «شعور»/نقدی بر دوگانهٔ علوی-صفوی در اندیشهٔ شریعتی

استاد فقه و فلسفه حوزه علمیه قم، به مناسبت سالروز درگذشت دکتر شریعتی، با تأکید بر ضرورت توسعه معرفت‌اندیشی در کنار تاریخ‌نگاری عاشورا، دوگانه «غم پایان داستان» و «پیام همیشگی» را مکمل یکدیگر دانست و با نقد جدی دوگانه «تشیع علوی و صفوی»، بر جامعیت متن شیعه در قیام، صلح و کناره‌گیری تأکید کرد و گریه را چاشنی تحریک عقلانیت خواند و بر تمایز «دفاع از دین» با «تحمیل اجباری آن» تصریح کرد.

حجت‌الاسلام والمسلمین هادی سروش ـ استاد فقه و فلسفه حوزه علمیه قم ـ در گفت‌وگو با ایسنا، با گرامیداشت ۲۹ خرداد، سالروز درگذشت دکتر علی شریعتی، به تبیین ابعاد گوناگون فکری این روشنفکر معاصر درخصوص حماسه عاشورا پرداخت.  

توسعه معرفت‌اندیشی در کربلا؛ گامی فراتر از تاریخ‌نگاری صرف

این استاد حوزه علمیه قم با اشاره به رویکرد رایج در تحلیل وقایع تاسوعا و عاشورا در پاسخ به این سوال که دکتر شریعتی می‌گوید برای برخی کربلا در تاسوعا آغاز و در عاشورا پایان می یابد؛ آیا می‌توانیم چنین تحلیل کنیم که کربلا و عاشورا را از تاسوعا شروع می‌کنیم و در عصر عاشورا آن را تمام می‌کنیم؟ اظهار کرد: این سخن تا حدودی نسبت به بخشی از نویسندگان یا گویندگان می‌تواند درست باشد که تمام توان خود را قرار دادند که ماجرای عاشورا و این فرهنگ بزرگ حضرت اباعبدالله الحسین (ع) را از عصر تاسوعا تا عصر عاشورا، آن هم از نظر تاریخی، مورد بررسی قرار دهند. اما کسانی که چنین نگاهی به عاشورا و حادثه کربلا داشته باشند، نمی‌توانیم بگوییم نگاه کاملی دارند. کربلا یک فرهنگ برای شیعه است و عاشورا یک معیار بزرگ برای اسلام و بلکه برای هر آزادی‌خواهی هست. در عین حال که باید تاسوعا و عاشورا و وقایع این دو روز را مد نظر داشته باشیم، اما باید فضای معرفت‌اندیشی را در رابطه با حادثه کربلا توسعه دهیم و افکار و اندیشه‌های مسلمانان، شیعیان و همه جهانیان را به جریان کربلا جلب کنیم.

وی در ادامه با تأکید بر پیوند تاریخ و معرفت افزود: اگر کسی آمد وقایع تاسوعا و عاشورا را به قلم آورد یا به زبان آورد، ما نمی‌توانیم او را مورد اتهام قرار دهیم که شما در زمینه معرفت قدمی برنداشته‌اید. اصلاً معرفت بر اساس آن حوادث و وقایع ایجاد می‌شود و بر اساس آن حوادث معرفت شکل می‌گیرد. برای مثال، وقتی عصر تاسوعا را می‌بینید که امام حسین (ع) اجازه ملاقات با دشمن را به برادرش حضرت عباس (ع) می‌دهد، یا در شب عاشورا شخصاً با عمر سعد مذاکره می‌کند، این خود بستری برای معرفت‌اندیشی بیشتر است. پس می‌شود که ما حوادث و وقایع عاشورا و تاسوعا را برای معرفت‌اندیشی بیشتر حفظ کنیم و نگاه داریم و البته محدود به فقط تاریخ‌نگاری هم نشویم؛ یعنی در کنار تاریخ‌نگاری و تاریخ‌نویسی و تاریخ‌گویی، نگاه معرفت‌انگیز به این حادثه مهم تاریخ و حادثه مهم دینی داشته باشیم.

"غم پایان داستان"و "پیام همیشگی"؛ دو بال مکمل یکدیگر

حجت‌الاسلام سروش در بخش دوم سخنان خود به یکی از چالش‌برانگیزترین مباحث در حوزه عاشوراپژوهی پرداخت و تصریح کرد: مطلب بعدی در رابطه با توجه داشتن به غم پایان داستان کربلا یا پیرو پیام همیشگی بودن کربلاست. من معتقدم هر دو جمله درست و هر دو جمله جزو مسائلی است که ما بر اساس معیارهای دینی آن را تأیید می‌کنیم. هم بر غم پایان داستان یعنی عصر عاشورا توجه می‌کنیم و مصائبی که بر حضرت اباعبدالله(ع) و اصحابش اتفاق افتاد را می‌خوانیم و می‌گوییم، و هم اینکه به پیام‌های این حادثه بزرگ یک نگاه همیشگی داریم.

