نخستین هیئت عزاداری در مدینه؛ روایتی مستند از مجلس سوگواری اهل بیت(ع)
محمدرضا سنگری- استاد تاریخ و ادبیات- در گفتوگو با ایسنا، در پاسخ به پرسشی درباره چگونگی شکل گیری فلسفه عزاداری، با استناد به منابع معتبر تاریخی مانند "امالی ابن شجری" و جلد ۸۲ "بحارالانوار" علامه مجلسی، اظهار کرد: هرچند گریههای حضرت زینب (س) کنار قتلگاه و مجالس روضه در شام، اولین جلوههای سوگواری پس از عاشورا بوده است، اما نخستین هیئت منظم و ساختاریافته عزاداری، حدود ۲۲۸ روز پس از حرکت کاروان اسرا از کربلا، در مدینه و در جوار مرقد پیامبر اکرم (ص) شکل گرفت. امام سجاد (ع) در آن مجلس سخنرانی میکردند و بانوانی چون حضرت زینب (س)، ام کلثوم، سکینه و رباب به روایتگری و مرثیه خوانی میپرداختند.
وی افزود: بر اساس گزارشها، این هیئت با ویژگیهای خاصی برگزار میشد؛ از جمله اینکه به روایتی از امام صادق (ع)، یک سال به صورت شبانهروزی و سه سال بعد به صورت روزانه جلسات برگزار میشد. در این محافل، شرکتکنندگان لباس مشکی میپوشیدند، صدای شیون بلند بود و ام سلمه، همسر پیامبر(ص) که کهنسالترین بانوی حاضر بود، گاهی بانی این مجالس میشد. محل برگزاری کنار مسجد النبی بود و خیمههایی برای حضور بانوان برپا میشد. در این میان، هشت بانوی برجسته از جمله حضرت زینب (س)، سکینه، فاطمه صغرا، ام البنین و امسلمه به عنوان مداح و ذاکر اصلی و سه تا پنج مرد نیز به مرثیهخوانی میپرداختند. جالب آنکه بر اساس جلد ۴۵ بحارالانوار، حضرت رباب و امام سجاد (ع) نیز در این مجالس، مسئولیت تهیه غذا برای عزاداران را بر عهده داشتند.
چرا عزاداری از اول محرم آغاز میشود؟ ضرورت مقدمهچینی برای بزرگترین واقعه تاریخ
این تاریخ پژوه در تبیین علت شروع عزاداریها از نخستین روز محرم و نه تنها روز عاشورا، خاطرنشان کرد: هر اتفاق مهم و عظیمی، نیازمند مقدمهای متناسب با خود است؛ از یک مسابقه ورزشی گرفته تا یک نهضت بزرگ تاریخی. عاشورا به عنوان بزرگترین رویداد تاریخ بشریت، طبیعی است که از روزهای ابتدایی محرم و همزمان با آغاز محاصره و تنگنای امام حسین (ع) و یارانش، مورد توجه قرار گیرد. ما نمیتوانیم این نهضت را تنها در یک روز خلاصه کنیم؛ بلکه برای درک صحیح، حتی باید تبیین و تحلیل را از ۲۷ رجب و لحظه حرکت امام از مدینه به سمت مکه آغاز کنیم، هرچند که اوج سوگواریها در ایام محرم متمرکز است.
ریشههای کهن عزاداری در ایران؛ از قرن اول هجری تا اوج گیری در عصر آل بویه
سنگری در پاسخ به پرسش درباره شکلگیری عزاداریهای عمومی به سبک امروزی در ایران، اظهار کرد: شواهد تاریخی نشان میدهد که سوگواری برای سیدالشهدا(ع) در ایران، از همان سال ۶۱ هجری در منطقه سیستان و بلوچستان آغاز شد. مردم ایران در آن برهه با شعار «یا لثارات الحسین» قیام کردند تا انتقام خون آن حضرت را بگیرند. البته این سوگواریها در قرن چهارم هجری و همزمان با روی کار آمدن آل بویه، به اوج خود رسید و در بغداد (که در آن زمان بخشی از ایران محسوب میشد) و سپس سایر مناطق ایران، مراسم عزاداری به شکلی گسترده و سازمان یافته برگزار شد.
