۱۴۰۵-۰۴-۰۱ | ۰۹:۳۷
معماری ایرانی؛ بستری برای بازآفرینی معنا در زندگی و فضای شهری

معماری ایرانی؛ بستری برای بازآفرینی معنا در زندگی و فضای شهری

خراسان رضوی (ایسنا) - یک حفاظت‌گر سازه‌های تاریخی، با تأکید بر اینکه معماری ایرانی فراتر از پاسخگویی به نیازهای فنی و اقلیمی عمل می‌کند، گفت: معماران ایرانی در طول تاریخ کوشیده‌اند از طریق طراحی فضا، بستری برای ارتقاء کیفیت زندگی، تجربه زیست شهری و مواجهه عمیق‌تر انسان با مفاهیم فرهنگی و معنایی فراهم کنند.

رضا صادقی، شامگاه یکشنبه ۳۱ خرداد در نشستی با عنوان معماری ایران و آشنایی با فرآیند ساخت در معماری گذشته که در مکتب بافت مشهد برگزار شد، درباره مفهوم «آسمانه» در معماری سنتی ایران، اظهار کرد: در ادبیات معماری ایرانی، واژه آسمانه به مجموعه پوشش‌هایی گفته می‌شود که برای پوشاندن یک فضا مورد استفاده قرار می‌گیرند. این پوشش می‌تواند به شکل‌های مختلفی اجرا شود، از سقف‌های تخت گرفته تا انواع پوشش‌های قوسی و گنبدی. در واقع هر نوع ساختاری که باعث شود فضایی در معماری پوشانده شود، در مفهوم کلی آسمانه قرار می‌گیرد.

وی با اشاره به جایگاه گنبد در این میان، ادامه داد: گنبد یکی از مهم‌ترین انواع آسمانه در معماری ایرانی است. از نظر هندسی، گنبد حاصل دوران یک قوس حول یک محور میانی است، یعنی معمار با استفاده از قوس‌های باربر، پوششی را شکل می‌دهد که در نهایت به یک ساختار گنبدی تبدیل می‌شود. این ساختار نه‌تنها یک راه‌حل مهندسی برای پوشاندن فضاست، بلکه در بسیاری از موارد کیفیت فضایی خاصی را نیز ایجاد می‌کند.

این حفاظت‌گر سازه‌های تاریخی اضافه کرد: البته باید توجه داشت که همه گنبدها الزاماً واجد یک معنای خاص نیستند. گاهی گنبد تنها به‌عنوان یک راه‌حل سازه‌ای برای پوشاندن فضا مورد استفاده قرار می‌گیرد، اما در برخی بناهای خاص، این عنصر می‌تواند به شکل‌گیری یک فضای معنادار کمک کند. برای مثال در یک مسجد، نحوه ورود نور به زیر گنبد، کیفیت روشنایی و شیوه کنترل نور طبیعی می‌تواند به خلق فضایی روحانی و تأثیرگذار منجر شود.

صادقی با بیان اینکه کاربرد گنبد محدود به بناهای مذهبی نیست، خاطرنشان کرد: گنبد می‌تواند در انواع مختلفی از بناها مورد استفاده قرار گیرد. در کاخ‌ها، بناهای بارعام، برخی فضاهای شهری و حتی به‌عنوان یک نشانه شهری نیز از این ساختار استفاده شده است. بنابراین نمی‌توان گنبد را صرفا به یک کاربری خاص محدود کرد، زیرا در دوره‌های مختلف تاریخی این عنصر در موقعیت‌های گوناگون به کار رفته است.

وی به رابطه میان سه عنصر مهم در شکل‌گیری معماری اشاره کرد و افزود: در معماری معمولاً سه عامل اصلی وجود دارد، آمر اثر، خالق اثر و مخاطب. آمر اثر کسی است که دستور ساخت بنا را صادر می‌کند و معمولاً در بناهای دیوانی و حکومتی نقش پررنگی دارد. مخاطب نیز فرد یا گروهی است که از آن بنا استفاده می‌کند. در این میان معمار یا خالق اثر نقش میانجی را ایفا می‌کند، زیرا باید میان خواسته‌های آمر و نیازهای مخاطب تعادل برقرار کند.

