به گزارش ایسنا، از نگاه محمد حسینی باغسنگانی ـ پژوهشگر فرهنگ و هنر ـ شاخصترین وجوه بهروز رضوی در دو عرصهٔ «امانتداری فرهنگی» و «آفرینش گنجینهٔ صوتی» خلاصه میشود؛ او با خوانش بیغلط متون دشوار عرفانی چون «مرصادالعباد» و «تذکرةالاولیا»، نه فقط از تحریف میراث هزارساله جلوگیری کرده، بلکه با درک ریتم درونی نثر، این متونِ صامت را بر روی کاغذ، به تجربهای جاندار و شنیدنی بدل ساخته است. در کنار این، پروژهٔ عظیم «هزارهٔ ادب فارسی» با بیش از سه هزار قسمت، که به تعبیر نویسنده ویراستی تازه از تاریخ ادبیات فارسی و کمخطاترین اثر پژوهشی صوتی است، و نیز برنامهٔ ماندگار «کتاب شب» با خوانش ۱۲۵۰ عنوان کتاب، جایگاه رضوی را به مثابهٔ «گنجینهساز صوتی» تثبیت کرده است؛ گنجینهای که به باور باغسنگانی، شایستهٔ پشتیبانی فرهنگستان زبان و دایرةالمعارف بزرگ اسلامی برای انتشار آن است.
متن کامل یادداشت این پژوهشگر به همراه تصاویری قدیمی از زندهیاد بهروز رضوی به شرح زیر است:
"شاعری که در لباس گوینده بود، بهروز رضوی، متولد دهم دی ماه ۱۳۲۶ در شهر ریشه دار یزد، فراتر از یک نام، یک «نهاد فرهنگی» در تاریخ معاصر ایران است. او که در فضای ادبی و با موسیقی کلام حافظ و سعدی در دامان خانوادهای فرهیخته پرورش یافته، بیش از آنکه یک گوینده فنی صرف باشد، ادیبی است که صدایش را به امانت در خدمت کلمه قرار داده است. رضوی را به حق «شاعری در لباس گوینده» نامیدهایم؛ چرا که او خود ترانهسرایی توانا (خالق آثاری چون «کویر دل») و روزنامهنگاری دقیق است که دههها پیش از نشستن پشت میکروفن رادیو، در مطبوعات دهه چهل و پنجاه به نقد و معرفی کتاب اشتغال داشته است. او دوست دیرینه و همسخن بزرگانی چون نادر نادرپور، مهدی اخوان ثالث، هوشنگ ابتهاج و حسین منزوی بود و همین همنشینیها، از او شخصیتی ساخت که کلام مکتوب را با فهمی عمیق به تجربه شنیداری بدل کند.
اول: تحلیل ارزشهای خوانش بیغلط و صحیح متون دشوار
خوانش متون کهنی چون «تذکرةالاولیا» یا آثار دشوار عرفانی مانند «مرصادالعباد»، برای گویندهای در تراز بهروز رضوی، تنها یک مهارت زبانی نیست، بلکه نوعی «امانتداری فرهنگی» و «تشخصبخشی به هویت ملی» است.
۱. صیانت از زبان معیار: رضوی معتقد است گوینده رادیو حکم «پیامبر کلام» را دارد. وقتی او واژهای را با اعراب درست و تکیه (آکسان) صحیح ادا میکند، در واقع در حال الگوسازی برای میلیونها شنونده است. یک اشتباه در خوانش متون کلاسیک میتواند معنای یک میراث هزارساله را در ذهن مخاطب دگرگون کند. او با خوانش بیغلط، از لغزش زبان در سطح جامعه جلوگیری کرده است.
۲. زندهسازی متون صامت: متون ادبی دشوار بر روی کاغذ، برای مخاطب عام ممکن است سرد و دور از دسترس به نظر برسند. هنر رضوی در این است که با درک ریتم و موسیقی درونی نثر، به این واژگان جان میبخشد. او با تغییر لحن در خوانش بخشهای عرفانی «مرصادالعباد»، مخاطب را از سطح واژه به عمق معنا میبرد و اجازه میدهد روح کلام نجمالدین رازی در جان شنونده بنشیند.