تبیین اهداف قیام امام حسین (ع) در کلام خود ایشان؛ از خطبههای پیش از حرکت تا وصیت نامه مکتوب
این استاد ادبیات در بخش دیگری از این گفتوگو، با تأکید بر ضرورت بازگشت به متن کلام امام حسین (ع) برای فهم دقیق فلسفه قیام ایشان، به سه جایگاه مهم که حضرت اهداف خود را به صراحت ترسیم کرده اند، اشاره کرد.
خطبه پیش از حرکت؛ نجات دین از چهره نازیبای بدعتها
سنگری گفت: امام حسین (ع) پیش از آغاز حرکت، در جمع نخبگان و روشنفکران آن دوران، اهداف خود را اینگونه بیان فرمودند که قیام ایشان برای سلطه جویی، قدرت طلبی و دستیابی به متاع دنیا نیست؛ بلکه «لِنُحْیِیَ مَعَالِمَ دِینِکَ» (برای زنده کردن نشانههای دین خدا) و «نُصْلِحَ فِی بِلَادِکَ» (برای اصلاح در سرزمینهای تو) و ایجاد امنیت برای مظلومان و اجرای واجبات و سنتهای الهی صورت میگیرد. ایشان تأکید داشتند که در آن عصر، چهرهای نازیبا از دین به مردم عرضه شده و فساد و تبهکاری جامعه را فرا گرفته است.
وصیتنامه به محمد حنفیه؛ تبیین چهار نفی و سه اثبات
وی با اشاره به وصیتنامه مکتوب امام حسین (ع) به برادرشان محمد حنفیه، این سند را روشنترین بیانیه اهداف قیام دانست و تصریح کرد: امام در ابتدا با نفی چهار ویژگی، هرگونه شائبه انگیزههای شخصی را از ذهنها پاک میکنند و میفرمایند: «إِنِّی لَمْ أَخْرُجْ أَشِرًا وَ لَا بَطِرًا وَ لَا مُفْسِدًا وَ لَا ظَالِمًا» (من از روی سرمستی، گستاخی، فساد و ظلم قیام نکرده ام). سپس سه هدف اصلی خود را ترسیم میکنند: نخست، «إِصْلَاحٌ فِی أُمَّةِ جَدِّی مُحَمَّدٍ» (اصلاح در امت جدم محمد)، دوم، «أَمْرٌ بِالْمَعْرُوفِ وَ نَهْیٌ عَنِ الْمُنْکَرِ» (امر به معروف و نهی از منکر) که نشان از معروفزدایی و منکرسازی گسترده در جامعه اموی داشت و سوم، «وَ أَسِیرُ بِسِیرَةِ جَدِّی مُحَمَّدٍ وَ أَبِی عَلِیِّ بْنِ أَبِی طَالِبٍ» (حرکت بر اساس سیره پیامبر(ص) و پدرم علیبنابیطالب(ع))، که به معنای طرد کامل روش اموی و جایگزینی آن با سیره نبوی و علوی بود.
سخنرانی در مواجهه با حر ریاحی؛ تبیین فلسفه مقابله با حاکم ستمگر
سنگری به سخنرانی تاریخی امام(ع) هنگام برخورد با حر بن یزید ریاحی در منطقه «شرف» اشاره کرد و گفت: حضرت در آنجا با استناد به حدیث رسول خدا (ص) که فرمود هرکس سلطان ستمگری را ببیند که حرام خدا را حلال، عهد الهی را میشکند و بر خلاف سنت رسول خدا عمل میکند و در میان بندگان به گناه و ستم رفتار مینماید، وظیفه همگان را قیام برای تغییر دانسته و تأکید کردند که اگر کسی در برابر چنین حاکمی قیام نکند، خداوند او را با همان ظالم محشور خواهد کرد. امام در ادامه با ترسیم چهره واقعی حکومت اموی که پیروی از شیطان، ترک اطاعت پروردگار، اشاعه فساد، تعطیل حدود الهی، غارت بیتالمال و حلال و حرام کردنهای نابجا را در دستور کار خود داشت، فرمودند که به همین دلایل قیام کرده اند تا به این واژگونی اجتماعی و دینی پایان دهند.
انتهای پیام