این حفاظت‌گر سازه‌های تاریخی اظهار کرد: آمر اثر معمولاً خواسته‌هایی دارد که از جایگاه اجتماعی یا سیاسی او ناشی می‌شود. به‌عنوان نمونه در برخی دوره‌های تاریخی مانند دوره ایلخانی، تمایل به ساخت بناهای بلند و باشکوه افزایش پیدا می‌کند و در دوره تیموری نیز توجه به توسعه تزئینات معماری، به‌ویژه گسترش سطوح کاشی‌کاری، به شکل محسوسی بیشتر می‌شود. این تغییرات نشان می‌دهد که خواسته‌های آمر اثر تا حد زیادی می‌تواند جهت‌گیری‌های معماری را تحت تأثیر قرار دهد.

صادقی ادامه داد: در چنین شرایطی وظیفه معمار این است که خواسته‌ها را به شکلی مدیریت کند که نتیجه نهایی هم از نظر هنری ارزشمند باشد و هم برای مخاطب قابل استفاده و قابل درک باقی بماند. در واقع معمار باید میان اقتضائات قدرت سیاسی، امکانات فنی و نیازهای اجتماعی نوعی تعادل ایجاد کند.

وی با اشاره به نحوه ارتباط مخاطبان با بناهای تاریخی، خاطرنشان کرد: در بسیاری از بناهای دیوانی، مخاطب در درجه نخست از طریق منظر شهری با بنا ارتباط برقرار می‌کند. یعنی ممکن است همه افراد وارد فضای داخلی بنا نشوند، اما حضور آن در بافت شهری و در منظر عمومی بر تجربه زیست شهری تأثیر می‌گذارد. با این حال در بناهایی مانند کاروانسراها، مساجد جامع یا برخی فضاهای عمومی، مخاطبان امکان استفاده مستقیم از فضای داخلی را نیز دارند.

این حفاظت‌گر سازه‌های تاریخی اضافه کرد: یکی از ویژگی‌های مهم معماری ایرانی این است که معماران تلاش می‌کردند از طریق معماری، لایه‌های عمیق‌تری از تجربه زندگی را برای مردم فراهم کنند. بسیاری از افراد در زندگی روزمره ممکن است فرصت مطالعه متون عمیق یا مواجهه با مفاهیم پیچیده فکری را نداشته باشند، اما معماری می‌تواند به گونه‌ای طراحی شود که حتی در زندگی عادی نیز نوعی تجربه عمیق‌تر از فضا و زندگی را در اختیار مخاطب قرار دهد.

صادقی بیان کرد: به همین دلیل در بسیاری از بناهای تاریخی ایران، به‌ویژه در بناهای عمومی یا حکومتی، می‌توان کیفیتی را مشاهده کرد که صرفاً حاصل تزئینات یا مهارت‌های فنی نیست. این کیفیت نوعی تجربه ذهنی و تأمل را در مخاطب ایجاد می‌کند. به بیان دیگر، معماری در چنین مواردی به ابزاری برای ارتقای تجربه زیست شهری تبدیل می‌شود.

وی ادامه داد: جالب است که بسیاری از این بناها با منابع مالی حکومت‌ها ساخته می‌شدند، اما معماران تلاش می‌کردند از این امکانات به نفع جامعه و مخاطبان شهری استفاده کنند. در واقع آن‌ها می‌کوشیدند کیفیتی از زندگی و اندیشه را از طریق معماری در اختیار مردم قرار دهند، موضوعی که نشان‌دهنده نگاه هوشمندانه معماران در دوره‌های مختلف تاریخی است.