وی با استدلال بر ضرورت وجود عنصر عاطفه در مکاتب الهی اظهار کرد: این که غم پایان داستان نمی‌تواند مردود باشد و ما به غم پایان داستان کربلا نگاه می‌کنیم، چون هیچ مکتبی نیست که نیاز به چاشنی عاطفی نداشته باشد. زیبایی‌های مکتب تشیع این است که حادثه کربلا و شرایطی که بر امام حسین(ع) و اصحابش پیش آمد و تلخی‌ها و جنایاتی که دشمن روا داشت، یک چاشنی عاطفی در دین ما شده است. این چاشنی ضمیمه می‌شود به آن درس‌گاه خلقت در ارتباط با علاقمندان و شیعیان امیرالمؤمنین علی (ع)؛ همانگونه که در روایت پیامبر (ص) فرمود: «در دل‌های مؤمنین حرارت محبت به امام حسین (ع) وجود دارد و هیچگاه این حرارت سرد نمی‌شود.»

این استاد حوزه با استناد به متون دینی، بر تلفیق این دو رویکرد تأکید کرد و گفت: آنچه که ما بر اساس روایات و سیره ائمه(ع) دریافت می‌کنیم این است که ما به این غمی که در این داستان کربلا پیدا شد، خصوصاً در پایان این داستان یعنی عصر عاشورا، توجه داریم. انبوهی از روایات ما در رابطه با گریه است، در رابطه با روزه است، در رابطه با شعر سرودن است. اما در عین حال از پیام مهم این حادثه هم غفلت نمی‌کنیم تا بتوانیم از امام حسین (ع) پیروی کنیم. همان غم پایان داستان می‌تواند ما را کمک کند که پیرو پیام جریان کربلا باشیم. پیام کربلای امام حسین(ع) همان چیزیست که در زیارت عاشورا هم آمده: "نِسْلِمُ لِمَنْ سَالَمَکُمْ"؛ ما به حضرت اباعبدالله عرض می‌کنیم ما پیام شما را گرفتیم؛ شما جانت را دادی، ما هم برای هر نقطه‌ای که جان‌فشانی کنی، جان‌فشانی می‌کنیم. برای هر نقطه‌ای که شما تسلیم او هستید، ما هم تسلیم او هستیم که آن نقطه تسلیم در برابر ذات باری تعالیست و در هر کجا شمشیر به دست بگیریم، ما هم شمشیر به دست می‌گیریم. این پیام عاشوراست.

حجت الاسلام سروش در ادامه به سه پیام کلیدی امام حسین (ع) اشاره کرد و افزود: پیام امام حسین (ع) در سه عنوان ذکر شده توسط خود ایشان در وصیت‌نامه‌ای که به محمد حنفیه دادند، وقتی می‌خواستند از مدینه بیرون بیایند، این سه جمله است:اول؛ "إنَّما خَرَجْتُ لِطَلَبِ الْإِصْلَاحِ"؛ امام حسین (ع) برای اصلاح امور قیام کرد؛ زیرا انحرافاتی در برداشت از دین شکل گرفته بود که دودش به چشم مردم و دینداران می‌رفت. دوم، "أُرِیدُ أَنْ آمُرَ بِالْمَعْرُوفِ وَ أَنْهَی عَنِ الْمُنْکَرِ"؛ حرکت امام حسین (ع) در راستای امر به معروف و نهی از منکر بود. سوم؛ "وَ أَسِیرُ بِسِیرَةِ جَدِّی رَسُولِ اللَّهِ وَ أَبِی أَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ"؛ یعنی خود را به سیره جدم رسول الله و پدرم امیرالمؤمنین علی(ع) مقید کردم. ما برای پیاده کردن این سه پیام در خود و جامعه، به آن چاشنی عاطفی و محبت نیاز داریم و آن چاشنی هم می‌آید و ما را کمک می‌کند. در نتیجه هر دو جمله درست است و هر دو عبارت، یعنی «غم پایان داستان» و «پیرو پیام همیشگی کربلا بودن»، درست است و در واقع به نظر من مکمل یکدیگرند و هیچگونه تناقضی ندارند.