۳. اعتباربخشی به رسانه: تسلط او بر متون، باعث ایجاد یک «قرارداد نانوشته اعتماد» میان او و مخاطب شده است. شنونده میداند که اگر رضوی متنی را میخواند، آن متن از فیلتر تخصص و وسواس علمی عبور کرده است. این موضوع به برنامههایی چون «هزاره ادب فارسی» که تا کنون بیش از هزار قسمت از آن در رادیو فرهنگ تولید و پخش شده است، اعتباری در حد منابع دانشگاهی بخشیده است. شاید گفتن از این حرکت پژوهشی ساده باشد اما اگر بدانید این یگانه برنامه خوانش متن و تحلیل وقایع تاریخی در زبان و ادبیات فارسی از آغاز تا اکنون است و اگر بدانید که «هزاره ادب فارسی» ویراست تازه ای از تاریخ ادبیات فارسی است و در این مجموعه برنامه وارسته و کمترین خطا و غلط متنی و پژوهشی یافت می شود درخواهیم یافت که چه اتفاق بزرگی را استاد بهروز رضوی در عمر ارزشمند خودش رقم زده است. جای آن دارد که فرهنگستان زبان فارسی و یا دایره المعارف بزرگ اسلامی در جهت انتشار این گنجینه ارزشمند قدم پیش بگذارند و گروه تولید این اثر فاخر فارسی را یاری کنند.
دوم: مراتب دانش ادبی و فرهنگی؛ از مطبوعات تا دانشگاهِ رادیو
بهروز رضوی برای رسیدن به این درجه از درک، از دالانهای دشوار فرهنگی عبور کرده است. او پیش از رادیو، در مطبوعات دهه چهل ستوننویس بود. معرفی کتاب و نقد ادبی در آن سالها، ذهن او را با ساختار رمان و آناتومی شعر آشنا کرد. او معتقد است سالهای فعالیت در مطبوعات برایش حکمی والاتر از دانشگاه داشته است؛ چرا که او را در تماس مستقیم با تازههای نشر و اندیشههای پیشرو قرار میداد. حضور او در «گروه ادب امروز» رادیو به مدیریت نادر نادرپور، نقطه عطف دیگری بود. او در فضایی تنفس میکرد که بزرگانی چون حسین منزوی و عِمران صلاحی حضور داشتند. این همنشینیها باعث شد رضوی نه فقط متن را بخواند، بلکه «فهم متن» را بیاموزد. او خود را مدیون مطالعه مستمر میداند؛ رضوی برای هر دو ساعت اجرای حرفهای، حداقل سه ساعت مطالعه پیشنیاز را الزامی میشمارد. احاطه او بر تاریخ ادبیات بر پایه آثار مرجعی چون تاریخ ادبیات ذبیحالله صفا، نتیجه شصت سال زیستن با کتاب است.
سوم: تواناییهای تکنیکی؛ آناتومی صدا و هنر مکث
برای موفقیت در خوانش متون دشوار، علاوه بر سواد، تواناییهای فیزیکی و هنری خاصی لازم است که رضوی در آنها سرآمد است:
۱. مدیریت تنفس: استفاده از «تنفس دیافراگمی» به او قدرت میدهد تا جملات بلند متون کلاسیک را بدون تقطیعهای آزاردهنده و با شکوه و وقاری تمام ادا کند. او ضربآهنگ کلام را با تپشهای نفس تنظیم میکند تا شنونده هرگز احساس خستگی نکند. او جزو معدود گویندگانی است که اول بر ساختار عروضی و نحوی متن موزون تمرکز می کند و بعد تسلز خلاقانه یا واژه و سکوت و سکون و موسیقی کلام طوفان به راه می اندازد.
۲. معنابخشی با مکث: در سبک اجرای رضوی، مکث یک خلأ صوتی نیست، بلکه «علامت معنا» است. او از مکثهای تأکیدی برای برجسته کردن مفاهیم کلیدی و از مکثهای تعلیقی برای ایجاد تصویر ذهنی در مخاطب استفاده میکند. این مکثها به شنونده فرصت میدهد تا واژه قبلی را در ذهن خود هضم کند.
۳. سادگی و صمیمیت: رضوی به شدت با «صداسازی» تصنعی مخالف است. او معتقد است صدای گوینده باید طبیعی باشد. او با حذف پیلههای غرور از صدا، لحنی صمیمی برمیگزیند که باعث میشود شنونده حس کند خود در حال خواندن کتاب است.