این حفاظت‌گر سازه‌های تاریخی به ساختار آموزشی و صنفی معماران در گذشته اشاره و اظهار کرد: در سنت معماری ایران، تربیت معماران در قالب نظام‌های صنفی و استاد شاگردی انجام می‌شد. متونی مانند «فتوت‌نامه‌ها» نیز نقش مهمی در شکل‌گیری جنبه‌های اخلاقی و تربیتی این حرفه داشتند. این متون علاوه بر آموزش مهارت‌های حرفه‌ای، نوعی نظام ارزشی و اخلاقی را نیز برای معماران تعریف می‌کردند.

صادقی ادامه داد: آموزش معماران از سنین پایین آغاز می‌شد و آن‌ها طی سال‌های طولانی تجربه عملی به مهارت‌های لازم دست پیدا می‌کردند. در این روند، معماران هم در حوزه طراحی و هم در حوزه اجرا آموزش می‌دیدند، اما در نهایت برخی از آن‌ها بیشتر به طراحی و برخی دیگر بیشتر به اجرا گرایش پیدا می‌کردند.

وی خاطرنشان کرد: در سنت معماری ایران گاهی از دو دسته معمار با عنوان معماران «اهل کشش» و «اهل کرد» یاد می‌شود. معماران اهل کشش بیشتر در حوزه طراحی و ترسیم طرح‌ها فعالیت داشتند، در حالی که معماران اهل کرد بیشتر در حوزه اجرا و ساخت‌وساز تخصص پیدا می‌کردند. البته در بسیاری از موارد معمارانی نیز وجود داشتند که در هر دو حوزه تجربه و مهارت داشتند.

این حفاظت‌گر سازه‌های تاریخی به برخی نمونه‌های تاریخی اشاره و تصریح کرد: برای مثال علی‌اکبر معمارباشی بیشتر به‌عنوان معمار اجرایی شناخته می‌شود، هرچند در حوزه طراحی نیز فعالیت داشته است. در مقابل، محمدرضا بنای اصفهانی بیشتر به‌عنوان معمار طراح شناخته می‌شود. در دوره‌های معاصر نیز می‌توان نمونه‌هایی از معمارانی را مشاهده کرد که تجربه اجرایی یا طراحی در کار آن‌ها برجسته‌تر بوده است.

صادقی با بیان اینکه رسیدن به مرحله استادی در معماری سنتی زمان زیادی می‌برد، اضافه کرد: معمولاً یک معمار باید حدود ۴۰ تا ۵۰ سال تجربه عملی کسب می‌کرد که به مرحله‌ای برسد که بتواند پروژه‌های بزرگ و پیچیده را مدیریت کند. این تجربه طولانی باعث می‌شد معماران درک عمیقی از سازه، هندسه، مصالح و شرایط اقلیمی به دست آورند. مسیر کاری بسیاری از معماران از ساخت بناهای مسکونی آغاز می‌شد. آن‌ها به‌تدریج با افزایش تجربه به ساخت بناهای مهم‌تر می‌رسیدند و در نهایت ممکن بود مسئولیت طراحی یا اجرای بناهای بزرگ شهری یا حکومتی را بر عهده بگیرند.

این حفاظت‌گر سازه‌های تاریخی به نمونه‌ای از خلاقیت‌های معماری در تاریخ ایران اشاره کرد و گفت: در مسجد گوهرشاد که از بناهای شاخص دوره تیموری به شمار می‌رود، قوام‌الدین شیرازی با یک تجربه خاص معماری مواجه
شد. در معماری ایرانی معمولاً میان ایوان و گنبدخانه یک فضای واسط یا مفصل وجود دارد، اما در این مسجد این مفصل حذف شده است.

صادقی ادامه داد: در مسجد گوهرشاد ایوان اصلی تقریباً در همان تراز ارتفاعی گنبدخانه قرار گرفته و این موضوع باعث ایجاد یک کیفیت بصری ویژه شده است. این ویژگی سبب می‌شود صحن مسجد به‌گونه‌ای عمل کند که خطیب جمعه بتواند در معرض دید مخاطبان قرار گیرد و ارتباط مستقیم‌تری با جمعیت داشته باشد.