عاشورا؛ پیوند «شور» و «شعور» / نقدی بر دوگانهٔ علوی-صفوی در اندیشهٔ شریعتی

واکاوی و نقد دوگانه «تشیع علوی» و «تشیع صفوی» در اندیشه شریعتی

این پژوهشگر و استاد فقه و فلسفه حوزه علمیه قم در بخش محوری دیگر از گفت‌وگوی خود، به نقد یکی از نظریات مشهور دکتر شریعتی در باب دوگانه‌پنداری تشیع پرداخت و اظهار کرد: مطلب بعدی در رابطه با این است که آیا شیعه منحصر به مصلحت‌اندیشی است یا منحصر به حرکت و قیام؟ گرچه از «مصلحت‌اندیشی» به «تشیع صفوی» تعبیر شده و از «حرکت و قیام و مبارزه» به «تشیع علوی» نام برده شده، اما این بحث جای بررسی دارد.

وی در نقد این نام‌گذاری، به تحلیل مصادیق تاریخی پرداخت و خاطرنشان کرد: اولاً، ما وقتی از تشیع علوی می‌گوییم، اگر مقصود از تشیع علوی یعنی تشیعی که هیچ گونه سنخیتی با مصلحت‌اندیشی برای جهان اسلام در نظر نگیرد، چنین نام‌گذاری درست نیست؛ چون خود امیرالمؤمنین (ع) بعد از رحلت پیامبر(ص) وارد میدان مبارزه با دستگاه حاکمیت نشد و ۲۵ سال خانه‌نشین بود. از سوی دیگر، اگر مقصود از تشیع صفوی، کسانی باشند که خانه‌نشین و فقط مصلحت‌اندیش هستند و به رشد و تعالی دین اسلام و تشیع فکر نمی‌کنند، چنین گمانی نیز جای نقد دارد.

حجت الاسلام سروش با دعوت به بازگشت به متن اصلی تاریخ تشیع تصریح کرد: واقعیتش این است که ما برای شناخت اسلام و برای شناخت شیعه باید وارد متن بشویم و از قدم زدن در حاشیه پرهیز کنیم. وقتی به متن مراجعه می‌کنیم، می‌بینیم متن شیعه هم قیام اباعبدالله الحسین (ع) را دارد، هم قبل از ایشان قیام جدی حضرت امیرالمؤمنین علی (ع) در مقابل طاغیان و منحرفانی مانند معاویه و اصحاب جمل و نهروان را دارد که حضرت با آنها مبارزه کرد. در همین شیعه، مبارزات امیرالمؤمنین علی (ع) در طول پنج سال دیده می‌شود، حماسه حضرت اباعبدالله(ع) دیده می‌شود، صلح امام حسن مجتبی (ع) هم دیده می‌شود، و کناره‌گیری امام سجاد (ع) و امام صادق (ع) و امام باقر (ع) را نیز در همین زاویه می‌توانیم ببینیم.

وی افزود: پس این نامگذاری اگر به این معنا باشد که شیعه علوی همیشه حرکت انقلابی دارد و همیشه در قیام است، و مقصود از شیعه صفوی کسی است که مصلحت‌اندیشی می‌کند، با تاریخ شیعه و با متن شیعه خیلی سازگار نیست. آنچه که مهم است این است که ما باید از نامگذاری‌ها عبور کنیم و به واقعیت‌ها نگاه کنیم. واقعیت این است که شیعه و امامان شیعه همواره نگاهشان به مصالح اسلام و مسلمین و حفظ خون مسلمین بوده است. این مصالح اسلام و مسلمین و حفظ خون مسلمین، چه در زاویه قیام باشد، چه در زاویه صلح باشد، چه در زاویه کناره‌گیری از حاکمیت و پرداختن به امور تعلیم و تربیت باشد، همه را در متن شیعه می‌بینیم.

نفی انحصار و نقد تعیین مصداق تاریخی

این استاد فقه و فلسفه در ادامه به نقد تعیین مصداق برای این دو عنوان پرداخت و گفت: با صرف نظر از نقدی که نسبت به این نامگذاری داشتیم، یک حقیقت را می‌پذیریم و آن این است که بعضی از شیعیان همیشه بودند، چه در میان عالمان یا در میان غیرعالمان شیعه، که اینها مصلحت خودشان را می‌دیدند؛ مصلحت زندگی خودشان، مصلحت آینده خودشان را می‌دیدند و درست برعکس آن چیزی که اهل بیت(ع) و ائمه هدایت فرمودند، حرکت کردند. این را ما قبول داریم که در مواردی عده‌ای در برابر ظلم، خاموشی و کوتاهی را انتخاب کردند و هیچ حرکتی از خود نشان ندادند. اما وجود چنین تفکر و اندیشه مصالحه‌گرانه و منفعت‌گرانه، چیزی نیست که بتوانیم به نام تشیع پیاده کنیم. بله، بودن افرادی که به هر جهت توجه به نیاز مهم روز در مورد شیعه ندارند و سرشان را به امور دیگر گرم می‌کنند، قابل انکار نیست.

