به گزارش ایسنا، کارآفرینی کشاورزی یکی از پایههای مهم توسعه اقتصادی در بسیاری از کشورهای در حال توسعه به شمار میرود؛ کشورهایی که اقتصاد آنها تا حد زیادی به منابع طبیعی و فعالیتهای اولیه مانند کشاورزی و استخراج متکی است. در چنین کشورهایی، کشاورزی فقط یک فعالیت تولیدی ساده نیست، بلکه نقش مهمی در تأمین امنیت غذایی، ایجاد اشتغال و حفظ معیشت خانوارهای روستایی دارد. علاوه بر این، کشاورزی میتواند به سکویی برای نوآوری، ایجاد ارزش افزوده بیشتر و کاهش فقر تبدیل شود. به همین دلیل، تقویت کارآفرینی در این بخش، نه تنها از نظر اقتصادی بلکه از منظر اجتماعی و حتی زیستمحیطی اهمیت زیادی دارد.
با وجود این اهمیت، کارآفرینی کشاورزی در این اقتصادها با چالشهای جدی روبهرو است. کمبود زیرساختهای مناسب، دسترسی محدود به منابع مالی و اعتباری، پیچیدگیهای اداری و ضعف برخی نهادها، مسیر راهاندازی کسبوکار را دشوار میکند. از سوی دیگر، این کشورها معمولاً نیروی کار جوان و فراوان، بازارهای در حال رشد و ظرفیتهای طبیعی گستردهای دارند که میتواند زمینهساز شکلگیری کسبوکارهای نوآورانه باشد. در چنین شرایطی، شناخت عواملی که افراد را به ورود به کارآفرینی کشاورزی ترغیب میکند، برای طراحی سیاستهای حمایتی مؤثر ضروری است.
در همین راستا، محسن محمدی خیاره، عضو گروه علوم اقتصادی دانشگاه گنبدکاووس، پژوهشی را درباره محرکهای شناختی، اجتماعی و جمعیتی مؤثر بر کارآفرینی کشاورزی در اقتصادهای مبتنی بر منابع تولید انجام داده است. او در این مطالعه تلاش کرده است با تمرکز بر نقش عواملی مانند «ادراک فرصت» (یعنی توانایی دیدن و تشخیص فرصتهای مناسب کسبوکار)، «خودکارآمدی» (باور فرد به تواناییهای خود) و «شبکهسازی اجتماعی»، تصویری روشنتر از دلایل ورود افراد به فعالیتهای نوپای کشاورزی ارائه دهد.
این پژوهش به روش کمی و با استفاده از دادههای پایگاه بینالمللی GEM در بازه زمانی ۲۰۱۸ تا ۲۰۲۲ انجام شده است. دادهها مربوط به ۱۲۰۰ نفر در سنین ۱۸ تا ۶۴ سال از پنج کشور هند، قزاقستان، ایران، ویتنام و ماداگاسکار بودهاند؛ کشورهایی که همگی به نوعی به منابع طبیعی وابستهاند و در حال گذار اقتصادی قرار دارند.
نتایج این مطالعه نشان میدهند که عوامل شناختی، بهویژه «ادراک فرصت»، نقشی کلیدی در تصمیم افراد برای شروع فعالیت کشاورزی دارند. به بیان ساده، افرادی که فرصتهای واقعی بازار را بهتر تشخیص میدهند، بیشتر به سمت کارآفرینی میروند؛ حتی بیش از کسانی که صرفاً به تواناییهای خود باور دارند. این یافته نشان میدهد در محیطهایی که منابع محدود و شرایط نهادی شکننده است، دیدن و درک یک فرصت عملی، اهمیت بیشتری از اعتماد به نفس فردی دارد.
همچنین مشخص شد ترس از شکست تأثیر معنادار و قابل توجهی بر ورود به کارآفرینی نداشته است. این موضوع میتواند نشاندهنده آن باشد که در برخی از این کشورها، ضرورتهای معیشتی و کمبود فرصتهای شغلی دیگر باعث میشود افراد با وجود نگرانی از شکست، باز هم وارد فعالیت اقتصادی شوند.
شبکهسازی اجتماعی نیز اثر مثبتی داشته، اما قدرت آن کمتر از عوامل شناختی بوده است. در میان ویژگیهای جمعیتی، افراد جوانتر بیشتر از افراد مسن وارد کارآفرینی میشوند و مردان حدود ۱.۷۳ برابر بیش از زنان احتمال ورود به این حوزه را دارند. سطح تحصیلات بالاتر نیز با افزایش احتمال کارآفرینی همراه بوده، در حالی که درآمد خانوار تأثیر معناداری نشان نداده است.
این یافتهها تصویری چندبعدی از کارآفرینی کشاورزی در اقتصادهای وابسته به منابع ارائه میدهند. بر اساس این نتایج، جرقه اصلی آغاز یک کسبوکار کشاورزی بیش از هر چیز از توانایی فرد در تشخیص فرصتها سرچشمه میگیرد و شبکههای اجتماعی یا وضعیت مالی، بیشتر نقش تسهیلکننده دارند تا عامل اصلی. همچنین تفاوتهای جنسیتی و سنی نشان میدهند که برخی گروهها با موانع بیشتری روبهرو هستند و نیازمند حمایتهای هدفمندتریاند.
از نظر کاربردی، نتایج این پژوهش پیشنهاد میکنند که برای تقویت کارآفرینی کشاورزی، باید بر ایجاد یک «اکوسیستم اطلاعاتی» قوی تمرکز شود؛ به این معنا که اطلاعات دقیق و بهروز درباره قیمتها، تقاضای بازار، فناوریهای نوین و فرصتهای جدید در اختیار کشاورزان قرار گیرد. توسعه زیرساختهای دیجیتال در مناطق روستایی، آموزش مهارتهای کارآفرینانه در کنار آموزشهای فنی کشاورزی و طراحی برنامههای حمایتی ویژه برای زنان و جوانان از جمله اقداماتی است که میتواند اثرگذار باشد.
این نتایج علمی و ارزشمند در دوفصلنامه «راهبردهای کارآفرینی در کشاورزی» وابسته به دانشگاه علوم کشاورزی و منابع طبیعی ساری منتشر شده؛ نشریهای علمی که به انتشار پژوهشهای تخصصی در حوزه توسعه کارآفرینی در بخش کشاورزی میپردازد.
انتهای پیام
