عبدالله محیسن در نشست «شعر فلسفه است؟» که در حاشیه نمایشگاه گروهی «عدنان» به کیوریتوری امیر عبیداوی در گالری ریم اهواز برگزار شد در گفت و گو با ایسنا با واکاوی سه استدلال افلاطون علیه شاعران – شامل دوری از حقیقت، غلبه احساس بر عقل، و ناآگاهی شاعر از فرجام سخن – تأکید و اظهار کرد: فلسفه و شعر هیچگاه جای یکدیگر را نمیگیرند و تاریخ نشان داده که انتظار نجات بخشی از هنر، به سوءاستفاده های ایدئولوژیک و فجایع انسانی انجامیده است.
محیسن در این نشست با تشریح دیدگاه افلاطون در کتاب «جمهوری»، سه دلیل اصلی طرد شاعران از شهر آرمانی را برشمرد و ادامه داد: نخست، هنر را تقلیدی از سایههای عالم مُثُل باید دانست که حقیقت را مضاعف دور میسازد. دوم، شعر را مبتنی بر هیجانات دیونیزوسی باید خواند که خرد را کنار میزند و سوم، الهام شاعرانه را نوعی ندانستن و ناآگاهی از پیامدهای کلام باید توصیف کرد.
وی با اشاره به نسبت فلسفه و شعر در دوران مدرن، هشدار داد: پس از افول نقش دین و اخلاق، وسوسه جانشینی شعر به جای فلسفه شکل گرفته، اما شعر تنها انسان را به «آستانه ها» میرساند و هرگز قادر به ارائه قواعد اخلاقی یا ساختار سیاسی نیست.
این پژوهشگر فلسفه در ادامه با ذکر نمونههایی از انقلاب فرانسه تا رژیم نازی، یادآور شد: بی توجهی به این مرز، به سوءاستفاده از هنر انجامیده است؛ چنان که آثار بتهوون و شیلر در خدمت ایدئولوژی نازی قرار گرفت و حتی فلسفه هایدگر نیز او را از لغزش سیاسی مصون نداشت.
به گزارش ایسنا، این نشست با استقبال جمعی از هنرمندان، نویسندگان و دانشجویان اهوازی همراه بود.
انتهای پیام