وی با اشاره به یک نمونه تاریخی مناقشه‌برانگیز در این نامگذاری تصریح کرد: ما نمی‌توانیم مثل علامه مجلسی را بگوییم شیعه صفوی و در پشت حاکمان صفویه قرار داشته است. امام راحل (ره) کلام زیبایی در رابطه با علامه مجلسی و ارتباطش با دستگاه حاکمه صفوی دارد. امام می‌فرمایند که «دربار مجلسی بود نه اینکه مجلسی درباری باشد»؛ یعنی حاکمیت به پیروی از علامه مجلسی بود، نه اینکه علامه مجلسی در درون حاکمیت و پیروی از حاکمیت باشد. با گذشت از این مطلب که نقدی به نامگذاری و تعیین مصداق وارد است، اما می‌پذیریم که شیعیانی بودند که به منافع و مصالح شخصی خودشان نگاه کردند.

 گریه؛ چاشنی عاطفی در کنار پیروی از مرام حسینی(ع)  

حجت‌الاسلام سروش در پاسخ به این پرسش که آیا برخی تنها به گریه می‌پردازند و از یاری مکتب امام حسین (ع) غافل می‌شوند، اظهار کرد: ما نمی‌توانیم مزیت و فضیلت گریه بر حضرت اباعبدالله(ع) را نفی کنیم. گریه بر حضرت اباعبدالله الحسین (ع) طبق روایات بسیار متعدد مورد سفارش است؛ نه تنها گریه عمومی در محافل عمومی، بلکه گریه خصوصی و در خفا هم یک فضیلت بزرگ است. همان‌طور که عرض کردم، این گریه می‌تواند چاشنی عاطفی باشد و انگیزه‌های عقلانی را تحریک کند و ما را در توجه به مکتب و مرام و معارفی که در عاشورا نهاده شده، رهسپار سازد.

وی با رد هرگونه دوگانگی میان «شور» و «شعور» تأکید کرد: طبیعتاً اگر گریه به تنهایی باشد و نفی پیروی از مرام حضرت اباعبدالله(ع) در آن باشد، این درست نیست و بعید می‌دانم هیچ عالم و اندیشمند دینی بگوید که شما فقط گریه کنید و هیچ کاری به روش امام حسین (ع) نداشته باشید. ما هر دوی اینها را نیاز داریم؛ هم محفل عزا، هم محفل عقلانیت؛ هم شور، هم شعور؛ هم تفکر، هم عواطف قلبی نسبت به حادثه کربلا.

تمایز قاطع «دفاع از اسلام» با «تحمیل اجباری دین»

این استاد حوزه علمیه قم در بخش پایانی گفت‌وگوی خود، به یک شبهه اساسی در مورد رویکرد دفاعی از دین پاسخ داد و خاطرنشان کرد: کسانی که از اسلام دفاع می‌کنند یعنی اسلام را در جهت دفاع در برابر ظالمان، در برابر دژخیمان، در برابر ستمکاران مطرح می‌کنند و پای آن می‌ایستند، می‌جنگند، مبارزه می‌کنند و خون می‌دهند. هیچ‌گاه نمی‌توانیم متهم کنیم که دین را به دیگران تحمیل اجباری می‌دانند. بین این دو حرف یعنی «دین اجباری» و «دفاع از اسلام» باید تمایز قائل شد. در تحمیل دین، بدون هیچ گونه حمله‌ای به دین و بدون هیچ حرکتی بر علیه دین، کسی راه می‌افتد و بنا می‌گذارد که همه جهان را با زور و اجبار متدین کند که این درست نیست و آیات متعدد قرآن آن را نفی می‌کند؛ همانند آیه شریفه «لا إکراه فی الدین» که دین اجباری و تحمیلی را نفی می‌کند و آیات دیگری نیز در قرآن شریف داریم که آنها نیز دین تحمیلی را نفی کردند.

سروش تأکید کرد: اما در برابر دشمنی که به هستی دین ما حمله می‌کند، ما از اسلام و از دین حمایت می‌کنیم. این حمایت یعنی قطع دست ظلم و ظالم از دین، نه اینکه کسی را به اجبار دین‌دار کنیم. ما به بی‌دین می‌گوییم: می‌خواهی بی‌دین باشی، باش. راه هدایت و راه صحیح این است که تا وقتی به دین ما و اسلام تعدی نکردی، با شما کاری نداریم. اما اگر لادین هستی و در عین حال می‌خواهی بر دینداران ظلم کنی، در مقابل تو می‌ایستیم. این به معنای تحمیل دین نیست؛ بلکه به معنای دفاع از دین است.

انتهای پیام 

# فرهنگی و هنری

آخرین اخبار فرهنگی و هنری