در میان آیینهای کهن عزاداری خراسان جنوبی، «حسین حسین» بشرویه روایتی متفاوت از عشق و ارادت به سیدالشهدا(ع) است؛ آیینی چندصدساله که هر سال با فرارسیدن ایام محرم، در حسینیه تاریخی حاجعلیاشرف جان میگیرد و نوای هماهنگ «حسین حسین» آن، فضای شهر را آکنده از حال و هوای عاشورا میکند.
محرم در بشرویه تنها یک مناسبت مذهبی نیست. این روزها بخشی از هویت تاریخی و فرهنگی مردم شهر را شکل دادهاند. هویتی که در آیینهای کهن عزاداری جلوهای متفاوت پیدا میکند.
حسینیه حاجعلیاشرف با معماری خاص خود از دور نگاه هر رهگذری را به خود جلب میکند. بنایی که سالهاست میزبان یکی از منحصر به فردترین آیینهای عاشورایی کشور است. دیوارهای خشتی آن گویی روایتگر دهها سال عزاداری و سوگواری هستند.
با آغاز مراسم، سکوتی معنادار بر حسینیه حاکم میشود. صدای سنج و نوحه آرامآرام اوج میگیرد. نگاهها به مرکز حسینیه دوخته میشود؛ جایی که قرار است آیین آغاز شود.
در میانه حسینیه، حوضی قرار دارد که از گذشته تاکنون بخش مهمی از مراسم را در خود جای داده است. مداح بر فراز آن میایستد و اشعار عاشورایی را زمزمه میکند. صدایش در فضای حسینیه میپیچد و دلها را روانه کربلا میکند.
در سوی دیگر، منبر قرار گرفته است. جایگاهی که خطیب از آن پیام عاشورا را برای مردم روایت میکند. گویی شعر و شعور، سوگ و معرفت، در دو سوی این حسینیه به یکدیگر میرسند.
لحظه آغاز علمگردانی فرا میرسد. علمداران با نظمی مثالزدنی وارد میدان میشوند. پرچمها و علمها در میان نگاههای مشتاق عزاداران به حرکت درمیآیند.
صدای «حسین حسین» ناگهان فضای حسینیه را پر میکند. ذکری که قرار است تا پایان مراسم بارها و بارها تکرار شود. ذکری که در این شبها زبان مشترک همه عزاداران است.
علمداران حرکت خود را آغاز میکنند. آنان در مسیری مشخص به دور حسینیه میگردند. هر گامشان یادآور طوافی عاشقانه در مدار عشق و ارادت است.
هفت دور گردش به دور حسینیه، بخش اصلی این آیین را شکل میدهد. عددی که در ساختار مراسم معنا و فلسفهای خاص دارد. حرکتی که با نظم و هماهنگی کامل انجام میشود.
در هر دور، تنها یک ذکر شنیده میشود؛ «حسین حسین». نه شعاری دیگر و نه فریادی متفاوت. همه چیز در نام حسین(ع) خلاصه شده است.
چهره عزاداران در نور چراغها و پرچمهای سیاه، تصویری تأثیرگذار خلق میکند. برخی اشک میریزند و برخی زیر لب ذکر میگویند. فضای حسینیه سرشار از احساس و معنویت است.
در صف نخست مراسم، گروهی از عزاداران زنجیروار پشت به جمعیت ایستادهاند. آنان نمادی از یاران وفادار امام حسین(ع) هستند. کسانی که تا آخرین لحظه در کنار امام خود ماندند.
پس از آنان سادات و نقبا قرار گرفتهاند. جایگاهی که احترام ویژه مردم به خاندان پیامبر(ص) را به نمایش میگذارد. همه چیز در این آیین معنا و فلسفه خاص خود را دارد.
صدای سنجها لحظه به لحظه رساتر میشود. ریتم حرکت عزاداران با آهنگ مراسم هماهنگ است. گویی همه اجزای آیین در کنار هم یک روایت واحد را بازگو میکنند.
تماشاگران در سکوتی آمیخته با احترام مراسم را دنبال میکنند. بسیاری از آنان از شهرهای دیگر برای دیدن این آیین به بشرویه آمدهاند. مراسمی که هر سال گردشگران فرهنگی و مذهبی زیادی را جذب میکند.
پیرمردی در گوشه حسینیه اشک میریزد. میگوید از کودکی در این مراسم حضور داشته است. اکنون نیز در کنار فرزندان و نوههایش همان سنت را ادامه میدهد.
هرچه شب پیش میرود، شور مراسم بیشتر میشود. حلقههای عزاداری منسجمتر میشوند. صدای «حسین حسین» بلندتر از قبل به گوش میرسد.
لحظه هروله فرا میرسد. ناگهان حرکتها تندتر میشود و عزاداران با شوری وصفناپذیر به گردش ادامه میدهند. سنجها ریتمی متفاوت پیدا میکنند.
در این لحظات، فریاد «حسین حسین» از عمق جان عزاداران برمیخیزد. صدایی که در سقف و دیوارهای حسینیه میپیچد. صدایی که گویی از دل تاریخ شنیده میشود.
شب عاشورا اوج این آیین است. در این شب برخی نمادهای مراسم تغییر میکند. فضایی که بیش از هر زمان دیگری یادآور لحظات سخت کربلاست.
علمها آرامآرام در جایگاههای خود قرار میگیرند. عزاداران با چشمانی اشکبار نظارهگر این صحنه هستند. صحنهای که برای آنان تداعیکننده مظلومیت شهدای عاشوراست.
در گوشه و کنار حسینیه، زمزمه دعاها شنیده میشود. هر کس با زبان دل خود سخن میگوید. شب عاشورا برای مردم بشرویه شبی متفاوت است.
سپیده صبح عاشورا که سر میزند، حال و هوای مراسم نیز تغییر میکند. شهر آرام اما اندوهگین به استقبال روز عاشورا میرود. روزی که اوج سوگواری شیعیان است.
با نخستین پرتوهای خورشید، صلات بر بام حسینیه طنینانداز میشود. ندایی که خبر از شهادت امام حسین(ع) میدهد. ندایی که دل هر شنوندهای را میلرزاند.مردم با چشمانی اشکبار به علمها نگاه میکنند. علمهایی که اکنون نماد رشادت، وفاداری و ایثار هستند. نمادهایی که در حافظه جمعی مردم این دیار جای گرفتهاند.
آیین «حسین حسین» تنها یک مراسم عزاداری نیست. این آیین مجموعهای از مفاهیم عرفانی، اجتماعی و تاریخی را در خود جای داده است. مفاهیمی که طی نسلها حفظ و منتقل شدهاند.
ثبت ملی این آیین، گواهی بر ارزش فرهنگی و معنوی آن است. میراثی که نه تنها متعلق به بشرویه بلکه متعلق به همه ایران است. میراثی که باید برای نسلهای آینده حفظ شود.
امروز حسینیه حاجعلیاشرف تنها یک بنای تاریخی نیست. این مکان به قلب تپنده فرهنگ عاشورایی بشرویه تبدیل شده است. جایی که هر سال هزاران نفر را گرد هم میآورد.
وقتی آخرین زمزمههای «حسین حسین» در فضای حسینیه محو میشود، مراسم به پایان میرسد اما اثر آن در دلها باقی میماند. اثری از عشق، وفاداری و ایمان که قرنهاست در بشرویه جریان دارد. روایتی زنده از عاشورا که همچنان در کوچههای این شهر تاریخی نفس میکشد.
انتهای پیام
