مجید میرزاوزیری در گفتوگو با ایسنا با اشاره به نقش هوش مصنوعی در حل مسائل پیچیده ریاضی و توان انسان برای فهم آن، اظهار کرد: توان انسان برای فهم مسئله ریاضی که هوش مصنوعی آن را حل کرده، بستگی به تعریف ما از حل دارد. ممکن است به صورت مجرد علاقهمند به یافتن حلی برای یک سؤال باشیم یا این که بخواهیم با استفاده از حکم به دست آمده کاری واقعی را به صورت مشهود انجام دهیم. مثلاً در بازی شطرنج اگر به شما بگویند که این بازی انجام خواهد شد و طبق محاسباتی پیچیده به این نتیجه رسیدهاند که از اینجا به بعد اگر هر دو طرف بهترین حرکتهای خود را انجام دهند، آنگاه سفید برنده خواهد شد، این برای شما کافی و لذتبخش است؟ خیر چون شما میخواهید خودتان بازی را انجام دهید و اطلاع از حکم نهایی نیست که لذتبخش است بلکه مسیر حرکت در بازی برای شما لذتبخش است.
وی افزود: از سوی دیگر وقتی از گوشی همراه خود استفاده میکنید شاید چندان برای شما مهم نباشد که اثبات درستی کارکرد این وسیله چیست. بنابراین باید یک موضوع را برای خود مشخص کنیم که هوش مصنوعی یک کپی از یک انسان هوشمند است که به موازات او وجود دارد یا هوش مصنوعی ابزاری برای یک انسان هوشمند است تا بتواند مسائل خود را برای به کار بردن در زندگی روزمره با سرعت و دقت بیشتر انجام دهد؟
عضو هیئت علمی دانشگاه فردوسی مشهد با بیان به اینکه نقش انسان در فرآیند تفکر تفاوت مشخصی با هوش مصنوعی ندارد، عنوان کرد: مگر خود ما در پیدا کردن الگویی عجیب چه میکنیم؟ اصولاً فکر کردن ما چه معنایی دارد؟ آیا ما فکر را خلق میکنیم یا با استفاده از آنچه در تفکر خود دیدهایم بستری جدید برای مسئلهای کهنه را پهن میکنیم؟ آیا واقعاً در خلق این بستر ذهنی، ما امری نو را تجربه میکنیم یا امر نو تکرار خاطرات قبلی ما از گونههای متفاوت تفکر در آدمیان است؟ من فکر میکنم اصطلاح ریاضیدان نابغه تعریف مشخصی ندارد و در نتیجه ما نمیتوانیم بگوییم هوش مصنوعی چنین ویژگی دارد یا ندارد.
میرزاوزیری ادامه داد: آهنگ زدن و آهنگسازی با هم فرق دارند. همچنین دانش ادبی و قریحه شعر گفتن با هم فرق دارند. اگر منظور از نبوغ چیزی شبیه آهنگسازی یا شعر گفتن باشد باید گفت در بین خود ریاضیدانان واقعی هم چنین تفاوتهایی مشهود است و نمیتوان گفت همه ریاضیدانان به این مفهوم، نبوغ داشتهاند؛ گرچه همگی در جلو رفتن انسان در مسیر ریاضیات مؤثر بودهاند. ممکن است کسی ریاضیدانی باشد که نظریهپردازی میکند اما مسئله حلکن خوبی نیست یا ممکن است به خوبی مسائل خلاقانه را حل کند ولی نقش مؤثری در نظریهپردازی ریاضی نداشته باشد. هر دو در رشد ریاضیات مؤثر هستند.
رشد ابزارهای هوش مصنوعی، نیاز ما را به کدنویسی کمتر کرده است
وی با اشاره به اینکه چنین تصوری از ریاضیدان بودن ممکن است تصویر جامع و مانعی حتی برای درصد پایینی از ریاضیدانان نباشد، تاکید کرد: با این حال حتی اگر بپذیریم که خیلی از ریاضیدانان چنین باشند، باز هم با توجه به رشد ابزارهای هوش مصنوعی، اتفاقاً پیشبینی میشود که نیاز ما به کدنویسی کمتر خواهد شد. ممکن است مسئله این باشد که ریاضیدانان بهجای تمرکز صرف بر مباحث استدلالی و محاسباتی، نیازمند پژوهش در بحثهای فلسفی شوند؛ به نظر میرسد که این وظیفه کمکم بر دوش ابزارهای هوش مصنوعی خواهد افتاد. در حال حاضر، علوم کامپیوتر و بهویژه هوش مصنوعی شاخههایی از ریاضیات تلقی میشوند ولی دیدگاه دیگر میتواند این باشد که ریاضیات شاخهای از کامپیوتر باشد.