وی با اشاره به نقش دانش ریاضی در شکل‌گیری معماری تاریخی ایران، اضافه کرد: بخش مهمی از توانایی‌های هندسی معماران ایرانی بر پایه دانش ریاضی‌دانان هم‌دوره آن‌ها شکل گرفته است. آثار و رساله‌هایی در حوزه هندسه وجود داشته که هرچند توسط معماران نوشته نشده‌اند، اما درک دقیقی از نیازهای معماری داشته‌اند و مبانی نظری لازم را برای معماران فراهم می‌کردند.

این حفاظت‌گر سازه‌های تاریخی به شیوه‌های مختلف معماری در جهان اسلام اشاره و اظهار کرد: در منطقه خاورمیانه چند شیوه معماری اسلامی قابل تشخیص است، که ازجمله مهم‌ترین آن‌ها می‌توان به شیوه مصری، شامی، مغربی و ایرانی اشاره کرد. در معماری مصری استفاده از مصالح سنگی رواج زیادی داشته و بسیاری از بناها بر اساس رواق‌هایی شکل می‌گرفتند که پیرامون یک حیاط قرار داشتند و به شبستان متصل می‌شدند. در این شیوه از ستون‌های مستطیل‌شکل استفاده می‌شد و شبکه ستون‌ها به گونه‌ای طراحی می‌شد که جهت قبله در فضای شبستان تقویت شود.

وی خاطرنشان کرد: در شیوه شامی که در مناطقی مانند سوریه، لبنان و بخش‌هایی از ترکیه دیده می‌شود، معماران از سنگ‌های آتشفشانی و آهکی استفاده می‌کردند. این سنگ‌ها قابلیت برش و شکل‌دهی مناسبی داشتند و به همین دلیل امکان ایجاد فرم‌های متنوع در بناها فراهم می‌شد. در این مناطق همچنین استفاده از اندودهای رنگی برای پوشاندن سطوح مصالح رایج بوده است. شیوه مغربی که در مناطقی مانند مراکش و جنوب اسپانیا دیده می‌شود، گرایش بیشتری به تزئینات مفصل دارد. این تزئینات هم در قوس‌ها و هم در اندودهای رنگی دیده می‌شود و به فضاهای معماری جلوه‌ای خاص می‌بخشد.

صادقی با اشاره به ویژگی‌های معماری ایرانی، اضافه کرد: معماری ایرانی در مقایسه با بسیاری از شیوه‌های دیگر عمق بیشتری در مواجهه با شرایط زندگی انسان دارد. معماران ایرانی علاوه بر توجه به اقلیم فلات ایران و کنترل عواملی مانند دما، نور و تهویه، تلاش کرده‌اند، کیفیتی از زندگی و تجربه فضایی عمیق‌تر را برای انسان فراهم کنند.

وی اظهار کرد: فلات ایران که گستره‌ای از ایران تا بخش‌هایی از افغانستان، پاکستان، تاجیکستان و ازبکستان را دربر می‌گیرد، شرایط اقلیمی خاصی دارد و معماری ایرانی نیز در پاسخ به همین شرایط شکل گرفته است. با این حال این معماری تنها به حل مسائل اقلیمی محدود نمی‌شود، بلکه تلاش می‌کند تجربه‌ای فرهنگی، اجتماعی و حتی معنایی از فضا را برای مخاطب ایجاد کند.

این حفاظت‌گر سازه‌های تاریخی تصریح کرد: همین ویژگی‌ها باعث شده‌ که معماری ایرانی فراتر از یک مجموعه عناصر سازه‌ای یا تزئینی باشد و به‌عنوان یک نظام فکری و فرهنگی در تاریخ معماری شناخته شود، نظامی که در آن معماری می‌تواند همزمان به نیازهای فنی، شرایط اقلیمی و تجربه انسانی پاسخ دهد.

انتهای پیام

آخرین اخبار استان ها