۴. مهارت بازیگری: تجربه او در سینما (در فیلمهایی چون «آبادانیها») و تئاتر به او کمک کرده است تا در خوانش رمانهای برنامه «کتاب شب»، همه صحنه را با حنجرهاش بازی کند. او میتواند بدون تغییر فیزیکی صدا، تنها با تغییر حس، تیپهای مختلف صوتی بیافریند.
چهارم: رضوی در مرکز رخدادهای فرهنگی قرن، گنجینهساز صوتی
او به عنوان حلقهی اتصال میان دنیای مکتوب و جهان مسموع، نقش بیبدیلی در رخدادهای فرهنگی معاصر داشته است:
برنامه کتاب شب: با بیش از ۲۵ سال تداوم و خوانش بیش از ۱۲۵۰ عنوان کتاب
این برنامه به یکی از طولانیترین و تأثیرگذارترین جریانهای ترویج کتابخوانی در رادیو تبدیل شد. رضوی با صدای خود، شاهکارهای ادبی جهان از چخوف تا نویسندگان مدرن را به خانههای مردم برد.
پروژه هزاره ادب فارسی: این پروژه عظیم که در سه هزار قسمت طراحی شده، یک آرشیو صوتی کامل از تاریخ ادبیات ایران است. رضوی در این برنامه، میراث معنوی نیاکان را از رودکی تا شعر معاصر، با نگاهی علمی و پژوهشی روایت کرده و آن را به مرجعی برای دانشجویان و پژوهشگران بدل ساخته است.
صدای متون مقدس: قرائت کامل ترجمه قرآن کریم (ترجمه مسعود ریاعی) و بخشهای مهمی از نهجالبلاغه با صدای او، باعث شد که این متون با وقاری بیمانند در دسترس عموم قرار گیرد. او حلاوتی به واژههای مقدس بخشید که گویی آیات مستقیماً بر جان شنونده مینشینند.
پنجم: مقایسه با استادان بزرگ آواز و صدا؛ در ستایش طنین مخملی
مقایسه صدای بهروز رضوی با استاد غلامحسین بنان، از سوی بسیاری از صاحبنظران مطرح شده است. این قیاس از منظر «آناتومی صوتی» کاملاً صحیح است. هر دو هنرمند دارای صدایی باریتون با طنین «مخملی» و «عمیق» هستند. این شباهت و گرایش ذاتی رضوی به موسیقی، تأثیر عمیقی در رشد هنری او داشته است. او واژهها را مانند یک خواننده آواز اصیل، بر روی نتهای دقیقِ بیان مینشاند. صدای او دارای «قابلیت فهم» بسیار بالایی است (شاخص STI حدود ۰.۹۲) که نشاندهنده وضوح فوقالعاده حنجره اوست. همان وقاری که در آواز بنان لرزه بر دل میاندازد، در دکلمهها و خوانشهای رضوی نیز جاری است. او با انتخاب درست زیر و بم صدا، به کلام فارسی «تغزل صوتی» بخشیده است.
ششم: ریشههای فهم ادبی؛ از مکتبخانههای یزد تا شهود درونی درک دقیق رضوی از متن، ریشه در جغرافیا و تربیت اولیهی او دارد. او متولد یزد است؛ اقلیمی که به تعبیر استاد ایرج افشار یزدی متانت و اصالت را به فرزندانش هدیه میدهد. آغاز بسیاری از کارهای او در مکتبخانه و تحت نظر «ملا باجی» های باسواد بود. او در همان کودکی مقدمه گلستان را کار کرد و بیش از سیصد غزل حافظ را به حافظه سپرد. جرقه اصلی گویندگی او در دبیرستان و توسط دبیر ادبیاتی زده شد که از او خواست خطبههای نهجالبلاغه را در هیات مدرسه بخواند. ذوق و شوق آن دوران باعث شد او از همان نوجوانی با متون سنگین مأنوس شود. رضوی کسی است که حتی در هنگام انجام تکالیف مدرسه نیز به رادیو گوش میداد و با تمامی عوامل آن آشنا بود. این پیوند ناگسستنی با صدا و کلمه، درک او از متن را به یک «شهود درونی» بدل کرده است که در آن، گوینده و متن یکی میشوند. او با این پیشینه، توانست به «ملکالمتکلمین» رادیو بدل شود و صدایش را به شناسنامهای برای فرهنگ و آیین ایرانزمین تبدیل کند. »


انتهای پیام