این استاد دانشگاه گفت: همین مسئله در مورد فلسفه هم صدق میکند و همین الان بزرگانی در ریاضیات وجود دارند که فلسفه را شاخهای از ریاضیات میدانند و فیلسوفان بزرگی نیز معتقدند که ریاضیات شاخهای از فلسفه است. هر دو میتواند درست باشد. حقیقت یکتایی وجود ندارد و اصولاً اطلاع ما از حقیقت مسئله، در صورت وجود، تأثیری بر مسیر حرکت ریاضیات و فلسفه نخواهد داشت.
میرزاوزیری خاطرنشان کرد: به طور کلی مشکلی در تعریف اهداف امتحان وجود دارد و این باعث شده که بشر در تلاش برای این اختراع ناقص خود دست و پاهایی بزند. ظاهراً امتحان گرفتن اختراعی بوده که بشر به صورت ناقص مرتکب شده و مدام تلاش میکند تا این موجود عجیبالخلقه را سر و سامان دهد. یادگیری میتواند حفظی، مفهومی یا ابزاری باشد. متناسب با آن، امتحان نیز میتواند حفظی، مفهومی یا ابزاری باشد. بستگی دارد شما با چه هدفی به یادگیری روی آوردهاید. اگر هدف شما از یادگیری ادبیات، شرکت در یک مسابقه مشاعره باشد، مطمئناً یادگیری حفظی نقش مهمی خواهد داشت.

امتحان باید بنده آموزش باشد نه ارباب آن
وی با بیان اینکه اگر شما تمایل داشته باشید که شاعر شوید، قریحه خلاقانه و درک مفهومی شما از تصویرسازی، قواعد عروض و قافیه و نیز صنایع ادبی میتواند مؤثر باشد، خاطرنشان کرد: اما اگر شما تصمیم داشته باشید که یک سبک شاعری در یک بازه تاریخی خاص را مورد پژوهش قرار دهید، آنگاه ابزارهای ثبت و ضبط و مرتبسازی و تحلیل دادهها میتواند برای شما مفید باشد. یادگیری فعلی به این صورت است که آموزش اسیر سنجش شده است. شما یاد میگیرید چون قرار است در یک امتحان شرکت کنید. در صورتی که میشد یادگیرنده امتحان دهد تا یاددهنده بفهمد که به چه میزان به وظیفه خود عمل کرده است و تا چه حد توانسته شاگردش را برای رسیدن به هدف آن شاگرد، توانمند سازد.
این استاد دانشگاه ادامه داد: حتی ذهن انسانهای متفاوت هم تواناییهای مختلفی دارد و شما نمیتوانید خود آدمها و هوش طبیعی آنها را با هم مقایسه کنید چه رسد به ماشینها. اما چیزی که به طور منطقی میتوان فهمید این است که ما قابلیتهای ذهن خود را در طی هزاران سال گسترش دادهایم و اکنون شیوههایی را برای تربیت فرزندان به کار میبریم که رشد ذهن آنها را شتابدارتر از نسلهای قبلی کرده است. گویی یک مسابقه دو امدادی در جریان بوده و هر انسانی پرچم را به نسل بعدی داده است. عجیب نیست اگر ماشینها هم چنین روشی را به کار ببرند و با شتاب بالاتر نسلهای هوشمندتری را تحویل دهند.
میرزاوزیری با اشاره به اینکه همهچیز به تعریف ما از حل مسئله باز میگردد، خاطرنشان کرد: آیا نتیجه حل برای شما مهم است یا مسیر حل. اگر نتیجه مهم باشد و به هوش مصنوعی اعتماد داشته باشید میتوانید از آن نتیجه، مثل گوشی موبایل خود استفاده کنید اما اگر مسیر حل برای شما مهم باشد طبیعتاً درصدد خواهید بود که آن را ترجمه کنید تا شیوههای خلاقانه برای آن راهحل را بفهمید که بتوانید در مسائلی مشابه بازسازی کنید؛ مگر این که به طور کلی انسان از لذت بردن در مسیر حل فارغ شود و این لذت را به ماشین ارزانی کند.
انتهای پیام
